میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در28 سپتامبر 2014 ساعت 6:25 ق.ظ سرویس:فرهنگ و هنر 17 دیدگاه 3,227 بازدید

با آثارم فقط طرح پرسش مي كنم

گفت و گو با محسن بشيري؛ كارگردان اجراي محيطي «دعوت»

با آثارم فقط طرح پرسش مي كنم

Mohsen-Bashiriحميد منشي: محسن بشيري، هنرمند عجيب و متمايزنمايي ست. گاهي لباس تعزيه مي پوشد و در كسوت «شمر» صبح تا شب را در ميان مردم راه مي رود و دركنارشان مي نشيند، گاهي مسير تاريك قدمگاه لار را با فانوس قرمز روشن مي كند و اين آخر هم چند خانه درب و داغان بافت فرسوده شهر را با نورپردازي و دكور، ميزبان آدم هاي رهگذر و چند هنرمند دعوت شده مي كند تا دقايقي در آن چيزي بخورند و نفسي چاق كنند. اسم گروه يا جريان خود را هم گذاشته «اشتباه جديد»! جالب تر از همه اينكه رشته تحصيلي او «تفسير قرآن» است.

بهانه گفت و گوي من با او كار آخرش يعني اجراي محيطي «دعوت» است. عكس هاي اين كار به طور عجيبي در شبكه هاي اجتماعي دست به دست شد و همين امر او و گروهش را وارد برخي حاشيه ها كرد. عده اي اين جريان را حركتي خزنده و از پيش تعيين شده براي فشار بر متوليان ميراث فرهنگي لارستان عنوان كردند، برخي آن را حركتي اعتراضي و حتي سياسي و عده اي ديگر يك كار هنري معمولي تلقي كردند. اصلا چرا اينقدر توضيح مي دهم؛ گفت و گوي كوتاه من با اين هنرمند ۲۸ ساله لاري را درباره كار اخيرش بخوانيد:

***

براي شروع گفت و گو بفرماييد روال انجام كار محيطي «دعوت» چگونه بود؟ از افراد دعوت مي كرديد يا رهگذران وارد كار شما مي شدند؟

«دعوت» در واقع با موقعيت پشت قيصريه شروع شد. بقاياي يك خانه قديمي و فرسوده را با وسايل و چيدمان مورد نظر خود تزئين كرديم و  از صبح تا شب سه دعوتي به صرف صبحانه، نهار و شام داشتيم. در اين بين تعداد زيادي شهروندان هم وارد اثر شدند كه به عنوان صرف ميان وعده حضور داشتند. پس از آن هم سراغ خانه قديمي و مخروبه ديگري در دامنه قلعه اژدهاپيكر و خانه تاريخي محمودي رفتيم.

پس ايده شما اين بوده كه با نصب دكور در خانه هاي فرسوده و خراب شده ي بافت قديمي شهر لار و دعوت از تعدادي افراد به نوعي روح زندگي مجدد را ولو در يك صبح تا شب در آن ايجاد كنيد. درست است؟

بله. چيدمان و در كنار آن زندگي چند نفر در ساعت هاي مختلف.

اينها را كارگرداني مي كرديد يا افراد كاملا آزاد بودند هر كاري مي خواهند بكنند؟

ما به آنها خط كلي مي داديم و بقيه كارها بر عهده خودشان بود.

اسم اين كار را ديدم «اجراي محيطي» گذاشته ايد.

بله.

اما اجراي محيطي تا آنجا كه مي دانم زياد در تئاتر مطرح نيست و بيشتر در حوزه هنرهاي تجسمي است. در جاي ديگري نيز شنيدم كه از عنوان «پرفرمنس» استفاده كرده ايد. بالاخره اسم كار شما چيست؟

البته بهتر است كار ما را «هپنينگ» بناميم. يعني تك اتفاق كوتاهي كه انداخته مي شود. گاهي وقت ها يك اتفاق افتاده و گاهي يك اتفاق را بايد بيندازي و ايجاد كني. من خودم هپنينگ را براي عنوان اين اثر بيشتر مي پسندم. مرز باريكي البته بين پرفرمنس و هپنينيگ است كه در مورد ايجاد «اتفاق» تمايزاتي دارند.

خُب پس چرا اين كار را با عنوان اجراي محيطي نوشته ايد؟

اين تقسيم بندي ها دست و پاگير است و مرز دقيقي بين آنها نيست.

davat-1

حالا بگوييد مسئله تان چيست كه سراغ اين كارها آمده ايد؟ شما فعال ميراث فرهنگي و اجتماعي هستيد يا آرتيست؟ يا همه اينها؟

من به ساحت هنر اعتقاد دارم و يك اتفاق انساني. اينكه جايي را انتخاب كرده ام كه تا چند وقت پيش چند انسان زندگي مي كردند، نفس مي كشيدند و تلخي و شيريني روزگار را مي چشيدند. اما امروز هم آنها رفته اند و هم آن ديوارها نيست. ما به نوعي آن روح زندگي و «دم» آنها را زنده كرديم. تاكيد مي كنم من به نيت صرف توجه به ميراث تاريخي و فرهنگي اين كار را نكردم كه اگر اينگونه بود بايد خود قلعه و قيصريه و بناهاي تاريخي را بر مي گزيدم اما من به عمد سراغ خانه هاي مردم رفتم.

متوجه نمي شوم؛ اين اصل و ذات زندگي است. يك عده جايي زندگي مي كنند و بعد از يك مدت آنجا را ترك مي كنند و به خانه يا شهر ديگري مي روند. اينكه ما اين وسط زور بزنيم و زيست سابق و گذشته آنها را در قالب هنر، به اصطلاح بازتوليد كنيم يعني چه؟! خود شما اگر در آپارتمان يك خوابه زندگي كني بعد بتواني سه خوابه بخري، آنجا را ترك نمي كني؟ بگوييد نه باور نمي كنم!

زندگي در جايي كه حيات دارد تا آپارتمان خيلي فرق مي كند. به خانه پدري خود خيلي وابسته ام و اتاق كودكي هايم و تك تك خاطرات آنجا و دم و بازدم ها. جا به جاي آن خانه و ديگر خانه هاي اين شهر براي من ارزشمند است.

پس شما يك كار عادي نوستالژيك كرده ايد. مرثيه هاي نوستالژيك هم كه همه جا هست از شعر و داستان بگيريد تا فيلم و تئاتر. مثلا يك رمان نويس در برجي بلند در تهران زندگي مي كند اما درباره روستاهاي بوشهر مي نويسد. با اين اوصاف كارشما اصلا پيشرو نيست. هست؟

پيشرو بودن كار من همان لحظه اي است كه من با هر نوع وسيله نقليه خيلي راحت و بدون هيچ پيش زمينه اي از وسط يك اتاق رد مي شوم و وقتي كه وسايل را مي چينم يك لحظه نگاه شهروندان و عابران را به آن اتفاق جلب مي كنم.

يعني طرح پرسش براي شما مهم است؟

بله پرسشي شايد بدون جواب. و فكر كنم در ايجاد پرسش هاي متفاوت هم موفق بوده ام. يكي مي آيد از اين كار برداشت هاي محيط زيستي و ميراث فرهنگي مي كند و ديگري برداشت هاي اعتراضي و اجتماعي. حتي عده اي اين جريان را به نفع خودشان كرده اند و كمپيني عليه بي توجهان به ميراث فرهنگي با گرفتن عكس هاي زياد ايجاد كرده اند.

davat-2

شما با اين برداشت هاي مختلف مشكل داريد؟

بله. من فقط مي خواهم طرح پرسش كنم و اصلا دوست ندارم وارد حوزه هاي فرعي و حاشيه اي شوم.

اينكه خودتان وارد نشويد با اينكه نگذاريد برداشت هاي مختلفي شكل بگيرد متفاوت است. اجازه دهيد تكثر برداشتها اتفاق بيفتد. يكي با ديدن چيدمان شما به ياد مادربزرگش بيفتد ديگري برداشتي اعتراضي كند و همان طور كه ديديم فردي هم بگويد با اين كار شما بايد اينجا را آسفالت كنيم!

موافقم ولي بايد مرزهاي كار را بشناسيم و يك برداشت و قصد خاص، ديگر برداشتها را تحت الشعاع قرار ندهد. همانگونه كه شايد اين اتفاق افتاد.

پرسش بعدي من درباره اصل ايده است. اين ايده را از جايي گرفته ايد؟

خير. ايده خودم بود و حداقل من نديده ام جايي اجرا شود. البته ايده اجراي اين كار را من از سال پيش در ذهن داشتم تا اينكه با حمايت فرهنگسراي مرتضوي اين كار به الان موكول شد.

مانعي در اين بين نداشتيد و همه همكاري كردند؟

همه همكاري كردند و مشكل خاصي نداشتيم. همين جا لازم مي دانم از حمايتهاي آقاي زارع مسئول فرهنگسراي مرتضوي، خانم هاشمي سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي و خانم ارشادي مسئول انجمن نمايش لار صميمانه تقدير و تشكر كنم.

بازخورد اين كار در بين مردم و رهگذراني كه كار را مي ديدند چگونه بود؟ استقبال كردند، تعجب كردند، پرسش كردند، اعتراض كردند يا بي خيال گذشتند؟

من از كلمات شما، «استقبال» و «تعجب» مردم را انتخاب مي كنم. البته ممكن است برخي تبعات و بازخوردها بعدا به ما منتقل شود.

من ديدم كه داشتيد از اين اجرا و حضور مردم فيلم و عكس هم مي گرفتيد. اين كار به چه دليل بود؟

براي ثبت واكنش ها و نوع برخوردها.

چرا بايد ضبط شود؟! مگر اصالت اينگونه كارهاي محيطي و پيشروانه به در لحظه بودن و زنده بودن آن نيست؟ اينكه مثل تك تك ثانيه هاي زندگي ما بگذرد و تمام شود؟!

خواستم براي من بماند؟

چرا بايد بماند؟

براي تجربه خودم. تصويربرداري ها به عنوان اصل كار من نيست. منتها من آنها را ضبط مي كنم تا بعدها عيب كار خود را بهتر ببينم.

قرار نيست از دل اين عكس و فيلم ها اثر ديگري مثل فيلم كوتاه يا مجموعه عكسي تهيه كنيد؟

سعي مي كنم اين كار را انجام دهم. فكر مي كنم بعضي از پلان ها اين پتانسيل را دارند مثل سكانسي كه شما و قدرت در آن حضور داشتيد؛ همچنين وعده هاي ديگر.

davat-3

اين كار در شبكه هاي اجتماعي پوشش خوب و زيادي داشت. درست است؟

درست است. استقبال و بازخورد آن در شبكه هاي اجتماعي زياد بود و شايد دليل آن نزديكي اثر به مردم بود.

قدري از اين موضوع دور شويم؛ چرا شما عادت داريد فقط كارهاي متفاوت كنيد. چرا به قول معروف مثل بچه آدم! يك نمايشنامه برنمي داريد و يك تئاتر كلاسيك و متعارف را روي صحنه نمي بريد؟! مي خواهم بدانم مسئله شما چيست؟ گمشده و دغدغه اصلي شما.

مسئله من ري اكشن و حالات مختلف مردم است. من تك تك واكنش ها را مي نويسم و آنها را تحليل مي كنم. مثلا در كار «شمر» وقتي رد مي شدم هزاران جمله مي شنيدم و اين فضا براي من خيلي مهم است. تجربه براي من خيلي مهم است و اصلا دوست ندارم مخاطب را به نشستن و ايستادن مجبور كنم. همين كه يك لحظه به چيزي كه من خلق كرده تماشا و شايد فكر كند براي من كفايت مي كند.

كار بعدي شما چيست؟

در ادامه اين كار به سراغ جاهاي ديگري مي رويم كه در لار زياد هستند. طرح و ايده حاضر است و فقط اجرا مانده و فعلا ترجيح مي دهم زياد توضيح ندهم.

سوال آخر اينكه چرا اصرار داريد اين كار در لار انجام شود؟

نه؛ اصراري نيست. اين كار مي تواند در هرجايي كه زندگي باشد اجرا شود. اجازه دهيد در پايان از اعضاي پرتلاش گروه تشكر كنم. اعضاي ثابت ما دوستان: پويا مجيدزاده، ابوالفضل آبشت، عليرضا جمشيدي و ديگر همكاران ما دوستان: مجتبي پردل، حسين فربودي، صالح شهبازي، ويدا قبادي، مهدي عباس زاده، اميرحسين جمشيدي، امير مرصاد و فرزاد قناعت پور و خانواده هاي جلاله و تاجي و البته ديگر دوستاني كه شايد نامشان از قلم افتاده باشد.

davat-4


17 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    عالی بود
    از طرز تفکر آقای بشیری خوشم اومد…

  2. تارونه گفت:

    0

    0

    بسیار زیبا و خلاقانه

  3. صالح صنعتی گفت:

    0

    0

    درود بر شما….خدا قوت

  4. ناشناس گفت:

    0

    0

    احسنت کار بسیار جالب بود . ارزوی موفقیت برای شما و گروه اجرایی

  5. علی نراقی گفت:

    0

    0

    باشد که افرادی که خودشون رو هنرمند میدونن قدری از محسن هم اقتباس کنند.
    محسن همیشه فرد خاص و موفقی بوده و همیشه باعث افتخار

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      کاملا موافقم
      آدم باید خودش وجود داشته باشه
      نه اینکه از روی دست دیگرون بنویسه

    • ح گفت:

      0

      0

      واقعا! جا داره از کسانی که با اثر کپی برداری شده در جشنواره های استانی شرکت می کنند تقاضا کنیم یه خجالتی هم بکشن!

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      عمرا اگه خجالت بکشن
      به سنگ پای قزوین گفتن زکی

  6. 0

    0

    آفرین کار جالبیه
    ایجاد زندگی در جایی که زندگی سالهاست از آنجا رفته است.

  7. ابراهیمی گفت:

    0

    0

    آفرین کار ارزشمندی بود
    بخصوص از لحاظ خلاقیت و نو آوری
    متاسفانه در شهرستان های کوچک مثل لار اغلب آثار اگرچه با کیفیت اما فاقد خلاقیت و نو آوری است. برای همین در سطح بالاتر از شهرستان حرفی برای گفتن ندارد.

  8. ادب جو گفت:

    0

    0

    تبریک میگم به آقای بشیری،کارشون خیلی خلاقانه و زیبا بود، هرچند که در توضیح قالب کارشون توضیحات درستی ندادند چرا که این کار نه پرفورمنس ،نه هنر محیطی محسوب میشه و نه حتی هپنینگ آرت… چراکه هنرمند در این اثر با چیدمان وسایل در محیط از مخاطب اثر درخواست تولید اثر هنریش رو میکنه و اگه مخاطب رو از کار حذف کنیم،کار ناقص میشه…این سبک خلق اثر هنری که با مشارکت مخاطب اثر کار تولید میشه گونه ی جدید هنری هست که کمتر شناخته شده و با نام اینتراکتیو آرت اون رو مشخص و معرفی میکنند،مرز قالب های هنرها مشخص شده است.واما باز هم شمارا بخاطر ذهن خلاقتون تحسین میکنم…

  9. منتقد گفت:

    0

    0

    آفرین

  10. منتقد گفت:

    0

    0

    آفرین بر تو

  11. ناشناس گفت:

    0

    0

    خجالت رو باید کسانی بکشند که مثل پیرزن ها و زن های پا به ماه تو خونه هاشون میشینن و راجع به دیگران قضاوت بیجا میکنند و غر میزنند

  12. حجت ستوده نیا گفت:

    0

    0

    ممنون از این همه ابتکار و خلاقیت ،واقعا کارتون لذت بخش و زیبا بود،موفق باشید

  13. محسن بشیری گفت:

    0

    0

    سلام دوستان.ممنونم از محبتتون.ادب جوی عزیز پیش از هر چیز از این توجه تون ممنونم که میزان مطالعه تون میرسونه و مطمئن باشین از این مسئله آگاه بودم.در ذکر نوع قالب اصلا وسواسی ندارم این بحث به عهده دوستان میذارم.و اگر از اجرای محیطی یا هپنینگ و پرفورمنس اسم بردم فقط دم دستی بوده.ترجیح میدم وارد این مسئله نشم.باز هم تشکر از دوستان.

  14. جهاندیده گفت:

    0

    0

    دست مریزاد ۰منو بردی خونه ی بی بی،توی اون خونه ای که درهرگوشه اش کلی عشق بود باآدمهایی صمیمی وباصفا۰گلدونهای توی طاقچه ،آینه وشمعدون و‏۰۰۰خاطرات حجله بندون ومراسم‏”گردوطاقچه پهن کردن‏”در دو روز قبل از روز عروسی که بوسیله زنهای مجرب واقوام عروس وباسلیقه ی خاصی انجام می شد رو برام تداعی می کرد‏۰موفق باشی

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان