میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۷ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۵۷ ب.ظ سرویس:شهر و شهروند, یادداشت 3 دیدگاه 951 بازدید

آیا چاردیواری اختیاری است؟!

آیا چاردیواری اختیاری است؟!

دانیال افتخاری: دیرزمانی است این ضرب المثل یا جمله معروف ورد خیلی زبان‌هاست که: «چهاردیواری اختیاری!». و این جمله کوتاه و البته پرمعنا، در بعضی برخوردها میان دوستان و فامیل و مهم‌تر از آن، میان همسایگان پرکاربرد است.

از نظر دانش «حقوق» و «جامعه‌شناسی» و نیز آیین اسلام و بلکه همه ادیان، حریم شخصی افراد و محدوده خصوصی خانواده محترم است و هیچ فرد یا قدرت و حاکمیتی حق ورود به این حریم‌ها ندارد مگر در موارد بسیار ویژه که آن هم نیاز به «قانون» و «منطق» محکم دارد. اینها یک طرف، «تجسس» و سرک کشیدن‌های عادت شده‌ی بعضی مردم هم یک طرف، که هر دو در کلام دین شدیداً نهی شده و این نشان از «کرامت ذاتی انسان» دارد. نمونه‌های تاریخی این مسائل در زمان صدر اسلام، بسیار شنیده شده و البته می‌توان در خیلی از منابع معتبر، آن نمونه‌ها را به‌راحتی جست.

نکته مهم اما آنجاست که کاربرد زیاد و مطلق دانستن این ضرب المثل، می‌تواند شروع یک انحراف در اجتماع باشد. اینجا می‌توان با یک سؤال بحث را پیش بُرد؛ آیا کرامت و حقوق انسانی، و محترم بودن حریم‌ها و مرزها، مجوزی برای ماست که هر کاری انجام دهیم؟ آیا یک کارمند در [اتاقی در] اداره، خانواده‌ای در کنار همسایگانش، جوانی در مترو میان جمعیت مسافران از اقشار گوناگون، مجموعه‌ی یک شهر در قسمتی از یک کشورِ پرتنوع، و…. می‌تواند خود را جدا و مستقل از اطرافیان بداند و هر کاری یا قانونی یا حرکتی برای خود اجرا کند؟؟

البته این را بگویم که مرز میان «استقلال» و «ساز خود زدن» بسیار باریک است! روشن است که یک کشور مستقل (به‌ویژه آن کشوری که به‌تازگی به استقلال دست یافته) نمی‌تواند دیواری به دور خود بکشد و هر برنامه و قانونی در زمینه‌های گوناگون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی برای مردمش پیاده کند؛ به‌ویژه آنکه آن برنامه و قانون نقض یک هنجار جهانی و مهم باشد… البته برای استقلال و مختار بودن در عرصه سیاسی حرف و حدیث و قانون و ضابطه بسیار است که اینجا مجال ورود به آنها نیست؛ پس بهتر آن است پس از این مقدمه مثال‌گونه، به همان مسأله اجتماعی بازگردیم…

دوستی هنرمند از شهری دوردست چندی پیش به لار آمده بود و از وضعیت ظاهریِ بعضی نقاط شهر اشکال می‌گرفت. ابتدا کمی ناراحت شدم از این انتقاد تند و صریحش، اما وقتی بهتر و دقیق‌تر دیدم و تأمل کردم، حرفش را تا حد زیادی تأیید کردم. خیلی از ما شاید متوجه هم نباشیم اما حقیقتاً دیدن مداوم بعضی ظواهر و مناظر- که معمولاً برایمان تکراری و عادی شده- روحیه‌مان را متأثر کرده و گاه ما را افسرده می‌کند. دیدن خیابانی که سالهاست آسفالت فرسوده‌ی آن اتومبیل ما را می‌آزارد!؛ عبور هر روزه از کوچه‌ای که پیاده‌رو آن همچون تپه کوچکی در دشت و صحراست و محل ریختن نخاله!، یا دیدن درب خانه همسایه‌ای که سالها رنگ نخورده و نو نشده است!…. این موارد و خیلی موارد دیگر که شاید از فرط تکرار و روزمرگی حتی نبینیم‌شان، به تدریج روحیه ما را تحت تأثیر جدی قرار داده است. البته در چند سال گذشته از طرف نهادهایی همچون شهرداری اقدامات خوبی برای زیباسازی گوشه گوشه شهر انجام شده اما دو نکته: یکی اینکه این کارها کافی نیست و توزیع آن در شهر چندان مناسب و متعادل نبوده است؛ و دوم اینکه باید این‌گونه حرکات و تغییرات به مطالبه‌ای عمومی تبدیل شده و در کنار آن خود مردم هم دست به کار شوند.

در یادداشتی- چند ماه پیش- تأکید کردم که شادی و نشاط در شهرمان بسیار کمرنگ است؛ در اینجا باید این نکته مهم را اضافه کنم که بخش زیادی از این معضل، به دلیل ظواهر نامناسب و غیر هنری در کوچه و خیابان است. باید باورمان باشد که حتی به‌کار بردن یک رنگ خاص یا طرح زیبا و در عین حال ساده، تا چه حد می‎‌تواند تأثیر مثبت در روحیه و ذهن ما داشته باشد. خیلی از ما هنوز این نکته ساده را درک نکرده‌ایم که رنگ و شکل درب خانه یا ظاهر و بافت دیوارمان (همان چیزی که آن را صد در صد اختیاریِ خودمان می‌دانیم!) بر ذهن و روح و اندیشه افراد دیگر اثر می‌گذارد. البته بر خودمان هم تأثیر می‌گذارد اما چون سالها به آن ظاهر و مکان عادت کرده‌ایم چندان متوجه نیستیم.

رسیدن به شهری زیبا، بانشاط و چشم‌نواز آرمانی دور از دسترس نیست؛ اما باید همه بخواهیم و از جا برخیزیم! به تغییراتی در قوانین مدیریت و خدمات شهری و کاربستِ درستِ این قوانین نیاز داریم، اما تا همه نخواهیم و از برخی چارچوب‌های بسته‌ی شکل گرفته در ذهنمان خارج نشویم نمی‌توانیم به آن نقطه مطلوب برسیم. از سوی دیگر باید ضمن احترام به حریم شخصی و خانوادگی همه مردم و ارج نهادن به مالکیت خصوصی، هیچ چارچوبی فراتر از این برای خودمان نسازیم که آن، زندانی بیش نیست و خدای نکرده بدتر از این، به‌گونه‌ای رفتار نکنیم که بگویند «تنها گلیم خود را از آب می‌کشند».


3 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    ممنون دانيال

  2. عصر بیداری گفت:

    0

    0

    سلام این نکته ای که شما می فرمایید در قدیم به طور اتوماتیک انجام می شده است و در اروپا و …. قانون معماری دارند که کسی اختلال در نظم بصری ایجاد نکند ولی در اینجا به شهرداری پول می دهید و یک ساختمان ۶ طبقه در بین انبوهی از خانه های قدیمی می سازیم و آرامش همه را سلب می کنیم تا شهرداری با در آمد خود از شهرفروشی و سلب حق آزادی کمی گل بکارد و…. مهم این است که تنها چیزی که مهم نیست کرامت انسانی است که البته در اسلام بر آن تاکید شده است اما پول چشم خیلی ها را کور می کند به هر قیمتی…

  3. غضنفر گفت:

    0

    0

    افرین برنویسنده اقای افتخاری سالی که نکوست ازبهارش پیداست .امیدواریم مسئولان وشورای اینده بفکرساختن یک پارک بزرگ درورودی شهر (چندهکتاری وبزرگ ) باشند تاشهری زیباداشته باشیم ..این پارکهای کوچک نقلی اصلا زیبنده لارستان نیست …

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان