میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در11 فوریه 2015 ساعت 6:20 ب.ظ سرویس:یادداشت 4 دیدگاه 1,755 بازدید

آزادی و تئاتر

آزادی و تئاتر

aryanحبيب آرين: چرا هنر تاتر نهادینه نشده است؟ چرا به تاتر به چشم یک نیاز اجتماعی و به عنوان یک جریان دایمی در حوزه تحولات فرهنگی و اجتماعی نگاه نمی‌شود؟ چرا بسیاری از مردم جامعه ما با تاتر آشنایی ندارند و چرا خیل عظیم فارغ التحصیلان تاتر سرگردانند؟

این‌ها پرسش‌هایی است که سال‌ها در مجامع فرهنگی و هنری مطرح بوده است و پاسخ به آن‌ها نیاز به الزامات و مطالعات گسترده است.اما در این میان می‌توان به نکته‌ای اساسی اشاره کرد؛ تاتر بدون آزادی، نه تنها در ایران بلکه در هیچ جامعه‌ای رشد نخواهد کرد. در ایران برخی بر این باورند که اگر پول لازم و سالن‌های لازم و کافی و امکانات لازم به تاتر اختصاص داده شود تاتر الزاما رشد خواهد کرد. اما تاریخ تاتر در ایران نشان داده است که تاتر تنها در فضای آزاد امکان رشد و بلوغ را پیدا خواهد کرد.

ورود تاتر به معنای جدید آن در جامعه ایران همزمان با دوران مشروطیت بوده است، دورانی که مصادف است با مواجه ایرانیان با مدرنیته و مدرنیسم و یا به تعبیری مصادف است با مواجه ایرانیان با  فرآورده‌های مدرنیسم.به نحوی که پیشگامان هنر تاتر همان روشنفکران اصلی دوران مشروطیت در تاریخ ایران هستند. در نتیجه تاتر در تاریخ ایران بدون روشنفکری بی معنا است. تاتر بدون نگرش‌های مدرنیستی، امکان ادامه حیات ندارد و به شدت دچار از هم گسیختگی می‌شود. این تفکیک مانند آن است که بخواهیم روحی را از بدنی جدا کنیم، روحی که خاصیت نقد کنندگی دارد، منشا زیبایی را در انسان می‌جوید و در پی خلاقیت و آزادی است.

در جامعه‌ای که مدیران فرهنگی آن، اعتقادی به نقش این روح در کالبد تاتر ندارند، تاتر با مشکلاتی مواجه خواهد بود که در ابتدای این یادداشت به آن اشاره شد. همانطور که پیشتر ذکر شد رابطه لازم و ملزومی میان آزادی و شکوفایی تاتر در تاریخ  ایران زمین دیده می‌شود. در دوران مشروطیت یک دوره فضای باز فرهنگی و سیاسی ایجاد می‌شود و اولین اجراهای تاتری و نخستین متون نمایشی وارد جامعه ایران می‌شود و جامعه ایران با تاتر آشنا می‌شود. بعد از مدتی کاملا فضا محدود می‌شود تا سال ۱۳۲۰ می‌رسیم. دوران سیاسی که همراه است با فعالیت گسترده احزاب و گروه‌های سیاسی و فرهنگی، در این دوره نیز هنرمندانی که از آن‌ها به پیشگامان هنر تاتر مدرن نام می‌برند زاده می‌شوند.

بعد از کودتای ۲۸ مرداد و قدرت گرفتن شاه جوان پهلوی رخوتی دوباره به تاتر ایران باز می‌گردد. فشار دیکتاتوری پهلوی با فشار‌های بین‌المللی در اوایل دهه ۴۰ بر نیرو‌های اجتماعی کاسته می‌شود و همین موضوع موجب جریان‌های مهم تاتری مانند کارگاه نمایش و یا دوره اولیه اداره تاتر می‌شود.اما این دوران نیز با تغییر سیاست‌ها به سردی می‌گذارد. از این دوران تا پس از سال‌های اولیه پس از انقلاب اسلامی ایران خبری از تاتر نیست.

دوران اولیه انقلاب فضای سیاسی و اجتماعی کشور به قدری باز می‌شود که همچنان این دوران یکی از شکوفا ترین و پرکارترین دوران تاریخ تئاتر در بعد از انقلاب است. هدف از اشاره به این مقدمه‌ی بلند و البته ابتر! بررسی رابطه لازم و ملزوم آزادی و تاتر بود.

اما چگونه می‌توان رابطه آزادی و تاتر را در شهرستانی کوچک مورد بررسی قرار داد؟ لار،تنها یک سالن نمایش داشت که پیش از این سن آن شعایی از دایره بود و بعد از آن مستطیل شد و نامش به فردوسی تغییر کرد. زیرساخت‌ها، امکانات و پول در حوزه تاتر لار از گذشته تا به حال تغییر چندانی نداشته است. اما زمانی همین شهر کوچک محل فعالیت گروه‌های تاتری زیادی بوده است. جوانان و بزرگتر‌هایی که تاتر دغدغه اصلی آن‌ها بوده است و به تاتر «جدی» نگاه می‌کردند. شور و نشاطی که از همین سن بر می‌خواست جریان ساز بود و بخشی بزرگی از شهر را تحت تاثیر قرار می‌داد.

رحیم آرین ریاست اداره کوچک فرهنگ و ارشاد اسلامی همین شهرستان را بر عهده داشت. مقایسه تفاوت میان رکود و نشاط تاتر در لارستان و ثابت ماندن امکانات نشان می‌دهد که الزما گسترش امکانات باعث شکوفا شدن و پدیدار شدن استعداد‌ها نمی‌شود. به اعتقاد نگارنده ریشه این تفاوت را باید در نسبت آزادی و تاتر جستجو کرد. البته باید توجه داشت که تاتر در شهری کوچک اقتضایات خود را دارد و نمی‌توان تعریفی حداکثری از آزادی و تعالی در تاتر داشت.

به زعم من رحیم آرین به عنوان رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در کنار نگرانی‌هایش، عمیقا به آزادی باور داشت. تصمیمات و نگاه رییس ارشاد با توجه به شرایط موجود (محدودیت امکانات، وابستگی شدید گروه‌ها به نهاد‌های دولتی ونسلی که تشنه فضا‌ها و تجربیات نو بود) توانست دوران درخشانی از تاتر لارستان را خلق کند. اما باور به این آزادی چگونه نمود و بروز داشت؟ خلاقیت و بروز استعداد در فضایی از اعتماد و آزادی شکل می‌گیرد.

رحیم آرین به جوانان اعتماد داشت و باور داشت که همه‌ی آن‌ها می‌توانند این صحنه را بچرخانند. او از انحصار که مانعی بر سر آزادی است پرهیز می‌کرد و به همه‌ی گروه‌ها سر می‌زد اما خود را عضوی از آن‌ها نمی‌دانست. در عین حال همه‌ی تاتری‌ها، آقای آرین ارشاد را رفیق خود می‌دانستند. او با حوصله به حرف‌های آن‌ها گوش می‌داد و پای گلایه‌های آن‌ها می‌نشست. هرچه بود این نسل خود را باور کرده بود به نحوی که پس از سال‌ها خود را همچنان تاتری می‌داند. آدم‌هایی که آزادی فضای عمل و اعتماد به آن‌ها باعث بروز استعداد‌هایشان می‌شد. اما همانطور که پیش‌تر گفتم رحیم نگران هم بود. رحیم آرین نگران تاتر و تاتری‌ها بود. نگران سرنوشتشان، معیشتشان، جایگاه اجتماعیشان، نگاه جامعه به آن‌ها و نگران خود تاتر!

می‌توان گفت رحیم در میانه دوگانه‌ی نگرانی‌های و آزادی قرار داشت. حتما آزادی برای او حدی داشت و آن مرز آسیب‌ها بود. آسیب‌هایی که با وجود کوچک بودن فضا، فعالیت گسترده مخالفین هنر و به طور کلی جایگاه آسیب پذیر هنر در جامعه، همواره عامل تهدید بود. تاتر برای او یک دغدغه بود او در آخرین مصاحبه اش همچنان دوست داشت موسیقی تاتر، نمایشنامه‌ای که نوشته بود را بیابد.

رحیم آرین به خوبی می‌دانست که باید تاتر در فضایی که به تاتر و تاتری‌ها بی مهر است حفظ شود.

*اين يادداشت پيش از اين در نهمين شماره بولتن خبري جشنواره نمايشنامه خواني لارستان چاپ شده است


4 نظر

  1. هرمز گفت:

    0

    0

    حبیب جان سلام، این درد سال هاست که احساس میشه و خیلی رشته های هنری دیگه همین درد مشترک رو حس می کنند. درد آور تر این که اگر مطلبی در مورد گوجه فرنگی می نوشتی حداقل چند کامنت زیرش نوشته می شد ولی تیتر تئاتر حتی این قدر چالش برانگیز نیست که کسی زحمت خواندن به خود بدهد، چه برسد به کامنت، یعنی اصلا دغدغه ی هیچ کس نیست. از فواید آینه برای کور گفتن چه حاصلی دارد. چند روزی هست که سر می زنم ببینم کسی نظری می دهد یا نه! مثل این که هنر مسئله ی مهمی نیست. از مطلب زیبای شما سپاس گزارم

    • لاری گفت:

      0

      0

      دوست عزیز چه بگوییم وقتی که سخن ما در هیچ جا هیچ تاثیری ندارد آنچنانکه هر چه بر آهن سرد بکوبی هیچ اثری نخواهی دید.

    • حبیب آرین گفت:

      0

      0

      ممنون هرمز جان ،به امید روزهای زیبا تر 🙂

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    شاید یکی از علت هاش، خاطره های خوبی بوده که آرین ها در ارشاد لار گذاشتن

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان