میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۵ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۹:۲۱ ب.ظ سرویس:اجتماعی, شهر و شهروند 2 دیدگاه 777 بازدید

آیا سلیقه مردم‌مان همین است؟

آیا سلیقه مردم‌مان همین است؟

یادداشتی در باب نسبت «کیفیت و زیبایی» و «ذائقه» مردم شهر

دانیال افتخاری: پیش از این در یادداشتی از برخی نمادها و نمودهای نازیبا در شهر اندک گلایه‌ای داشتم که عده‌ای از دوستان و شهروندان، آن را نقدی نسبت به مسئولان و مدیران شهر خواندند؛ در حالی که هم مردم و گروه‌های اجتماعی را مقصر دانستم و هم بعضی مسئولان دست‌اندرکار را.

این بار اما می‌خواهم از زاویه‌ای دیگر به همان معضلات اجتماعی در این دیار جنوبی نگاه کنم. در آغاز هم بر این نکته بدیهی تأکید می‌کنم که هدفم مقایسه لار با کلان‌شهرهایی همچون شیراز و تهران نیست.

یکی از دوستان قدیمی که چندین سال از لار دور بوده می‌گفت این شهر نسبت به ۱۰-۱۵ سال پیش خیلی تغییر کرده و رنگ و بوی خیابان‌ها و کوچه‌ها متفاوت شده است؛ او البته از دیدگاه شهرسازی و ساخت معابر و مکان‌های تفریحی تحلیل می‌کرد و من هم سخنش را تأیید کردم. اما این سؤال مهم و در عین حال ساده را از او، خودم و شما مخاطبان می‌پرسم که: چرا در اکثر بخش‌های خدماتی، تجاری، تفریحی و…. کیفیت‌های مناسب، جذاب، استاندارد و در یک کلام «نیکو» به مردم شهر عرضه نمی‌شود؟! شاید این سؤال خیلی کلی و مبهم باشد اما توضیح خواهم داد.

امکانات یک شهر کوچک یا متوسط مانند لار و زیرساخت‌های لازم برای زندگی در این شهر قطعاً کمتر از تهران (به عنوان پایتخت کشور) است و این‌گونه هم باید باشد. اما تا به حال از خود پرسیده‌ایم که آیا «کیفیتِ» این زیرساخت‌ها و امکاناتِ کمتر هم باید پایین باشد و مردم با کالا و خدمات و جلوه‌های «بی‌کیفیت» یا «کم‌ارج» سروکار داشته باشند؟ البته در میانه کلام باز هم این را تأکید می‌کنم که شهرمان از این جهات نسبت به سال‌های کودکی و نوجوانی ما بسیار رشد کرده؛ از بازارها و پاساژها و مجتمع‌ها گرفته تا بعضی پارک‌ها و میادین و اماکن تفریحی-ورزشی. اما هر چه فکر می‌کنم و پیشرفت سریع «دانش و فناوری» از سویی و رشد «آگاهی و ارتباطاتِ» مردم با یکدیگر را از سوی دیگر مشاهده می‌کنم، برایم این حد از تفاوت (و گاهی هم «تبعیض») و عقب‌ماندگی نسبت به شهرهای بزرگتر قابل هضم نیست!…

عکس تزیینی است

ما در این شهر به مترو و BRT و ساختمان بزرگ و باشکوهِ «تئاتر شهر» یا برج سر به فلک کشیده «میلاد» نیاز نداریم و البته که زیرساخت آن هم برایمان فراهم نیست. اما آیا مردم لارستان در این شهر- که شاهد تحولات و حرکت‌هایی هرچند لاک‌پشتی در فرهنگ و هنر است- شایسته‌ی داشتن یک سالن زیبا و بزرگ تئاتر یا یک گالری برای نمایش آثار هنری نیستند؟! آیا لار به یک فروشگاه بزرگ زنجیره‌ای با بهترین محصولات نیاز ندارد؟ فروشگاهی با طراحی زیبا و چشم‌نواز به‌جای رشدِ قارچ‌گونه فروشگاه‌های گوناگون که هر کدام فضایی کوچک و اجناسی محدود دارند. آیا دیدن و خواندن تازه‌ترین کتاب‌های چاپ شده در تهران، باید آرزوی برآورده نشدنیِ بسیاری از مردم باشد؟؟ آیا داشتن یک یا چند پارکینگ بزرگ برای اتومبیل‌ها خواسته خیلی بزرگی است!؟ تا این شهر از این بلبشوی پارک دوبله و سوبله و راه‌بندان‌ها رهایی یابد…  به مقوله خوراکی‌ها هم بد نیست اشاره‌ای کنیم! در شهری که زمانی نه چندان دور، بعضی غذاها و شیرینی‌های محلی‌اش جذب کننده‌ی خیلی از مردم (اعم از بومی و غیر بومی) بوده، آیا عرضه غذاهایی تکراری آن هم با کیفیت پایین زشت نیست؟!

موارد زیاد است و مجال اندک! خلاصه اینکه گاهی مسئولان و مدیران نمی‌خواهند، نمی‌توانند یا بلد نیستند؛ گاهی هم خودمان برای دیگر شهروندان نمی‌خواهیم یا دریغ می‌کنیم!. از زبان بعضی شنیده‌ام که: سلیقه و ذائقه مردم شهرمان بهتر از این نیست! اما می‌خواهیم از این عده بپرسم که آیا همیشه باید با این حرف، جلو تغییر و تنوع و نوآوری را سد کنیم؟ و آیا سلیقه‌ی «همه» این‌گونه است که می‌گویند؟؟ آیا نمی‌شود به تدریج ذائقه‌ها را تغییر داد؟؟ اگر مدتی در این شهر یک کالا یا خدمت استاندارد و عالی عرضه شود، آیا مردم آرام آرام خود را با آن سازگار نمی‌کنند و سطح خواسته‌ها و آرمان‌هایشان فراتر نمی‌رود؟! اگر من و شما و دیگری در این شهر حرکتی نو آغاز کردیم، و از سوی دیگر چیزها و کارهای خوب را با صدای رسا مطالبه نمودیم، مطمئناً تغییراتی که به آن اشاره کردم، آغاز و به تدریج فراگیر می‌شود.

اعتقاد دارم که باید از خودمان شروع کنیم؛ مقصودم مردم، نخبگان و گروه‌های مرجع است، و آنگاه می‌توان مدیران و بزرگان شهر یا منطقه و کشور را هم به تغییر واداشت. اما در این میان یک آفت را باید به هر روشی که می‌توانیم از خود و دیارمان دفع کنیم! و آن هم «حسادت» است. ویژگی‌ای که هرچند تا حدی فراگیر است اما هرگز ذاتی نیست و می‌توان با آن مبارزه کرد. به‌طور کلی هیچ‌گاه نباید این مسائل و ویژگی‌ها را پیشانی‌نوشتِ خود و جامعه بدانیم بلکه بکوشیم خوبی‌ها و جلوه‌های نو و زیبا را گسترش داده و با هر زشتی و ناهنجاری مبارزه دقیق و عالمانه کنیم.


2 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    اقا دانيال گل و گلاب سلام راسي تو حتمن خيلي اسودگي خيال ميال داري اصلن مشكل پشكل در زندگي نداري خانه داري نقدي داري يا نداري خلاصه بي خيال مايه تيله اي . بازهم دمت گرم اقلن دلت به نوشتن خوشه مث بعضي نيستي كه بخور بخور بخور بياشام بياشام بياشام تا انجا كه در توان داري دمت گرم و سرت …

  2. لاری دلسوخته گفت:

    0

    0

    خط واحد اتوبوس رانی و مینی بوس رانی
    اجرای فاضلاب شهری
    اولین قدم ها برای توسعه زیرساخت های شهر
    فولاد نیریز پتروشیمی فسا و جهرم و… پس لار چی ؟ دست در جیب خیرین فقط ؟؟؟

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان