میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲۲ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۶:۲۳ ب.ظ سرویس:عناوین اصلی 2 دیدگاه 395 بازدید

بررسی شخصیت و اندیشه آیت الله «آیت اللهی» در گفت و گوی روزنامه «آفتاب یزد» با «حسین صبورایی»

بررسی شخصیت و اندیشه آیت الله «آیت اللهی» در گفت و گوی روزنامه «آفتاب یزد» با «حسین صبورایی»

آفتاب لارستان: روزنامه سراسری «آفتاب یزد» در شماره امروز چهارشنبه ۲۲ خردادماه خود مصاحبه ای تفصیلی با «حسین صبورایی» معاون مالی شهرداری منطقه ۶ تهران و شهردار اسبق لارستان درباره وجوه شخصیتی مرحوم آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی(ره) منتشر کرده است که در ادامه می خوانید:

***

مشرب فکری و هنری «عالمی هنرمند» در گفت‌وگو با مهندس حسین صبورایی:

ناگفته‌هایی از سبک‌زندگی آیت‌الله سید عبدالعلی آیت اللهی در سالروز درگذشت ایشان

به گزارش آفتاب یزد، سید عبدالعلی آیت اللهی، شانزدهم بهمن ماه سال ۱۲۹۹ شمسی در جهرم متولد شد. او از کودکی تحت تربیت، پدر آیت الله سید عبدالمحمد و جدش آیه الله العظمی حاج سید عبدالحسین دزفولی نجفی لاری مدارج علمی را طی کرد؛ همزمان با مبارزه پدرش با رضاخان پهلوی خانواده او را  به شیراز تبعید می کنند و او در مکتب خانه ها، مدارس قدیمی و جدید و حوزه های علمیه شیراز، قم و نجف اشرف تحصیلاتش را با فراگیری قرآن و زبان عربی، رساله مختصر اصول دین، حلیه المتقین، معراج السعاده، گلستان سعدی، تاریخ ایران، جامع عباسی، امثله وشرح امثله، شرح تجرید، شرح منظومه، شرح اشارات و… در محضر استادانی همچون آیت الله العظمی بروجردی، آیت الله العظمی سید صدر الدین صدر و آیه الله العظمی سید محمد تقی خوانساری به پایان رسانید و در این مسیر با بزرگانی چون حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی (ره)، آیت الله سید محمد باقرصدر و آیت الله سید امام موسی صدرهمدوره و همکلاس بود.

آیت الله سید عبدالعلی آیت اللهی آن‌قدر مورد توجه علما بودند که رهبرمعظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای مدظله العالی با تجلیل از ایشان فرمودند: «آن عالم بزرگوار که همچون گذشتگان عالی مقام این بیت شریف، ملجاء و مرجع امور دینی و اجتماعی و سیاسی مردم آن سامان بوده و عمر با برکت خود را در خدمت به دین و دنیای مردم سپری کرده‌اند، بی‌شک یکی از ارکان مردمی نظام جمهوری اسلامی در آن خطه بودند و فقدان ایشان خسارتی است که باید به توفیق الهی و با تعقیب نیات و اهداف ایشان جبران گردد.»

این برش کوتاهی از زندگی مرحوم آیت الله سید سیدعبدالعلی آیت اللهی (ره) امام جمعه فقید لارستان است. یکی از شخصیت‌های بی‌نظیر دوران معاصر که سبک زندگی‌اش برای جامعه امروزی ما می‌تواند الگویی مناسب از نظر رفتار، گفتار و منش قرار بگیرد.

هفت سال از فقدان این عالم بزرگ می‌گذرد؛ عالمی که خُلق و محضر نیکوی او، چراغ راه جویندگان سعادت و دست ملاطفت بی‌تظاهرش، نوازش‌گر دردمندان بود. آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی (ره) جایگاه علمی خود را در طریق خدمت به انسانیت و دیانت به کار گرفت و چهره‌اش را با اشک جاری و دلدادگی به ذوات مقدسه حضرات اهل بیت(ع) با هنر بی مثالش ماندگار ساخت. ۲۲ خرداد، سالروز درگذشت این عالم وارسته است.

به همین مناسبت به سراغ کسی رفتیم که علاوه بر توفیق حضور در بخشی از زندگی‌ این مرجع عالی‌قدر توانست گردآورنده دو اثرهنری ایشان باشد و چندی پیش همزمان با چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی از این آثار در موزه آرشیو ملی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در مراسم با شکوهی با حضور جمعی از مسئولان، نمایندگان مجلس، اعضای شورای شهر تهران، فرمانداری لارستان و اهالی فرهنگ و هنر، شاعران، مداحان اهل بیت واهالی مطبوعات رونمایی شد.

در مصاحبه ای که با مهندس حسین صبورایی در روز رونمایی از جذبه موسوی و برگزاری نمایشگاه نگارستان موسوی به  عنوان گردآورنده این آثار داشتیم فهمیدیم ایشان در کسوت شاگردی و نزدیکی در سالهای حیات به این عالم فرزانه دارای معرفت و شناخت عمیقی از نهضت اصیل انقلاب اسلامی با توجه به مدیریت فعلی شان هستند.

امروز توانستیم برای خوشه چینی خاطرات این عالم فرزانه به منطقه ۶ شهرداری تهران بیایم، جایی که از به هم پیوستگی خیابان‌هایش، طولانی‌ترین، مهم‌ترین، پرجاذبه‌ترین و مشهورترین خیابان تهران و همچنین ایران متولد شد؛  انگار قرار است در این گفتگو گذشته و امروز یک دفعه کنار هم قرار بگیرند و همه چیز زنده شود، با همه تفاوت‌هایشان.

بی‌شک حسین صبورایی ازجمله شاگردان و نزدیکان آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی(ره) است که در ترویج آثاراین عالم فرزانه نقشی محوری به عهده داشته ولی با وجود نقش پررنگ این شاگرد و همراه  توانمند او در رسانه‌ها کمتر دیده شده است و به گفته خودش این نخستین گفتگوی اختصاصی است که به آن پاسخ مثبت می دهد.

وقتی از شاگرد یک عالم گرانقدر صحبت به میان می‌آید نخستین تصویری که در ذهن نقش می‌بندد فردی جدی، ملبس به لباس روحانیت و بی شک یک روحانی است. وقتی برای مصاحبه با او که با آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی(ره) در لار پیوندی ناگسستنی داشت به دفتر کارش در قسمت معاونت مالی شهرداری منطقه ۶ تهران رفتم او چنان  با صمیمیتی خاص و با بیانی شیرین به بررسی گوشه‌هائی از این ارتباط و آثار آن پرداخت که گذر زمان را احساس نکردم ماحصل آن گفت‌وگوی تفصیلی از منظرتان می‌گذرد:

در چه سنی و چگونه با مرحوم آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی آشنا شدید؟

یکی از دغدغه های دوران نوجوانیم نزدیک شدن و شناخت مردی بود که همه از مجاهدت های خاندانش در طول سالیان متمادی از مبارزه با سلطه پهلوی و شکل گیری قیام های مختلف مردمی به رهبری این خاندان گرفته تا نقش آن ها در پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، دوران دفاع مقدس و بعد از آن می گفتند و برای دیدنشان از راه دور و نزدیک می آمدند، کیست؟ کسی که زندگی، شیوه رفتار و کردارش جاذبه ای شد که من نوجوان به سوی شخصیتش کشیده شوم و برنامه آینده ام را برای سنین جوانی شناختم و از آنجا که در زندگیم همیشه خلأ عجیب وجود یک راهنمای معنوی را حس می کردم، با شرکت در جلسات و سخنرانی های آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی(ره) که به مناسبت های مختلف در بیت ایشان، مساجد و تكايا برگزار می شد، علاقمند و شیفتۀ خصوصیات اخلاقی و جهات علمی و هنری این بزرگوار شدم و سعی می کردم در تمام این جلسات حضور فعال داشته باشم و از این طریق توانستم با این عالم فرزانه آشنا شوم و هر چه زمان جلوتر می رفت، آشنایی من بیشتر و ارتباطم با ایشان مستقیم تر می شد؛ آشنايي نزديك با مواضع و ديدگاه‌هاي ایشان عامل بسيار مؤثر در تقويت طرز فكرم بود و عامل مهم ارادت و اخلاصم اين بود كه آرمان فكري خود را در شخصيت و مباني فكري ايشان مي‌يافتم. از اين رو در زمره‌ي مريدان و ارادتمندان ايشان جای گرفتم و به نوعی می توان گفت رابطه‌ای مرید و مرادی بین ما شکل گرفت و از همین رو طبعاً نوع رابطه‌ام با ایشان با دیگران تفاوت داشت و می‌توانستم بدون هماهنگی و تعیین وقت قبلی خدمتشان برسم و تا زمانی که ایشان در قید حیات بودند محضرشان را رها نکردم و از وجودشان کمال استفاده را می بردم و سعی کردم هميشه در جهت تحقق ايده‌ها و آرمان‌هاي این عالم فرزانه حركت کنم.

چه ویژگی‌هایی در آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی بود که در دوران حیاتشان و به‌خصوص بعد از انقلاب ایشان را به نفر اول خطه فارس تبدیل کرد؟ خیلی‌ها به جایگاه هنر و سوابق مبارزاتی ایشان اشاره می کنند که این ویژگی ها را دیگر علمای فارس نیز به نوعی داشتند. آیا وجود این دو ویژگی بود یا ویژگی‌های دیگری نیز در این مورد نقش داشتند؟

داشتن این دو ویژگی را تصدیق می‌کنم، ولی اضافه می‌کنم مجموعه ویژگی‌هایی مانند علمیت، شجاعت، صراحت و صداقت ترکیبی بود که چنین جایگاهی را به ایشان بخشید و می توان در یک جمله گفت این عالم عالیقدر اول عامل بود و بعد واعظ، چرا که اگر امری را توصیه می‌کردند، اول خودشان به آن عمل می‌کردند.

آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی(ره) را نمى توانم در شمار هنرمندانی بدانم که همه شهرت و آوازه اش را وامدار مبارزات، شعر و خطاطیش باشد؛ بزرگ ترین و مهم ترین اثرى که از ایشان بر جای مانده است، تحول در اندیشه وحدت درفارس است که نقطه عطف تاریخی در وحدت اسلامی محسوب می شود که توانست حُسن تفاهمی بین شیعه و سنی برقرار کند تا از طرفی وحدت اسلامی تأمین شود و از طرف دیگر با بیان نقاط مشترک، دوستی، محبت و صمیمیت پدید آید و بیت ایشان، با وجود سادگی اش همواره به عنوان منزل و مأوا، به روی همه باز بود و این خط و مشی وحدت گرایانه، و مردم دارانه سرلوحه ای مردم و علمای سنی و شیعه بود و صد البته که از این رهگذار شعر و عرفان و خوشنویسی نیز بى نصیب نماند و بى هیچ شک در تاریخ عمومى ملل شخصیتى چون ایشان را نمى توان یافت که در عین داشتن وجهه سیاسى، تا این اندازه اهل شعر و خوشنویسی باشد.

او از درس و بحث  آغاز کرد و تا اجتهاد و امامت جمعه مسئولیت دار شد و از خود آثار بسیارى در علوم دینی و فرهنگی و هنری برجا گذاشت. ایشان از نعمت های بزرگ خداوند بر لار و به نوعی بر مسلمانان جهان بودند و توانستند در مدت حیاتشان به درستی هر آنچه را که از معارف ناب و علوم حقیقی دریافته بودند به شایستگی به کارگرفتند و همه دوستداران ایشان بر این باورند که شب ها فرشتگان الهی و روزها مردمان از وجودشان بهره می بردند و آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی(ره) را مصداق حقیقی علم، ایمان و عمل در جامعه اسلامی بودند.

شما در دوره‌ی جوانی می توانستید مانند خیلی از جوانان آن دوره با طیف‌های مختلف، جلسه‌ ادبی و حشر و نشر داشته باشید ولی شما وارد این طیف‌ها نشدید. می‌خواستم در مورد این رابطه و تداومش با ما صحبت کنید؟

اتفاقا سؤال جالبی است. دوستان زیادی را می‌شناسم که بارها از من سؤال کردند شما چرا به آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی متصل شدید؟ من در جوابشان گفتم شعر و سخن ذوق آلود، همیشه در پى حجت است و ادبیات یکی از ظریفترین و عمیق ترین قالبها برای بیان مفاهیم و احساسات انسانی است و انسان از راه مطالعه آثار ادبی همواره روح خود را صیقل می دهد و پالایش می کند و من بر مبنای همین اصل قلم توانمند، طبع شعر، عبودیت و شخصیت دینی، عرفانی و معنوی آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی را به حضور در دیگر جلسات ادبی در زمان حیاتشان ارجح دانستم چرا که در اشعار ایشان ضداخلاق، افراط، خشونت و نامهربانی و مسائلی از این دست، جایی ندارد و هیچ موضوع ضد ارزشی و غیر منطبق با روش ائمه اطهار(ع) مشاهده نمی کنیم. روش زندگی فردی و اجتماعی ایشان هیچگاه از حیطه عدالت محوری، احترام به انسانها و حفظ کرامت انسانی آنان بر مبنای مهربانی و مهرورزی خارج نشد.

طبیعتاً نگاه و روش اشعار این عالم گرانقدر دارای چنین شاکله فکری است و همین مسیر را دنبال می کند و کسی که از منظومه فکری اسلامی ایشان در کنارشان بهره ببرد به نوعی مبری از مطامع دنیوی و ضد ارزشها می شود؛

ایشان همیشه با گشاده‌رویی به پرسش‌های من و دیگر جوانان پاسخ می‌دادند و پاسخ گویی را وظیفه خود می‌دانستند و معتقد بودند «زکات علم در نشر دادن آن است» و همچنین در تمام طول زندگی خود کوشیدند از طریق علم و هنر قشر جوان را جذب کنند.

حالا كه صحبت به اينجا رسيد و اشاره ای به طبع شعر ایشان، بفرمایید چه شد که برای اولین بار به گردآوری اشعار آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی (ره) در قالب یک دیوان پرداختید؟

طبع شعر ایشان از حال و هوای عرفانی خاصی برخوردار بود و شعرهایشان از ابتدا با عرفان، معنویت، استدلال و برهان همراه بوده و همچون اشعارسعدی و مولانا دارای محتوایی غنی و می توان گفت این بزرگوار در زمینه برهان و استدلال از ملاصدرا و بوعلی سینا تمسک می جستند، در زمینه عرفان از اشعار مولانا وام می گرفتند و غنای مضامین و سبک اشعارشان، انسان را بی اختیار به یاد شاعرانی چون سنایی و عطار و حافظ می اندازد.

ایشان با وجود این طبع هیچگاه خود را شاعر نمی دانستند و حاضر به انتشار اشعارشان نبودند و می گفتند هر آنچه می گویند کلامی است که از دلشان برخاسته و در نهایت بر دل می نشیند اما قریحه شاعری، ایشان را همواره یک شاعر برجسته عرفانی معرفی می کند. اشعاری که این عالم فرزانه در جلسات استفاده می کردند شأن ادبیات و شعر را در دیدگاه مردم فارس و لارستان بالا برد و مردم شعر را سرشار از شور عرفانی و تعالیم دینی می دیدند در واقع یکی از مهمترین دلایل گردآوری این اشعار استقبال مردم و دوستداران ایشان بود چرا که شعر بیشترین سهم را در تجلی افکار و معرفی شخصیتشان داشت، این بزرگوار پیش از آن که یک فقیه یا فیلسوف یا سیاستمدار و یا حتی یک شاعر باشد، یک عارف بود. بهترین مأخذ برای شناخت جهان بینی عرفانی اشعار ایشان است که از روی تفنن سروده نشده اند و همچنین در لابه لای اشعارشان رایحه کلامی اخلاص و عشق به اهل بیت استشمام می شود.

من به واسطه نوع رابطه‌ام با ایشان توانستم رضایت چاپ اشعارشان را گرفته و حاصل گردآوری این اشعار مجموعه دیوان «جذبه موسوی» شد که با ویراستاری و حاشیه نویسی که این عالم فرزانه قبل از رحلتشان بر روی این دیوان داشتند، توانستم با همراهی خانواده و دوستداران ایشان در دهم بهمن ماه ۱۳۹۷ در سالن همایش‌های آرشیو ملی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران از این کتاب رونمایی کنیم.

شما علاوه بر دیوان جذبه موسوی در آن روز از کتاب نگارستان موسوی و آثار خطاطی این عالم عالیقدر در نمایشگاهی در حاشیه این مراسم رونمایی کردید؛ گردآورنده این کتاب نیز شما بودید؟

قبل از پاسخ به این سئوال جالب است بدانید برای اولین بار که به محضر ایشان در منزلشان رفتم، غیر از سادگی و بی آلایشی و محیط بسیار صمیمی و به دور از هر گونه تزیین و تشریفات و تصوراتی که می کردم شخصیتی در موقعیت اجتهاد و امامت جمعه باید دستگاه و دیوان و حاجب و دربان و سلسله مراتب و… داشته باشد اما ایشان فارغ از همه این مسائل، در خانه ای بغایت ساده ای پذیرای مراجعان بودند؛ گویی جهانی بود بنشسته در گوشه ای…

ایشان در همان ملاقات مرا کنار تختی نشاندند که نه ظاهری داشت که بوی تشریفات دهد و نه ارزش مادی که شائبه اسراف و تبذیر بگیرد؛ در یک کلام ساده و تمیز و مهربانانه که خطوط خوشنویسی آن محیط را با ظرافت و زیبایی هرچه تمام در برگرفته بود و اولین بار بود که خط اصل را از نزدیک می دیدم و روح ناب هنر انتزاعی در خوشنویسی من را مسحور می کرد؛ ایشان پس از نگاه های  متعجب من گفتند فلاسفه تنها مقوله ای را که در کنار مذهب و عرفان قرار می دهند، هنر است و این مقامی است که اهمیت و جایگاه هنر را نشان می دهد؛ و خوشنویس در حقیقت صورت کلمات را به تصویر می کشد و تا زمانی که به عمق معانی پی نبرد نمی تواند در قالب صورت، تصویر کلمات را به عمق جان مخاطب خود گسیل بدارد.

ایشان نزد خطاطان بزرگی همچون ملامحمد جعفر مکتب دار شیرازی، میرزا محمدحسین مشاق شیرازی و سید محمد قـدسی خطاط کتاب آثار عجم به تمرین و ممارست پرداخته بودند و توانسته بودند در انواع خطوط اسلامی استاد و صاحب‌نام شوند.

صافی، ظرافت، استحکام، قدرت، ملاحت، شیرینی، نرمی، سطح، دور و این ویژگی ها از جمله مواردی بود در خط زیبایشان که باعث شیفتگی و دلبستگی من به هنر خوشنویسی شد. آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی(ره) معتقد بودند هنر خوشنویسی، هنری قدسی است و این هنر ارتباط معنوی بسیاری با هنرمند برقرار می کند چراکه اگر هنرمند به ائمه اطهار(س) معتقد نباشد در چرخه خوشنویسان نمی تواند قرار گیرد و می گفتند در واقع این حس هنرمند است که به کاغذ منتقل می شود و معنای واقعی هنر قدسی را برای بیننده متصور می سازد. ایشان ائمه اطهار(س) را خوشنویس می دانستند و تاکید داشتند این هنر از سوی آنان ارج نهاده شده و دلیلشان هم نمونه های آثار خط کوفی منسوب به ائمه در موزه آستان قدس رضوی بود و معتقد بودند اگر با دقت به خطوط خوشنوسی ائمه اطهار بنگریم متوجه خواهیم شد که خطوط کوفی آنان سرلوحه ی هنر امروز خوشنویسی قرار گرفته است.

ایشان به من می گفتند بهترین زبان، زبان هنر است که هر هنرمند می تواند با تولید یک اثر، پیامی را به وسیله ناشران به گوش جهانیان برسانند. از آن زمان سعی کردم با گردآوری و نشر آثار به ثبت رسیده از ایشان در مجموعه ای به نام نگارستان موسوی پیام این عالم فرزانه را در جهان اسلام منتشر کنم و تا کنون نمایشگاه های متعددی از آثار خطی ایشان علاوه بر این نمایشگاه در مناسبت های مختلف و در مکانهای متغیر با همین نام به همت دوستدارانشان بر پا کرده ایم.

با توجه به اینکه شما در محضر این عالم عالیقدر بودید، چرا ادامه دهنده راه ایشان در بعد روحانیت یا شعر و خوشنویسی نبودید؟

هر فردی گاهي در زندگي خود مسيري را تعيين و براي دستيابي به هدفش راهي را انتخاب مي‌كند، ولي در اين بين، تغيیرات و تبديلات زيادی پيش مي‌آيد. كمتر پيش مي‌آيد كه كسي از هدف اوليه خودش تغيير مسير ندهد.

ممكن است در طول زمان هدفش تغيير كند، وانگهي در منش و سيره‌اي هم كه انتخاب مي‌كند، ممكن است تغييراتي پيش بيايد. این امری طبیعی است، من با وجود اينکه از دوران نوجوانی نزد استاد آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی بودم و در اين مدت دائم خدمت ایشان مي رسيدم، می توانم به صراحت بگویم ایشان از جمله خدمتگزاران اين مردم بودند که از خصوصيات ويژه و منحصر به فردی بهره می بردند و یکی از تأکیدات ایشان به بنده این بود که موضوع ملبس بودن یا نبودن در خدمتگزاری به مردم موضوعیت ندارد و اصل مسأله، خدمت مفیدی است که از صراط مستقيم، صراط خدمت گزاري به مردم و از صراط در راه خدا بودن خارج نشود و همیشه می گفتند فرزندم اگر روزی در سياست وارد شدی و مناصب سياسي و حکومتي گرفتی سعی کن دچار غرور و تکبر نشوی و از خط امام و خدمتگزاري به مردم فاصله نگیری؛ چرا که در جاهايي سياست با ديانت و اخلاقیات فاصله مي گيرد و جمع کردن قدرت و سياست بسيار دشوار است و هر کس قدرت را در دست بگيرد و دچار غرور نشود اقدام مهمي را انجام داده است.

ایشان همواره به من تاکید می کردند در هر کاری که در آینده مشغول می شوم کاری باشد که از رفتار بد و گفتار بد و اندیشه بد به دور باشد زیرا امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات اوج گرفتن، خدایی شدن و ابدی بودن است، و هر قدم دوری از این موارد یک گام نزدیک شدن به خداست.

گفتید هر فردی در زندگي خود مسيري را تعيين و براي دستيابي به هدفش راهي را انتخاب مي‌كند. راه شما گام نهادن در کدام حوزه خدمت رسانی بود؟

هر كس براي خود تعريفي خاص از خدمت دارد و بر اساس آن اهداف و آرمان ها و جهان بيني و ساختار عقيدتي، اجتماعي خود، در جایگاه شغلی قرار مي گيرد.

من از آن عالم گرانقدر آموختم برخی افراد به شغل و حرفه‌ای که بدان مشغولند، علاقه‌مندند و به آن عشق می‌ورزند و با این عشق نفسشان را عظمت می‌دهند. لذا هرچند آن کار به‌ ظاهر از نگاه دیگران عالی نباشد اما تأثیر خوبی در زندگی آن‌ها می‌گذارد و اساساً کسی که شوق به انجام کاری داشته باشد چون به شرافت نفس معتقد است عمل خود را با سلیقه، افتخار و زیبایی انجام می‌دهد اما عده ای شغلشان را صرفاً به جهت ممر روزی و کسب مال و مقام دوست می‌دارند نه شرافت نفس و برای آن حاضر هستند به هر کاری تن بد‌هند؛ باید دانست چنین افرادی به شرافت نفس خود مؤمن نیستند لذا نمی‌توانند عظمت نفس خویش را حفظ ‌کنند.

من هم نام و منصب شغلی ام را سعی نکردم هدف قرار دهم و دراولین گام حرفه ای خود در حوزه مدیریت شهری و به عنوان شهردار لار سعی کردم خدمت رسانی به مردم را با شرافت نفسم در آمیزم تا بتوانم حق شاگردی را در برابر استادی عالیقدر به جای آورم.

چه شد كه شهردار لار شديد و نظر آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی(ره) در خصوص این منصب شما چه بود؟

من با تحقیقات و پژوهشها و رشته دانشگاهیم و استفاده از آموزه های این عالم فرزانه در زمینه توقعات مردم از مسئولان و خدمت رسانی به آنان در امور شهری به این نکته رسیده بودم که آنچه مردم از شهرداري توقع دارند، اصلاح امور، خدمات، رفع تبعيض و رسيدگي به مشكلات زيست‌محيطي شهر است و شهردار بايد متخصص در امور شهري باشد و طرح و برنامه براي حل مشكلات شهر داشته باشد و با مديريت كلانشهرها آشنا باشد و با استراتژي‌ انتخابیش بتواند راه‌هاي تامين منابع و راه‌هاي خدمت‌رساني را در مديريت شهرش را پيش‌بيني كند و در یک جمله شهرداري باید خدمت‌محور برای مردم باشد.

من در آن زمان با حمایت اقشاری از مردم و کارکنان شهرداری پس از انتخات شورای شهر در سمت شهردار لار مشغول به فعالیت شدم و در اين مقام با همکارانم تلاش کردیم به تمام نيازهاي راهبردي شهر لار توجه و با مطالعه اصولی و استفاده از امکانات پروژه های شهری قابل قبول و مورد نیاز مردم را اجرا کنيم و همچنین با عمل به توصیه های این بزرگوار و تلاش همکارانم توانستیم در زمينه هاي فرهنگی و اجتماعي شهر لار در کنار امور شهری کارهاي بزرگ و نويي را انجام دهیم که نتیجه آن قدردانی مسئولان استانی و فرمانداری آن زمان بود اما در میان این تشویق و قدردانی های مردم و مسئولان ارسال تقدیرنامه آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی(ره) در میان تمام تقدیرهای آن زمان از شهرداری لار به دلیل خدمات رسانی و رضایت از عملکرد بنده و همکارانم برایم ارزشی شگرف داشت؛ چرا که احساس کردم در هدف خود یعنی خدمتگزاری به مردم لارستان و عمل به نصایح عالمی فرزانه توانسته ام موفق باشم و بعدها پس از درگذشت آن بزرگوار و حضور در تهران و ادامه فعالیتم در مدیریت شهری این کلانشهر فهمیدم بنده علاوه بر انتخاب شورای شهر با تأییدیه و حکم گرانبهای ایشان به شورای شهر برای انتصاب به عنوان شهردار که از احکام متفاوت و نادر آن روزگار بود توانسته ام به عنوان خدمتگزار مردم در سمت شهردار فعالیت کنم؛ این حکم و مقبولیت فعالیتم نزد ایشان را می توانم یکی از افتخارات بی بدیل زندگیم برشمارم.

اینک که شما به عنوان معاون مالی یکی از مناطق بزرگ کلانشهر تهران منطقه ۶ فعالیت می کنید توانسته اید در این جایگاه با توجه به فقدان آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی(ره) از آموزه های های ایشان بهره ببرید؟

من بر بی بدیل بودن آموزه های ایشان به عنوان یک استاد و عالم عالیقدر در هر عرصه شغلی و فعالیتم اعتقاد دارم؛ و با صراحت می توانم بگویم اثر آموزه های ایشان در زندگی شخصی و اجتماعی من در هر زمان تاثیر گذار است و این شاید به محتوای آنچه که ایشان با عملشان به من آموزش می‌دادند بر می‌گردد، آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی(ره) کلام خود را آموزش نمی‌داد بلکه کلام خالقش را با عملش به من آموزش می‌داد و چون این کلام و عمل وصل به بی‌نهایت است تأثیر آن در هر امری مشهود و تأثیر آن شگرف و عمیق است که همیشه احساس می کنم با عمل  به اصول آموزشی ایشان می توانم در مقابل تمام آسیب‌های فرهنگی، اجتماعی و اندیشه‌ای واکسینه شوم و بهتر و راحت‌تر می توانم به امور حرفه ای خود بپردازم که قطعاً بازدهی و خروجی بهتری نیز از عملکردم دریافت می کنم، ایشان انسان را محور تمام فعالیت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی می دانستند و به من تاکید می کردند تمام برنامه ها و امکانات شغلی آینده ام باید در مسیری باشد که راه رشد و کمال در آن فراهم است و بتوانم با آن فعالیت زنجیره های اسارت و بردگی جسمی و فکری را از خود بگسلانم.

با توجه به اینکه محل سکونت شما و کارتان به تهران منتقل شد آیا هنوز با سرزمین لار و مردمانش مأنوس هستید؟ 

همه عمر بر ندارم سر از خمار مستی/ که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور غیبت افتد/ دگران روند وآیند و تو همچنان که هستی

من یک لارستانی هستم به نظر من زادگاه آدم مثل رحم مادر طفل است که جدایی از آن دشوار و ملال انگیز است؛ قاعدتاً ترک از دیار، جدایی از جایی که هزاران خاطره از آن داری کاری است بس دشوار هر چند گاهی به دلیل کسب تجارب و… مجبور هستیم به این مورد تن دهیم اما هر فردی با هویتش زندگی می کند و می داند که اتصال مادر زندگیش کجاست، نمی تواند زادگاهش را فراموش کند؛ زادگاه آدمی فقط یک اتاق ساده نیست یک ده، روستا، شهر، چهار تکه دار و درخت خانه نیست جایی است که اولین نفس زندگیت در آن به جیغ بلندی برآمده تا تو از آنجا به جهان برایی و من هم از لار برآمدم، زمانی که من به تهران آمدم خیلی ناراحت بودم یادم هست آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی(ره) گفتند: «حب الوطن من الایمان» حس وطن دوستی و علاقه به زادگاه بعد از پرستش خدای یگانه، متعال ترین مظهر روح انسان و مهمترین نماد عزت و غرور و سرافرازی یک فرد است و گفتند من هم در برهه ای از زندگی نتوانستم در زادگاهم باشم؛ همه ما دارای غرایز و رفتار وخصایل گوناگون هستیم ولی یکی از خصایل مهم همه ما این است که به مسقط الرأس و زادگاه خود عشق و محبت می ورزیم و تأکید داشتند زادگاه تو لار مادر دوم توست. محبت مادر با شیر و محبت لار با اولین تنفس تو آزاد شد، و من را آرام می کردند که دوستی زادگاه و ناراحتی فقط برای تو نیست و این از صفات برجستهی پیامبران، فلاسفه و شاعران است و کمتر کسی در جهان هست که زادگاه اصلی خود را دوست نداشته  باشد مگر محبت مکه در قلب مبارک پیامبر موج نمی زد پس سعی کن به آموخته ها و تجارب خود بیفزایی و در راه خدمت به مردم زادگاهت در آینده ای نزدیک به کار ببری؛ من در تهران اینک زندگی می کنم اما زادگاه من لار است و هرچه امروز دارم از لار است و شاکر زادگاه و محیط پرورشم هستم و سپاسگزار مردم لار، مردم محیط زادگاه، پدر و مادر و آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی(ره) و خانواده محترمش بخصوص دو برادر عزیزم سید محمدحسن و سید محمدحسین یادگاران آن عالم فرزانه که همیشه چون برادر کنارم بودند و در آنجا هرکدام به نحوی، سهمی در پرورش و شکوفایی من داشته و به هر نحوی به من خدمت کرده اند و در مسیر رشد و پرورشم سهیم بوده اند و الان من در تهرانم به عشق لارستان، عشق به آبادانی لارستان، عشق به سر بلندی و عشق به سرافراز بودن مردم همان زادگاه و محل تولد و پرورشم و این عشق به رفاه مردم لارستان همان یار و دیاری که مرا پرورش دادند، باعث می شود دوری ها و فقدان آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی(ره) را از خردادماه سال ۱۳۹۱  تحمل کنم من از آن سال نام زادگاهم را برای دوستانم که آنجا را از نزیک ندیدند با نام عالم فرزانه می شناسانم مانند خیام نیشابوری، حافظ شیرازی، فردوسی طوسی، ابوریحان بیرونی، جمال الدین اسدآبادی و…

نام زادگاهم اینک آیت الله سیدعبدالعلی آیت اللهی لاری نام دارد و جزئی از هویت مردمان آن سرزمین است که با او شکل گرفتند، جان یافتند، به حرکت درآمدند، و سخن گغتند.

هرکسی کودور ماند ازاصل خویش/ باز جوید روزگار وصل خویش

صحبت‌ها خیلی زود به دلیل مشغله مهندس حسین صبورایی پایان می‌یابد، مهندسی که روزی از نزدیکان یک عالم فرزانه بود و اینک خود چنان استادی در حوزه مدیریت شهری؛ به امید روزی، که بتوانیم ما هم در جایگاه شاگردی چنان عالمان فرزانه ای قرار گیریم.


2 نظر

  1. عصر بیداری گفت:

    2

    0

    آقای صبورایی بهتر است اول رفتار و منش خودمان را اصلاح کنیم […] از ساده زیستی و قناعت آغا یاد بگیرید نه اینکه دم انتخابات مصاحبه کنید

  2. ناشناس گفت:

    2

    0

    منش افراد در تربیت فرزندان خود را نشان میدهد

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان