میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در5 فوریه 2014 ساعت 11:10 ب.ظ سرویس:اجتماعی, عناوین اصلی, یادداشت 6 دیدگاه 3,496 بازدید

از ماست كه بر ماست!

haghparastاز ماست كه بر ماست

چرا لارستان، بهشتِ مديران است؟!

مرتضي رستم پور: دقت در رفتار اجتماعي مردمان هر منطقه فارغ از ويژگي قوميتي به خودي خود در برگيرنده نكات و ظرايفي است كه در محيط اجتماعي و نگرش غالب جامعه تاثير گذار است و به دنبال خود در كردار نمود پيدا مي كند. اين ويژگي رفتاري كه از بطن تربيت خانوادگي به عنوان كانون اصلي نهادينه شدن رفتار شكل مي گيرد و تا گروه هاي اجتماعي و همسالان ادامه پيدا مي كند در محيط اجتماعي بسط و گسترش يافته و به نگرش عمومي تبديل مي گردد.

پرسش گري، پيگيري مطالبات قانوني در حوزه فردي و اجتماعي، حقوق شهروندي و… از جمله مسائلي است كه در هر منطقه بسته به نوع نهادينه شدن رفتار اجتماعي در آن جامعه بازخورد متفاوتي دارد.  بارها و بارها من و شما از پول خُرد كرايه ي تاكسي، پمپ بنزين و گاز و خريدهاي روزمره مي گذريم و حتي منتظر نمي مانيم تا مابقي اندك طلبمان را پس بگيريم.

نان سوخته را به نانوايي پس نمي دهيم و دليل خط خوردن قيمت يك قلم كالا و درج دست نويس قيمت جديد را جويا نمي شويم و دهها مورد ديگر. در نقطه مقابل و در ديگر محيط هاي شهري وقتي پرسشگري و مطالبه جويي ديگران در مسائلي كه از ديد خودمان كوچك و جزئي مي بينيم آن را چندان خوشايند نمي دانيم و در نهايت با خود مي گوييم «چند تومن ارزش نداره» و اگر آن را ابراز كنيم يا جواب مي شنويم كه اين حق خودمان است و اگر بدانند لارستاني هستيم مي گويند «بابا شما كه وضعتون خوبه؛ واسه همين براتون مهم نيست».

همواره وقتي ضرب المثل «قطره، قطره جمع گردد وانگهي دريا شود» به گوشمان مي خورد، تومان و ريال و در يك كلام مسائل مادي به ذهنمان خطور مي كند. غافل از اينكه قطره قطره ها به دريايي از فروخوردن مطالبات و پرسش گري منتج شده و اين نگرش و بينش در لايه لايه ي رفتار اجتماعي مان رسوخ پيدا كرده تا جايي كه به مرز بي تفاوتي نزديك شده و براي خود واژه هايي تعريف كرده ايم همچون «بي خيال، گور پدرشون، بده بره، ارزش نداره بحث كني، همه همينو مي گن، همشون…».

همين بي تفاوتي يا از ديد عده اي كه به اشتباه از آن به حجب وحيا، مناعت طبع و… ياد مي كنند از مسائل و منافع فردي فراتر رفته و در مقياسي وسيع تر به محيط اجتماعي و منافع منطقه اي بسط پيدا كرده و به يكي از عوامل اجتماعي عقب ماندگي منطقه تبديل شده است.

اكثر مديران و كاركنان غير بومي كه به اين منطقه مي آيند از آرامش و آرامي شهر و مردمش مي گويند. واقعيت هم همين است. كسي كاري به كارشان ندارد كه چه مي كنند و عملكرد مثبتي براي منطقه دارند يا ندارند. نه تنها در مورد غير بومي ها بلكه در مورد بقيه هم همين وضعيت مصداق دارد. لارستان بهشتِ مديران و كارفرمايان است؛ چرا كه پيگيري مطالبات و پرسش گري و فشار افكار عمومي در پايين ترين حد خود قرار دارد. هر چه بخواهند نيز طوطي وار انجام مي دهيم. به عنوان مثال در قسمت بالاي فيش نوسازي شهرداري لار قبضي براي واريز ۲۳ هزار ريال در وجه آموزش و پرورش تعبيه شده و پرداخت اين هزينه ربطي به نوسازي نداشته و عدم پرداخت آن هم منعي ندارد. نكته جالب اينكه اكثر مردم اين هزينه را بدون اينكه دليلش را بپرسند پرداخت مي كنند و اگر هم بدانند از واژه هاي مورد اشاره استفاده مي كنند.

همه ي ما واقفيم  كه حقوق حقه مردم اين ديار در بسياري از حوزه ها ناديده گرفته مي شود و در نهايت به شِكوِه و گلايه در محافل شخصي بسنده مي كنيم ولي انگار بنا نيست در ابعادي وسيع تر مطرح كنيم و پيگير مطالبات مان باشيم.

اين طرز تفكر به مديران ادارات و سازمان ها و حتي نماينده مان هم سرايت كرده است. چگونه است كه كمبود بودجه هاي عمراني فقط شامل منطقه لارستان و خنج و گراش مي شود و به عنوان نمونه در حالي كه محور جهرم به شيراز بدون وقفه در دست توسعه است، جاده هاي ناايمن منطقه طي روزهاي اخير همانند گذشته دهها قرباني گرفته است و صدايي از نماينده اين شهر در مجلس بلند نشده؟! همچون ديگراني كه در اين شهر دستي بر آتش دارند. چند تن از مديران اين شهر احقاق حقوق مردم را به ميزشان ترجيح دادند؟ سرنوشت طرح احداث پتروشيمي و ديگر طرح هاي عمراني به كجا رسيد؟ چرا سهم لارستاني ها از وامهاي اعطايي كمتر از ۵ درصد است در حالي كه ۴۴ درصد سپرده استان مربوط به اين منطقه است؟! چند درصد از مالياتي كه لارستاني ها مي دهند خرج خودشان مي شود؟! چرا حق بيمه ميلياردي را كارگران و كارفرمايان منطقه مي پردازند و خدماتش به ديگر شهرها مي رسد؟! چقدر فرد فرد ما پيگير سرنوشت خود و شهرمان بوده ايم؟ و چراهاي بسياري از اين دست.

كافي است فهرستي از اين پرسش ها، وعده ها و پروژه هاي بر زمين مانده و پيگيري نشده را تهيه كنيم تا مشخص شود همه عادت كرده ايم به اينكه بي خيال بسياري از قضايا شويم. آن هنگامي كه ديروز از پول خرد كرايه تاكسي و خريد روزمره و… خود گذشتيم و گفتيم «چند تومن ارزش نداره» امروز هم به راحتي از حق ميلياردي خود براي داشتن بيمارستان تامين اجتماعي و بسياري از امكانات مي گذريم و يا براي داشتنش از جيب خيرين مايه مي گذاريم.

 تا زماني كه پرسش گري، پيگيري مطالبات را از حوزه شخصي گرفته تا سطوح اجتماعي نهادينه نكنيم و تا زماني كه چرايي بسياري از كمبودها را از مديران و مسئولان منطقه طلب نكنيم وعادت نكنيم به حق طلبي، بايد گفت  در دايره ي تسلسل وار غُر زدن ها و جواب رد شنيدن مي مانيم و در يك كلام: از ماست كه بر ماست.


6 نظر

  1. رضا گفت:

    0

    0

    با تشكر از مطالب مهم شما به استحضار مي رساند متاسفانه ما به اين روش خو گرفته ايم و اين بر عهده دانشگاهيان و تحصيل كرده هايي چون شماست تا با ورود به اين موضوعات در تغيير نگاه مردم پيشگام باشند اما در خصوص ۲در صد سهم آموزش و پروش تحقيق كنيد اين مصوبه قانوني است كه بيشتر دستگاه ها و كارخانه ها نيز ملزم به اجراي آن هستند و در پايان سال شهرداري ها موظف به پرداخت آن به آموزش و پرورش هستند

  2. من هیچ نمیدانم گفت:

    0

    0

    آفرین مقاله قابل تاملی بود. واقعا لار همچین وضعی داره. ولی نمیشه مدیران غیر بومی را مقصر دونست. مگه شهردار لارغیربومی هست؟ مدیر آموزش و پرورش ؟مدیر مخابرات؟ فرماندار ویژه لارستان؟ و ادارات دیگه غیر بومی هستند؟

  3. لارستان بزرگ گفت:

    0

    0

    بنظر میرسد خانه تکانی در سطح مدیران شهرستان ضروری میباشد لذا از فرماندار ویژه انتظار اقدام عاجل در تغییربسیاری از مدیران ناکارامد که بیلان کار انان مشخص است را داریم (بدون توجه به بومی و غیر بومی بودن انها)

  4. ناشناس گفت:

    0

    0

    نكته واقعا ظريف و كليدي رو مطرح كرديد. ژست فروتني و مهمان نوازي آفت رفتاري ما در برابر غيربومي ها شده و باعث ميشه كه ثروت هاي منطقه اي رو به راحتي به باد فنا داده و تنها خودمون رو ابزار تمسخرشون قرار بديم.واقعيت اينه كه هيچ كدوم جرات نداريم محكم بايستيم و حقمون روبخوايم، نكنه مردم…. البته ترجيح ميديم همون مردم از قناعت ما صحبت كنند تا اينكه پيش خودمون بابت ناتواني در احقاق حقمون شرمنده باشيم. البته كه از ماست كه برماست.

  5. م.ج.لارستان گفت:

    0

    0

    با سلام
    آقای رستم پور صحبتهای شما در مورد کمبودها وگذشتها درست؛
    اما از چرا نشدنها و بر زمینها به درستی گفته نشده شاید به علت
    عدم آگاهی ویا باز هم تحریف حقایق وحمایت از مسببین قبلی آن
    بوده است.
    بهتر بود به دفتر نمایندگان قبل مراجعه وجویا میشدید؟؟!!
    آری مگر دفتر و دستکی بود؟؟!!
    ویا الآن به دفتر نماینده کنونی مراجعه میکردید؟
    من هم همین سوالات شما ودغدغه هایتان را داشتم.!!
    اما بروید و پاسختان را به درستی از دفتر نماینده بگیرید!
    ۱=قبلا از گرفتن مجوز درمانگاه تامین اجتماعی عاجز بودند؛
    اما با تلاش انجام شده مجوز درمانگاه وهم بیمارستان گرفته شد!
    اکنون از شورای شهر؛ که منتخب خودتان هستند؛ شهردار؛
    فرماندار؛ مهندس نصر؛ آقایان فاقدی و صالحپور و قادری و…
    دیگران بپرسید که نماینده و دفتر ایشان تا چه اندازه پیگیر این
    موضوع هستند؟
    ۲=بهتر میدانید که کدام نماینده در جمع مردم لارستان گفت :
    که لارستان راه آهن نمیخواهد؛ و در دولت آن را با دلایل نابجا
    پرونده آنرا بست!
    همچنین منطقه ویژه اقتصادی و و و…
    بروید وبپرسیید وعقب ماندگیها را به حقیقت ! نه به اشتباه به
    سمع و نظر مردم برسانید.
    از طرح پرسش و دل نگرانیهای شما ممنون
    اما کاش دلایل را با تحقیق و برسی بیشتر اعلام می داشتید.

  6. م.ج.لارستان گفت:

    0

    0

    سلام مجدد وآغاز صبحی دیگر بخیر
    در ادامه بحث دیشب که دیگر مجال ادامه نبود!
    ۳= بحث راه شده بود ؛!
    آری چرا با گذشت چندین دوره نمایندگی ! ؛
    جاده های لار دست نخورده باقی مانده بود؟؟
    و کسی دم نمیزد و یا کمتر کسی ابراز میکرد؟
    البته بگذریم که بعد از سال ۸۸ که مردم از خواب
    غفلت بیدار شدند ؛ پرسش های مانده در ذهن و
    مانده در دل خود را بیان کردند !!
    آیا جاده شیراز به جهرم مربوط به این ۳ سال هست؟
    ویا شروع پروژه های کنونی لامرد؟؟
    آیا میدانید که درخواستهای آن به سالهای پیش برمی گردد؟
    آیا نمایندگان پیشین وکنونی آنان در ارتباطند، و یا با وجود
    داشتن رقابت انتخاباتی و اختلاف نظر سیاسی !! دست
    در دست هم دارند و در کنار هم کارها را به نفع منطقه یشان
    به پیش میبرند؟
    ما چطور ؟ جزء مرحوم نخبه که دلسوز بودند و چهره ماندگار
    خواهند بود.!
    اما در این دوره با دوره های قبل تفاوتها را نمی بینیم؟
    و یا نمی‌خواهیم ببینیم ؟ چرا ؟ چرا ؟؟
    تا کنون چند تن از مقامات و سران کشوری لار و لارستان را
    می شناختند و اکنون چطور ؟
    چرا وقتی دکتر جعفرپور مرکز قرارگاه جنوب کشور
    و نمایندگی وزارت کشور در تنها شهر کشور و دفتر کانون
    مساجد جنوب کشور را اخذ میکند و بود جه علوم پزشکی را
    را که حدود ۱۰۰ میلیارد تومان است به راه انداختن دانشگاه
    دولتی را با کمترین اما به نحو احسنت به عمل نه به حرف راه
    می اندازند!! چرا نمی بینیم؟
    اینان با پشتیبانی کدام یک از نمایندگان قبل بوده است؟
    آیا آقای رحیمی نژاد در سایت ها و هفته نامه هایش برای
    دلگرمی ایشان تشکر و قدردانی کرد ؟ یا همیشه به دلایل
    مختلف و شاید کینه های شخصی ؛ از قلم نامرغوبش و
    زبان تلخش وحرکات ناموزونش به مقابله پرداخت و با این
    حرکاتش قصد داشت جلو تلاش نماینده و دیگر مسئولین
    را بگیرد و سرگرم مقابله با خود کند!
    رحیمی نژادی که تشکل بیدار لارستان را به:
    تشکل بیمار لارستان و بهتر بگویم به
    تشکل تخریب لارستان مبدل کرده است.
    اینک آری اینک مردم لارستان بزرگ
    خود بزرگند و راه انتخاب سرنوشت خود را خوب میدانند
    و اینبار هم چون دوره قبل با انگیزه ای دو چندان
    به پای صندوقهای رای میروند و سرنوشت خود را به
    بهترین و تواناترین خواهند داد !! نه به صندلی پرستان
    و منفعت طلبان و ….
    انشاالله

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان