میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲۱ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۴۳ ب.ظ سرویس:اجتماعی 4 دیدگاه 462 بازدید

ادامه گفتار دوم «یک گراشی از دوبی»؛ افتخار به داشته‌ها و گذشته‌ها یا توهم خودبزرگ‌بینی!؟

ادامه گفتار دوم «یک گراشی از دوبی»؛ افتخار به داشته‌ها و گذشته‌ها یا توهم خودبزرگ‌بینی!؟

آفتاب لارستان: یادداشت زیر، ادامه سلسله مطالب «یک گراشی از دوبی» است که در سایت «گریشنا» و برخی دیگر از سایت‌های منطقه منتشر شده است.

*** 

یک سناریو برای دیدار صاحب‌منصب

اگر در لار باشد که خود را مرید مرحوم [آیت الله] آیت‌اللهی بزرگ اولین بنیان‌گذار حکومت اسلامی معرفی می‌کند، سپس از گدشته باشکوه و آبادی و رونق اقتصادی تاریخی لارستان بزرگ و مرکز ثقل بودن آن در زمان آن مرحوم می‌گوید. و ادامه می‌دهد و آنگاه برسد و تمام کند که این کمبودها و نارسایی‌ها در شأن و جایگاه این مردمان چنین و چنان نیست و الی آخر. اگر در گراش باشد نگو و نپرس! که به جدی و یا شوخی چه می گویند و چه بلایی سر ما می‌آورند؛ از من نشنوید ولی از سایت خبری گریشنا مورخه ۱۴ بهمن ۹۵ بخوانید: «آقای حسن قشقاوی سخنگوی سابق وزارت خارجه و معاون فعلی این وزارتخانه که برای تشویق دیگر سرمایه‌گذاران به گراش سفر کرده سخنان خود را با شوخی شروع کرد “همت مردم گراش به بلندای پرچمی است که امروز افراشته شد. واقعاً اگر کسی بگوید روزی پایتخت از تهران به گراش بیاید بعید نیست. چون این همت و تعصب زبانزد است.» به گمانم همانگونه که حکومت پهلوی اول توانست دست خان‌های گراش از اداره امور منطقه کوتاه کند. حتما هم امروز به دلایلی که من نمی‌دانم دهن تمام  لُغُزخوانها  و نکته‌سنج‌های سنتی گراش بسته شده والا بین این همه مردم  یک لغز خوانی نبود به این معاون وزیر بگوید “کاکام یک چی مولُت آ دِه که مو ب ِ شا و طاقتش مو بِ”. البته این مهمان بلند جایگاه  در ادامه فرمایشاتش غیرعمد و یا نادانسته به موضوعی اشاره کرده که گفتنش در منطقه ما ضرورتی نداشته و نیازی نبوده است مطرح شود. امیدوارم که این گفته ناثواب و بی‌محل موجب دردسر و ناراحتی برای بعضی از خیرین عزیز منطقه در کشورهای عربی خلیج فارس نشود.

اگر در اوز باشد که از فرهنگ و کلاس بالای سواد و دانش اهالی می‌گوید و مقداری هم از حسن وحدت سنی و شیعه در جمهوری اسلامی  تحویل می‌دهد که ما فکر بکنیم حتما قبل از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷  بین‌مان خین و خین ریزی بوده و سنگر بین گراش و اوز دیوار چین بوده است. خلاصه این صاحب منصب عالی‌مقام در هر جایی به فراخور داده‌های گرفته از همراهانش و یا دیگر مسئولین همراهش حرف و تعریف و قول تحویل می‌دهد که ما خوب طلبکار شویم. و در پایان سخنان‌شان که  برای همه شهرها و بخشها همانند است .. . ادامه می‌دهد وقت کم است و نمی‌شود به همه چیز و همه جا در این سفر رسید، دستور رسیدگی به فلان و بهمان داده‌ایم و همه درخواست‌ها درست است و ما هم پیگیری خواهیم بود، علی الاصول من شخصا موافق هستم و چند جواب و قول دو پهلو با اما و اگرهای فراوان و غیر عملی تمام می‌شود . برای درخواست مشخص و روشن هم می‌گویند که اگر شما همیاری کنید (منطور سر کیسه شل کنید  و وارد معامله و مذاکره شوید) و زمین مناسب تهیه شود مقدمات و مأخرات بنا و بنیاد فراهم کنید ما هم با شما هستیم و امیدواریم که کارها خوب پیش برود. البته برای اینکه کمتر درگیر سئوال و جواب مردم شود. طبق برنامه‌ریزی قبلی که وقت هم کم بیاورد، بایستی برای جلای روح به گلزار شهیدان تشریف ببرند و بعد هم ادای احترام به خانواده شهدا. و اگر هم زمنیه مناسب باشد و چند خیر پول آماده در دسترس یک جلسه کوتاهی هم برای معرفی خیرین و یا مجمع خیرین فلان و بهمان با صاحب منصب گذاشته می‌شود. ایشان در همان جلسه پس از کبریت زدن به هیزم طلب کاری خیرین و معتمدین و بلند گو دادن دست خیری و یا نماینده آنها که هر چه دلمان خواست بگوییم  و حسابی تقاضاها و درخواستها را بیشتر کنیم. وقتی جو جلسه با ایشان خودمانی شد، ایشان هم البته با کمی کیاست و ریاست و منت گذاشتن که فلان شهر و بهمان استان هم همین تقاضا این چنینی دارند و و و غیره  قول مساعد  برای معامله و مصالحه با ما مردم طلبکار می‌گذرد و با عجله از شهرمان خواهد رفت.  انجام امورات درخواستی به مسئولین محلی و خودخوانده‌های عزیزمان واگذار می‌گردد که پیگیر انجام معامله با ما طلبکاران برای پرداخت بیشتر شوند و باز دوباره چرخ آبادی و سازندگی این منطقه با امکانات خیرین  جدیدی بچرخد.

حرف من در این جا این است که مسئولین و یا کارگزاران حکومت و دولت یا  خود متوجه نیستند و یا نمی‌خواهند که به ما آگاهی، شعور، بینایی و شناخت درست بدهند تا از جایگاه و موقعیت شهر و دیارمان شناخت پیدا کنیم که ما در واقع کجا هستیم چه چیزهایی لازم داریم. توانایی‌هایمام کجاست ، اولویت نیازها و احتیاجات مدنی و توسعه شهر و دیارمان در چیست و تا کجای میسر ممکن است که  بیش برویم  آیا ارزش اقنصادی و اجتماعی دارد که در یک محدوده جغرافبایی نزدیک  برای ضرورتها و احتیاجات مشترک و یک سان کوس رقابت به راه اندازیم و بگویم چون خیرین آماده خرج کردن هستند ما هم برای هزینه کردن هر روز درخواستی و یا نیازی برای شهرمان مطرح کنیم. من فکر می کنم رفتاری که با ما در کل منطقه در ارتباط با چگونگی بیشرفت و توسعه  منطقی و متوازن می‌شود دارای اشکال و نارسایی‌های فراوانی است و دانسته و یا نداسته بر رقابت‌های قبیله‌ای و خود محوری‌های کور هر شهر و روستا دامن زده می‌شود. به جای این که با هم همکاری داشته باشیم  و از توان مشترک خیرین چندین شهر در یک پروژه بزرگتر استفاده مشترک داشته باشیم و از اتلاف سرمایه، وقت و نیرو جلو گیری کنیم. با پیش انداختن و همکاری با  خود خوانده‌های محلی خودمان که خودشان را قیم‌ها و افلاطون‌های شهر و دیارمان می‌دانند بر نقطه ضعف رقابت‌های محلی و کمبودهای تاریخی‌مان انگشت می‌نهند وحس طلبکار بودن را در ما به وجود می آورند و تقویت می کنند که بهتر بتوانند با ما جدا جدا معامله کنند. چون واضح و مبرهن است که در آگاهی، شعور و شناخت  محلی برای  طلبکاری و معامله نیست. بنابرین از امروز سعی کنیم که به آگاهی و شناخت بهتری از نیازمندیهای اساسی توسعه و بیشرفت برسیم و از مسئولین هم بخواهیم به جای تمجید و تعریف از صفات و حسناتمان در شناخت و دانستن الفبای توسعه پایدار به ما کمک کنند.

دو نمونه از خروار

به دو نمونه از گفتار بزرگان در راستا این نوشته توجه کنید.

در آفتاب لارستان ۷ بهمن ۹۵  آمده است: “«ارتقا» و «احداث ساختمان اداری» مهمترین خواسته فرماندار برای اداره تعزیرات ….. معاون استاندار و فرماندار لارستان در سفر مدیر کل اداره تعزیرات حکومتی به لار …. وی همچنین از نداشتن ساختمان اداری تعزیرات حکومتی در شهرستان گله کرد و گفت این اداره از زمان تاسیس تاکنون در یک منزل مسکونی به صورت استیجاری مشغول فعالیت است و این موضوع در شأن مردم نمی‌باشد لذا از …. پیگیری نماید.  مبشری مسئول تعزیرات استان …. در مورد درخواست گفت و خاطر نشان کرد در صورت تأمین زمین از سوی مسئولین …. آغاز خواهند کرد.” (لینک خبر در آفتاب لارستان)

خوب شما دقت کنید که جناب فرماندار چه چیز را به شأن مردم وصل می‌کند. اصلا هیچ کدام  نمی‌گویند که وجود و بودن خود اداره تعزیرات در شأن و منزلت مردم نیست و نشانه‌ی بیماری اقتصاد کشور است. چون اگر چرخ اقتصاد و در آمد مردم روال طبیعی و نرمال داشت هرگز نیاز به گزمه و عسس نبود که تعزیر کنند. عده‌ای از مردم  که برای امرار معاش یا از درد بیکاری یا از وضعیت متغییر اقتصادی کشور تن به قاچاق می‌دهند چه تقصیری دارند و یا مغازه‌داری که از ترس بالا رفتن قیمت و تورم کالایی را از روز قبلش گرانتر می‌فروشد چه گران فروشی کرده که باید تعزیر شود. این آگاهی و شناخت را به ما نمی‌دهند و نمی‌گویند که درست و جالب نیست در کشوری اداره تعزیرات باشد چون وجود این اداره نشان این است که مردمانش در اقتصاد قاچاق هستند و در داد ستد روزانه خلاف می‌کنند و خلاف کارند. ولی بودن این  اداره را در یک خانه استجاری کسر شأن مردم می‌دانند. من اگر به جای فرماندار محترم بودم با توجه به سخن فرمانده محترم نیروی انتظامی لارستان  که خبر داده‌اند در لارستان خلاف و جرم کمتر از جاهای دیگر است  به آقای مبشری می‌گفتم که این مردمان سلیم و خوب این منطقه تا مجبور نباشند دنبال قاچاق و دیگر جرائم تعزیراتی نمی‌روند. این روزها ویزای کار دبی برایشان بند کرده‌اند و وضعیت بد اقتصادی و بیکاری مملکت هم خودتان آگاهید، اجبارا این مسائل تعزیراتی پیش می‌آید. حال شما چند وقتی تخفیفی، مسامحه‌ای در نظر بگرید تا ما مسئولین موفق شویم کار و باری برای این مردم پیدا کنیم چون بیکاری، بی شغلی، قاچاق و دیگر کارهای تعزیرات در شأن و منزلت این مردم نیست .بیایید و محبت کنید امسال که ۲۲ میلیارد جریمه نقدی علاوه بر ضبط کالا قاچاقشان گرفته‌اید و دستتان پر است برای راحتی حال کارمندان خودتان مقداری از همین جریمه‌ها  خرج کنید و زمینی بخرید و ساختمانی بسازید. وقتی شآن و منزلت ما مردم اشتباهی تعریف کنند و نیاز خود را به درخواست مردم گره بزنند .جواب مدیر کل هم باید همان باشد که پاسخ داده است .شما زمین تهیه کنید و ما….

سایت خبری گریشنا در ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ می نویسد : “معرفی امام جمعه برای ارد و فداغ و ساخت ستاد نماز جمعه گراش مهمترین درخواست گراشی‌ها از رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور ….. بود”   ” رییس شورای سیاست گداری ائمه کشور در جمع اعضای ستاد نماز جمعه گراش گفت «مردم شهرستان گراش مردم مومن و ولایت مدار و خیر اندیش هستند که در همه صحنه ها حضور فعال دارند و باعث و عزت و افتخار ایران اسلامی شده اند»  وی همچنین نسبت به تامین بخشی از اعتبارات ساخت دفتر امام جمعه بالغ بر ۱۰۰ میلیون تومان قول مساعد داد.” (خبر در گریشنا)

سید عباس جهانبانی ریئس ستاد نماز جمعه در این جلسه به برخی مشکلات اشاره کرد و خواسته رفع آن شد .ساخت دفتر امام جمعه ، ساخت منزل مسکونی و مصلی از مهمترین خواسته های ریئس ستاد نماز جمعه شهر بود”

گویاتر از این نمی‌توان مردم کراش را طلب کار کرد و قشنگ‌تر از این هم نمی‌توان درخواست و تقاضایی از مهمان عالی مقام داشت برای چیزهایی که اولویت و ضرورت اول برای مردم و شهرستان نیست شاید برای خود حکومت و مسولین باشد. راستش بخواهید من به عنوان یک گراشی واقعا نمی‌دانم  چه کرده‌ایم که باعث عزت و افتخار ایران اسلامی هستیم و در کدام صحنه ها حضور فعال داشته‌ایم  که به عزت و افنخار یک کشور تبدیل شده‌ایم. البته بهتر بود که آقای جهانبانی همزمان با مطرح  کردن درخواست و تقاضایش از مهمان محترم  به ایشان یادآوری می‌کردند که با صد میلیون تومان در گراش برای امام جمعه نمی‌توان خانه ساخت. آن هم به صورت قول مساعد، نه حواله ی بانکی. ناگفته نگذارم که در همین سفر همین مهمان محترم در شهر لار خانه یک و نیم میلیاردی برای امام جمعه لار افتتاح  کرده‌اند و قطعا به عرض ایشان رسیده که املاک و زمین در گراش گرانتر از لار است.

اینگونه خبرها در تعریف و تمجیدها برای همه شهرها و بخش‌های و روستاهای منطقه است که در این جا از مشابهات آنها در اوز، خنج  و بستک نیاورده ام چون فکر کنم این دو نمونه شاهد خوبی باشد بر این نوشته . العاقل تکفیه الاشاره

 


4 نظر

  1. لاری گفت:

    0

    0

    آفرین گل گفتی
    کیه گوش بده همه پشت نقابها پنهان شدن

  2. اوزی گفت:

    0

    0

    مطالب نویسنده کاملا مورد تایید است متاسفانه این مسایل واین طرز تفکر در کل ایران کما بیش وجود. دارد واین شیوه از طرف مسولین مملکت وصدا وسیما این کشور تقویت. والگو نمایی میشود منطقه لارستان وهمه شهرها وروستاهایش هم ازین فرهنگ غلط در امان نبوده است مردم هم نا خواسته ونا اگاهانه تحت تاثیر این تبلیغات هستند

  3. 0

    0

    آفرین به این گراشی وطن دوست و با فرهنگ

  4. ناشناس گفت:

    0

    0

    دست مریزاد جناب گراشی خدا قوت حرف دل همه ی لار و گراش و کل کشور همینه

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان