میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در19 آوریل 2015 ساعت 1:52 ق.ظ سرویس:یادداشت 9 دیدگاه 2,994 بازدید

باور عمومی چيست؟

باور عمومی چيست؟

hoseyniاحمد حسيني*: باور یا اعتماد به حالتی اطلاق می‌گردد که ما چیزی را درست می‌دانیم. در واقع باورها یک سری تفکراتی هستند که راهنمای افراد در زندگی و مشکلات آن می‌باشند. بی‌تردید افرادی که بوسیله باورهای خود توانمند شده‌اند، قادر بوده‌‌اند از موانع بزرگ عبور نمایند زیرا اعتقاد آن‌ها توانسته کمک کند به منابع عمیقی که در درون‌شان وجود دارد دست پیدا نمایند.

باور عمومی هنگامی شکل می‌گیرد که مجموعه عظیمی از آحاد یک جامعه باورهایشان با یکدیگرانطباق یابد در چنین حالتی جهت‌دهی و تبلیغات سیاسی متناسب با ارزش‌های آن جامعه می‌تواند قدرت شگرفی را سازماندهی نماید که قادر باشد بر چالش‌های عظیم غلبه نماید. البته باید توجه داشت که این نیرو می‌تواند در جهت غلط نیز بکار گرفته شود. در این حالت نتیجه کار، گرایش دلخواه به سوی هدفی است که مخاطب هدف‌گیری شده و به منظور پیشبرد یک برنامه سیاسی در نظر گرفته می‌شود که در اصطلاح عامه به آن جوسازی می‌گویند.

اما باور عمومی به معنای سالم و ارزشی و خود‌جوش آن طی ۳۶ سال گذشته در پرتو هدایت‌های درست و بی‌غرض، توانسته است موانع بزرگی را از سر راه بردارد. برای نمونه

– باور عمومی به فساد نظام پهلوی و اعتقاد به حقانیت راه امام(ره) موجب شکل‌گیری و پیروزی انقلاب اسلامی گردید.

– همچنین همین باور نسبت به درستی آنچه امام(ره) به عنوان راهکار و شیوه حرکت ارایه می‌نمود، توانست جمهوری اسلامی ایران را مستقر و توطئه‌های استکبار جهانی و عوامل داخلی آن را نقش بر آب نماید.

– باور عمومی به ظالمانه بودن تجاوز رژیم بعث و جنگ افروزی آن، موجب حضور عظیم مردمی در جبهه‌ها و نهایتاً شکست برنامه دشمن و حامیان او گردید.

– عملیات عظیم سازندگی کشوری که همه زیربناهای اقتصادی آن در معرض ویرانی بود،‌ حاصل تلاش برآمده از همین باورها بود که توانست کشور را بر پا نگه دارد و به پیش برد.

و نمونه‌های دیگری که شمارش آن‌ها مجال دیگری می‌طلبد. نکته مهم این است که باید توجه شود تلاش حاکمان برای رسیدن به اهدافی که در ذات خود معیوب می‌باشند و با فرهنگ و اخلاق اسلام و انقلاب فاصله زیادی دارند، موجب سوءاستفاده از باور عمومی نشود که در آن صورت، افکار جامعه پس از پی بردن به این روش ناپسند، اعتماد و اطمینان خود را از دست داده و یا در رویارویی بین جریانات قدرت‌طلب، احساس ابزاری بودن کرده و خود را درحاشیه می‌کشانند. رمز تکیه همیشگی‌ امام بر نظرات مردم و خواست و اراده آن‌ها نیز شناخت همین ویژگی بود.

– اگر افکار عمومی با آن خصوصیاتی که برشمردیم، به این نتیجه رسید که مسئولان به آن‌ها دروغ می‌گویند و حقایق را پنهان می‌سازند،

– اگر صاحبان باورها در رفتار حاکمان آثار و نشانه‌های بی‌اعتنایی به خواست و اراده ملت، ثروت‌ اندوزی غارتگرانه، شکاف طبقاتی و زیان‌های ناشی از آن را مشاهده کردند و ثمره سالیان دراز مجاهدت‌ها و زحمات و محرومیت‌های خود در زیر سم اسبان افسارگسیخته آنان که آمده بودند تا خدمتگزارشان باشند را لگدکوب و پایمال دیدند،

– اگر ظلم و بی‌عدالتی به نحوی فراگیر شد که دست‌های بعضی از مسئولان کشور را نیز به آن آلوده دیدند و آمارهای سرسام‌آور اختلاس‌ها و فسادهای مالی آن هم توسط داعیه‌داران اسلام و دین و انقلاب، امید مردم را به ناامیدی تبدیل کرد و در عمل دین ملعبه دست بازیگران عرصه سیاست گردید و برای توجیه خطاکاری‌ها از آن استفاده شد و بقول شاعر:

زیان کسان از پی سود خویش/ بجویند و دین اندر آرند پیش

و اگر همین افکار عمومی که بر مبنای ارزش‌های انقلاب اسلامی شکل گرفت و نبود آن هیچ توفیقی را نصیب کشور نمی‌کرد، آدرس و پناهگاهی برای شکایت از کجروی‌ها و دور شدن از آرمان‌ها نیافت و به چشم خود نسل بعد را در مسیری کاملا متفاوت با راه و باورهای خود درحرکت دید، دیگر هیچ قدرتی نمی‌تواند آن باور همگانی که قدرت خویش را از منبع لایزال الهی و مردان حق و به خدا پیوسته می‌گرفت، سامان دهد و با هم پیوند بزند.

آنچه مسلم است اینست که کشور ما امروز بیش از هر زمان دیگری محتاج برنامه‌ها و رویکردها و شخصیت‌هایی است که بتوانند از تردیدهای جدی نسل انقلاب و بی‌اعتمادی نسل بعد از آن‌ها، جلوگیری نموده و آن‌ها را «ترغیب و اقناع» نمایند و این با فضاسازی‌های تبلیغاتی و برنامه‌ریزی‌های جهت‌دار که هدف آن پیشبرد یک برنامه سیاسی به هر قیمت ممکن است کاملا متفاوت می‌باشد. در این شکل از ارتباط، باید حاکمان به مثابه یک فعال‌کننده دو سویه عمل کنند و به نیازهای ترغیب‌کننده و ترغیب شونده باهم پاسخ دهند. همان‌ نیازهایی که زمانی دولت اصلاحات را بر اصول‌گرایان ترجیح داد، همان افکاری که روزگاری چهره‌ناشناسی را برگزید و همان باور عمومی که سرانجام در کشاکش این حوداث به نقطه اعتدال رسید و دولت تدبیر و امید را انتخاب کرد.

اگر به دنبال نشانه‌ها می‌گردیم لازم نیست راه دوری برویم. در همین قضیه مذاکرات هسته‌ای، بدون آنکه بخواهیم به محتوای تفاهم‌نامه و مذاکرات بپردازیم، قرار گرفتن پرچم ایران در میان ۶ قدرت و یا به اصطلاح خودشان ابرقدرت‌ جهانی و مشاهده ضعف و انفعال آمریکای قدر قدرتی که روزگاری شاه ایران در برابر سفرای او – و نه رئیس جمهورش – کرنش می‌کرد و امروز وزیر خارجه‌اش در جلسات متعدد که فقط یکی از آن‌ها ۸ ساعت طول می‌کشد، سعی و تلاش بر جلب نظر وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران دارد، و قرار داشتن نام کشورمان در صدر اخبار عالم، واقعاً بخودی خود موجب درخشش آن بارقه اعتماد و باور عمومی در میان هر دو نسل گردید. پس باید باور کرد یک حادثه کوچک چگونه می‌تواند اعتماد مردمی را بر‌انگیزد که خود بهتر از همه در این روزگار جنجالی که شاهد رخدادها و حوادث متعدد ناشی از بن‌بست بزرگ پیروان راه باطل و اسیران دست شیطان می‌باشد، قدر و ارزش و جایگاه انقلاب اسلامی را می‌بینند و درک می‌کنند و اتفاقا بیش از همه مدعیان بی‌عمل در این راه تلاش می‌کنند و آماده فداکاری می‌باشند به یک شرط کوچک که آن‌ها را از یاد نبریم و بدانیم صاحبان اصلی انقلاب مردم هستند ولاغیر.

۱۷/۱/۹۴

*استانداراسبق ايلام و فرماندار اسبق لارستان


9 نظر

  1. آهو دشتی گفت:

    0

    0

    جناب آقای حسینی عزیز !
    برای اینکه شما و امثال شما به این باور برسید ملت قریب به ۴ دهه است که دارند هزینه می دهند و نسل سوم و نسل چهارمی های انقلاب تقریبا فدا شده اند.
    فکر نمی کنید برای شما دیگر خیلی دیر شده است که به این نتیجه برسید و شاید بتوان گفت از امثال شما دیگر کاری بر نمی آید؟

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    تحلیل خوب و جامعی است چرا همیشه سعی داریم منفی فکر کنیم؟به فرمایش مولا علی(ع)باید به سخن نظر کرد نه گوینده سخن.ملامت کردن مداوم کار انسان های آزاده نیست.

  3. احمدی گفت:

    0

    0

    بر خلاف آقای آهو دشتی من فکر می کنم همین مقالات و تحلیل ها بهترین خدمتی است که افرادی مثل جناب آقای حسینی و امثال ایشان می توانند برای نسل های دیگر انجام دهندبه روشنگری های خود ادامه دهید و منفی بافی مانع انجام وظیفه نگرددهرچند نسل شما را مقصر همه نابسامانی ها بدانند.راستی نسل چهارمی ها چه کسانی هستند؟!

  4. آقای همساده گفت:

    0

    0

    آغوی آهو دشتی!بیفت جلو همه ی ما از نسل ژان ژاک روسو تا نسل ۱و۲و۳و۴و……..از بالوی ارتفاعات آلپ بپریم تو دره مرگ نبراسکا راحت راحت بشیم والو!

    • آهو دشتی گفت:

      0

      0

      این که لهجه راحت طلبان و تنبلان است.پس شما قطعا حال این همه کار و فعالیت را نداری/کاکو

  5. پسر خاله گفت:

    0

    0

    یعنی می گه له له بشیم

  6. نسل اولی گفت:

    0

    0

    از اینکه نوشته های ما نسل اولی ها-نسل همیشه محکوم تاریخ – را می خوانید و اجازه حرف زدن می دهید به سهم خودم تشکر می کنم!

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان