میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۷ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۵:۲۱ ب.ظ سرویس:دسته‌بندی نشده بدون دیدگاه 137 بازدید

آسمان ابری شد و مهتاب را از من گرفت/ شعر و نوحه «سیدعلی هاشمیان» در شب هشتم محرم

آسمان ابری شد و مهتاب را از من گرفت/ شعر و نوحه «سیدعلی هاشمیان» در شب هشتم محرم

شب گذشته (شب هشتم محرم ۹۸) «سیدعلی هاشمیان» در حسینیه حاج تقی لار نوحه ای از سروده های «خلیل روئینا» شاعر نامی لاری را اجرا کرد که مورد توجه مخاطبان واقع شد.

در ادامه این نوحه را بشنوید و شعر آن را بخوانید:

[دانلود کنید]

 

سفر به نا م من است اکنون زنم به روی سفر لبخند

ببینم اشک پدر اما، زنم به دیده ی تر لبخند

 

دهم درخت جوانی ام به آنکه داده نشانی ام

زند به روی بهشت امروز درخت زیر ثمر لبخند

 

سحرگهان چو شود امشب در آخرین شب عمر امشب

زند به روی گل سرخم نسیم صبح و سحر لبخند

حجاب چهره ی جان می شود غبار تنم

خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم

 

زمین به نام شهیدان نیست زمان به کام شهیدان نیست

به آسمان بزنم امشب شبیه قرص قمر لبخند

 

روم به جانب دریایی که مثل آن نبود جایی

هر آنکه راهی دریا شد زند به درّ و گُهر لبخند

 

بخوانم از ته دل آواز پس از رها شدن و پرواز

به روی شاخه ی آزادی زنم به شاخه ی تر لبخند

 

چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست

روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم

 

اگرچه کشته شوم در خون به سر روم نه به پا اکنون

میان لشکری از شمشیر زنم به روز خطر لبخند

 

تنم مدرس ایثار است اگرچه گل گل بی خار است

به آنچه گفته وفادار است زند به روی تبر لبخند

 

ذبیح اعظم فردایم دلیل ماتم فردایم

شبیه حضرت اسماعیل، زنم به روی پدر لبخند

 

عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم

دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم

 

روم به جانب خیبرها زجا کَنَم همه ی درها

به دست تیغ علی گیرم زنم به تیغ دو سر لبخند

 

در انتظار سفر جاده است زمان رفتن شهزاده است

وداع می کنم از دنیا، زنم به روی خبر لبخند

 

ز خون من بوزد عطری که دشت را بکند سرمست

زنم به شیشه ی عطاران به شوق روز سفر لبخند

 

اگر زخون دلم بوی شوق می آید

عجب مدار که همدرد نافه ی ختنم

 

***

برنمی خیزی چرا اکبرم از سجده گاه

دیده ام شد جای اشک سینه ام شد جای آه

اولین داغی بسم الله الرحمن الرحیم

 

آسمان ابری شد و مهتاب را از من گرفت

تشنه بودم تشنه دریا آب را از من گرفت

باد و طوفان گوهر نایاب را از من گرفت

بعد تو هر جا گل است، می شود صاحب عزا

 

تو علی هستی علی هر جا که باشد کینه هست

کینه ی دیرینه همراه حسد در سینه هست

سنگ جایش بر قد و بر قامت آیینه هست

بعد تو هر جا گل است، می شود صاحب عزا

 

 

گریه با خون عهد و پیمان بست پیمان بست بست

باد عهد خویش با موی پریشان بست بست

بار خود را نوجوانی ات نمایان بست بست

 

بعد تو هر جا گل است می شود صاحب عزا

 

رفت با تو سوره ی یوسف ز قرآن اکبرم

گشت قرآن از فراقت اشکباران اکبرم

عهد بسته دیده ام با ابر و باران اکبرم

بی تو پیغمبر نخواهد شد نمایان اکبرم

بعد تو هر جا گل است می شود صاحب عزا

 

از بنی هاشم تو اول می روی سوی مقتل می روی، درحرم زینب بود چشم انتظار ، بیقرار ، غمگسار ،می کشد او انتظار بازگشت نوبهار ، او سه غم دارد اسیری غربت و هجران یار

بعد تو هر جا گل است می شود صاحب عزا

 

از بنی هاشم تو اول می روی سوی مقتل می روی، درحرم زینب بود چشم انتظار، بیقرار، غمگسار، می کشد او انتظار بازگشت نوبهار، او سه غم دارد اسیری غربت و هجران یار

بعد تو هر جا گل است می شود صاحب عزا

 

از بنی هاشم تو اول می روی سوی مقتل می روی، درحرم زینب بود چشم انتظار ، بیقرار ، غمگسار ،می کشد او انتظار بازگشت نوبهار، او سه غم دارد اسیری غربت و هجران یار

بعد تو هر جا گل است می شود صاحب عزا

مطلب مرتبط:

نوحه شب هفتم محرم «سیدعلی هاشمیان» در حسینیه حاج تقی/ محرم ۹۸


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان