میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در8 می 2014 ساعت 10:09 ب.ظ سرویس:مطلب شما 6 دیدگاه 1,906 بازدید

اندكي انصاف و تأمل!

نقدی بر یادداشت «اندکی سکوت و تامل»؛ نوشته دانيال افتخاري

اندكي انصاف و تأمل!

delkhastehامين دلخسته: یادداشت اخير دانیال افتخاری يعني «اندکی سکوت و تامل»، یادداشتی متفاوت از ایشان بود که در نگاه اول هر مخاطبی، تفاوت این نوشتار را به نوشته های پیشین ایشان درک می کرد.

نوشتار استاد عزیز از سر دلسوزی و دغدغه ای بود که آن را برروی کاغذ آورده و در تمامی کلمات آن درد را می توان لمس نمود.

بنده ی نوعی پس از مطالعه این یادداشت، بر بعضی از مطالب ایشان، نقدهایی را داشته که به سبک و سیاق همان نوشتار عرضه خواهم داشت:

«همیشه این‌گونه بوده و اکنون بدتر از همیشه، که بسیار حرف می‌زنیم و کمتر عمل می‌کنیم! بسیاری از ما به‌ویژه مسئولان و بزرگان و کسانی که موجه‌اند، از لزوم توجه به دین و رعایت اصول شرعی، احترام به شعائر دینی و این‌گونه مسائل می‌گوییم اما گاهی اوقات غفلت و بی‌توجهی، سبب می‌شود در عمل چیز دیگری نشان دهیم! البته دنیای پر زرق‌وبرق کنونی و عشق به قدرت و ثروت و شهرت، بر این غفلت می‌افزاید و دیگر، اهم و مهم برای‌مان چندان تفاوتی نمی‌کند.» 

آری همواره این امر در جریان بوده است اما، همین شعارها در این سال که از سوی امام، سال فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی نامگذاری شده است، بیشتر ملموس بوده و تا جایی پیش رفته است که بعضی از مسئولین در تعظیم شعائر دینی ما از جمله شهادت و ولادت ائمه اطهار به کلی قافیه را باخته و این فاجعه به حدی در شهرستان رسید که خطیبان و قاطبه ی مردم از عدم وضعیت و پوشش مناسب شهر و همکاری نهادهای فرهنگی در برگزاری مراسمات مذهبی بارها زبان به گلایه گشوده ند.

«آن شب (که همزمان بود با «لیله الرغائب») در آن محفل قرآنی زیبا و پر شکوه، به چشمان خود دیدم که جوانان و حتی میانسالان بسیاری با شور و شوق در مسجد علی بن ابیطالب (ع) حضور یافته بودند و با وجود اندکی بی‌نظمی و تأخیر در برنامه‌ها (که معمولاً ناخواسته است و طبیعی)، همه گوش‌ها و دل‌ها را به آیات کلام پرودگار سپرده بودند. آن شب البته هیچ یک از مسئولان شناخته شده‌ی شهر در آنجا نبودند و خوشبختانه مراسم، از تکلف‌های معمول به‌دور بود! البته برخی حاضران در مسجد، با به‌طول انجامیدن برنامه، اندکی خسته شدند و پیش از پایان، محفل را ترک کردند؛ اما خود بنده که یکی از قاریان برنامه بودم، از نزدیک و به روشنی دیدم که مردم با عشق و توجه، آیات قرآن را به گوش جان می‌سپردند… و در نقطه‌ی اوج محفل، هنگامی که استاد شاکرنژاد ترنم آیات وحی را در ساعات پایانی روز پنجشنبه در فضا جاری کرد، بسیاری از جوانان را می‌دیدم که شدیداً تأثیر می‌پذیرفتند و دستانی را که از شدت شوق و لذت معنوی، به نشانه‌ی تشویق بالا می‌آمدند. اما…»

در خصوص این پاراگراف، تنها پیامی از امام در سخنرانی اولین روز از سال ۱۳۹۳ آورده ام که به خوبی گواه بر همه چیز است:

اما آنچه که نقطه مهمتر عرض من است خطاب به جوانانی است که در سراسر کشور فعالیت های فرهنگی را به صورت خودجوش شروع کردند که بحمدالله خیلی هم وسیع شده است. آن جوانان که در تهران و استانهای مختلف و بسیاری شهرها، کار فرهنگی می کنند با اراده خودشان و با انگیزه خودشان. کارهای بسیار خوبی هم از آنها ناشی شده؛ اینها کار را هر چه می توانند به صورت جدی ادامه دهند. بدانند که همین گسترش کار فرهنگی در بین جوانان مومن و انقلابی نقش بسیار زیادی را در پیشرفت کشور ایجاد کرده. در ایستادگی ما مقابل دشمنان ملت.

«همزمان با برپایی این محفل، برنامه‌های دیگری در شهرمان در حال برگزاری بود یا ساعاتی پیش پایان یافته بود. به اعتقاد نگارنده اما محفل انس با قرآنِ شامگاه ۱۱ اردیبهشت ماه، یک «امتحان» بود؛ از یک سو برای قاریان و عاشقان قرآن و عترت، که فکر می‌کنم در مجموع از آن نمره‌ی قبولی گرفتند. از سوی دیگر، امتحان برای مسئولان، فعالان فرهنگی و کسانی بود که به نوعی از دین و ارزش‌ها دم می‌زنند؛ خیلی صریح بگویم که تعداد زیادی از این دسته افراد، نه تنها نمره‌ی قبولی نگرفته که اساساً مردود شدند…!!»

امتحان همه ی مومنین در تمامی لحظات زندگیشان رقم خواهد خورد و نه تنها، ۱۱ اردیبهشت بلکه در رفتار و گفتار و عملکردشان همواره مورد امتحان قرار خواهند گرفت و آنانکه در گفتار و رفتارشان به خوبی از امتحان الهی سرافراز بیرون آمده اند، در تعظیم شعائر الهی و قرآنی نیز سربلند بیرون خواهند آمد.

«بگذارید کمی توضیح دهم: نه در حرف که در عمل باید معتقد باشیم که هر چه هست از برکت قرآن، و هر خوبی و ارزش که باشد، بزرگ و سرورِ آن‌ها قرآن است. آن شب گویا جمع زیادی به نماز پر فضیلت لیله الرغائب مشغول بودند؛ جمع زیادتری در مراسم تجلیل از شهدای گمنام حضور یافته بودند؛ جمعی دیگر هم در مراسم و محافل دیگر… اما بعید می‌دانم هیچ کدام از آن‌ها به خود گفته باشند که قرآن بالاترین و برترین کلام‌هاست و هیچ دعا و ورد و کلامی به پای آن نمی‌رسد! نماز و مسجد و دعا و زیارت، اگر همراهش قرآن و کلام پروردگار نباشد، کم اثر و گاه بی‌اثر است! بعید می‌دانم این جمع‌ها به خود گفته و یا نهیب زده باشند که همه شهدای عزیز، حتی شهدای کربلا، برای جاری و ساری بودن قرآن کریم جان خود را باخته‌اند! پس چه چیزی بالاتر از کلام وحی می‌تواند باشد…!؟ نقد یا پیشنهاد صاحب این قلم هرگز تعطیلی هیچ کدام از مراسم‌ها یا زیر سؤال بردن و کمرنگ کردن آن‌ها نیست؛ اما دو نکته: اول آنکه هر چیز به‌جای خویش نیکوست؛ و دوم نیز اینکه پیوند یک موضوع، برنامه یا روش با مسائل سیاسی کلان و ایدئولوژیک، نباید سبب اولویت آن برای بزرگان و مسئولان شود…»

سخن بردار عزیزمان تا حدودی بدور از انصاف به رشته ی تحریر درآمده است در آنجا که ایشان بیان داشته: «اما بعید می‌دانم هیچ کدام از آن‌ها به خود گفته باشند که قرآن بالاترین و برترین کلام‌هاست و هیچ دعا و ورد و کلامی به پای آن نمی‌رسد! نماز و مسجد و دعا و زیارت، اگر همراهش قرآن و کلام پروردگار نباشد، کم اثر و گاه بی‌اثر است! بعید می‌دانم این جمع‌ها به خود گفته و یا نهیب زده باشند که همه شهدای عزیز، حتی شهدای کربلا، برای جاری و ساری بودن قرآن کریم جان خود را باخته‌اند!»

به دور از انصاف است چرا که برپا کنندگان نماز لیله الرغائب همانا به دستورات قرآن عمل نموده و آنان که در محفل شهدا گرد هم آمده بودند نیز به مصداق ذکر نام و یاد خدا و کلام خدا در جوار شهدای گمنام حضور داشته اند.

اما به گمان بنده ی حقیر، شاید جامعه ی هدف نویسنده به دایره ای از مسئولین شهرستان باز می گردد که می توانستند با برنامه ریزی مناسب در هر دو مکان حضور بهم رسانند و نبایست نویسنده انگشت اتهام به سمت مردم مومن و خداجو و یا آنانکه در هر محفلی به دستورات قرآن عمل نموده اند و گرد هم جمع شده اند اینگونه تاخت.

«در اینجا دوست دارم بزرگان پاسخ دهند تا ما هم بیشتر بدانیم که تنها در مراسم و محافلی که از سوی ادارات و نهادها، و افراد و گروه‌های بانفوذ یا متصل به قدرت و ثروت و رانت برپا می‌شود، حضور می‌یابند یا همه جا برای ایشان یکسان است؟!!»

اما تداخل مباحث و مسائل گذشته و اشتباهات مسئولین شهرستان، نویسنده را مجبور ساخته که گلایه ی خود را از آنها در این نوشتار بگنجاند، که جای بسی تامل است که نبایست این بند در این یادداشت جا داده می شد، چرا که بر ذهن هر مخاطبی چنان خطور می کند که مجالسی که هم زمان با کرسی تلاوت قرآن در شهرستان برگزار شده بود متصل به قدرت و ثروت و رانت بوده است، که قطعا نظر نگارنده این چنین نبوده است.

«و اما رسانه‌های لارستان؛ که اعتقاد دارم نمره‌ای بدتر از مسئولان گرفتند و هیچ حرف و سخنی جز عذرخواهی، نه از فرد یا گروهی خاص، که از محضر قرآن کریم (این یادگار بی‌همتای رسول اعظم (ص))، نمی‌توانند داشته باشند!! تبلیغات برای این مراسم حقیقتاً کم نبود و خبر حضور قاری برجسته و توانمند کشورمان، استاد شاکرنژاد، تقریباً همه‌جا پخش بود؛ از این رو عذر و بهانه‌ای وجود ندارد. رسانه‌هایی که سفر استاندار به لارستان و دیدارهای پرشمار ایشان، تخریب آثار باستانی شهر، یا مراسم گوناگون برای گرامی‌داشت شهدای گمنام، و حتی سفر یک فرمانده سپاه به شهرمان، و… (ضمن احترام به همه‌ی این موارد) برایشان مهم‌تر یا جذاب‌تر بوده، باید کمی سکوت و تأمل کنند در این‌که فرهنگ و اندیشه و ارزش‌ها، فقط به همین‌ها خلاصه می‌شود؟!»

و اما نقدی که بر این بند از مطلب بر برادر عزیزم وارد است آنست که کم کاری رسانه ها در عدم پوشش خبری این برنامه به خوبی ملموس بوده و هست و انتقادی وارد بر همه ی رسانه ها.

اما استاد محترم، نگاه به رسانه های مجازی و نشریات منطقه، چه آنهایی که سالیان سال در عرصه ی رسانه همچون میلاد لارستان و چه آنانکه در عرصه ی مجازی ازقبیل صحبت نو، لادستان، صبح لارستان، میلادلارستان و آفتاب لارستان فعالیت داشته اند به خوبی گواه بر عدم حضور نیروی کافی جهت کار رسانه ای در شهرستان و منطقه بوده است و رسانه های منطقه علاوه بر مشکلات مالی که گریبانگیر هر کدام آز انها بوده است با عدم حضور نیروی انسانی نیز مواجه بوده اند و یک مدیرمسئول یک رسانه در شهرستان خود مسئول، خود سردبیر و خود خبرنگار نیز می باشد و بسیاری از رسانه های شهرستان با حضور یک یا دو نفر به طور جدی در عرصه ی رسانه حضور داشته و به خوبی کمبود نیرو ملموس می باشد.

اما در خصوص این قسمت از مطالبتان نیز که: «رسانه‌هایی مراسم گوناگون برای گرامی‌داشت شهدای گمنام، و حتی سفر یک فرمانده سپاه به شهرمان، و… (ضمن احترام به همه‌ی این موارد) برایشان مهم‌تر یا جذاب‌تر بوده، باید کمی سکوت و تأمل کنند در این‌که فرهنگ و اندیشه و ارزش‌ها، فقط به همین‌ها خلاصه می‌شود؟!»

باید بیان داشت که بیشتر اخبار و گزارش های ارسالی در خصوص این مراسمات توسط دست اندرکاران و مجریان برگزاری مراسم ارسال شده است و جا داشت که با حضور فردی همچون شما، که آشنا به رسانه و مطبوعات می باشید طی گزارشی اقدام به ارسال خبر و تصویر این مراسم باشکوه می نمودید.

و شما بزرگوارکه مشکلات موجود را درک نموده و خود نیز در رسانه ها حضور دارید، انتظار نمی رود که این گونه به رسانه ها بتازید و لازم به یادآوری نمی باشد که تعدادی دوستان خوب شما در آفتاب لارستان عضو انجمن عکاسی می باشند و شما به راحتی می توانستید پوشش این مراسم را به صورت تصویری از دوستان انجمن عکاسی خواستار شوید.

موفق و موید باشید.


6 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    با سلام منطقی بود

  2. محمد گفت:

    0

    0

    از اينكه فضاي نقد و گفت و گو به اين زيبايي ايجاد شده است لذت مي برم. واقعا بايد سعي كنيم هرآن اندازه كه نسل هاي پيشين ما در پي تقابل و خط كشي با يكديگر بودند، ما سعي كنيم حتي در بنيادي ترين اختلافات فكري و عقيدتي خود اينقدر زيبا گفت و گو كنيم.

  3. صادقي گفت:

    0

    0

    بابا فكر نان باشيد. اين مطالب يعني چه اصل مطلب و چه جوابيه آن از سر سيري و بي دردي نوشته شده!!! درد جامعه ما اينك اين است كه پدر بعد از يك روز كامل سگ دو زدن دست خالي به خانه بر مي گردد و شرمنده فرزندان خود است!!! درد جامعه ما اين است كه با توجه زياد به شعارهاي توخالي از واقعيت و شكم مردم فاصله گرفته ايم. درد جامعه اين است كه نخبگان و نويسندگان آن دردشناسي بلد نيستند!! از آن […] گرفته تا همين نويسندگان جوان شهر لار!!!

  4. نادر گفت:

    0

    0

    ایکاش قبل از نقد مجلس دوست ما پیگیری می شد که حداقل مجری برنامه چه گروهی بود وچه گروهی با چه مشقتی کمال همکاری را با این عزیزان داشته اند.

    همان گروههایی که بعضا دوستان منتقدش هستند.

  5. ناشناس گفت:

    0

    0

    امام صادق(ع):چه بسا قاری قرآن که صوت قرآنش ازسرش بالاتر نمیرود…

    وهمچنین فرمودند:رب تال القرآن والقرآن یلعنه….

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان