میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲۲ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۴۲ ق.ظ سرویس:برگزیده ها, مطلب شما 67 دیدگاه 751 بازدید

اَچُمی یا لاری؛ زبان شناسی و فراتر از زبان شناسی

اَچُمی یا لاری؛ زبان شناسی و فراتر از زبان شناسی

پاسخ به یادداشت «نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان» نوشته «محمد اورنگ»

آفتاب لارستان: بحث بر سر عنوان «لاری» یا «اچمی» برای زبان مردم منطقه این روزها حسابی بالا گرفته است. روز گذشته دکتر «محمد اورنگ» زبان شناس شناخته شده لارستانی از دانشگاه استرالیا و دکتر «لیلا دیانت» زبان شناس لارستانی دیگر یادداشتی مشترک با عنوان «نگاهی نابخردانه به عنوان یک کهن زبان» را منتشر کردند که بحث مذکور را وارد فاز جدیدی کرد.

حالا «شایان تدین» یکی از سه نویسنده مدافع عنوان «اچمی» بجای زبان لاری یا لارستانی پاسخی مبسوط به یادداشت اورنگ و دیانت نوشته و برای سایت «آفتاب لارستان» ارسال کرده است که در ادامه می خوانید:

***

شایان تدین: آقای اورنگ در نقدی که بر یادداشت «مصطفی ملتفت» نوشته اند بر استدلالی تاکید دارند که قبلا به آن پاسخِ مختصری داده ام. تاکید ایشان بر پذیرفته شده بودنِ زبان لاری در مجامع بین المللی و حفظِ وحدتِ رویه است. من نیز گفته بودم پذیرش در مجامع بین المللی اهمیت کمتری دارد از پذیرش عمومیِ متکلمان یا احقاقِ حقوقِ اساسی همه ی مردم منطقه.

متاسفانه به جرات می گویم آقای اورنگ مطالبِ هیچ کدام از ما را به دقت نخوانده اند یا متوجه اصلِ مطلب نشده اند. یادداشتِ پر از توهین و تحقیرشان گواهِ این بی دقتی و بی توجهی است. وگرنه گفته شده و واضح بود آن چه آقای ملتفت نوشته است جنبه ی توصیفی و تفسیری دارد. فارغ از بحث های مستدلِ مکتوب، به بررسی آنچه رواج دارد پرداخته است. حال اگر نظر سنجی اش به اعتراف خود نیز دم دستی و نامعتبر است، با بهره بردن از ضعفِ شیوه ی به کار بردنِ آن نمی شود رواجِ این واژه در میانِ مردم را انکار کرد. ملتفت سعی کرده است این رواج را توصیف و تفسیر کند. نسبتِ آن با شیوه ی زندگی مردم، ذائقه ی عمومی و وجه کاربردیِ آن را مورد بررسی قرار دهد. موفق یا ناموفق، هدف ایشان این بوده است و نقدِ یادداشت شان باید این مساله را موردِ توجه قرار دهد. چنان که آقای «یوسف منصوری» نقد جالبی بر آن نوشته اند. نقد با زبانِ طرد و تشر و انکار ممکن نمی شود.

نکته ی بعد این که خلطِ مبحثی نیز صورت گرفته است. من شخصا این خطا را می پذیرم! ما باید صراحتا می گفتیم که مساله ی ما، مساله ای صرفا زبان شناسانه نیست. به خصوص برای آن ها که حوصله ی خواندن را ندارند. این جنبه ی کار البته اگر منظورِ ما درست منتقل شود در هر سه یادداشت به وضوح مشخص است. ما هیچ ادعای زبان شناسانه ای نکرده ایم. اگر چه در ادامه ی همین یادداشت مختصرا به وجهِ واقعا زبان شناسانه ی طرد شده نیز خواهم پرداخت. مساله ی ما اما چیزِ دیگری بوده است. امروزه دیدگاه های علمیِ زبان شناسی را نیز دیگر نمی توان منهای سیاست و علوم انسانی انتقادی دریافت. آن زبان شناسی که خود را محدود به واج و واژه و جمله بداند و مساله ی «گفتمان» را در نظر نگیرد، ناقص است و توانِ درکِ مساله و اظهارِ نظر در این گونه مسائل را ندارد.

ادعای عینیت و اکادمیک بودنِ محض و بی طرفی، ادعاهایی دروغین اند. ایدئولوژی است که در دلِ هر عینیتی رسوخ دارد. اصلا عینیت، همین گفتمانِ رسوب پیدا کرده است. دانشجوی علوم انسانی که نسبت میان علم و قدرت را نشکافد و دغدغه اش نباشد تنها مبدل به بازیچه و کارگزار رویکردِ مسلط خواهد شد. مساله این نیست که طرف آگاهانه چنین کند یا چنین بخواهد. یا رابطه مستقیمی با نهاد قدرت داشته باشد. نه، هرگز. نه به چشم توطئه به مساله نگاه می کنم و نه اتهامی را وارد می دانم. من در یادداشت خودم اشارتا دو مفهوم را یکی از «بوردیو» و دیگری از «گرامشی» بدون ذکرٍ منبع یا شرحِ مفصل تر به کار برده ام. اما هیچ کدام از سرِ تفنن نبوده است. یکی «هژمونی» و دیگری «خشونت نمادین». هر دوی این مفاهیم را می توان بسط و توضیح داد. نسبتِ قدرت با علم، نسبتی گفتمانی است. خشونت نمادین نیز مفهومی از بوردیو، جامعه شناس فرانسوی است که اغلب به خشونتی زبانی اشاره دارد که با همدستیِ ضمنیِ خودِ شخصِ موردِ خشونت اعمال می شود. به نظرِ بوردیو هیچ کدام از دو سو نیز به اعمالِ خشونتِ خود آگاه نیستند، چرا که آن را کاملا طبیعی می پندارند. فراگیریِ کاربردِ لارستانی در میان نخبگان و دانشگاهی ها از این منظر نیز قابل بررسی است.

مرکزیتِ لار؟

گوشزدِ یک نکته ی دیگر را نیز لازم می دانم. لار اگر نگویم مهم ترین، از مهم ترین شهرهای منطقه است. پیش تر آن را «لاد» و «کلال» و به نام های دیگری نیز خوانده اند و این نام تغییر پیدا کرده است. بدیهی است که هیچ مفهومی ثابت نباشد و هیچ واژه ای نیز ذاتی ازلی و ابدی ندارد. منطقه نیز مراکز مختلفی داشته است. در دورانی «خنج» مرکز فرهنگی و دار الاولیا بوده است، یک دوره ی طولانی «بستک» مرکزِ سیاسی بوده است و بندرلنگه نیز مرکز تجاری منطقه. لار هم از مهم ترین شهرهای منطقه است و در دوره هایی مرکزیت داشته، شکی در آن نیست. اما خود لار نیز زمانی قریه ای از داراب بوده است. مخلصِ کلام این که تقسیم بندی های سیاسی و جغرافیایی مفاهیمی متغیر اند.

سوسور، زبان شناسی و ماهیت رابطه ای پدیده های زبانی

زبان نهادی اجتماعی است. زبان مهم ترین وسیله ی ارتباطی بین افراد جامعه و تشکیل دهنده ی یک واحد اجتماعی است. ماهیتِ رابطه ای پدیده های زبانی را نمی توان مد نظر قرار نداد. قراردادی بودنِ زبان یعنی بین صورت و معنا رابطه ی ذاتی وجود ندارد. یکی از ویژگی های مهمِ زبان همین قراردادی بودن آن است.

ویژگی اساسی دیگر خلاقیت زبان است که امکان های بی نهایتی را پیش روی متکلم قرار می دهد. در یادداشت قبل نیز به این داستان پرداخته ام. این رابطه بین صورت و معنا، رابطه ای اتفاقی یا قرادادی است. زبان را باید به منزله ی نظامی از ارزشهایی که به لحاظ اجتماعی تعیین شده اند مورد توجه قرار داد و نه مجموعه ای از عناصر که بر حسب جوهرشان معرفی می گردند.

در زبان شناسی پس از «سوسور»، در تحلیل زبان با واقعیاتِ اجتماعی سر و کار داریم. سوسو می نویسد: «در واقع هر تحلیلی از زبان باید با کاربردِ اجتماعیِ عناصرِ زبان گره بخورد.» زبان شناسی دیگر مطالعه ی مجموعه ی وسیعی از توالیهای آوایی نیست بلکه نظامی از قرادادهای (و تاکید می کنم قرادادهای) اجتماعی را بررسی می کند.

در جای دیگر ایشان گفته اند که پس مردم استرالیا نیز باید بگویند استرالیایی و نه انگلیسی چون انگلیس یک کشور دیگر است. یا شبیه به همین استدلال این که آیا اطلاق نام فارسی نیز تبعیض آمیز است؟ جواب این مساله خیلی ساده است. نه، ما همه اطلاق نام فارسی را پذیرفته ایم؛ استرالیایی ها نیز مخالفتی با عنوان زبان انگلیسی ندارند. اما اغلبِ مردمِ منطقه حالا به هر دلیلی با اطلاقِ لاری مخالف اند. اصلا برایشان مطرح نیست. من نمی گویم همه اَچُمی را پذیرفته اند، اما اگر اندکی رابطه ی واقعی خود را با منطقه حفظ کرده باشیم و به رسالتِ اصلیِ زبان شناسی نیز وفادار باشیم می توان دریافت که فراگیرترین مفاهیم، اچمی و «خودمونی» اند.

یکی از اهداف ما تهییجِ مردم به حفظ و گسترش و توجه بیشتر به زبان مادری شان است. با ایجاد گسست و تفرقه نمی توان به این مهم دست یافت، بلکه باید مفهومِ مشترک موجود را به رسمیت شناخت. به ناچار این مفهومی است که طبق شرایطی «برساخته» شده است؛ شرایطی البته اتفاقی و قرادادی. (اتفاقی نه از آن جهت که شانسی بوده است بلکه از این جهت که تحت شرایطِ خاصی، بی آن که ضرورتی داشته باشد، فراگیر شده است و مساله ی ما دقیقا از همینجا شروع می شود.) به واسطه ی پذیرشِ این مفهومِ مشترک است که می توان فرهنگِ عموماً و تاریخاً شفاهی منطقه را به فرهنگی مکتوب ارتقا داد.

آیا واقعا این مساله ای صرفا زبان شناسانه است؟

وجه دیگر مساله این است که ماهیت مساله صرفا زبان شناسانه نیست. خطاب به اورنگ باید نوشت برای شما هم نیست؛ که اگر بود می دانستید وظیفه ی شما تجویزِ واژه ای به جای واژه ی دیگر نیست. طرفِ کسی را گرفتن در یک مشاجره درخورِ زبان شناس نیست. زبان شناس بزرگ، سوسور، عینا می نویسد: «تنها موضوع واقعی زبان شناسی، زندگی عادی و منظم یک زبان به همان شکل موجود است.» بنابراین اگر ریشه های تاریخی و نام های باستانی برایتان اهمیت دارد چرا از «فارسی پهلوی» یا «نیاپارسیک» و امثال این ها دفاع نمی کنید؟

فرقِ ما این است که من صراحتا معترفم به زبان شناسانه نبودن صرفِ بحث، و شما نه! شما یا ترجیح می دهید علایق شخصی و تمایلاتتان را پنهان کنید و یا اصلا در جریان نیستید! ما نه چنین ترجیحی می دهیم و نه بی خبریم. حال اگر از زندگیِ شخصی خود در این سه یادداشت وام گرفته ایم توجیهِ آن، وجهِ روایی یادداشت های ماست. روایتی آمیخته به تجربه های زندگی شخصی که به آن به چشمی تحقیرآمیز نگاه نمی کنیم. همچنین دعوت به روایتِ بیشترِ این تجربه ها، انعکاس تجربه ها و جراتِ صدا داشتن و صدا بخشیدن به مردمِ همیشه مسکوت و مغفولِ منطقه که به هر دلیلی وضعیت موجود را محافظه کارانه به انتظار نشسته اند.

جناب اورنگ، این پاراگراف را مستقیما خطاب به شما که زبان شناس تشریف دارید می نویسم. برچسپ ها و اتهاماتی از قبیل تشویش اذهان و موجی از شبهه و جریحه دار کردن احساسات و از این قبیل آیا درخورِ لحن و زبان یک دانشمند و دانشگاهی است؟ آیا به چیزِ دیگری نمی مانَد؟ پُر واضح است که تک به تک استعارات و لحن نوشته ی شما، خواسته ناخواسته، بر خلاف میلتان، پرده از این مساله برداشته است که اطلاق لاری به زبان مادریِ مردمی از خنج تا آن سوی خلیج فارس ابدا مساله ای صرفا علمی نیست. (محض اطلاعتان این را نیز بگویم جمعیت متکلمان را نیز اشتباه فرموده اید. غمی نیست البته. کار مثلا و مطلقا زبان شناسانه ی شما هیچ دخلی به متکلمان زبان ندارد!)

آقای اورنگ گرامی لطفا به جای برچسپ زنی و به کار گیری زبانی پر از تحقیر و طرد و انکار، کمی جراتِ فکر کردن داشته باشید. روخوانی از متونِ دیگران کافی است. به متنِ جامعه رجوع کنید. محلِ وقوعِ زبان اشتباهِ فلان مستشرق نیست بلکه همین کوچه و بازاری است که از آن بیزارید.

ضمنا نه احساسات مردم، که این شمایی است که احساساتتان جریحه دار شده و صادقانه از این بابت خوشحالم!

داغِ مستشرقان بر پیشانیِ منطقه

اسناد به فلان مستشرق نیز وحی منزل نیست. مستشرقان درک درستی از ویژگی های منطقه نداشته اند. این مساله درباره ی مرزبندی ها در خاورمیانه و هزار و یک مساله ی دیگر نیز صادق است. نظریات پسااستعماری مفصلا به این ماجراها پرداخته اند. اگر پذیرفته شدن در مجامعِ رسمی حجتِ متفکر باشد پس باید اسرائیل را نیز دربست پذیرفت!؟ اما چنین نیست. باز به سراغ مفهومی باید رفت. احتمالا آقای اورنگ با «contingency» آشنایی دارند. که وجهِ قراردادی و اتفاقی مفاهیم و واژگان را موردِ تاکید قرار می دهد. کسی نیز منکر ثبتِ زبان لارستانی در کتب نشده است.

خود آقای ملتفت گفته اند که استدلال های موافقان را می دانند. مساله ی هر سه ی ما اما از اینجا شروع می شود که چطور شده است با توجه به اسناد و مدارک و حتی بر فرضِ تاریخی و یکه تاز بودن عنوان لاری (که فرضی غلط است) و حذف و سرکوبِ عنوان اچمی از همه جا (چنان که جناب اورنگ در کمالِ وقاحت به آن افتخار کرده اند) و صرف هزینه های گزاف و برگزاری همایش ها، اکثریتِ مردم منطقه اغلب بدون هیچ تامل خاصی زبان خود را لاری نمی دانند و نمی خوانند. به طرقِ مختلف آگاهانه و ناآگاهانه تن بدان نمی دهند. اچمی، خودمونی و اطلاق هر منطقه ی جغرافیایی، جایگزین لاری می شود. برای اکثریت، اصلا نام لاری مطرح نیست. این مساله شاید از نظر شما مساله ای زبان شناسانه نباشد، ما هم می دانیم رفیق. اما آقای دانشمند شما چیزی را فراموش کرده اید؛ وظیفه ی شمای زبان شناس نیز تجویز نیست. چه برسد سرکوب و مقابله با هر مفهومِ دیگری که اغلب مردم به کار می برند. لازم نیست طبلِ دانشگاهی بودنتان را بر فرقِ سری کسی بکوبید؛ نه! تنها باید جای سوال را برای خودتان باز بگذارید.

این گسستِ عمیق میان مردم و عنوان زبان مادری شان خطرناک است. این گسست و در ادامه، تحقیرِ مردم، زبان و فرهنگِ منطقه را تهدید خواهد کرد. مساله این است که ما به دنبال مفهومی مشترک می گردیم. هویت نیز امری سیال است و تنها در اوراق گذشتگان محدود نیست. (اگر چه همین اوراق نیز صفحاتِ دیگری دارد که چشمِ خود را بر آن بسته اید و این را در جاهای دیگری نیز توضیح داده ام از جمله در یادداشت: «در جستجوی نامی برای زبان مادری ام» و «تاریخ محلی در برابر تاریخ رسمی») هویت یک مردم را خودشان تعریف می کنند. هویت آن چیزی است که هست و نه آن چه که بوده است یا تصور می کنیم بوده است. هویت، تحتِ شرایطِ خاص و مشخصی است که پرورانده می شود.

ما می خواهیم امروز جزیی از تاریخ باشیم و پیشنهادِ جدیدی نداده ایم. واژه ای ناآشنا را نمی خواهیم تحمیل کنیم. مصطفی ملتفت تنها آنچه هست را توصیف می کند. هویتِ مردم را شما می خواهید انکار کنید و نه ما. رجوع به متنِ جاری در کوچه و بازار که شما به آن بارِ تحقیر آمیز داده اید اتفاقا مساله ی اساسی ماست. شما اما خود را به نفهمی زده و از عنوانی با توهین و تشر حمایت می کنید که منطقه را تکه پاره می کند و فرهنگ و زبان آن را مورد تهدید قرار می دهد.

در جستجوی مفهومی مشترک

در نهایت نه خطاب به آقای اورنگ بلکه زمزمه کنان با خودم و همه ی خوانندگان می گویم ما به دنبال مفهومی مشترکیم. تا هر صدا به بلندی، صدای خودش را داشته باشد. ناگزیر سرنوشت و مقهور نباید ماند. ما مفهومی تازه را بر نساخته ایم و قصدِ تحمیل آن را نداریم. بلکه از میان واژه های موجود، آنچه شمولیتِ بیشتر (و نه مطلق) دارد را برگزیده ایم.

تبارِ این واژه می تواند برای «زبان شناسی تاریخی» دغدغه ی محترم و جالبی باشد، اما برای من نه چندان! حتی اگر عده ای شیرازی به تحقیر آن را می گفته اند (که تازه برای اولین بار شنیده ام و من که در همین شیراز بزرگ شده ام به جرات می توانم بگویم بر فرض هم که بوده الان ابدا چنین باری ندارد!) یا که این همان عجمِ عربی باشد (که زبان شناسان می دانند تبدیل ج به چ اغلب ممکن نیست و از طرف دیگر خودمونی بیشتر در آنسو رواج دارد) فرق چندانی نمی کند. هیچ واژه ای هیچ معنای ثابتِ ابدی ندارد. مثالی می زنم تنها به قصدِ ثابت نبودنِ مفاهیم در اطلاق یک نام به یک مردم. «مورو» واژه ای بود که به تحقیر نثارِ مراکشی ها شد اما آن وقت که خواستند مستقل شوند و پا بگیرند همین را به کار بردند و معنایش را دگرگون کردند. معنا در ذاتِ واژه ها نیست. این چیزی است که اتفاقا زبان شناسی به ما می آموزد و رفقای دانشمند آن را به کنار زده اند. واژه های بسیاری هستند که دگرگونیِ معنایی پیدا کرده اند و به متضادِ خودشان تبدیل گشته اند.

پس اَچُمی نه توهین است نه عامیانه و نه احتمالا تبارِ آن نقشی در کاربردِ امروزی اش دارد. اچمی مفهومی است که خودِ مردم به کار می برند و حالا وقتِ آن رسیده است که صدای غالب به رسمیت شناخته شود.

مطالب مرتبط:

هویت یابی «نومتعصبان» با حمله به «زبان لارستانی»!

پاسخ دوم «حامد توانا» به «امیرحسین نوبهار» در مناقشه «زبان لارستانی»

نگاهی نابخردانه به عنوان یک «کهن زبان»

هضم واقعیت زبان اچمی سخت است، درک می‌کنم!

«زبان لاری» یک عنوان پذیرفته شده بین المللی است/ عبارت «زبان اچمي» كاملا اشتباه است

زبان شیرین مادری و «لارستانی» خود را «اچُمی» نخوانیم!


67 نظر

  1. فاطمه گفت:

    4

    7

    بنده با احترام فراوان بشما زبان شناس مسلط و آگاه از بکار بردن و رایج کردن عبارت زبان اچمی بشدت متنفرم

    • علی گفت:

      4

      6

      این نویسنده بی سواد را چه به زبان شناسی. ایشون رشته شون زبان شناسی نیست اما دوست دارن نخود هر آش باشن تا شناخته بشن

  2. بندرلنگه ای گفت:

    8

    3

    این دوستان با ضرب زور می خوان چیزی رو که دل مردم باش نیست جا بندازن با مردمم فقط دشمنی دارن زبون ما اچمیه تا جایی که یادمون میاد هم اچمی بوده اچمی هم می مونه

    #بی_تعارف_اچمی_هستم

    #نه_به_زبان_لاری

    • رضا گفت:

      4

      4

      چون میخواهید هویت و شهرتون رو مخفی کنید میگید اچمی هستین. متاسفم براتون. خوب بی تعارف بگین گراشی هستیم چرا میگید اچمی (امثال شما و نوبهار)

  3. هادی گفت:

    2

    6

    من نیزباعبارت اچمی مخالفم.تاحال که نزدیک پنجاه سال اززندگیم میگذردازاین عبارت نامانوس استفاده نکرده ام .چون واقعا”بی کلاس هست

  4. امید از اوز گفت:

    2

    8

     من شخصا با ترویج و بکار بردن  لفظ و کلمه اچمی بشدت مخالفم چون نوعی تحقیر و کوچک شمردن مردم و زبان موردکاربرد انان میدانم و متاسفانه در سالهای اخیر بعلت عزیمت تعداد زیادی ایرانی به کشور دبی و سایر امیر نشینها و دادو ستد با همشهریان لاری  و اوز و گراشی و بستکی و شنیدن لفظ و کلمه   اچم در میان همشهریان  مسافران ایرانی که کلمه اچم هنگام صحبت  مابین مردم بومی  این کلمه در ذهنشان مانده و برای راحتی خودشان این لقب بر روی زبان لارستانیها گذاشته اند که از نظر من هرچند ممکن است نظر سویی نداشته باشند اما مانند بعضی کلمات در ذهن این افراد غیر بومی جای گرفته است وگرنه هیچ گونه اساس و پایه ندارد و در فرهنگ لارستان بنام‌ زبانهای هر شهر مانند لار گراشی اوزی خنجی که دارای لهجه جداگانه میباشند مورد استفاده قرار گرفته و برای هرکدام توضیحات جداگانه داشته است لذا از کلیه مردم منطقه خواسته میشود سعی نمایند از بکاربردن زبان اچمی و این کلمه خود داری نمایند و توصیه نمایند از بکار بردن ان خود داری نمایند چون هر شهر و دیاری  دارای زبانی و لهجه و گویش خاص خود را دارد

  5. 2

    3

    به نظر میرسد کسانی اگاهانه این مساله اچمی ولارستانی را تحت عنوان یک موصوع زبان شناسی ک۶ باعث تفرقه ونفاق در بین مردم صبور وخوب منطقه میشود مطرح وانرا دنبال می کنند به هوش باشیم وسایت ها بیش ازین انرا مطرح نکنند ما همه مردم خطه لارستان بکپارچه ومتحد هستیم واین زبان هم وجه مشترک ماست لطفا نخبگان ودلسوزان این خطه بیشتر ادامه ندهند

  6. دیده بان! گفت:

    3

    4

    برادر من از کی تا حالا و بر اساس کدام منبع معتبر تاریخی لار قریه ای از داراب بوده؟؟!! متاسفانه مقالاتی که این سه جوان مینویسند سرشار از تعصبات و تفکرات عامیانه است و اصلا پایه علمی و اسنادی ندارند!

  7. الهام گفت:

    3

    2

    پرچم اچمیا بالا✌

    • شایان تدین گفت:

      3

      0

      پروفسور ژان کالمار می‌نویسد از لارستان یا سرزمین لار، تا قرن هفتم و هشتم ه‍.ق ذکری به میان نیامده است. (منبع: تاریخ مفصل لارستان، ص ۱۰۱۵) اولین بار منابع قرن هشتم هجری از جمله حمدالله مستوفی از لار خبر داده‌است. او این شهر را از توابع «شبانکاره» شمرده‌است. (منبع:مستوفی، حمدالله، نزهه القلوب، ص ۱۶۹) در مجموعه چند جلدی دانشنامه جهان اسلام، (جلد۱۶، ص۶۶۴) لارستان بخشی از ولایت داراب گرد معرفی شده و آمده‌است: «دارابگرد، کوره و شهری قدیمی در ایالت فارس. دارابگرد یکی از پنج کوره ایالت فارس بود که بخشی از نواحی میانی، جنوب و جنوب شرقی استان فارس کنونی یعنی کمابیش محدوده شهرستان‌های داراب، زرین دشت، فسا، جهرم، استهبان، نیریز و لارستان را شامل می‌شد.

  8. بستک علی گفت:

    5

    3

    اچمی هیچ ربطی ب خلیج نداره تو منطقه ی ما می گفتن همیشه

    اگر لاری پس چرا هیچ کی خبر نداره؟ حتی ۹۰ درصد نمی دونن زبون لاری یعنی چی یعنی کجا لهجه ی لارب داریم لهجه ی بستکی همه ی منطقه زبونشون اچمیه

    • من گفت:

      1

      1

      […]عرب پرست
      خلیج نه خلیج فارس باید یه […] مثل فیلم لاتاری […] کرد
      بعد بهتره آمار تخیلی مثل نوبهار و دو نفر دوست […] نده که خیلی زووووود ضایع بشن

  9. یوسف منصوری گفت:

    5

    1

    متن بسیار دقیق و شسته رفته‌ای بود. با تشکر از شما

  10. منصور لمزانی گفت:

    4

    1

    زبان مادری ما از وقتی ک بوده اچمی بوده و به ایرانی و اچمی بودنمون افتخار میکنیم
    مو اچمی هم و افتخار اکنم
    #لمزان_اچمی_زبان_مادری
    #شایان_خان_تدین

  11. ممد جناحی گفت:

    4

    2

    اچمی فقط اچمی

  12. لارستانی گفت:

    2

    4

    این سه فرد شناخته شده از گفته هایشان پیداست که اهل مطالعه و تحقیق نیستند و گفته هایشان بیشتر به شوخی و طنز شباهت دارد تا واقعیت کشور های فارسی زبان چون افغانستان و تاجیکستان که فارس صحبت می کنند برای ان نام دیگری بگذارند گر چه اچم واژه ای در زبان لارستان می باشد چگونه می توان یک واژه را یک زبان نامید

  13. فرهاد ابراهیم پور گفت:

    1

    1

    با سلام از اینکه در این برهه حساس کنونی به جای مسائل بسیار مهمتر به این موضوع که دارد بوی نفاق از آن می آید مطرح میشود جای تاسف دارد .انتخابات نزدیک است و سابقه تاریخی مسائل پیش آمده نشان میدهد که حداقل اکنون جای این صحبت ها نیست .عده محدودی که علاقه عجیبی دارند که یک واژه تحت لفظی رفتن را مثل اچم را جایگزین مفهوم منبعث از آن کنند و لاری ها و بخشی از مناطق لارستان نیز اصرار وافر و آکادمیکی بر زبان لارستان دارند که هر دوی اینها جا افتاده بین مردم نیست جالب نیست . کلمه خودمونی کلمه فراگیر تر از هر دوی آنهاست اما برای اثبات یا عدم آن احتیاج به گفتگوهای فراگیرترین دارد که الان جایش نیست . مردم مشکلات حادتری و اساسی تری دارند که باید به آن توجه کرد .

  14. محمد از لمزان گفت:

    5

    0

    با سلام خدمت همه بزرگواران
    جا دارد از محقق عزیز آقای تدین تشکر کرد که واقعا دلایل علمی او برای متن ارسالی جالب و تأمل برانگیز است و زبان أچمی از دیرباز بوده و خواهد بود و باعث افتخار ما مردم و جزئی از فرهنگ کهن ماست و ما به آن افتخار میکنیم

  15. دانشجوی پیام نور اوز گفت:

    3

    3

    چرا اوزی ها ” از پاپ کاتولیک تر” هستند؟
    باید این مسئله بررسی شود!

  16. ناشناس گفت:

    4

    0

    زبان لاري؟ به چه دليل و منطقي ؟ شما تو كل لارستان ي دور بزن متوجه ميشي كه اكثريت دارن فارسي حرف ميزنن و گويش غالبشون الان فارسي شده حالا فارغ از اين موضوع جزيي مگه گويش اچمي فقط تو لار و توابع استفاده ميشه ؟ بخوايم از نظر جغرافيايي حساب كنيم لار حدودا ميشه مرز زبان اچمي و منطقه غالبش از بندر لنگه بستك پارسيان و تقريبا نزديكي خمير هستش كه غالبه و همه جا چه لارش چه هر جاي ديگه اسم گوشمون اچمي بوده و هست حرف وياده تو بيخ موضوع نميرم حق مطلب رو آقاي تدين ادا كرده فق بايد بگم اچمي خيلي برازنده تر از لارستانيه چون گويش ما خيلي گسترده تر از اونه كه اسم ي مكان روش باشه

    • فداغی گفت:

      0

      2

      کدوم اسم زبونی تا حالا از فعل گرفته شده که شما از فعل اچم برای خودتون اسم زبون ساختید!!!

  17. عزیزجناحی گفت:

    3

    1

    تابوده کل منطقه هویت لحجه منطقه رااچمی میگفتن

  18. ح توانا گفت:

    1

    3

    سلام
    اینکه یک پدیده اجتماعی نامطلوب یعنی همان پذیرش نام تحقیرآمیز اچمی را دستمایه نگاه های سیاسی و روش های سیاسی بکنیم تنها و تنها از عهده سیاست بازان برمی آید که برای اثبات هرچیزی به هر شیوه ای متوسل می شوند. البته شما جوانید و نگاهتان ملوث به اغراض و احساسات، کمی سنتان که بالا برود متوجه می شوید که این روشها و نگاه ها خام و کودکانه است.
    دیگر اینکه اگر صددلیل بر صحت روش و نگاه خود بیاورید نمی توانید انکار کنید که با این شیوه هرنام و عنوانی را به صرف مقبولیتی در احتماع می توان تغییر داد حتی نام شهرها و ملتها و این جزء سست ترین اندیشه هاست و باز هم فقط سیاستمداران، محتاج تغییر دنبال این افکارند.
    اگر دوست دارید ثابت کنید لاریها دنبال سلطه اند حتی با مقوله زبان بفرمایید اول سلطه جویی را ثابت کنید، اول عرش بعد نقش. شما اصل مدعا را ثابت نکرده اید بعد بدنبال ستیز هستید. به هر حال اگر ما ندانیم داستان شما از کجا اب می خورد دانای به نهان ها می داند و شاهد خود قاضی است.
    موفق باشید

    • ناشناس گفت:

      1

      0

      جوجه کباب لاری، کباب کنجه لاری، حلوا مسقطی لاری، مهیاوه لاری، عبدالواحد موسوی لاری،علی محمد حقشناس لاری عبدالرحمان فرامرزی لاری، صنعت فداغی لاری، قطب الدین بن محیای کوشکناری لاری، قوچ و میش لارستانی، و ….. اینها اگر سلطه طلبی نیست پس اسمش چیست ؟

  19. نادر گفت:

    5

    0

    با سلام خدمت همه دوستان اومدی زبان و لاری عزیز آقای تدین خیلی با جملات قاطعی بیان کردن اما من این حق رو ب لاری های عزیز میدم ک دفاع کنن چون برای آنها بهتر هست ک نام شهرشان باشد اما من ب عنوان اچم زبان با عذر خواهی زیاد اینو میگم ک هیچوقت در خودم ندیدم ک بگم لاری زبانم چون از قدیم اچمی میگفتن و من هم ۲۱سال هست تو بازار هستم چندین شهر در منطقه و در شهرستان های دور تر وقتی می‌شنوم لاری میگن ب عنوان یک زبان همه فقط لارستان رو می‌بینند در حالی که خیلی وسیع تر و پهناورتره از خنج تااااا بندر لنگه و حتی نزدیک پارسیان اوز بستک و اطراف منصفانه نیست ک بخوابم زبانی ک اسم زیبایی با نام اچمی دارد را عوض کنیم با نام لاری میگیم عرب زبان نمیگیم اماراتی زبان میگیم عربی خلیجی عربی عراقی حتی عربی دبی هم نمیگن میگن عربی خلیج این یعنی اتحاد و قدرت یعنی واژه ای باشه که همه راحت ان را پذیرا باشن ن منفعت طلبی در آن باشد .حتی زبان بندری هم همینطور بندر خمیر پهل لنگه عباس و و چون مشترک بین اینها داشتن بندرگاه بوده کامل ترین واژه رو انتخاب کردن نگفتن زبان خمیری یا بندر عباسی مثلا میگن بندری زبون ها و اچم زبون ها و من واژه لاری رو اصلا نمی‌پذیریم با احترام به لاری های عزیز چون من لاری نیستم و اچم زبانم

  20. محمد از لمزان گفت:

    4

    0

    کاملا موافق زبان کهن أچمی هستم و باعث افتخاره

  21. گراشی گفت:

    4

    0

    نگاه کنید مثلا چند روز پیش من شیراز بودم که ایندفعه دوست ام گراشی هست رو به من کرد گفت این مغازه هم مثل ما اچمی هست و اهل دهکویه بود .چرا نگفت لاری هست مثل خودمون.آخه مگه میشه یکی اهل دهکویه باشد و ما بجوییم لاری هست .اچمی برای اتحاد منطقه بهتر هست .الان شما خودتان گراشی باشید با این تاریخ تاریک بین گراش و لار حاضر هستید یکی که اهل لار هست بگویند اینم مثل خودمون لاری هست .آخه گراشی ها قبول نمی کنند این رو و همیشه لار وگراش جدا از هم بوده هست .

  22. دلشکسته گفت:

    2

    0

    همین که اقای تدین در متنشون نوشتن یک زمانی لار قریه ای در داراب بوده نشون میده ایشان واقعا انسان دقیق و اهل علم و مطالعه ای هستند و تحت تاثیر و ذهنیت سازی برخی نویسندگان تاریخ ساز و جاعل منطقه قرار نگرفته است.
    اولین منبع تاریخی که از لار نام برده است کتاب تاریخ وصاف تالیف وصاف شیرازی است که مربوط به قرن هشتم ه. ق می باشد و از لار به عنوان یکی از قریه های ولایت داراب (شبانکاره) نام برده است.

    • چرا گفت:

      0

      0

      یه منبع که فقط تو کتابخونه شما پیدا میشه این زر مفت رو زده دلیل نمیشه که هزاران منبع و نقشه تاریخی و بین المللی رو انکار کرد

  23. علی گفت:

    0

    2

    نویسنده بی سواد در چه دوره ای لار قریه ای از داراب بوده؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    • شایان تدین گفت:

      3

      0

      پروفسور ژان کالمار می‌نویسد از لارستان یا سرزمین لار، تا قرن هفتم و هشتم ه‍.ق ذکری به میان نیامده است. (منبع: تاریخ مفصل لارستان، ص ۱۰۱۵) اولین بار منابع قرن هشتم هجری از جمله حمدالله مستوفی از لار خبر داده‌است. او این شهر را از توابع «شبانکاره» شمرده‌است. (منبع:مستوفی، حمدالله، نزهه القلوب، ص ۱۶۹) در مجموعه چند جلدی دانشنامه جهان اسلام، (جلد۱۶، ص۶۶۴) لارستان بخشی از ولایت داراب گرد معرفی شده و آمده‌است: «دارابگرد، کوره و شهری قدیمی در ایالت فارس. دارابگرد یکی از پنج کوره ایالت فارس بود که بخشی از نواحی میانی، جنوب و جنوب شرقی استان فارس کنونی یعنی کمابیش محدوده شهرستان‌های داراب، زرین دشت، فسا، جهرم، استهبان، نیریز و لارستان را شامل می‌شد.

    • علی گفت:

      0

      1

      اگر بر فرض محال نوشته شما براساس کتب بوده پس چرا نوشتید داراب. الان خودتون اشاره کردید داراب گرد که ربطی به داراب نداره!!!!!!!!! لطفا توی نوشتن مطالبتون دقت کنید

  24. نادر گفت:

    5

    0

    من نمی‌دونم چرا زبان اچمی رو میخوان بگن تحقیر آخه حقیر و خودخواه شما هستین ک زبان کل منطقه رو میخواین ب زبان یک شهر نسبت بدید هیچ کسی جز خود دوستان لاری اینو نمیخوان زبان منطقه اچمی بوده و هست آخه چرا ظلم میکنید وقتی قلم دست شماست اینکه تمام اچم زبون ها در تمام دنیا میگن اچمی همه می‌دانیم و کسی نمیگه زبون لاری وقتی یک لاری بگی زبون لاری با افتخار میگه لاری و تحقیر بقیه هست ولی اچمی زبان تمام منطقه هست ک همون اچمی و خودمونی یعنی اتحاد و همبستگی

  25. ابوالفضل گفت:

    1

    1

    آقای ابراهی۱م پور شما خواستی ابرو درست کنی زدی چشمش هم کور کردی . آقا این خودمونی دیگر چه صیغه ای است .

  26. ابراهیم نجم الدینی از اوز گفت:

    0

    0

    بنده نیز به کلمه اچمی حساسیت دارم اما به موردی اشاره میکنم که تا امروز کسی بدان توجه نکرده .به تشخیص من اشتباه لفظی باعث به وجود آمدن کامه نا زیبای اچمی شده . لارستانیها ومردمان حاشیه نشین خلیج فارس وکلاً مردم خیر عرب در امارات ،بحرین،کویت؛قطر،مسقط وعمان ؛حجاز حتی تابصره به عنوان عجم معروف بوده که درواقع عجم ها شناخته می شده اند که بااشتباه لفظی نزد فارسی زبانان اچم بجای عجم گفته می شده واین واژه بی هویت هم پنجا ه ،شصت سال بیشتر نیست که رواج پیدا کرده وعده ای که با افتخار هم از این حمایت می کنند هیچ گناه وتقصیری هم ندارند ودرواقع از عجم بودنشان دفاع وپشتیبانی می کنند .بااحترام ابراهیم نجم الدینی از اوز

  27. مریم گفت:

    5

    0

    این ک اچمی بی کلاسیه و فلان و بهمان ناشی از کمبود اعتماد به نفستونه

    من بندر زندگی می کنم و با افتخار میگم اچمی ام. اصن اینجا اچمی یا خودمونی باشی حساب دیگع ای روت دارن. شیرازم همینجوره. از توهماتتون چرا حرف می زنید؟

  28. ناشناس گفت:

    4

    0

    علی از گتر

    اچمی رو همه ی مردم قبول دارن. دیگه چی می خواد؟ خودمونی و اچمی منطقه رو بهم نزدیک می کنه ولی لاری فقط کینه هارو تقویت می کنه. لاری متعصبانه است. اسم لاری روی زبون تفرقه اندازه.

  29. مریم گفت:

    2

    1

    #ما_اچمی_هستیم
    #پدل

  30. مريم گفت:

    3

    1

    این‌که زبان مادری به نام یک شهر خاص باشد عادلانه نیست.
    اچمی،نامی‌ست که میان مردم این منطقه مقبولیت دارد نه نامی دیگر.

  31. ناشناس گفت:

    4

    1

    بی تعارف اچمی هستیم

  32. mehrdad darva گفت:

    4

    1

    درود بر آقای تدین که بصورت کامل و جامع به تشریح موضوع پرداختند.
    چرا واژه ‘لاری’ واژه مناسبی باشد وقتی این زبان،بسیار فراتر از مرز لارستان می‌باشد.؟
    تعصب را کنار بگذاریم..
    #نه_به_زبان_لاری
    #بدون_تعارف_اچمی_هستیم

    • علی گفت:

      0

      0

      شماها چون از شهرستان لارستان جدا شدید میخواهید عنوان زبانتان را هم کامل عوض کنید که مشخص نشود قبلا جز کدام منطقه بودید و همه پیشینه تاریخی تان را نابود کنید

    • هادی گفت:

      3

      1

      عجب😀چه دلیل و منطق ضعیفی
      اگر اینطور بود افرادی که فراتر از کردستان و کرمانشاه به زبان کردی صحبت می کنند باید نام جعلی دیگری برای زبانشان انتخاب می کردند

  33. #اچمی_هستیم گفت:

    4

    2

    اچمی هستیم بدون تعارف ♡

    • بندرعباس گفت:

      0

      2

      لطفا برید متن استادیار دانشگاه هرمزگان جناب آقای دکتر نوروزی را در همین سایت آفتاب بخوانید تا این قدر روی افکار غلط خود پافشاری نکنید

  34. ناشناس گفت:

    3

    0

    حمله دیانت به تدین که نوبهار را از اورنگ پایین کشیده و همگی متلفت شوند که زبان ما لاری است و نه اچمی.به مردمان منطقه چگونه حمله خواهید کرد که بگویید زبانتان لاری است و نه اچمی.
    صریح و بی تعارف می گوییم من اچمی زبانم نا لاری یا لارستانی زبان( اول اختلافات درون خود را حل کنید که شما مدعی هستید زبان لاری است یا لارستانی بعد به به قاطبه مردمان منطقه بتازید و اسمی تجویزی و تحمیلی برای زبانشان تحمیل نمایید.)

  35. اوزی گفت:

    1

    2

    این قصه سر دراز دارد لطفا تمامش کنید به نفع همه مردم منطقه است که برادرانه وبا زبان وگویش خودشان مثل همیشه در کنار هم باشند ما اوزیها انرا زبان لارستانی می دانیم

    • نادر گفت:

      1

      0

      آدم با سواد کسی جای یک ملت نمیتونه حرف بزنه مگر اینکه نماینده قانونی اون مردم باشه ک ب احتمال زیاد خود شما هم لاری هستی ک میگی اوزی ها زبان لاری رو قبول دارن دوستان اوزی زیادی دارم ک این ادعای لارهای عزیز رو تحقیر شهر بزرگ اوز میدانند که همه جای دنیا از لحاظ اقتصادی قدرت بیشتری در دست دارند و این امر را کوچک شمردن شهر بزرگی همچون اوز میدانند

  36. دت بستکی گفت:

    3

    2

    چرا اینجور با اچمی دشمنی دارید؟ چتونه؟ خیلیا میگن بستکی اما ما نمی خوایم بگیم همه بستکی حرف می زنن.. هیچ جای منطقه همچی چیزی نمیگن.. همه خودمونی حرف می زنن اچمی حرف می زنن چیزی که بین مردم هست رو نمی تونید از بین ببرید.. فقط باعث می شید بیشتر همه ازتون بدشون بیاد

    • دانشجوی پیام نور اوز گفت:

      1

      0

      از طرف همه مردم حرف نزنید، قشر قلیلی از اوزی ها که روشنفکرمآب هستند فقط اچمی را زشت می داند و از زبان لاری دقاع می کنند؛

  37. ناشناس گفت:

    5

    0

    با تشكر از آقاي تدين كه به درستي نكاتي رو متذكر شدند. و همچنين تشكر ويژه از سايت آفتاب لارستان كه جانب انصاف را رعايت مي كند و به همه ي صدا ها جايگاه مي دهد

  38. ناشناس گفت:

    5

    0

    كاش جوانان دغدغه مندي مثل اين سه در منطقه زيادتر شوند

  39. گيلكي گفت:

    5

    0

    من گويش مادري ام گيلكي هست و سالهاس در اين مناطق زندگي كردم و تا به حال نشنيدم فردي( حتي خود لاري ها) براي شناساندن گويششان به من بگويند “لاري” يا “لارستاني”. همه بالاتفاق گفته اند “اچمي” هستند. من از خواندن اين دعواها و افرادي كه با مردم ستيز مي كنند بسيار متعجب شدم.

  40. محمد گفت:

    4

    1

    با تشکر از فراوان از جناب تدین که با اختلاف بهترین نوشته را در این چند روز داشتند واز لاری ها ی عزیز تقاضا دارم در کامنت هابه اسم شهر های دیگر کامنت نگذارد

  41. ص.کامجو گفت:

    0

    2

    خلیج فارس و خلیج عربی نامی است که بر سر آن دعواست ولی اصل این نام خلیج همیشه فارس است و موسسات بین المللی وایرانیان این خلیج را با خلیج فارس می شناسند.
    اگر همه عرب ها وعالم وآدم بگویند خلیج عربی برای مردم ایران و موسسات بین المللی خلیج همیشه فارس است.

    حال نسبت به زبان لاری واچمی طبیعی است که نقاطی که در گذشته جزیی از لارستان بوده اند و هم اکنون مستقل و شهر وشهرستان شده اند نپدیرند زبان مادریشان

    اصل ومهم یونسکو است که این زبان یعنی زبان لاری. (لارستانی) برسمیت شناخته است.
    آدرس سایت یونسکو درادامه ارسال می گردد

  42. ص.کامجو گفت:

    0

    2

    http://www.unesco.org/languages-atlas/index.php
    سایت یونسکو و مناطقی که با زبان لاری صحبت می کند با نقاط،زرد مشخص کرده بنگرید که کدام نقاط با زبان لاری صحبت می کنند؟

  43. نادر گفت:

    5

    0

    تا الان من لاری ها رو ب عنوان انسانهایی خوب و با انصاف می‌دیدم و توصیف میکردم اما الان ب عنوان ظالم و زور گو میبینم .آقایان محترم ما اچم زبان هستیم و شما لاری ها لاری زبان چرا میخواهید ب زور اسم شهرتون رو به ما تحمیل کنید اون کسی که ثبت کردن هم زودتر پیگیر شدن و زرنگی کرده اصلا میخام اچم معنی نداشته باشه از قدیم همین اسم بوده و هست زشته ک بخواین یک منطقه رو ب نام خودتان بکنید تاریخ در آینده ب شما افتخار نمیکند شما رو ب عنوان مردمی ظالم معرفی می‌کند چون عصر حجر نیست و در کمتر از چند ماه این صدا رو کوچیک و بزرگ میشنون.حتما بخوانید

  44. نادر گفت:

    2

    2

    زور گویی ممنون لاری های محترم

    • هادی گفت:

      0

      1

      تعصب ممنوع
      چرا شما این قدر نسبت به واژه لار حساسیت دارید؟ به جای این تعصب مسخره دنبال راهکاری برای حفظ این زبان در خطر باشید

    • ناشناس گفت:

      4

      0

      اتفاقا مساله همینه

      وقتی بگید لاری کسی تعلقی نداره از خودش نمی دونه
      البته همینجوریع هم کسی نمیگه لاری ولی تو کتابام نباید بگن تا ملت بفهمن چه زبونی رو میگن و بش حس داشته باشن

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان