میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در14 می 2020 ساعت 1:36 ب.ظ سرویس:برگزیده ها, مطلب شما 19 دیدگاه 393 بازدید

بازجستن روزگار وصل

بازجستن روزگار وصل

رستم فتوت/ عمادشهر*: چند صباحی است تنور مباحثات زبان شناسی و نامیدن زبان منطقه جنوب فارس و بخشی بزرگ از استان هرمزگان داغ است و هر کس به تناسب پایگاه و جایگاه علمی خود در زمینه نامگذاری این زبان اصیل و ریشه دار و تاریخی نظری می دهد.

در ابتدا بسیار خوشوقتیم که تمامی مباحثات و مقالات در فضای امن و به دور از تنش، به لطف فضای مجازی فراهم شده و هر کس آزادانه و به دور از هر گونه تحقیر و توهین دیدگاه خود را بیان می‌دارد.

عده‌ای آن را «لارستانی» یا «لاری» می نامند؛ برخی آن را «خودمانی» (خودمونی) و بعضی «اچمی» و برخی هم «جَتی»؛ همه اینها نشانه خیر و نیکی است؛ ملتی که جویای هویت فرهنگی مستقل خویش است؛ جوانانی که برخاسته اند تا به هویت کمرنگ خود که در درازنای تاریخ غباری از ابهام آن را فراگرفته رنگ و لعاب تازه ای بخشند.

هرچند بزرگانی در زمینه نام، ساختار و سیاق این زبان قلم فرسایی نموده اند و تحقیقاتی قابل توجه و درخور انجام داده اند، اما گویا آن چنان که باید و شاید حق این زبان کهن که ریشه در اعماق فرهنگ و آداب و رسوم این سرزمین دارد؛ ادا نکرده اند یا لااقل از دید نسل نواندیش و تجددگرای امروز این چنین می نماید.

نگارنده نیز کمابیش دیدگاه‌های صاحب‌نظران و جوانان فرهیخته را دنبال می کنم و بنا به علاقه و سرسوزن دانشی که در این زمینه دارم با احترام به تمامی نظرات همه همشهریان و همزبانانم دیدگاه متفاوتی دارم که در ادامه بیان خواهم داشت.

زبان واحد و فرهنگ و آداب و رسوم منطقه جنوب صرف نظر از تفاوت لهجه ها و گویش هایش عامل وحدت و همبستگی مردمان خونگرم و نجیبش بوده و هست و به اعتراف بیگانه و خویش همگان بدان می‌بالیم و در برابر غریبه ها بدان افتخار می‌کنیم.

حال چه لاری باشد چه خنجی، چه گراشی، چه اوزی یا صحرای باغی و… چه از منطقه هرمزگان و شهرهای ساحلی چون بندرلنگه، بندرعباس، بستک یا… هیچ تفاوتی نیست.

جهت اثبات نظریه و سخن خویش به متون تاریخی استناد می کنیم. چون کتب تاریخی را تورّقی نماییم در می یابیم که این محدوده زبانی را که اکنون بر سر نامگذاری زبان تکلم آن مورد مناقشه است، نامی خاص بوده است و آن «ایراهستان» است.

جهت اثبات این ادعا که به گمانم هیچ یک از صاحب نظران و اهالی قلم با آن مخالف نخواهند بود، به سراغ اثر گرانسنگ «تاریخ مفصل لارستان» نوشته عده‌ای از فرهیختگان لارستانی رفتم.

در آن جا آمده است:

جغرافی نویسان و مورخان ایرانی تا قرن ششم نواحی پس کرانه‌های خلیج فارس حد فاصل بندر سیراف تا بندر عباس کنونی را به عنوان ایراهستان شناخته اند. (صفحه ۱۷۴)

واژه «ایراه» یا «اِراه» کلمه ای است پهلوی به معنای ساحل و پس کرانه. (صفحه ۱۷۵)

«ابن بلخی» [نویسنده فارسنامه] جویم، کران، سیراف را از جمله مناطق ایراهستان یاد کرده است. (صفحه ۱۷۵)

محدوده ایراهستان با استناد به «تاریخ شاهی» در کتاب «تاریخ مفصل لارستان» آمده است که به دو قسمت ایراهستان بالا و ایراهستان زیر تقسیم می شده است. (صفحه ۱۷۶)

مرز جنوبی ایراهستان (ایراهستان زیر) از کورستان (کبرستان)، بستک، بندرلنگه تا سیراف (بندر طاهری) را شامل می‌شده است و ایراهستان بالا یا شمالی با استناد به متن تاریخ شاهی تاحدود هنگ (خنج کنونی) را دربر می‌گرفته است. (صفحه ۱۷۸)

در ادامه پس از اثبات نام ایراهستان با نقل قول از مورخ نامی یاقوت حموی در صفحه ۱۷۹ آمده است :

در این واژه [ایراهستان] در فردوس المرشدیه نیز آمده است و حتی نامه ای به واژه(!) ایراهستانی در آن کتاب درج شده است که بر اساس بافت زبانی می‌توان دریافت که شاخه‌ای از لهجه(!) پهلوی است. (صفحه ۱۷۹)

بی گمان مراد نگارنده از واژه ایراهستانی همان زبان است که به اشتباه واژه «کلمه» نوشته شده و مقصود از لهجه پهلوی باز همان زبان پهلوی است که زبان شناسان با تعریفی که از لهجه ارائه می‌دهند پهلوی (فارسی میانه) زبان محسوب می‌شود نه لهجه .

کتاب وزین «فردوس المرشدیه» در شرح حالات و مقامات عارف برجسته شیخ ابواسحاق کازرونی (شیخ مرشد) در گذشته ۴۲۶ هجری قمری تالیف محمود بن عثمان است که استاد ایرج افشار آن را تصحیح نموده است.

استاد افشار در مقدمه کتاب در این زمینه می‌گوید:

«سود بسیار مهمی که از این کتاب عائد می شود وجود پاره ای از اشعار، جمله ها به لهجه های محلی کازرونی و شیرازی و اِرِهستانی (ایراهستانی) است که به همان لهجه در کتاب «فردوسی المرشدیه» ضبط شده است.»(صفحه ۶۱ مقدمه مصحح)

در ادامه نویسنده کتاب داستان پیرزنی از دیار ایراهستان را نقل می کند که فرزندش توسط یکی از حکام وقت به زندان می افتد و برخی او را راهنمایی می‌کنند که به نزد شیخ مرشد رود تا با میانجیگری شیخ فرزندش را از حبس برهاند:

« …آن پیرزن برخاست و پذیره شیخ باز رفت و هر دو گیسوی سفید خود بر هر دو دست خود نهاد و بگریست همچنانکه کسی بر فراق فرزندان گرید و به لفظ اِرِهستانی گفت: «یا شیخ کُهرُی جُنِ تو شم رَ هْو شَنْ تو نفذم که کروُی کَرِ من بجُنبَی» یعنی «فدای جان تو گردم راه من به تو نمودند که چاره کار من بجویی. حاضران از گفتار آن پیرزن وقتِ خوش پدید آمد.» (فردوس المرشدیه صفحه ۳۷۳)

همان گونه که در این متن آمده است لفظ «زبان» ایراهستانی در کنار لفظ کازرونی و شیرازی ذکر شده است و در آن زمان نیز این زبان به زبان ایراهستانی شهرت داشته است حال شاید آن زن از شهر لار یا خنج یا گراش، اوز یا از مناطق ساحلی بوده است با این وجود چندان توفیری نداشته است و همه را با زبان یا همان لفظ ایراهستانی می شناختند.

پیشنهاد نگارنده به عنوان عضو کوچکی از جامعه بزرگ فرهنگی این است که این زبان اصیل و ریشه دار که از بقایای زبان پهلوی (فارسی میانه) است را «ایراهستانی» بنامیم به چند دلیل:

۱) وجود دلیل علمی و دانشگاهی که همان مستندات تاریخی است که مستقیماً در آن از عبارت زبان ایراهستانی نام برده است.

۲) ایراهستان دقیقاً به تمامی محدوده‌ جغرافیایی اطلاق می‌شده است که هم اکنون به همین زبان تکلم می‌کنند.

۳) با نامگذاری این زبان به نام «ایراهستانی» دیگر شاهد هیچ گونه حساسیت ها و واکنش های نه چندان زیبا در این خصوص نخواهیم بود؛ چرا که تمامی شهرها، بخش ها، روستا،ها و آبادی ها را در بر می گیرد و اشاره به استان یا شهر خاصی ندارد.

۴) ایراهستان و نامیدن این زبان به زبان ایراهستانی احیاگر غنای تاریخی و باستانی این سرزمین و مردمان نجیب آن و هویت بخشی به فرهنگ غنی و زبان اصیل آنان خواهد بود که در واقع نوعی «بازجستن روزگار وصل» و پیوستن به نقطه اشتراک همبستگی های این قوم اصیل آریایی است.

به قول مولانا:

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش/ باز جوید روزگار وصل خویش

*دانش آموخته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز  


19 نظر

  1. احمد گفت:

    0

    0

    سلام کاملا موافقم ای کاش استانی هم به همین نام تشکیل میشد

  2. امیر علی گفت:

    0

    0

    مشکل این مقاله و مقالات دیگری مثل رحمانی این است که اینها همگی به دنبال تجویز فرهنگ هستند. فرهنگ امر تجویزی نیست بلکه امری زنده و پویا است.
    اچمی یا لاری از عنوان دیگر مناسب تر هستند چون مردم از آنها استفاده می‌کنند

  3. گراش اصلی گفت:

    0

    0

    به عنوان یک گراشی با استان شدن لار موافقم ،به شرطی که لار مرکز استانی به نام فارس جنوبی، یا کهن پارسی باشه و نه لارستان.

  4. خوری گفت:

    0

    0

    وقتی مردم. سایر شهرستانهای مجاور نمیخواهند. نام. زبان. رابج منطقه. لاری باشد چه اصراری وجود. دارالبته منهم. با. ایراهستان. موافقم وزیباتر. از اچم است.

    • لار گفت:

      0

      0

      همسایه عزیز ما هزار بار گفتیم زبان ما(شهر لار) لاری است اونها هرچه دوست دارند بنامند
      اما اونها در شبکه های مجازی اعلام می کنند زبان جنوب فارس و هرمزگان و بخشی از بوشهر اچمی است
      نخیر ما لاری هستیم
      هرمزگان هم خود را بندری می نامند -بندر لنگه هم بستگان داریم لنگه ای یا بندری می نامند
      پارسیان که به بوشهر نزدیکتر است
      بچه های بوشهری هم خدمتی هم ینام شهر خودشون نام می بردند مثلا خورموجی یا برازجانی

  5. استان لار گفت:

    0

    0

    فعلا که دولت هیچ برنامه ای برای تقسیم استان ها ندارد اگر هم روزگاری در منطقه جنوب فارس استانی تشکیل شود قطعا نام ان لارستان نخواهد شد این جوی که ایجاد شده نشان میدهد که نام استان فارس جنوبی بهترست

  6. محمود گفت:

    0

    0

    اقایی که به نام گراشی اصلی نظردادین شما گراش نیستین بلکه لاری هستین مغلطه نکنین ماگراشیها اصلا و ابدا راضی نیستیم لاراستان بشه الکی جوندین

    • لار گفت:

      0

      0

      بهترین حالات استان شدن لار و منفعت بردن از آن است چون نزدیک هستید همچنان که الان نفع می برید
      اما بدترین حالت شما به جهرم بپیوندید – غیر از مسافت دور شما با مرکز فرضی فکر نکنم چیزی از صنعت و بدوجه نصیبتان بشه همچنان که جهرمی ها با قدرت و با هوش نزاشتن هیچ امتیازی غیر از خود مرکز جهرم دایر بشه و جمعیت را متمرکز کردن برعکس لار که به راحتی شهرداری ها تاسیس کرد و سعی در تقسیم عدلانه بودجه بین شهرهای خود داشت .
      و روی دیگر قصه لار به هرمزگان بپیوندد با بهتر از فارس جز استان مرزی و محروم میشه – راحتی در تاسیس مناطق آزاد و تجاری – حتی هم اکنون زمزمه های آزادی خودروهای خارجی در این استان به گوش میرسد که نصیب شهر ما خواهد شد و …

  7. او زی شهرستانی گفت:

    0

    0

    ما مردم اوزوخنج به هیچ وجه حاظرنیستیم زبانمان لاری باشه زبان مااچمی است ونمیخواهیم ربطی به لاری داشته باشیم

    • لار گفت:

      0

      0

      بله ما فهمیدیم چمی های عزیز زبان شما دوست دارید چمی باشد
      ما با افتخار و با اصالت و با فرهنگ خود اعلام می کنیم لارستانی
      شما ها همان چمی باشید
      (البته اگه اوزی باشی)

  8. گراش گفت:

    0

    0

    اگر لامرد زیر مجموعه لار دوباره شود فکر کنم باید گراشی ها هم قبول کنند که لار استان شود .همه این ها بر می گردد به لامرد که به شدت مخالف ارتقا لار هستند .به هرحال لار پارامترهای اقتصادی خوبی ندارد و برای استان شدن نیاز به زیر ساخت دارد .و اگر لار استان شود برای گرا ش هم بد نمی شود ولی متاسفانه امروزاجهرم و فسا و لامرد و آباده و کازرون و همه می خواهند استان شوند و این کمی سخت هست

    • لار گفت:

      0

      0

      شما اگر مرحله اول که رضایت است رو رد کنید میرسیم به نامگذاری و دایر کردند ادارات کل در مرز دو شهرستان

  9. واقعیت کدام است گفت:

    0

    0

    من مانده ام که این همه اصرار اهالی لار بر نامگذاری این زبان به نام لارستانی یا لاری چه سودی برای آنها دارد؟
    غیر از این است که مردم سایر شهرهای اچمی زبان نسبت به لار احساس ناخوش آیند انحصار طلبی و تمامیت خواهی پیدا میکنند؟
    وقتی اکثریت قاطع سخن گویان این زبان نام اچمی را پذیرفته اند چرا لار اصرار دارد که نام دیگری را به مردم تکلیف کند؟
    خوب است مردم لار نیز با با پذیرفتن نام اچمی خود را از دیگران جدا و منزوی نکنند.
    این به نفع لار است. ما دوست نداریم که مردم عزیز لار در جمع مان حضور نداشته باشد.
    نویسنده محترم مقاله اسناد تاریخی خوبی ارائه کرده اما نام ایراهستان نه فراگیر است و نه میتوان آنرا فراگیر کرد و بهتر است که برای این زبان، نام اچمی که مورد اقبال اکثریت است به کار بریم.

    • لار گفت:

      0

      0

      اهالی لار برای شهر خود تصمیم گیری کردند نه برای شما
      شما تصمیم گرفتید چ م ی باشید… خوب باشید
      مسئله ما این است که شما از خود دفاع نمی کنید بلکه به ما حمله می کنید
      شما برید به زمین و زمان رادیو وتلوزیون به کتاب و اینترنت و مجازی بگید که چ م ی هستید اما نگید جنوب فارس چون ما هم جزئی از جنوب فارس هستیم و زبان لاری داریم
      با احترام

  10. اوزی گفت:

    0

    0

    به نظر من آنچه “واقعیت کدام است” نوشته منصفانه است.
    من به عنوان شهروندی از اوز آرزومندم که همه متحد و یکدل در کنار هم باشیم.
    هرچند در جریان شهرستان شدن اوز نماینده مجلس بی مهری ها کرد اما اکثریت مردم لار به این امر روی خوش نشان دادند و نه تظاهراتی برپا شد و نه بلوایی به راه افتاد و بسیاری از لاری ها به ما تبریک گفتند و این برای مردم اوز خاطره خوبی به جای گذاشته حال چرا اهالی لار با اصرار بر لاری یا لارستانی نامیدن زبان میخواهند خود را از هم زبانانشان جدا کنند.
    لار بزرگترین شهر اچمی زبان است و حیف است که در جمع هم زبانانش منزوی و تک رو باشد.

    • لار گفت:

      0

      0

      دوست عزیز اوزی
      لاری ها اصرار بر زبان لاری در محدوده جغرافیای خود دارند همان طور که شما اختیار انتخاب نام برای خود دارید

  11. گراش گفت:

    0

    0

    ادارات در مرز دو شهرستان .واقعا مسخره هست کامنت لاری.آخه شما […] الان لامرد علاوه بر نماینده یک وزیر قوی دارد ولی شما لار نماینده از شهر خودتان هم ندارید .واقعا لار چه فکر کرده .الان فکر می کنید نماینده فعلی در استقرار ادارات در گراش و تعیین محدوده و سهم خواهی گرا ش هیچ کاری نمی کند.

    • لار گفت:

      0

      0

      بالاخره وزیر هم به آخرش رسید و عملکردش موند واسه مردم
      نماینده هم ۴ ساله دیگه عوض میشه فکر کردی نمی شه دوباره تغییر داد؟
      تازه جعفرپور خیلی ساده تشریف داشتن نمی دونستن حرف از وحدت و همدلی فقط واسه قصه هاست وقتی طرفش گراشی است
      عاقبت شما نیز […]
      دیدی با پیشنهادهای سازنده میانه ای ندارید پس بگرد تا بگردیم

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      درسته همینه .اخلاق شما همینه.
      سهم خواهی
      لار حداقل روک راست همیشه میگه که خواهان پیشرفت در مقابل پیشرفت هستیم اما شما خنجر می‌زنید و طمع دارید

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان