میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در17 مارس 2014 ساعت 10:48 ب.ظ سرویس:آفتاب, برگزیده ها یک دیدگاه 2,053 بازدید

بهاريه (۱)/ ناظره بيغرض

Nazereh-Bigharazبهاريه (۱)/ ناظره بيغرض

از امروز سعي مي كنيم تعدادي از بهاريه هاي اعضاي انجمن شعر آفتاب را به مرور و تا پايان تعطيلات نوروز درج كنيم. اگر شاعر ديگري نيز تمايل به درج اثر خود در «آفتاب» دارد مي تواند بهاريه خود را برايمان ارسال كند. اولين بهاريه متعلق به «ناظره بيغرض» است. بخوانيد:

***

از دور می آیی و می بینی که دیر است
اینجا کسی پای صنوبرها اسیر است

این روزها نَه یک کلاغ و چل که صدها
قمری برای بی قراری ها  اجیر است

بادست خالی بازبانِ بی زبانی
دیشب گلی می گفت از پروانه سیر است

یک جور غوغای نهانی در دلش داشت
می گفت از تنها نشستن ناگزیر است

وقتی تو باشی می زند دل را به دریا
انگار نَه انگار در بند کویر است

باران حواست جمع کن باید بباری
برشانه هایی که هزاران سال پیر است

امروز باریدی خدا خیرت دهد ابر
حالا زمین سبز است و فصلی بی نظیر است


1 نظر

  1. 0

    0

    غزل بسیار زیبایی است خانم بیغرض .انجمن آفتاب به داشتن شاعری خوش ذوق چون شما افتخار می کند. امیدوارم سال بسیار خوبی داشته باشید توام با سروده های زیبا.
    شاعر بمانید و موفق.
    باران حواست جمع کن باید بباری
    برشانه هایی که هزاران سال پیر است

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان