میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در11 فوریه 2020 ساعت 10:07 ق.ظ سرویس:مطلب شما یک دیدگاه 238 بازدید

از میخ وارونه تحزب تا بازتعریف وظیفه ذاتی نمایندگان

از میخ وارونه تحزب تا بازتعریف وظیفه ذاتی نمایندگان

پارسا مدرسی: هنگامی که اولین یادداشت خود را درباره مفهوم توسعه و ارائه فاکتورهایی از توسعه یافتگی نوشتم ترجیحم بر این بود مطالب بعدی خود را با توسعه در زمینه های فرهنگی و اقتصادی و تجاری ادامه دهم و در پایان هم اشاره ای به توسعه سیاسی کنم اما حال که متاسفانه یا خوشبختانه ایام جالب(!) انتخابات را پیش رو داریم شاید بهترین موقع است که حرف آخر را اول بزنیم.

در صحبت از توسعه سیاسی ابتدا باید بدانیم چه افرادی طرف صحبت ما هستند که می توان در دو قطب حکومت یا تصمیم گیران و مردم یا افرادی که مخاطب تصمیم گیرندگان هستند تقسیم بندی نمود. در پیشرفته ترین سیستم های سیاسی می توان از کانالی بین حکومت و مردم نام برد که آن احزاب سیاسی است که با تبادل خواست ها و نیازهای جامعه به حکومت بروز خشونت را کم و کیفیت تصمیم گیری را بیشتر می کند. حال که تحزب در کشور ما به عقب افتاده ترین شکل ممکن در جریان است که البته جامعه نیز در این نحوه بی تقصیر نیست چگونه باید خواست های خود را به سیستم تصمیم گیرنده ابراز کرد؟

وقتی از حزب صحبت می کنیم یعنی گروهی که برای هدفی مشخص و در راستای کسب قدرت سیاسی بدون تعارف وارد عمل شده و با ارائه برنامه مشخص برای جامعه در راستای اخذ اکثریت اجتماعی تلاش می کنند اما امروز در یکی از شهرستان های کشور این تحزب به سخره گرفته می شود. مگر می شود فرد و افرادی با شناسنامه محکم یک طیف سیاسی را در دفتر و دفاتر کاندیدا و کاندیداهای انتخابات مجلس شورای اسلامی ببینیم و بگوییم که حمایت تشکیلاتی در کار نیست؟! اگر به انتخاب و عقیده خود شک دارید پس چه چیزی مجبورتان کرده سیاست یک بام و دو هوا را در پیش بگیرید؟! اگر در جلسات روشن فکرانه تان دنبال تحزبید پس به جناحتان وفادار باشید و تصمیم تشکیلاتی را در عملکرد افرادتان جاری کنید.

از تحزب بگذریم که شاید بی دفاع ترین عملکرد را در شاخص های توسعه سیاسی دارد، امروز در همین شهرستان ما شاهد ضعیف ترین تفکرات سیاسی هستیم. سنت در ایران پیوندی جداناپذیر از سیاست دارد که شاید اگر نگوییم از ایران باستان لااقل از بدو ورود اسلام با خون ایرانی عجین شده اما وای از روزی که سنت را مایه سواستفاده قرار دهیم؛ عنصری که نبودش نقص است و زیادی بودنش هم سم! چرا امروز خانه مردمی ترین روحانی جنوب کشور که نماد اعتدال و وحدت در این منطقه بود در حد یک ستاد تنزل یافته؟ آیا مردمی که سنت و دینشان سالهای سال آنان را دلبسته به این بیت کرد با دیدن این صحنه ها به عقایدشان شک نمی کنند؟ چه می کنید با این مردم همیشه قانع لارستان؟!

مگر می شود زمانی پیشکوستان را دور خود جمع کنیم و روز دیگر دم از جوان و توجه به آنها بزنیم؟! توسعه یعنی جوان به معنی حقیقی کلمه با علم و تخصص وارد میدان شود و مورد توجه قرار گیرد و با تصمیمات برآمده از پشتوانه علمش پیشرفت را محقق گرداند. به جد وقت آن رسیده که قدرت فکر و عمل جوانان را ببینیم و به آنان امکانات و مجال کار دهیم.

اما چند سالی ست با پدیده جالبی در سیاست کشورمان مواجهیم که بعضی ها یاد گرفتند کاندید پوششی شوند تا از پایگاه اجتماعی خود به نفع دیگری استفاده کنند اما با جست و جویی ساده می توان فهمید در سیستم های توسعه یافته سیاسی کاندیداها حتی با تفکر سیاسی یکسان تا آخرین لحظه بدون رحم می جنگند و البته قواعد بازی را رعایت کرده و هیچگاه بدون برنامه وارد کارزار نمی شوند. اگر بدانیم شخصی که به عنوان کاندیدای تایید صلاحیت شده یک انتخابات بالقوه متصدی آن پست است این توهین به تمام حاکمیت و جامعه است که یک کاندیدا هماهنگ کننده دفتر کاندیدای دیگر باشد و از ابتدا بدون برنامه و حال براحتی کنار بکشد! مگر اینها غیر از حق الناس است؟ چه تصوری از مردم شهرتان و محبوبیت خودپنداشته تان دارید که اینگونه بدون قصد واقعی وارد شده و حال با عملکردی بی دفاع در چند روز کاندیداتوریتان فرار رو به جلو می کنید؟ امیدواریم همه کاندیداها در روزهای تبلیغات برنامه هایی واقعی برای توسعه کشور و در نگاه متمرکز تر منطقه لارستان خنج گراش و اوز داشته باشند که وای به روزی که افراد به صرف داشتن شهرت ملی خود را شایسته خدمت به مردم بدون ارائه برنامه جدید و مشخص بدانند!

اما نگاهی دیگر به سیستم های توسعه یافته سیاسی ما را به نکته مهم تری نیز می رساند و آن منابع مالی کارزارهای انتخاباتی است که احزاب مشخصا آنان را در بنیادها و اشخاصی معرفی کرده و بعضا مبالغ را بدون لکنت کلام و به صراحت اعلام می کنند که البته برخلاف آن سیستم ها با نگاهی به اطرافیان کاندیداها در کشورمان می توان دریافت حامیان مالی کاندیداها چه کسانی هستند اما اعلام این افراد و حتی شرکت ها از سوی دفاتر به مراتب بلوغ یافته تر و خود فاکتوری از توسعه یافتگی است.

حال در کنار تمام فاکتور هایی که مصداق های ضعف آن براحتی در شهرمان واضح است نکته مهم دیگری نیز به چشم می خورد و آن عدم درک صحیح رسالت یک نماینده مجلس از سمت کاندیداها و عموم مردم است. اگر بدانیم یک نماینده مجلس وکیل نه فقط مردم حوزه انتخابیه بلکه مردم کشور است لذا به عنوان یک مقنن باید بر تمامی طرح ها و برنامه ها و قوانین ملی اشراف داشته باشد و صاحب نظر در عرصه های حقوقی باشد لذا نماینده علی الاصول باید خود را در خدمت برنامه های ملی و منطقه ای و در نهایت لابی های توسعه ساز شهری بداند و مردم توقعات برای تغییرات ریز شهری را از مدیران شهری داشته باشند.

با مروری به تمام فاکتور های توسعه سیاسی از انعطاف فکری، تحمل فکر مخالف، برنامه های واضح و غیرتبلیغاتی، تعهد و حس مسئولیت به مردم، محرمانه های بسیار مختصر و شفافیت بالا و تطبیق آن با حال و روز عجیب امروز منطقه جنوب استان فارس و بالطبع کشورمان در کشمکش های سیاسی می توان راه دشوار بلوغ تفکر و فرهنگ سیاسی را درک کرد که البته هیچ چیز غیر ممکن نیست و شاید بسط موضوعات بصورت علمی تر و تخصصی تر نیازمند یادداشت های بیشتر توسط دلسوزان بیشتر پیشرفت و توسعه در منطقه باشد.

از این نویسنده بخوانید:

بزرگی «لارستان» به تاریخ و هویت و فرهنگ آن است

لارستان؛ شهری به رنگ خاک؟!


1 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    1

    جناب مدرسی
    بالتبع درست است. و… منظورت چیه می خوای یه حزب درس کن یا از حزبی فرضی طرف داری کن. به یه جنگ بی پایان فرضی میکشاندت و چنان اش و لاش میش که گویی خر ما از کرگی دم نداشت
    بعد این میخ و نعل را در نوشته ات نگاه کن. کم نیس.
    اما خوب است بنویس. سوراخ دعا را بفهمی نفهمی می شناسی

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان