میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در30 می 2014 ساعت 3:45 ب.ظ سرویس:فرهنگ و هنر, گزارش تصویری 7 دیدگاه 3,133 بازدید

با مهر به گذشته بنگر!

با مهر به گذشته بنگر!

حاشیه ای بر اجرای تازه ی رقیه ارشادی

فرزاد قناعت پور: تئاتر کودک و اصولاً آفرینش های هنری برای کودکان، کاری سخت است و بس قابل احترام و از این بابت، می شود در این مقال بر برخی از ضعف های «گلابتون» موقتاً چشم فرو بست و بحث بر سر مسائلی چون ریتم و هارمونی موسیقی با اجرا را به بعد واگذاشت. ارشادی را حالا نماینده ی تمام قدی برای تئاتر کودک در لارستان می شناسیم و این موضوع، هم از بابت استمرار او در کار است و هم توجه به برخی جوانب کیفی. نویسنده و کارگردان ما، گر چه در موضوعات انتخابی متناسب با جامعه ی هدف، چندان عمیق نمی شود و فضای تعلیمی و آموزشی برغرایب وسوسه انگیز قصه برای کودکان، تفوق دارد و به عبارت دیگر قصه هایش کمتر از بازی و دستان پرهیجان داستان پرداز بهره می برد اما، هم خوب دیالوگ می نویسد و هم خوب بازی می گیرد؛ هم از بازیگران نوجوانش، هم صحنه های آرامش. لااقل «گلابتون» می تواند واجد توصیفات پیشین باشد.

5

 ارشادی همچنین در تربیت نسل نو و نوجوانی از یاوران تئاتر و صحنه، تا امروز نقشی متفاوت با پیشینیان خود داشته است. هر اجرا برابر شده است با معرفی چهره ای تازه، ایضاً در این اجرای اخیر. بازی ها در «گلابتون» همچون دیگر اجراهای این کارگردان، خوب و قابل قبول است به ویژه از لحاظ بیان، چنان که مشخص است تاکید ویژه ای بر بیان بازیگران شده است (البته به این نکته هم توجه داریم که به مرور زمان تنها تکیه بر بعدی از ابعاد بازیگری، خود پاشنه ی آشیلی می شود، چه آنکه عرصه ی تئاتر و در کل عرصه ی زندگی، عرصه ی درخشان ارتباطات است).

گلابتون همچنین با تکیه بر صحنه آرایی و استفاده از ظرفیت های آن در جهت القای پیام مورد نظر، عملاً صحنه را «صدادار» کرده است و در زمانه ای که هندسه و چینش شبه مدرن فضای صحنه های ما را قبضه کرده، حالا در این جا پشتی و تشک سنتی، چارچوب چوبی منحنی و در مجموع، مبلمان سنتی در معیت خورشت بادمجان! حضوری نامحسوس اما مؤثر بر ناخودآگاه پذیرنده ی کودکان تماشا دارند حضوری که به نظر نمی رسد چندان خطری برای امثال اینترنت، موبایل، کامپیوتر و حتا مبل و… داشته باشد اما برای رویدادهایی چون بی پشتوانگی تاریخی کودکانمان، آری! خطری جدی است!

آنچه در لایه ی زیرین روایت «گلابتون» دیده می شود، قصه ی تقابل ها و واماندگی ها هم هست. به نظر می رسد که «گلابتون»، نسل مادران و پدران امروز را فاصله گرفته از نسل پیشین و بیگانه با بسیاری از مسائل نسل پسین می داند، آنچه که منجر به «در میانه ماندگی» و «بیچارگی» است. این تقابل چنان جدی و بیگانه ساز است که کارگردان از تلفیق این دو وضعیت، گاهی سودای طنازی و خنده را در سر می پروراند (استفاده از موبایل توسط روح مادر بزرگ، روحی که نشان از فیزیک از دست رفته ی گذشته و معنویت برجا مانده از آن است)، این مایه ی درخشان روایی، این تقابل، اما فوری و با یک ساده سازی معلمانه، همه مبتنی بر اراده ای که جنبه ی تعلیمی را پراهمیت تر از روایت نشان داده است، در لحظه می ماند؛ این مادر بزرگ (بی بی) است که با راه حل نهایی، مادر را نجات می دهد و کودک را رستگار می کند.

پس، با مهر به گذشته بنگر! در زمانه ای که همه در ترس از دست رفتگی تاریخی بسیاری چیزها به سر می بریم و کودکانمان را بزرگترین قربانیان این موضوع می دانیم این فرمول می تواند بهترین پاسخ و پایان باشد. این بازگشت در «گلابتون» با توجه به جامعه ی هدف و همچنین وضعیت فرهنگی موجود، بازگشتی معقول و منطقی به نظر می رسد. البته محقق است که تئاتر، نگاهی جدی تر به حال و آینده و ظرفیت های سازنده ی آن نیز می تواند داشته باشد.

خلاصه اینکه «گلابتون» اگر هم درخشان نباشد (حتا در ارتباط با کارنامه ی کارگردان اش) اما واجد پیشنهادهای قابل تأملی است؛ و اینچنین است که در پیرامون ما، گلابتون ها خرده خرده در حال شکل گیری اند تا امید روزی که تنه به تنه ی ساختار رسمی آموزش بزنند.

این روزها، با توجه به ظرفیت های متعدد هنری موجود در منطقه چه در زمینه ی تئاتر، چه در زمینه ی موسیقی چه ادبیات و… که هر کدام به تازگی نیم نگاهی هم به مسائل و جامعه ی هدف کودک و نوجوان دارند نیاز به ورود موازی اما منطقی و هماهنگ به ساختار رسمی آموزش و پرورش و بهره مندی از این ظرفیت ها در زمینه های متعدد شناختی و آموزشی (به ویژه در مقاطع کودکستان و دبستان) بیش از پیش احساس می شود. حضوری پر خیر و برکت که شاید به تعبیر ابراهیم گلستان، خیری باشد به ممکنات آینده.

3 2 5 4 7 8 6 9 1


7 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    به نظر من نمایش هیچ جای تامل نداشت ، بیشتر نمایشی برای بزرگتر ها بود تا برای بچه ها . بهتره فرق نمایش های کودک برای کودک و کودک برای بزرگسال رو بفهمیم . ریتم نمایش هم در اواسط افت بالایی داشت .ایده ی کار هم تکراری بود .

    • لاری مقیم تهران گفت:

      0

      0

      به نظرم وقتی ایشون از توجه بیشتر کارگردان به آموزشی و تعلیمی بودن کار نسبت به جنبه های روایی و قصه ای می نویسه به طور غیر مستقیم به خیلی از مواردی که شما گفتید هم اشاره داشته. پیشنهاد من هم اینه که متن ها رو بهتر بخونیم.

  2. تنها گفت:

    0

    0

    به نظرم کارگردانای ما اونقدر باید برای تئاتر حرمت قائل باشن که هر نمایشی رو نیارن برای اجرا اول از جنبه های مختلف بررسیش کنن بعد .. اینجوری که هرکس از اعتبارخودش استفاده کنه و هر تئاتری که خواس بیاره اجرا که نمیشه …

  3. عبدالرضامفتوحي گفت:

    0

    0

    باسلام
    بنده موفق نشدم نمايش رو ببينم ولي با هر كيفيتي كه بوده از اينجا به كارگردانش خسته نباشيد ميگم.
    فرزاد جان دستت درد نكنه .

  4. ارشادی گفت:

    0

    0

    سپاسگزارم آقای قناعت پور

  5. ناشناس گفت:

    0

    0

    بازي بازيگران كودك اين نمايش فوق العاده بود. نقش بي بي كه تركوند. همگي گروه خسته نباشند.

  6. تارونه گفت:

    0

    0

    با تشکر از خانم ارشادی…

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان