میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲:۵۲ ق.ظ سرویس:آفتاب, برگزیده ها 10 دیدگاه 464 بازدید

ای داد که شعر «لات» و «لمپن» شد/ شعر تازه «حسین طاهری»

ای داد که شعر «لات» و «لمپن» شد/ شعر تازه «حسین طاهری»

دکتر حسین(حسان) طاهری شاعر لارستانی و عضو سابق انجمن شعر آفتاب لار به تازگی شعری خواندنی سروده که در ادامه می آید:

***

تا حشر تفو به چرخ گردون باد

ای در دری که کوچکت کردند

لعنت! که تو «شاهوار» والا را

بازیچه ی هر «ملیجکت» کردند

.

ای شعر… سخن بگو! چه خاموشی؟

از جمع کران بی زبان برخیز

 این مدعیان که یاوه می لاوند!

استاد سخن شو از میان برخیز

.

ای شعر بیا و ترکتازی کن

این یاوه درای را به یغما بر

زین قحط رجال و جمع رجاله

تو مرد بمان و جور اعدا بر

.

ای درد که شاعر زمان لال است

ای وای زبان واژه الکن شد

اعجاز بدست سامری افتاد

ای داد که شعر، لات و لمپن شد

.

این خصلت شاعران «مداح» است:

هر قطره ی «آبِ» چشمشان «نان» شد!

آتش چو به اختیار  نمرود است

 اعجاز خلیل هم گلستان شد

 .

بیدار شو… رفت خواب خوش، خرگوش!

هجی مجی این کلاه تردستی است

آن شعر که بی ادب! ادا کردی

قرآن که نشد! توهم مستی است

.

آن جمع غریب فطر و هتاکان؟

زندان ابوغریب از آن خوشتر

وآن پرده سرای زرق و قلاشی؟

سربرده فرو به جیب از آن خوشتر

.

آی اول صف؟؟ مگر صف نان است

هرچند تو را غریو نان کشته

ما رنجبران گشنه ایم اما

مارا غم عقل و فهمتان کشته

.

ما را غم شاملو: غم نان هست

اما هنر و غم ادب بهتر

ای شاعر مفتگو بفهم این را

 ما راست شرف ز نان شب بهتر

.

این یاوه چه هاست این که می بافی؟

این عربده چیست این که می توفی؟

ای خشم زده! بغیظکم موتوا

گر عهد کنی، بعهدکم اوفی(اوف)

.

از عقل بگو از آنچه نایاب است

از غائب روزگار! می فهمی؟

ای عربده کش زبان به دندان گیر

ما را چه به یونجه زار؟ می فهمی؟

.

در هاویه خوشتریم تا ماندن

با جهل و تعصب و صب و سالوس

ما را چه به جوی شیر یا کوثر؟

اینیم ببین! تشنه در اقیانوس

.

از شر شما پناه باید برد

به مالک مردم و اله الناس

از شر شما عوام کالانعام

از شر شما خواص کالخناس

.

خود را بفروش برده! حرفی نیست

 با شعر ولی چنین مکن بازی

سیلی خور روزگار خواهی شد

گر بار دگر سخن بیاغازی!


10 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    1

    دكتر طاهري عزيز و ارج مند
    نمي دانم شايد شعر كمي دورتر ، احساسي هدايت شده بود . خود بهتر مي دانيد كه شعرتان چه گونه آمده است. قطعن بعد از آمدن شعر و سرايش هرچه پاكيزه شده باشد چه بهتر، مي توانم بگويم از چاره پاره اجتماعي مث قالب هاي قديم ديگر كه به هر هر نحو سعي شده به روز شود ،آينده اي نمي بينم.
    مي پذيرم كه از متداول زمانه عبور و عدول كرده ايد. -وزن و واژه -حالا بماند كه اين جا و ان را بشود باز هم تيغ كاري كرد . اما چار پاره اول را چاره ايش نيست.
    و اما حس نو جويي معتدل شما به خوبي ما را شاد و اويد وار مي كند
    شاد و شاد و بر قرار باشيد.
    جاش

  2. به دکی جون خودمون گفت:

    2

    0

    «ای حسین طاهری این چیست که می گویی
    خون خود را کثیف نکن این چیست که می گویی
    خوب لجت را در آورده این چیست که می گویی»

    دکتر جون نظرتون راجع به شعرم چیه ؟

  3. شهروند گفت:

    0

    1

    درود بر شما

    • به دکی جون خودمون گفت:

      0

      0

      درود به کی ؟ به شعر من یا به شعر دکتر جون؟
      خواهشن تکلیف ما رو روشن کنید به خودم بگیرم یا نه ؟

  4. ناشناس گفت:

    0

    1

    سخني با ادمين
    شعري از آقاي دكتر طاهري را گذاشته ايد. حريم حرمتش را اگر نمي توانيد رعايت كنيد شعرش را درج نكنيد . هر نظر و نوشته اي را كه نبايد تاييد كنيد.

  5. دکتر سلام گفت:

    1

    0

    می گن خوندن شعر
    ” نابرده رنج گنج میسر نمی شود
    مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد ”
    به دلیل توهین به دولت و شخص رئیس جمهور به خاطر استفاده از کلمات کار و برادر ، در مدارس ، ادارات ، دانشگاهها و تمامی تریبونهای نماز جمعه ممنوع اعلام شده است .

  6. ابوذر گفت:

    1

    0

    گر بهاران وارد ایران شد از برجام بود
    ابرها سرشار از باران شد از برجام بود
    نام ایران پیش ازاین ، در نقشه ها ویرانه بود
    نام آن اکنون ، اگر ایران شد از برجام بود
    حیف این را حضرت داروین نفهمید آخرش
    بی گمان میمون اگر انسان شد از برجام بود
    این جهان از ابتدا شب بود و خورشیدی نبود
    از افق نوری اگر تابان شد از برجام بود
    بوعلی سینا پزشکی ساده بود و بی هنر
    آن همه بیمار اگر درمان شد از برجام بود
    مردی از ایران که اول در درون بوده اگر
    رفت بیرون و ابوریحان شد از برجام بود
    اینقدر برجام دستاورد دارد که نگو
    جابرحیان که شیمیدان شد از برجام بود
    در زمان جنگ کل حمله هامان کشک بود
    لشکر بعثی که بمباران شد از برجام بود
    آنچه در جنگ مسلمانان لبنان با یهود
    عامل پیروزی لبنان شد از برجام بود
    در همین تهران به جای برجها بوده کپر
    اینکه تهران خوشگل و مامان شد از برجام بود
    دیگر اکنون گورخوابان فکر ویلا سازی اند
    جیب هاشان گر پرو پیمان شد از برجام بود
    دشمن اخمو کجا لبخند می زدچون ظریف
    موگرینی هم اگر خندان شد از برجام بود
    اینکه شش سیلی به گوش داعشی خورد و سپس
    زیرچشمش رنگ بادمجان شد از برجام بود
    پیشترها ماههای سال درهم بوده اند
    مهر اگر رفت و یهو آبان شد از برجام بود
    موقع تحریم حتی پسته ها سربسته بود
    پسته های عید اگر خندان شد از برجام بود
    گاوها از لطف این برجام زاییدند هی
    هرخری هم مالک پالان شد از برجام بود
    ازکجا بود این همه شیر و پنیر وکشک اگر
    گاو نر هم صاحب پستان شد از برجام بود
    می چرانده غاز تا حالا اگر داداش ما
    صاحب صرافی و دکان شد از برجام بود
    بود در دولت یکی شرمنده اهل و عیال
    دختر مظلوم او شادان شد از برجام بود
    دولت قبلی به جای کار و خدمت گند زد
    گند قبلی ها اگر جبران شد از برجام بود
    تا شود آزاد راه غرب _ ایران ، افتتاح
    یک به یک هرچاله ای سیمان شد از برجام بود

  7. ناشناس گفت:

    0

    1

    استاد ارجمند جناب اقاي دكتر طاهري
    تكمله: قالب ها ي ادبي ،پديدارها ،تابعي ناگزير از تحولات اند. غزل ،چارپاره و…اگه با
    قاعده داني و داشتن عناصر شعري همراه باشد، باز هم آينده اي نخواهند داشت .هر جندحضور زنده و ارزشمند شما و ديگر شاعران مطرح ،اثبات حضور و رواج غزل و … است باز بر گزاره حقير خدشه اي نخواهد داشت. اين را هم مي دانم كه شعرها و شاعران دوران روشنگري اليوت، هولدرين، مالارمه ، بودلر، اكتاويوپاز – همين چند تا ترجمه مختصر از هر كدام كه خوانده ام نه بيشتر، ادعاي آشنايي ندارم-شعرشان اشكارا عليه خرد گرايي است
    و گويي گزاره هاي تيوريك را در اين وادي راهي نيست چرا كه شعر از جنس تعليمات خردگرايانه و فلسفي نيست . اما هر پديده بي زمان و بي مكان پديده اي بي زندگي است.
    و باز هم چنان در انتظاريم تا شعرهاتان برسد.

    • طاهری گفت:

      0

      1

      درود و ادب فراوان
      ممنونم از نظر صائب و تأمل برانگیزتان.استفاده کردم
      آنچه در دو کامنت قلم رنجه کرده اید فی نفسه صحیح است؛ ذکر این نکته اما شاید نامناسب نباشد که این شعر یک “گفتمان اعتراضی” صرف است. و دیگر آنکه زبان کلاسیک و شکل کلی این چهارپاره “فقط”برای مقصود نهایی شعر خلق شده و کاملا تعمدی است وگرنه زبان و طرز تلقی شعرهای من خیلی با شعر بالا متفاوت است.

  8. ابوذر گفت:

    0

    0

    ای دوستان که در صف دوم نشسته اید! وی دوستان که در صف سوم نشسته اید!
    ای دوستان که در صف چارم به هردلیل یا اینکه جایی از صف پنجم نشسته اید!
    ای دوستان… شما… نه… شما… پشت نرده‌ها آری شما که غرق تبسم نشسته‌اید
    ای دوستان که در صف شش، هفت، هشت، نُه فرقی نمی کند صف چندم نشسته اید
    دیگر نصیحت صف اول صلاح نیست! ای ناصحان که در دل مردم نشسته اید
    گویند حرف عدل مگویید و مشنوید دندان نهید روی جگر خاصه روز عید
    وحدت شکن مباش و خیانت مکن دگر دعوت به کار و خدمت و همت مکن دگر
    از کارگر ز دست پر از پینه اش مگو از دردهای سینه ی بی کینه اش مگو
    آیینه ی تظلّم پیر و جوان مباش فریاد دادخواهی معدنچیان مباش
    آخر چه وقت دم زدن از عدل حیدر است؟ نهج البلاغه بسته بماند وزین‌تر است!
    وحدت شکسته هر که به دشمن زند نهیب! حرمت شکسته هر که ز جرأت برد نصیب!
    هر شکوه از خیانت دشمن خیانت است! باید گذاشت تا به ابد دست روی دست
    باید گذاشت تا به ابد دست روی دست گر پشت پا زده ست به عهدی که بسته است
    مداح را چکار به نقد و نصیحت است؟ مداح مدح ما کند و بس کفایت است!
    کم نیست حرف‌های نگفته هنوز هم کم نیست دردهای نهفته هنوز هم
    ذاکر شوی نفس نفست وقف هیأت است وقف صدای مردم و نذر عدالت است
    تحریم های تازه رسیده به خیر باد تحریم دادخواهی و تحریم انتقاد
    هرگز نمی‌رویم به ترس از میانه، ما مرد شهادتیم چنین فاتحانه، ما

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان