میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در21 مارس 2014 ساعت 3:03 ب.ظ سرویس:آفتاب, برگزیده ها بدون دیدگاه 2,326 بازدید

بهاريه (۲)/ بهار؛ دختر بد و «خليل روئينا»

IMG_8294sبهاريه (۲)/ سه بهاريه از «خليل روئينا»

چشم قناري
در باغ شکوفه ی بهاری روشن
آبی و سفید و گل اناری روشن

دنیاست به کام آن که بالَش باز است
چشم همه جز چشم قناری روشن

بهار؛ دختر بد
بهار آمده از راه طبق تقویمش
کنند عالم و آدم سلام تقدیمش

بهار آمده تا شهر را قدم بزند
کنند گریه و لبخند هردو تعظیمش

بهار مال همه نیست کرده هر نوروز
هجومِ چاقوی تبعیض از وسط نیمش

نمی کند به تساوی نگاه را تقسیم
نشسته گرد تفاوت به روی تقسیمش

امید را بدهد دست کودکی با شوق
به دست کودک دیگر ولی دهد بیمش

صدای موسیقی اش دلنواز هر کس نیست
نکرده کوک برای غریبه ها سیمش

بهار دختر بد دختری که لجباز است
همیشه می کند اصرار روی تصمیمش

یکی بیاید و او را کمی ادب بکند
که پاره پاره کند صفحه های تحریمش

خدا کند که بپیچاند آهمان گوشش
که ناممان بنویسد درون تقویمش

1

برکات نسیم ها
پر می زنند روی زمین یا کریم ها
بی همزبان شدند زبان بسته سیم ها

صدها شکوفه سینه ی خود باز کرده اند
تا گل شوند از برکات نسیم ها

تنها دو قطره آب فرو گر رود به خاک
از آب می کشند گیاهان گلیم ها

شادند زیر ساقه ی گلها علف و خار
یعنی بهار رفته میان یتیم ها

لازم به دست کاری ما نیست بی گمان
می افتد از رواج و رونق گریم ها

صدها غزل اضافه به دیباچه ها شوند
شاعر شود زمین و زمان از شمیم ها

با تو کتاب شعر خدا باز می شود
در نای هر پرنده الف لام و میم ها


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان