میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۹ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۲۴ ب.ظ سرویس:عناوین اصلی, فرهنگ و هنر 5 دیدگاه 357 بازدید

با تصدی‌گری دولت در هنر مخالف اما با نقش‌آفرینی‌اش موافقم

aryanگفت‌وگوی «حبیب آرین» با دکتر «محمدرضا مریدی»

با تصدی‌گری دولت در هنر مخالف اما با نقش‌آفرینی‌اش موافقم/اقتصاد هنر نیاز به انباشت اطلاعاتی دارد

حبیب آرین/سایت بورسک: گمانه زنی‌های در مورد ورود بازار هنری به فرابورس ایران بهانه‌ای بود  تا در مورد اقتصاد هنر با دکتر محمد رضا مریدی به گفت‌وگو بنشینیم. اقتصاد هنر ، موانع و محدودیت‌های آن موضوعاتی است در ادامه این گفتگو به آن پرداخته شد. مریدی عضو هئیت علمی دانشگاه هنر و دبیر علمی همایش اقتصاد هنر، با تاکید به اقتصاد هنر در حوزه‌ی هنر‌های تجسمی، باور دارد این بازار علی رغم ابهام‌های آن توانایی ساخت یابی و البته توسعه را دارد. او در باب نقش دولت در حوزه اقتصاد معتقد است نمی‌توان به سادگی گفت که دولت باید پای خود را از اقتصاد هنر بیرون بکشد؛ این گزاره تنها منجر به کاهش بودجه هنری و عدم پاسخگویی دولت به انتظارات جامعه هنری خواهد شد اما در مقابل از انتظارات سیاسی و محدودیت­های دولتی هنر کاسته نخواهد شد.

محمدرضا-1-614x330پیش از این‌ها فرابورس ایران در پی وارد کردن بازار و اقتصاد هنر به بازار سرمایه بود، با ورود صندوق‌های سرمایه‌گذاری جسورانه به بازار سرمایه ایران به نظر می‌‌رسید راه ورود هنر به بازار سرمایه تسهیل شده است، اما همچنان این روند در تعلیق قرار گرفت

احتمالا بخش­هایی از فعالیت­های هنری به این بازار بپیوندند مانند سرمایه­گذاری در صنایع­دستی و هنرهای سنتی و حتی اگر دایره تعریف­تان ار فرهنگ گسترده باشد ممکن است بازی­سازی­های رایانه­ای، صنعت تبلیغات و دیگر هنرهایی که ویژگی فناورانه دارند نیز به فرصت­های تازه­ای در این نوع سرمایه­گذاری جسورانه داشته باشند. اما اگر تعریف محدودی از هنر به معنای هنرهای زیبا مورد نظر است باید با تردیدهای بیشتری این مسیر را دنبال کرد. سرمایه­گذاری در این هنرها پر ریسک است و همراه با ابهام­هایی است که بازار مالی از آنها گریزان است.

به هر ترتیب یکی از مشخصات بازار سرمایه شفافیت­های اطلاعاتی است، تقریبا بدون انتشار گزارش­های مالی نمی­توان به این بازار وارد شد

– یکی از دلایلی که بخش هنر نمی‌تواند به سادگی وارد بورس و فرابورس شود دقیقا همین است. زیرا همه‌ی این شرکت­ها و صندوق­های سرمایه­گذاری مکلف به انتشار گزارش‌های مالی هستند و عملیاتی کردن این موضوع در هنر بسیار دشوار است. از آنجایی که قاعده اصلی در بازار سرمایه گردش آزاد اطلاعات است، کار برای بازار هنر که در آن فرایند تولید و خلق و نظام ارزش­گذاری و تعیین قیمت مبهم است سخت­تر است.

چون هنر قابلیت ارزش گذاری شدن را ندارد و نمی‌توان ساختاری را برای آن تعریف کرد؟

– اصولاً یکی از ویژگی‌های بازار هنر، عدم تقارن اطلاعاتی است. بدین معنی که یک رابطه پنهان، مبادلات تعیین نشده و لاجرم مبهم همواره میان خرید و تولید کننده وجود دارد. مساله اصلی و مهم و البته مبهم، نحوه ارزش گذاری آثار هنری است. اینکه دقیقا چه چیزی ارزش را تولید می‌کند.

بحث اینکه چه چیزی دقیقا ارزش آثار هنری را خلق می‌کند وجود داشته است. آیا به طور کلی می‌توان فرمولی عام برای ارزشگذاری آثار هنری یافت؟

– نه اینکه امری محال باشد؛ اما نیازمند برخی مقدمات است. به عنوان مثال نیاز به انباشت اطلاعات و داده‌ها دارد، ما این ساختار را در اختیار نداریم. زمانی که یک حراجی قیمتی را چکش می‌زند در ابتدا به نظر قیمت بالایی است اما چندان هم عجیب نیست و گاها معقول به نظر می‌رسد. چرا؟ چون سابقه فروش آن حراجی را می‌دانیم. انگار که در دل این رقم سابقه‌ای وجود دارد و بدین ترتیب رقم قابل قبول است. در این موقعیت شما آن رقم را با کل بازار مقایسه نمی‌کنید، بلکه با رقم پیش از خودش مقایسه می‌کنید. در واقع اعتبار این فروش به پیش از خودش باز می‌گردد. در نتیجه نیاز به انباشت اطلاعات دارد تا فرد بتواند در مورد قیمت نظر دهد. اما ما چیزی به نام انباشت اطلاعات و یا بانک اطلاعات فروش را در بازار هنر ایران در اختیار نداریم.

 

اتفاقاً این ابزاری است که در بازار سرمایه فراهم است. بسیاری از ساختار‌ها و کنش‌ها در بازار سرمایه بر اساس انباشت داده‌های قیمت در گذشته شکل می‌گیرد و به پیش می‌رود. با این وجود و مزایایی که این بانک به طور خود به خودی در بازار سرمایه خلق می‌شود، باز هم امکان ورود اقتصاد هنر به بازار سرمایه وجود ندارد؟

بله دقیقا ما به این مقدمه نیاز داریم. به عنوان مثال در مورد نقاط مثبت و منفی حراج کریسیز و حراج تهران زیاد گفته می‌شود. اما همین بازار‌ها دو کار اساسی را انجام می‌دهد یک، انباشت اطلاعات و دیگری اعلام و آشکارسازی ارقام فروش. کاتالوگ‌های حراج قیمت‌ها را نشان می‌دهند و در موقع حراج، قیمت‌ها اعلام می‌شوند. این فرآیند به مرور زمان مبنایی را در اختیار ما قرار می‌دهد که هر اثری را با هم عرض و یا با پیشینه‌ی آن مقایسه کنیم. ما این بانک داده آشکار را در گالری‌ها در اختیار نداریم اما در حراجی‌ها در اختیار داریم، بدین ترتیب حراجی‌ها دو کار بسیار مهم انجام می‌دهند: یک انباشت قیمت و انباشت اطلاعاتی در بخش فروش ایجاد می‌کنند و دوم اینکه نقش رهبری قیمت را ایفا می‌کنند. این رهبری موجب شکل دادن روندی صعودی به قیمت‌ها در حراجی‌هاست. حراجی‌ها هیچ گاه روندی کاهشی ندارند. اگر حراجی‌ها روندی کاهشی در قیمت گذاری داشته باشند تمایل مجموعه­داران برای واگذاری آثار به آنها کم می‌شود. در نتیجه حراجی‌های همواره پیش برنده قیمت هستند، این روند به خریدار این اطمینان را می‌دهد که اکنون قیمت مبنایی دارد چرا که نهاد پشتیبان را دارد که همواره در حال بروز رسانی قیمت است.

208927_331

این نهاد‌ها چه می‌توانند باشند…

حراجی‌ها

معمولاً این انتقاد مطرح است که فضای آثار هنری یک گود باز است، به این معنی که یکی از الزامات موفق شدن در این فضا برقراری ارتباط با برخی از هنرمند‌ها و گروه‌ها است…نکته اینجاست که حتی در خارج از ایران نیز این فضا برای اقتصاد هنر وجود دارد. این نهاد‌ها بر اساس این گود‌ها ایجاد می‌‌شود و یا بر اساس نوعی تقاضا شکل می‌گیرد.

آن­قدر‌ها هم بازار هنر شلخته نیست، به هر ترتیب در این بازار سلسه مراتبی وجود دارد. در این بازار نیز مانند دیگر نظام‌ها سلسله مراتب و روابطی مطرح است و در آن پشتیبانی‌های سیاسی و حتی پیشینه‌های رفتاری هنرمند می‌تواند روی ظهور هنرمند و قیمت آثار تاثیرگذار باشد. این‌ها مراتب وجود دارد اما بدین معنی نیست که بازار هنر فاقد ساختار و سلسله مراتب است و همه چیز تنها یک شوی بزرگ است! بازار هنر سه سطح دارد سطح اول بازار شامل هنرمندانی است که به صورت غیرسازمان یافته آثار خود را برای نمایشگاه­های عمومی در سرای محله‌ها و گالری‌های دولتی و خانه‌های فرهنگ ارائه می­دهند؛ کسی که از یک سطح عمومی کارش را آغاز می‌کند باید خود را پرزنت کند، پرزنت کردن بدین معنی که بتواند ارتباط برقرار کند؛ همه‌ی این­ها به مهارت‌های فرد باز می‌گردد. با این ارتباط‌ها است که می‌تواند به گالر‌های مرتبه بالاتر که ارتباط‌های بین‌المللی دارد ورود کند. این گالری‌ها هستند که آثار را برای حراجی‌ها می‌فرستند. هیچ خانه حراجی به طور مستقیم آثار را از هنرمند نمی­پذیرد بلکه ترجیح می­دهد با مجموعه­داران و گالری­های کار کند. سیر این مسیر از یک گالری عمومی به یک گالری حرفه‌ای که ممکن است بازه‌ی زمانی ۳ تا ۵ ساله باشد که به شدت به شیوه‌ی کار هنرمند، شبکه ارتباطی و نوع معرفی خود بر می‌گردد. اگر از دور نگاه کنید این مرحله، مبهم و کانالیزه نشده است، اما بدین معنی نیست که هنرمندان اتفاقی به ظهور می‌رسند. استمرار در این فضا، برقراری ارتباط‌ها، حضور در جشنواره‌ها و کسب جوایز اثر گذار است.

بازار هنر در ایران در چه فضاهایی است؟ شما چه تخمینی از ترنول مالی این فضا دارد؟

تخمین ترنول مالی هنر در ایران و به طور مشخص در بخش هنر‌های تجسمی به شدت دشوار است. هیچ انباشت اطلاعاتی در این فضا وجود ندارد. همان­گونه که توضیح دادم باید این بازار را در سه سطح دنبال کرد. بازار عمومی و همگانی همواره همراست با عرضه زیاد و فروش کم. در این سطح با فراوانی عرضه روبه هستیم. خیل عظیمی از هنرمندان هستند که به تازگی فارغ التحصیل شده­اند و یا ذوقی کار می‌کنند و خریداران که آثار آن‌ها را نمی‌خرند. در این مرحله نمی‌توان اصولا از بازاری صحبت کرد. برای روشن شدن بحث اجاز دهید به نمایشگاه هفت نگاه که مجموعه‌ای تشکیل شده از هفت گالری تهران است که هرساله نمایشگاه‌های مشترکی را برگزار می‌کنند اشاره کنم. در هفت نگاه فروش به نسبت خوبی وجود دارد و حدود ۳۰۰ یا ۴۰۰ میلیون در عرض یک هفته فروش دارد. به طور متوسط  ۲۰۰  هنرمند در این نمایشگاه شرکت کرده­اند اما واقعیت این است که بخش زیادی از این هنرمندان اثری نمی‌فروشند یا بخشی  بزرگی از این هنرمندان تنها یک بار کار می‌فروشند و اگر در دوره‌های بعدی شرکت کنند دیگر کاری را نمی‌فرشند. این‌ها سهم اندک و ناچیزی در بازار دارند و عمدتا خرید از این افراد خرید‌های حمایتی است. ممکن است یک نفر در حمایت از یک هنرمند یک اثر را خریداری کند. اما به طور معمول  از میان هنرمندان ۵۰ نفر ثابت اند و بخش زیادی از آمار فروش متعلق به این هنرمندان است. واقعیت این است که با وجود این همه هنرمند ذی نفعان این بازار به شدت محدود است. تخمین دقیقی نیست اما با شناختی که از این بازار پیدا کرده‌ام این بازار حدودا بیشتر از ۲۰۰ هنرمند ذینفع ندارد.۲۰۰ نفر به ازای این حجم از عرضه کار!

این آمار متعلق به کل آثار هنر‌های تجسمی است؟ حتی مجسمه سازی!!

حتی با حساب مجسمه سازی! آن‌ها که اساسا بازاری ندارند و تنها محدود به سفارش‌ها می‌شود. نمی‌توان سفارش‌هایی که شهرداری‌ها به مجسمه سازان و یا حتی نقاشان دیواری می‌دهند را بازار بنامید. این فروش­ها بر اساس سفارش‌ها و قیمت‌های از قبل فراخوان داده شده است. آماری که من به آن اشاره کردم چندان هم دور از ذهن نیست. نزدیک به ۲۰۰ گالری در تهران مجوز دارند که اغلب آنها کارکرد آموزشگاهی دارند و تنها در حدود ۴۰ گالری در سطح شهر تهران وجود دارد که اقدام به فروش آثار می‌کنند و این گالری­ها معمولا روی ۴ یا ۵ هنرمند سرمایه‌گذاری می‌کنند. البته گالری‌ها عملکرد متفاوتی دارند اما اگر قرار باشد در فقدان مطالعات میدانی به تجربه و تخمین اتکا کرد به نظرم به همان آمار ۲۰۰ نفر به عنوان ذینفعان بازار می­توان اشاره کرد.

روزی در همین تهران هنر‌های نمایشی نیز روزگار خوبی نداشت و اگر بود با حمایت‌های حاکمیتی بروی صحنه می‌رفت اما اکنون تئاتر خصوصی به سود رسی رسیده است و گاها بالغ بر ۱ میلیارد می‌فروشد. چه اتفاقی در آن حوزه رخ داده ؟ آیا می‌توان انتظار داشت در بازار هنر‌های تجسمی نیز این شرایط به وجود آید؟

سؤال شما باید به نحوه دیگری بررسی شود؛ ما تا پیش از این از هنرمند در بازار نمایشگاه‌های عمومی، بازار گالری‌ها و بازار حراجی‌ها حرف می‌زدیم. اما در بازار هنر‌های نمایشی، تئاتر و سینما، فروش بر اساس تعداد بلیط است لذا می­توان از میزان تقاضا و تعیین قیمت صحبت کرد؛ اما در بازار نقاشی نمی‌توان از قیمت معین صحبت کرد. همچنین عدم تقارن اطلاعاتی در این بازار بسیار بیشتر از هنرهای نمایشی است. در نتیجه ماهیت این دو بازار از اساس با یکدیگر متفاوت است. اما سوال شما بیش از آنکه یک سوال اقتصادی باشد، یک پرسش جامعه­شناختی است. شما این پرسش را مطرح می‌کنید که چگونه مصرف هنری در حال افزایش است!

دقیقاً! یا به تعبیری چرا تقاضا برای یک اثر هنری بیشتر شده است؟

این موضوع را باید جامعه­شناسانه بررسی کرد. اساساً مصرف هنری در ایران به نحوی مصرف مقاومتی است. برخی افراد تئاتر را انتخاب می‌کنند که تلویزیون نبینند! اصولا تئاتر رفتن و فعالیت‌های هنری همه به نوعی مقاومت در برابر الگو‌های مصرف رسمی است. همین افزایش تقاضای هنری را می‌توان به نوعی مقاومت در برابر مصرف فرهنگی رسمی تفسیر کرد. تئاتر یک مصرف رسانه‌ای نیست،. تئاتر هیچ‌گاه به تلویزیون راه پیدا نمی‌کند. نقاشی هم به همین نحو، نقاشی حتی اگر از تلویزیون هم پخش شود نقاشی نمی­شود. این دو حوزه با مکان مندی خاصشان اهمیت می‌یابند. نمایش نقاشی در گالری اهمیت می‌یابد، حتی می‌توان گفت این مکان به اندازه نقاشی مهم است. مردم به این امکان مانند سالن‌ها و گالر‌ی‌هایی که کمتر زیر نفوذ رسانه‌های رسمی هستند پناه می­برند. تعبیر هابر ماس این امکان، موقعیت‌هایی هستند که حوزه‌ی عمومی در آن‌ها شکل می‌گیرند.

آیا با این تفاسیر استقبال از گالری‌ها بیشتر شده است؟

بله استقبال از گالری‌های و اماکن فرهنگی بیشتر شده است. اما باید تاکید کرد که این استقبال الزاما به معنی چرخاندن چرخ‌های اقتصاد هنر و بهبود معیشت هنرمندان نیست. این افزایش تقاضا برای هنر اگرچه پیامد‌های فرهنگی زیادی دارد اما پیامد‌های اقتصادی تاثیرگذاری به جا نگذاشته است. مساله مهم در بازار هنر این است که با افزایش تقاضاهای هنری، تعداد هنرمندان افزایش پیدا می‌کند نه درآمد‌های هنرمندان! استقبال مردم از هنر موجب زایش هنرمندان بیشتری در جامعه می‌شود و در عین حال میزان دستمزد‌های هنرمندان نیز تقسیم می‌شود. این فضا به ارتقای هنر کمک می‌کند اما الزاما به معنی توسعه بازار و اقتصاد هنر نیست. این موقعیت در شرایطی پارادوکسیکال حضور دولت را ضروری می‌سازد. با افزایش تعداد هنرمندان، هنرمندان به بیمه نیاز دارند و دولت مسئول تامین بیمه هنرمندان است.

اما در بسیاری از موارد، طرح‌های دولتی برای هنرمندان، مانند صندوق هنرمندان شکست خورده است.

در تمام دنیا، دولت از هنر حمایت می‌کند. به ویژه در کشور ما که منابع مالی در ساختار دولت متمرکز است و بخش خصوصی که فعال و در عین حال حامی هنر باشد، بسیار محدود است.

آیا شما وجود دولت را به عنوان مانعی برای بازار هنر می‌شناسید؟

خیر؛ اتفاقاً من حضور دولت را ضروری می‌دانم. ساده است، زیرا با توجه به ساختار متمرکز قدرت در ایران نمی‌توان به این فکر کرد که دولت پای خود را از اقتصاد بیرون بکشد. مثلاً دولت کنونی به دو دلیل در حال تقویت تئاتر خصوصی است که البته اتفاق مبارکی است. اول به این دلیل که در حال حاضر سیاستگذاری دولتی به مراتب مداراجوتر است و دوم اینکه دولت بی پول‌تری است. اما واقعیت این است که هر کدام از این دلایل از دست برود نگرانی از سرمایه‌گذاری در اقتصاد تئاتر بیشتر می‌شود. اگر شرایط تغییر کند به اولین بخشی که فشار آورده می‌شود بخش خصوصی فعال در اقتصاد هنر است. اگر بودجه­های دولتی افزایش یابد در تلاش خواهد بود که همه اتفاق‌های هنری را به خود معطوف کند و در نهایت بخش خصوصی بی رونق‌تر می‌شود؛ زیرا بازیگران و کارگردانان مهم جلب گروه‌هایی می‌شوند که دولت آن‌ها را تأمین اعتبار می‌کند. به هر ترتیب نوع بازیگری دولت بسیار پر اهمیت است.

برخی معتقدند که اساسا دولت نباید متصدی باشد و تنها باید بستر‌های مناسب برای کارکرد بازار را ایجاد کند و در نهایت بستر‌های مناسب را برای این بازار فراهم کند. با این تقاسیر باید چه نقش و وظایفی را باید برای دولت متصور بود؟

با این گزاره که دولت نباید تصدی گری کند موافقم، اما با این که دولت نباید نقش آفرینی کند، مخالفم. بی شک باید از این بازار حمایت کند. اینکه برخی می‌گویند دولت باید پای خود را از گلیم هنر بیرون بکشد، اشتباه است. زیرا ممکن است دولت حمایت­ها و منابع مالی خود را از این بازار خارج کند اما انتظارات آن در مقام صاحب قدرت همچنان باقی می‌ماند. این گزاره مورد سو استفاده مدیران فرهنگی قرار می‌گیرد، بودجه‌های فرهنگی کم بشود که به چه نتجه‌ای برسیم! حالا برخی از مدیران فرهنگی در گفتن این گزاره لیبرالی که دولت نباید در هنر دخالت کند از هنرمندان سرقت گرفته اند. سریع‌ترین نتیجه آن این است که بودجه­های هنری کم شود در حالی که انتظارات دولتی سر جایش است. لذا نباید مساله را اشتباه صورتبندی طرح کنیم.


5 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    البته دولت هایی هم بوده اند که سعی کرده اند با هنر مندان درست رفتارر کنند اما زور گروههای فشار خیلی بیشتر بوده و هست امروز شاید هیچ گروهی به اندازه ی هنرمندان و یا اندیشمندان در کشور ما زیر فشار نیستند یک هنر مند برای آفرینش یک اثر هنری باید از هفتاد خوان رستم رد بشود یا یک اندیشمند برای نوشتن یک مطلب یا کتاب یا مقاله باید از هزار توی سانسور عبور کند این است که فقط هنر سفارشی و فرمایشی به وجود می آید و جایی برای هنر واقعی نمی ماند و بسیاری از هنرمندان و اندیشمندان رفتن به بازار معاملات اقتصادی را که بسیار بی خطر تر هست را بر هنر و اندیشه ترجیح می دهند تند روها هم از این کار بسیار خوشحال می شوند غافل از اینکه دارند گام به گام جامعه را به ورطه ی خطر ناکی پیش میبرند

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      به نظر شما با تندروهایی که حاضر نیستند قوانین و هنجارهای کشور رو رعایت کنند چگونه باید برخورد کرد؟

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      باید هنجارهایی که شما می فرمایید رو بررسی کنند شاید به نظر همه ی مردم این ها هنجار نباشه شما نباید انتظار داشته باشید همه مثل شما فکر کنند باید بگزارید مردم خودشون تصمیم بگیرن ما شما رو مجبور نمی کنیم مثل ما فکر کنید شما هم نباید ما رو مجبور کنید مثل شما فکر و زندگی کنیم

  2. فرهنگی گفت:

    0

    0

    چه مصاحبه خوب و خواندنی ای… سپاس

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    چه گفتگوی خوب و سازنده ای من هم بسیار لذت بردم

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان