میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در26 آوریل 2020 ساعت 7:34 ب.ظ سرویس:برگزیده ها, یادداشت 23 دیدگاه 683 بازدید

ای شیرین تر از عسل چه بخوانمت؟

ای شیرین تر از عسل چه بخوانمت؟

تاملی درباب عنوان زبان مردم منطقه

فرهاد رحمن زاده*: انتشار نامه اعتراض آمیز دکتر جمشید جعفرپور، نماینده محترم مجلس، به رئیس رسانه ملی در واکنش به کاربرد واژه اچمی و مسقطی شیرازی توسط مجری تلویزیون در آغازین روزهای فروردین ماه ۹۹، خاطره یکی از سال های دهه هشتاد را برایم زنده کرد.

سالی که با بارندگی های بسیار خوب کوه و دشت اطراف اوز در اثر رویش انبوه گل های شَبَمبه(شب بو) پیراهن آبی رنگ بر تن داشت و فضای کوچه و خیابان از عطر شَبَمبه(شب بو) آکنده بود.

پسین یکی از روزها برای دیدار با دوست گرانمایه عبداله جانفدا قصد مغازه وی کردم. به محض ورود و عرض سلام و درود در گوشه ای از مغازه چشمم به ماهنامه عصر اوز افتاد.

سرگرم خواندن مطلبی از آقای احمد خضری شدم و از اینکه به شیوه ای خاص در توصیف حال و هوای آن روزهای اوز قلم زده بود لذت می بردم که ناگهان چشمم به واژه نامانوس «اچمی» افتاد.

این واژه که چند سالی از رواج آن در بین برخی از مردم می گذشت از نظر من یک واژه برساخته و تحقیرآمیز بود. لذا کاربرد آن در یک نشریه رسمی برایم غیرقابل هضم بود. از مغازه جانفدا با آقای خضری تماس گرفتم و انتقاد و اعتراضم را ابراز داشتم. خضری نیز ضمن قبول انتقاد با سعه صدر پذیرفت که دیگر از این واژه استفاده نخواهد کرد.

گرچه در مطلب اخیرشان در خصوص زبان مردم منطقه در مواجهه با اچمی جانب احتیاط را رعایت کرده بود ولی الحق و الانصاف در طی این سال ها تا جایی که اطلاع دارم نه در گفتار و نه در نوشتار از این واژه استفاده نکردند.

فروردین ۹۳ در مراسم روز اوز سخنرانی در مورد قرابت و خویشاوندی زبان اوزی با زبان های کردی، لری، مازنی و گیلکی داشتم. آنجا نیز گلایه مندی خود را از کاربران فضای مجازی در به کار بردن واژه اچمی ابراز داشتم.

ذکر خاطرات فوق در راستای نشان دادن این واقعیت است که اچمی حداکثر سه دهه اخیر رواج یافته و همانگونه که در ادامه بیان خواهم کرد هیچ ردپایی از آن در گذشته نمی توان یافت.

تقریبا همه مخاطبین بر این حقیقت واقف اند که هیچ زبانی در دنیا با بن فعل نامگذاری نشده و هیچ سند و مدرکی در دست نیست که ۵۰ سال قبل به آن طرف گویشوران منطقه خود را اچمی زبان یا دیگران آن ها را اچمی بنامند.

یکی از دلایل طرفداران این واژه نسبت دادن اچمی به عجمی و اعجمی است. در سست بنیاد بودن این دلیل باید گفت اولا اعراب به طور عام غیراعراب را و به طور خاص ایرانیان را عجم خطاب می کردند نه فقط خودمونی های مقیم کشورهای خلیج فارس. ثانیا چرا باید واژه عجمی دچار تبدیل و تحول شده و به اچمی مبدل گردد آن هم (چ) که در زبان عربی وجود ندارد اگر پاسخ دهند این تبدیل و تحول بین خودمونی ها بوجود آمده نه بین اعراب باز این دلیل قابل پذیرش نیست چرا که اوزی ها، گراشی ها، لاری ها، خنجی ها، بستکی ها، خوری ها، لنگه ای ها، و… که از دیرباز در این کشورها به تجارت مشغول بوده اند عربی را با فصاحت تمام صحبت می کردند پس دلیلی بر ناتوانی تلفظ عجمی از سوی آن ها وجود نداشته تا بخواهند عجمی را اچمی تلفظ کنند.

نو ظهور بودن اچمی برایم مانند روز روشن است اما برای اینکه این سطور خالی از سند و مدرک نباشد تاریخچه کاربرد اچمی را از چهار تن از همهشریان مقیم شیراز جویا شدم چرا که معتقدم واژه اچمی ساخته و پرداخته طیفی از مردم شیراز می باشد.

۱)حاج محمدشریف تیزپا (مدیر مسافرخانه سیروس): سال ۱۳۴۸ به شیراز مهاجرت کردم واژه اچمی در سال های اخیر در بین مردم رواج یافته و قبلا از این واژه استفاده نمی شد.

۲)هانی خرمی: سال ۱۳۴۴ در سن ۱۲ سالگی به همراه خانواده به شیراز مهاجرت کردیم. به هیچ وجه در دوران نوجوانی و جوانیم این واژه به گوشم نخورده بود و رواج آن مربوط به دو یا سه دهه اخیر می باشد.

۳)حاج محمد هنر (مالک هتل تالار): سال ۱۳۴۰ به شیراز مهاجرت کردم. در دهه ۴۰ و ۵۰ خودمونی های مقیم شیراز زیاد نبودند و نه کسی ما را اچمی زبان خطاب می کرد و نه ما با چنین اصطلاحی آشنایی داشتیم چه رسد به اینکه بخواهیم خودمان را اچمی بدانیم. حتی هیچ وقت از زبان مرحومان رئیس عبدالرحیم کمالی، هوشیار و فرزین چنین واژه ای را نشنیده بودم و رواج آن به این اواخر برمی گردد.

۴)علی یزدانی (مالک پارک هتل): ۷۲ سال پیش در شیراز متولد شدم و پدر و مادرم سه سال قبل از تولدم ۱۳۲۴ به شیراز مهاجرت کرده بودند. واژه اچمی در دهه هفتاد در شیراز رواج یافت.

حال سوال اینجاست: اچمی از کجا آمد و فراگیر شد؟

به باور نگارنده کلید حل معما بر می گردد به مرداد ماه ۱۳۶۹ و اشغال کویت توسط عراق. در پی حمله صدام حسین به کویت ایرانیان مقیم آن کشور که تعداد زیادی از آن ها هم زبانانمان از جنوب فارس و بخش هایی از هرمزگان بودند راهی ایران شدند. به دلیل اینکه شهرها و روستاهای آبا و اجدادیشان از امکانات رفاهی بی بهره بود شیراز را برای اقامت برگزیدند. آن ها که از تمکن مالی بالایی برخوردار بودند به خرید خانه و ملک روی آوردند و در پی آن خرید ملک و خانه در شیراز از سوی خیل عظیمی از همزبانان مقیم امارات و قطر نیز ادامه پیدا کرد. تا آن زمان قیمت مسکن در شیراز نسبت به سایر کلان شهرها جهش قابل ملاحظه ای پیدا نکرده بود، لذا اقشار متوسط و کم درآمد شیراز، جهش یکبارگی قیمت مسکن را ناشی از حضور خودمونی ها دانستند و در یک بازه زمانی میان مدت حس ناخوشایندی نسبت به مردم خطه جنوب پیدا کردند به طوریکه این جمله که: «از وقتی اچمی ها آمدند همه چیز در شیراز گران شد» نقل محافل گردید. استفاده از واژه اچمی در جمله فوق فقط به قصد تحقیر و تمسخر بود و لاغیر اما از بد حادثه عده ای از خودمونی ها با آغوشی باز پذیرای واژه ای این چنینی شدند که نمی توانست عنوانی با مسما برای یکی از کهن ترین زبان های ایرانی باشد.

همزبانان گرامی، اچمی از هیچ پشتوانه علمی و پیشینه تاریخی برخودار نیست و فراوانی استفاده از آن نمی تواند دلیل بر صحیح بودن آن باشد به قول آناتول فرانس: «اگر پنجاه میلیون نفر هم به یک باور نادرست اعتقاد داشته باشند باز آن باور نادرست است.»

عدم مقبولیت اچمی در نزد نگارنده حمل بر باورمندی به لاری یا لارستانی نشود اما قبل از اینکه به آن بپردازم با ورود به مبحث مسقطی می خواهم کام خود و مخاطبین را شیرین کنم.

ابتدا به ساکن باید عرض کنم مسقطی مسقطی است و سوغاتی است از کشور عمان لذا صفت نسبی لاری یا شیرازی چندان موضوعیتی ندارد کما اینکه امروز مسقطی های بسیار خوشمزه ای در فیشور و هرنگ ساخته می شود بدون اینکه آن ها تعصبی بر روی نام آن داشته باشند. متاسفانه در برخی شهرها شاهدیم هر موضوعی را می خواهند مصادره کنند مثلا درخت ابریشم که بومی لار نیست در اداره منابع طبیعی لارستان به عنوان درخت ابریشم لاری معرفی می شود، حال چرا مسقطی شیرازی؟ به همان دلیل که اصفهانی ها گز بلداجی را به نام اصفهان به ایران و جهانیان معرفی کردند. همه این ها حکایت از این دارد شهرهایی که در مناسبات سیاسی و تقسیمات کشوری دست بالایی داشتند سعی کردند حق و حقوق شهرهای کوچک را ضایع کنند.

حال که بحث زبان در میان است گریزی می زنیم به زبان کهن مردم اصفهان. به گفته دکتر ایران کلباسی اصفهانی ها تا ۹۰۰ سال پیش به یکی از زبان های کهن ایرانی سخن می گفتند که خوشبختانه این زبان بین کلیمیان اصفهان زنده مانده است. ولی مردم اصفهان تحت تاثیر زبان دری به مرور فارسی زبان شدند. این قضیه در مورد شیراز نیز صدق می کند. به گفته دکتر نوابی گویش محلی شیراز تا قرن نهم رواج داشته و در اثر نفوذ شدید آثار سعدی و حافظ از میان رفته و زبان این دو شاعر بزرگ جای آن را گرفته است.

باقی ماندن واژگان مشترک در زبان امروز مردم شیراز با زبان مردم خطه جنوب و هرمزگان این فرضیه را تقویت می کند که شیرازی ها تا عصر حافظ زبانشان خیلی نزدیک یا حتی عین زبان ما بوده است حتی یکی از شعرای شیراز «شمس پُس ناصر» نام دارد که واژه پُس به معنای پسر عینا در بین مردم جنوب استفاده می شود یا واژه های دیگری که برشمردن آن ها از حوصله این مقال خارج است.

حال با توجه به مطالب فوق اگر امروز مردم شیراز به زبان ما خودمونی ها تکلم می کردند و با توجه به مرکزیت استان و نفوذ و تعاملات سیاسی بیشتری که داشتند اجازه می دادند این زبان لاری یا لارستانی خوانده شود؟

آن چه مسلم است ما در خطه جنوب شاهد قومیتی واحد به نام لاری یا لارستانی که دربرگیرنده گویشوران خودمونی در جنوب فارس و هرمزگان باشد نیستیم چرا که شاخصه های یک قوم مشترک در بین اهالی این خطه وجود ندارد، پس چرا باید همه این ها را لاری یا لارستانی نامید یا زبانشان را به عنوان زبان لارستانی معرفی کرد. مردم هر شهر و روستا از این مناطق دارای آداب و رسوم خاص خود چه در مراسم ازدواج و برگزاری جشن های ملی مانند نوروز و مراسم سیزده به در و چه در برگزاری اعیاد مذهبی مانند عید فطر و قربان می باشند. ضمنا از یک پوشش مشترک مانند اقوام لر، کرد، بختیاری و بلوچ برخوردار نیستند.

همچنین هر کدام موسیقی خاص خود را دارند. مثلا موسیقی بندری و موسیقی بستکی که هیچ ربطی به لار ندارند، در حالیکه موسیقی کردی چه در دیار بکر ترکیه اجرا شود و چه خواننده آن یک کرد اهل کوبانی سوریه باشد و یا سلیمانیه عراق آن موسیقی به قوم کرد تعلق دارد پس ابتدا باید قومیت واحد منطقه را به اثبات رساند تا زبان آن را لارستانی نامید.

استناد به حکومت محلی لارستان نیز نمی تواند توجیه مناسبی برای لاری یا لارستانی خواندن زبان منطقه باشد چرا که به مدت ۳۰۰ سال بخش های بزرگی از منطقه از جزایر و بنادر گرفته تا جنوب فارس تحت حکومت محلی خاندان بنی عباسی بستک بوده است.

زبان شناس ژاپنی کوجی کامیوکا در آثارش علاوه بر زبان لاری از خنجی نیز نام برده است و یکی از آثارش عنوان واژه های اساسی تطبیقی لاری و خنجی می باشد.

لارستان نمی تواند خود را میراث دار ایراهستان کهن بداند زیرا سیراف و داراب گرد نیز این ادعا را دارند. متاسفانه دیوان سالاران لاری و نمایندگان لار در ادوار مختلف مجلس همیشه خواهان حفظ برتری و نفوذ بر سایر شهرهای همجوار بوده و هستند. اشتیاق فراوان برای گرفتن ادارات کل نیز ناشی از همین حس است تا بتوانند نفوذ اداری خود در منطقه را تثبیت کنند.

بنابراین از نظر فرهنگی نیز در پی معیارسازی برای زبانی تحت عنوان لاری هستند تا سایر زبان های مردم منطقه را در حد لهجه ای از زبان لاری یا لارستانی تنزل دهند. با توجه به اینکه هیچ یکی از زبان های لاری، اوزی، فیشوری، بندری، بستکی، خنجی، بنارویه ای، گراشی و… بر دیگری رجحان و برتری ندارد و همه آن ها در شاخصه ها با هم برابرند لذا نمی توان زبان معیار را زبان مردم لار و عنوان زبان منطقه را لاری یا لارستانی و زبان های برشمرده قبلی را گویش یا لهجه ای از زبان لاری لارستانی معرفی کرد.اما راه حل چیست:

۱)با توجه به اینکه زبان ما از شاخه زبان های جنوب غربی و دنباله پهلوی ساسانی است می شود این زبان را پهلوی نامید با لهجه های مختلف هر شهر.گرچه با توجه به اینکه تقریبا تمام زبان های زنده ی  ایرانی دنباله ی پهلوی ساسانی یا اشکانی می باشند ممکن است این نامگذاری نیز مناقشه برانگیز شود.

۲)هر شهر و روستایی نام شهر و روستا را بر روی زبانش بگذارد که به باور نگارنده ایرادی هم نخواهد داشت چرا که روستای ابیانه با ۳۰۰ نفر جمعیت زبانش ابیانه ای، شهر سرخه زبانش سرخه ای، سمنان، سِمًنی، خوین در استان زنجان خوینی و … می باشد.

۳)انتخاب عنوان «هرمزگانی» برای کل گویشوران منطقه.

۴)ضمن دعوت طرفین به حفظ آرامش و پرهیز از هرگونه تعصب بر روی اچمی یا لاری نسبت به انتخاب یک زبان واحد هر چه سریع تر اقدام شود.

در خاتمه متذکر می شود این اختلافات نمی تواند خدشه ای بر وحدت مردم حول محور ایران عزیز، دین مبین اسلام،تاریخ مشترک، ملیت مشترک و دولت مرکزی ایجاد کند.

*عضو شورای اسلامی شهر اوز


23 نظر

  1. شهروند گفت:

    0

    0

    حالا ما هرمزگانی هستيم که اسمشو بذاریم هرمزگانی؟؟؟؟ والا زبان اسمش مشخصه لاری یا لارستانی..تثبیت هم شده با سند و مدرک..الحق و الانصاف که هیچ یک از زبانشناسان و فرهيختگان منطقه نیز اون اسم جعلی و تحقيرامیز رو قبول ندارند.تازه وقتی به ريشه یابی این واژه میپردازیم باز هم به همان تحقير مردم منطقه توسط ديگران میرسیم حالا چرا خودمون رو درگير موضوعی کردیم که مثل روز روشنه؟ دلیلش پر واضح و مشخصه..دشمنی با لار..مانند اعراب خلیج فارس که اصرار بر تغییر نام اون خليج رو دارند به دليل دشمنی با ایران

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    داشتی خوب پیش می رفتی ولی زدی داغون کردی…
    منابع بین المللی لاری میشناسند بعد تو کی باشی که بگی اسم لاری نباشه چون مناقشه برانگیزه؟؟؟
    به جای اینکه بقیه از تعصبی سنگ مغزی شون در بیاری که بگی لاری بپذیرن اونا رو تحریک میکنی؟؟؟

  3. اوزی. از شیراز گفت:

    0

    0

    به نظر میرسد تنگ نظری. وتمامیت خواهی. مسولین. وفعالین اجتماعی. در شهر. لار. باعث. شده. مردم سایر شهرستانهای همجوار که. اکنون مستقل. شده اند به. واکنش. در برابر زباده خواهی های لاریها. واداشته. است وتا. زمانیکه این حس خود بزرگ بینی. وسلطه وجود. داشته باشد. این مقاومتهای فرهنگی. وسیاسی کماکان. وجود. خواهد. شد اکنون در شهرستانهای. گراش. اوز. خنج. ولامرد. و…… با هر گونه. پسوند. لاری ویا. لارستانی بر نهادهای. اجتماعی وفرهنگی. شهرستانهای. خود. مخالف وانرا مخل استقلال وهویت تاربخی. خود. میدانند

  4. عابدي راد گفت:

    0

    0

    درود بر فرهيخته و محقق عزيز. با اين تحقيق استاندارد بر مبناي طرح تئوري و نيز نيز عملياتي filds of observatio. كه به لحاظ علمي قابل قبول ارزيابي است. ما را از شر واژه جديد. بي ريشه. و نو ساخته. اچمي بر زبان ابا اجدادي نجات دادي. از اينجهت ممنون و شاكريم و براي جنابعالي ارزوي توفيقات بيشتر داريم. درود بر شما. كه ما را از يك واژه سخيف. و تحقير اميز. نجات دادي.

  5. عابدي راد. گفت:

    0

    0

    اما بخش دوم تحقيقات ان جناب نيمه تمام مانده. و براي پاسخ به ذهن مخاطب پيام حضرتعالي نكاتي به عرض ميرسان. حال كه اچمي يك واژه جديده. و برخي به عمد دائيه دار ان هستند. محتملا اين زبان در درازناي تاريخ نامي داشته. و ما در اسناد و مدارك متقن و مستدل نام واقعي و قديمي ان را بكار ميبريم و ان زبان لارستاني است. شما براي يك امر قديم و نه حادث و جديد دنبال نام مرسوم و قديم ان بگرد و نه دنبال بافتن نام جديد. مگر زبان مردم لارستان. ديروز يا امروز اختراع شده كه دنبال انتخاب نام هستي. ،،پدر. از قبل نام. با خود دارد. حالا اگر خداوند نوزادي از راه رساند منطقي است كه دنبال نام باشيم

  6. عابدي راد گفت:

    0

    0

    براي يافتن حقيقت هر نسلي به مراجع علمي و دانشمندان مقدم و سلف رجوع ميكند. در حلتيكه. محققين و اساتيد بنام كه عمر شريفشان را در راه تحقيق سپري كرده اند و اثار مكتوب. و مستدل و متقن در رابطه با نام اين زبان بر جا گذشته اند. در اينصورت ما وارثان و اهالي علم و دانش. حق نداريم مواريث انها را ناديده بينگاريم. ما در حقيقت وصي فرهنگي عام علماء و دانشمندان سلف. بوده و حق تخطي براي امور مسلم نداريم. چرا حضرتعالي مخاطب را وارد ابهام ميكني. حق مخاطب بر يك نويسنده شفاف سازي معلومات و نهايت ارائه فرجام. و راهكار نهاييه وگر نه انچه را نويسنده بر عهده دارد به فرجام نيكو نرسانده. و حيرت و واماندگي در حق مخاطب جايز نيست. تمامي اساتيد و دانشمندان گره گشا بوده اند. از مرحوم دكتر احمد اقتداري كه كتابي بنام زبان لارستاني دارد. تا دكتر اورنگ زبان شناس. از مرحوم اميرحسين خنجي كه كتاب گويش لارستاني نگارش كرده تا دكتر صادق رحماني گراشي. از استاد فرامرزي. استاد انجم روز. استاد مورخ. استاد وثوقي. ادبا از جمله سركار خانم سلمانپور. استاد احمد حبيبي از بستك. و. و. و. دهها نفر. مگر ما به لحاظ علمي بي صاحب و بي مرجع و بي محقق. و بي دانشمنديم.

  7. علی گفت:

    0

    0

    ای کاش حداقل رشته تحصیلی خودتون هم ذکر می کردید تا اینکه مخاطبان بدانند نویسنده، آیا رشته مطابق با زبان شناسی دارند یا خیر؟

  8. لارستانی گفت:

    1

    0

    درود بر مردم دانای لارستان
    اندکی از مردم
    شهرستان های زیرمجموعه لارستان چنان از تمامیت خواهی مردم لار سخن می گویند که گویاهمه پروژه های دولتی سهمیه لارستان را مردم لار برای خود خواسته اند، چند کارخانه را در لار سراغ دارید که دولت بانی آن بوده است!… چند پروزه!… کدام پروژه!.. چیزی که سالهای درازی است که این بخش اندک از فضای مجازی نویسان باید از دولت و کشور خود بخواهند تا کنون از لار و مردم لار خواسته اند و طلبکار بوده اند. اکنون دیگر شهرستان هستید، ول کنید، بس است این همه خودزنی، بس است اینهمه آب به آسیاب بیگانه ریختن. اکنون به عنوان شهرستان همانگونه که از نهادهای دولتی می خواهید نام زبان و سرزمین مادری تان را به ریشخند بگیرند و به خواسته تان عمل می کنند، همچنین، کمی و یکبار از دولت و کشور خود بخواهید تا در شهرستان ها تان کار ایجاد کنند، کارخانه بزنند، پروژه یا طرح های ملی پیاده کنند.

  9. علیرضا گفت:

    0

    0

    باافتخار اچمی زبان هستم.

  10. لار گفت:

    0

    0

    ما قبول کردیم هرجا هم بشه کامنت می گذاریم که زبان ما لاری زبان اونها هرچی خواستند بگند.
    اما گراشی ها خیلی وقته از سعه صدر لاری ها سو استفاده و به هرچی بنام لار است می تازند.
    خیلی وقته انواع خراب کاری ها انجام میدن.
    اونها از اینکه در زمان شهرستان شدن اوز اعتراض گسترده در لار نشد ناراحت هستند
    مدام در مورد ۳۰نفر معترض بزرگ نمایی می کنند اما در مورد اعتراض به جدا شدن اوز و بیرم از خودشون به خیابان ریختند .
    .
    باید بزودی دوباره پرونده خان های زورگو باز شود و به نسل بعد اطلاع رسانی شوند
    خوی خان بودن تا این حد که حسنی گراشی اوز و بیرم را با وقاحت زیر نظر گراش برد
    باید در مورد خان های گراشی ضد مشروطه گفته شود و نوشته شود
    باید از یاغی هایی که ضد حکومت اسلامی سید عبدالحسین بودند نوشته شود
    تعارف نکنید و گرنه همه چیز را به نفع خود تغیر می دهند
    دیگه شورش رو در اوردن
    باید از عملکرد نمایندگان پیشین غیر لاری گفته شود چه کار مفیدی کردند؟
    اونها دوست دارند ما هم شروع میکنیم
    .
    .
    آقایان بفرمایند در زمان حسنی گراشی-علوی لامردی-موسوی مهری چه خدماتی گرفتند که به لار ایراد میگیرند؟؟؟
    خدماتی که دیگر نمایندگان نداشتند؟؟؟؟؟؟
    هنوز برای بعضی ها مشخص نیست که ۲۰ سال قبل اونها جمعیت بخش داشتند الان به اون بلوغ رسیدن .
    برادر من …. ما نمی خواستیم شما را ترشی بندازیم که…. بالاخره ارزو بر جوانان عیب نیست …شما هم بزرگ میشدید همون طور که شدید

  11. محمود گفت:

    0

    0

    اقایی که به اسم لارکامنت میدی چرا به مردم گراش توهین میکنی معلومه خیلی ازگراش وگراشی خوردی وسوختی که اینجوربه گراش میتازی بله گراش به یک شهرستان مستقل تبدیل شده و دیگه دست شما بهش نمیرسه همینجورکه خنج واوزولامردومهرمستقل شدندشماهم بسوزوازتنگ نظری خودت دیگه گذشت دوران قلدری وگردن کلفتی مگه مملکت بی دروپیکراست اینقدربرمردم نجیب مظلوم شهرستان گراش بتازی ماازحق خودمان دفاع میکنیم ونمیگزاریم کسانی مثل شما حق ماراپایمال کنند بله ماازشما دلگیریم همانطورکه شهرستانهای خنج واوزولامردازشمادلگیروناراحتندماها نمیخواییم پسوندلارستان باشه و زبان ماهم باافتخاراچمی است

    • لار گفت:

      0

      0

      باشه …جتی
      باشه چ م ی
      شما که احساس نمی کنی بهت توهین میشه
      من دارم همونی که دوست داری و خودت مینامی صدات می کنم
      ببخشید چ م ی عزیز
      شما کارتون حتی به خود زنی هم رسیده و تلاش مردان بزرگ این سرزمین را هم باطل می نامید حتی اقتداری خودتون هم قبول ندارید
      خوب بد نگفتم گفتم تاریخ دوست دارید با هم مرور میکنیم
      .
      شما مطالبه گرید خوب ما هم از ۱۲ سال نماینده غیر لاری و الان میشه ۱۶ سال مطالبه میخواییم

    • گراشی گفت:

      0

      0

      آقای افتاب لارستان شما که صدای منطقه و مظلوم خواهی هستید این پست را انتشار دهید .امروزه که منطقه ما بخاطر مباحث پوچ در حال اختلاف هست یک پدیده جدیدی شکل می گیرد .رقیب سرسخت منطقه به تنهایی و مستقل با جمعیتی دوبرابر لار و با امکانات بهتر در حال شکل گیری جنوب فارس می باشد .طبق اطلاعات موثق لامرد با تشکیل استان جهرم مشکلی ندارد و حتی گراش در زمانی که فرمانداری جهرم به ویژه ارتقا یافت از طرف مسئولین گرا ش بنر پارچه ای ارتقا جهرم را تبریک گفته و مسئولین گراش به دیدار بزرگان جهرم رفتند .جهرم با داشتن پارامتر جمعیتی و کشاورزی گزینه خوبی برای مرکزیت هست .در افکار عمومی و حتی صدا و سیما شهر جهرم را تبلیغ می کنند و حتی قطب لیمو در ایران هست .استان کاشان در فاصله یک ساعتی قم قرار دارد و مرکزیت ان اعلام وصول شد پس فاصله از مراکز استان مهم نیست .تمام شرایط برای ارتقا جهرم مهیاست .آیا نماینده منطقه می توانند در مقابل نماینده با سابقه جهرم ایستادگی کند .آیا نماینده منطقه قدرت ایستادگی را دارد .آیا لارستان بخاطر مخالفت با جهرم به هرمزگان ضمیمه می شود .این ها سوالات متعددی هست که امروزا می شود .

  12. اندر حکایت. زبان. اچمی گفت:

    1

    0

    اکثریت. قریب به اتفاق. مردم شهرستان. اوز مخالف. نامیدن زبان. محلی. منطقه. به. اچمی. هستند. انرا نوعی توهین. به خود. میدانند. اما عده ای. جوان احساسی به نام. مردم. اوز. به. دنبال. اچمی. بازی. هستن مردم عادید. ومعمولی. کاری. به. اچمی بازی. ندارند. ومشغول. زندگی. کردن. خودشان. هستند

  13. دبیر اوزی گفت:

    0

    0

    ما اوزی ها اگر خودرا مدافع زبان مادری و گویش خاص خود بدانیم واقعا حق داریم چون به صحبت کردن به زبان شیرین مادری خود افتخار می کنیم ولی شما لاری ها که از صحبت کردن به زبان لاری خجالت می کشید نباید ادعای حافظ زبان لاری بودن داشته باشید بنده در مدت زمانی که به تدریس مشغول هستم با لاری های زیادی همکار بودم که با ما فارسی را با لهجه ی غلیظ لاری صحبت می کنند.حال این افراد فرهنگیان شما هستند که باید حافظ بخش مهم فرهنگ که همان زبان بومی است باشند ولی متاسفانه با فارسی صحبت کردن خود تیشه به ریشه ی زبان آبا واجدادی خودمی زنند از افراد عادی که توقعی نمی توان داشت

  14. ناشناس گفت:

    0

    0

    متاسفانه افرادی که از واژه اچمی استفاده می کنند هویت و اصالت ندارند
    زیرا درهیچ منبع تاریخی،عنوان اچمی وجود ندارد

  15. اوزی گفت:

    0

    0

    شهروندان لاری متاسفانه هنوز بسیار با تعصب جلو میروند،
    شما پشت سرم هم از *ایراهستان* نام میبرید ولی هرگز تاکید میکنم هرگز نمی گویید که کل منطقه در آن زمان آبادانی چندانی نداشته، در کل استان فارس آن زمان که شامل استان های همجوار هم بود، پس شیراز، بندر سیراف مهمترین شهر بوده، شما یا هیچ کس دیگر نمی تواند نام ایراهستان را مصادره کند، مهمترین شهر ایراهستان همان سیراف بوده. ولی شما لاری ها آنچنان دارید از ایراهستان سخن میگویید که گویا لار در آن زمان از همه مهتر بوده.
    دوم آنکه نام *لار* در حدود ۷۵۰ سال پیش ما در کتاب ها میبینم ولی نام جویم و یا کاریان قبل از نام لار در کتاب ها دیده میشود.* پس لارستان کهن معنی ندارد*.
    اگر شما به حدود ۷۵۰ سال میگویید *کهن* پس باید نام تمدن ایلام، سومر، بابل که بیشتر از ۳۵۰۰ سابقه دارد چه گذاشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    شما لاری ها باید دست از تعصب بردارید.

  16. ناشناس گفت:

    0

    0

    واژه اچمی که مدتی است از طرف گروه خاصی به کار می رود مستند تاریخی ندارد و معلوم نیست این گروه چه قصد و غرضی دارند زیرا فرهیختگان با به کار بردن این واژه مخالف هستند

  17. رضا گفت:

    0

    0

    آقای رحمن زاده بخوبی موضوع ایراهستان را مطرح کردند بندرسیراف وارث برحق ایراهستان میباشد

  18. قابل توجه مسولین. ونهاد های. اجتماعی. در. لار گفت:

    0

    0

    این تقسیمات کشوری. وایجاد. شهرستانهای. جدید. گراش. اوز. خنج. لامرد ومهر باعث. شده اند مسایل جدید. ومطالب. جدید. وکلا. تغییر وتحولاتی. در مسایل. تاریخی. واجتماعی. در منطقه. جنوب. فارس. ایجاد. شود. که البته این بک امر. طبیعی. به حساب میاید چون این شهرستانها دارای. فرمانداری. مستقل. وهویت جدید. شده اند. ودیگر نمیخواهند از. پسوند. لارستانی. در معرفی خود استفاده. نمایند

  19. لنگه ای گفت:

    0

    0

    افرین به نویسنده ایراهستان نمیتونه پیشینه ی کهن لار باشه و صفت کهن و بزرگ برای لارستان بی مفهومه

    • لار گفت:

      0

      0

      یعنی شما از قطب جنوب اسم ببر اینجا کامنت میزارن : قطب جنوبی
      راستی دیگه بروجردی ها تغییر هویت دادن شدن اوزی لنگه ای
      البته میشه گراشی ساکن لنگه .گراشی ساکن قطب جنوب گراشی ساکن …

  20. تلخک گفت:

    0

    0

    مهم نیست که دیگران بر سر اسم تو باهم در جدلند ، مهم اینه که من این زبان را دوست دارم حتی اونی که به هر دلیلی با بچه هاش فارسی صحبت میکنه هم ته دلش این زبونو دوست داره و هر کدام از گویش ها بوی خاص خودشو داره و همینه که این زبان را برای من خیلی خاص و دوست داشتنی کرده ، من لاری وقتی با یک عزیز گراشی ، اوزی ،خنجی ، بستکی ، گله داری ،اشکنانی و … با یک زبان مشترک صحبت میکنم احساس قرابت و نزدیکی میکنم.همین برام مهمه و دیگر هیچ.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان