میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در18 فوریه 2014 ساعت 12:21 ق.ظ سرویس:اندیشه, برگزیده ها 2 دیدگاه 2,833 بازدید

آوازهای قومی در حنجره ی ناخودآگاه

3آوازهای قومی در حنجره ی ناخودآگاه

به بهانه ی اجرای پنجمین فرش خاکی هرمز

فرزاد قناعت پور: حالا چند سالی می شود که جزیره ی زیبای هرمز میزبان بزرگترین فرش خاکی جهان است. فرشی که تار و پودش را رنگارنگی خاک های جزیره و مفهومش را رنگارنگی خاطره های قومی ساحل نشینان هرمزگانی شکل داده است. بیست و پنجم بهمن، پنجمین فرش خاکی رو نمایی شد. به همت «گروه هنر نو هرمز» و به سرپرستی احمد کارگران. دیدار از این فرش بی شک برای هر مخاطب بستر تأویل ویژه ای خواهد بود و متن زیر تنها بر آمده از یکی از این ویزگی هاست.

***

 «هنر محیطی» برای ما همچون بسیاری دیگر از گونه های هنری جنبه ای وارداتی دارد  اما حضور و استمرارش در جغرافیایی مثل ایران می تواند برخلاف دیگر روندهای مصرف گرایانه ی موجود، کنشی هماهنگ تر میان ایده و بستر شکل دهد که علاوه بر وجهه و ابعاد هنری خود، این قابلیت را دارد که منظومه ی فکری متنوع و گستره ی تأویل قابل تأملی بیافریند. موضوعی که توان از امر ناخودآگاه می گیرد و از درگاه فردی می آغازد و به ساحت جمعی و قومی می انجامد. این که در دهه های پنجاه و شصت میلادی این مفهوم در هنر مطرح می شود بی شک بی ارتباط با مباحثی که در آن سالها و پس از آن مطرح می شود نیست که می توانیم کلیتش را در آرای میشل فوکو دنبال کنیم و آن بخش، بر مبنای «مدل فضایی» او استوار است. فضایی دو پاره، که یک بخش آن مبتنی بر مفهوم «گفتمان» است و بخش دیگر، بستر مفهوم «دیگری» است که البته حالا خیلی حائز اهمیت شده است.

به زعم فوکو، این دیگری در عصر روشنگری (و برخی از آن ها در ادامه از دوره ی قرون وسطی) با تحدیدهایی جدی روبرو شده و نتیجه چیزی نبوده است جز پرتاب شدن این موضوعات به عرصه ی ناخودآگاه. برای همین است که تداوم توجه به آرای فروید و مسئله ی ناخودآگاهِ او همچنان باقی می ماند، توجهی ویژه و متفاوت به مباحث روانشناختی شکل می گیرد؛ تلاشی جهت کشف و ضبط این فراموش شده ها در ناخودآگاه، در میل و در وجه زیرین دال ها. فکر می کنم که بتوان همین گرایشی را که در بخشی از هنر امروز مطرح می شود به این مسئله ربط داد. می توان این طور هم دید که همین حرکت به سمت محیط، یعنی حرکت به سمت ارائه ی ناخودآگاه در برگشت به آنجایی که بخش اعظمی از ناخودآگاه، احساس صمیمیت بیشتر و یک حس «این همانی» قدرت یافته تری داشته باشد از گالری و بوم و رنگ های شیمیایی و این قبیل چیزها، مستقیم و بی واسطه بر مبنای مهمترین بخش از چیزی که از آن شکل گرفته و ابتنا یافته، قرار بگیرد. این جنبه در کشورهایی چون ایران و در مناطقی چون هرمز و بندر عباس و … آسان تر می تواند ابعاد مختلف خود را بیابد؛ اسطوره ها و یا ساخت های کهن الگویی فرهنگی خویش را احضار و از عرصه ی ناخودآگاه به ساحت بیرون پرتاب کند و از این سان، موضوع جدی مطالعات هنری و فرهنگی قرار گیرد.

2مثلاً در مورد فرش هرمز معتقدم که شاید گروه «هنر نو هرمز» فکر کند خیلی کارها را خودآگاهانه انجام داده است، اینکه در طرح فرش از اسطوره هایی خاص استفاده کند، فرش از طیف رنگ های متنوعی باشد و … اما بی گمان، اراده و نیرویی پشت سر این قضیه می تواند باشد که آن ها را به این سمت و به این ترکیب بندی کشانده است.

این که احمد کارگران به گفته ی خودش برای کشیدن یک نقاشی به جزیره می آید بعد می بیند که چیزی به او می گوید که اصلاً این تابلو و این کاربرد رنگ اغراق نیست و دقیقاً آن چیزی است که درطبیعت وجود دارد و بدین شکل او را به طبیعت می کشاند تا کار را حالا به دل طبیعت بیاورد، اینکه با وجود طرح های مختلف، او جذب اسطوره های قومی می شود این که فرشش را در کنار دریا و در یک گستره ی قابل اعتنا پهن می کند این ها مسائلی است که بی شک می تواند از ناخودآگاه قومی او هم آب خورده باشد، همچنان که وقتی می گوییم: «من از این غذا خوشم نمیاد» به پروسه ای اشاره داریم که از قبل تا به امروز، ذائقه ی ما را شکل داده است.

وقتی در فضاهای شهری و روستایی هرمزگان قدم می گذاریم خود را با فضایی رنگین کمانی روبرو می بینیم پوشش سنتی زنان را می بینیم  لباس هایی رنگارنگ با کنتراست هایی مختلف در کنار حوزه ی دیگری از پوشش که آن هم تنوع رنگی خود را دارد. همچنین در مسئله ی اجتماعی می توان به حضور رنگ های مختلف فرهنگی و اجتماعی اشاره داشت. چه اینکه هرمزگان از دیرباز جغرافیایی چند فرهنگی بوده است و یا در دیگر شاخه های هنری مثل موسیقیِ این منطقه که علاقه به آمیختگی رنگ های مختلف موسیقایی از جمله بومی، جاز، کلاسیک آشکار است و خیلی مسائل دیگر. این تنوع، این رنگ های مختلف، این علاقه به رنگ، توانسته است در نمونه ای چون فرش خاکی هرمز خود را نشان دهد؛ و نکات سمپاتیک این مسأله برای دیگر خرده فرهنگ ها احتمالاً بخشی به اشتراکات آن ها با بسیاری از این مسائل و ساختارها و بخشی به ذات جذاب و کشف ارتباطات در حوزه های مختلف، بسته خواهد بود.

 1باری، این قضیه در پس جوانب خودآگاهی خویش ربطی اساسی دارد به ناخودآگاه قومی یعنی پایه و مایه ی امر نا اندیشیده و این اشتراکات در پهنه ی ناخودآگاهی امثال این هنرمند هرمزگانی است که ایشان را از این گونه به ترکیب امر فرهنگی و امر طبیعی، به تلفیق فرهنگ و طبیعت در اثر هنری خود جلب می کند؛ و اما برای احضار ساخت های کهن الگویی و به عنوان مثال اسطوره ها، بی شک درون فضای بومی که جلوه های بومی و پریمیتیو خود را تا حدود قابل اعتنایی حفظ کرده است موفق تر می توان عمل کرد چرا؟ شاید یک دلیل این باشد که انسانِ محضور و محصور در جوامع پیشرفته، یک دوره ی زندگی، یک جنس و یک شکل معماری و جغرافیا برای خود آفریده که بین او و آن فضای بکر بیرون، آن دیگری، فاصله انداخته و در نتیجه نوعی فردیت ویژه در او شکل گرفته است بر این اساس، وقتی وارد محیط می شود و می خواهد هنری محیطی بیافریند وجه غالب کار محیطی او بیشتر به شکلی از ناخودآگاه تحدید یافته و فردی باز می گردد همانند حوزه ی روانشناسی فروید که بر بستر لیبرال اومانیستی خود حالتی فردی (و حتی نوع خاصی از فردیت) و کلینیکی دارد.

4اما یک نفر مثلاً در ایران جز آن جنبه ی فردی- که البته می تواند مهم باشد- به علت اینکه تم اجتماعی قدرتمندی دارد این مسئله برای او و برای خوانشگران، بیشتر در شباهت با حوزه ی روانشناسی یونگ و تمایلات اولیه ی ساختارگرایی خود را نشان می دهد چرا که مسئله ی «ناخودآگاه قومی» فعال تر می شود و از دیگر سو، بستر طبیعی و جغرافیایی او هم همین است که شاید نسبت به سالها قبل تغییر چندانی نکرده است و ساخت چند آپارتمان و چند مجتمع تجاری هم گر چه بی اثر و خنثی نیست اما  اثرات و تکانه های بنیادینی در زیست و جغرافیای او نداده است.

 بنابر این می توان به راحتی میان اجرایی در بینال ونیز با اجرایی در جزیره هرمز تفاوت قائل شد که من جنبه ی دکوراتیو آن را آشکارتر و جلوه ی طبیعی این را پر رنگ تر می بینم. به همین خاطر، شاید می توان گفت که هنرهای محیطی درون این قبیل مناطق، واضح تر و حتا سالم تر توان این را خواهد داشت که ساخت های کهن الگویی اجتماعی و فرهنگی را برای علاقمندان به این حوزه احضار کند و از طرفی وزن بیشتری بدهد به مفهومی که سیاهه ی بالا تنها بخشی از ابعاد آن بود؛ «هنر محیطی».

 


2 نظر

  1. من هیچ نمیدانم گفت:

    0

    0

    خسته نباشید.
    مقاله قابل اعتنایی بود در مورد بخشی از فرهنگ و رسوم هرمزگان.
    در بخشی از مقاله به تنوع فرهنگی مردم هرمزگان اشاره نمودید واقعا همینطور است. در زمان حمله پرتغالی ها به هرمز مانند هر کشور استعمارگر دیگر بخشی از معماری خود را نیز بر مستعمره شان تحمیل میکنند آثار و بناهای مختلفی را بر حاشیه خلیج همیشه فارس وارد نمودند که قلعه پرتغالی ها یکی از آنهاست. اما آداب و رسوم و فرهنگشان نیز وارد مستعمره میشود.گویا در این زمان دریانوردان پرتغالی مهوه را نیز به این منطقه وارد کردند …

  2. ناقوس گفت:

    0

    0

    آقا فرزاد مطلب زيبايت را خوانديم و لذت برديم. آفرين به ذهن فعال و تحليلگر شما.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان