میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۴ فروردین ۱۳۹۷ ساعت ۱:۵۶ ب.ظ سرویس:یادداشت بدون دیدگاه 410 بازدید

بهروزيان، عيد نوروزتان مبارك باد!

بهروزيان، عيد نوروزتان مبارك باد!

مجید احمدی*: تكرار در طبیعت، امری محسوس و مأنوس است، به خلاف تکرار در برخی از چیزها که بیهوده و رنج‌آور است. آمد و شد شب‌ها و روزها، نمایان‌ترین تکرار مأنوس طبیعت است؛ و این گونه است تکرار و آمد و شد فصل‌های چهارگانه‌ی سال که به حیات آدمیان تنوّع و تکثّر می‌بخشند و او را از یکنواختی ملال‌آور رها ساخته و هوای تازه‌ای به جان و جسم او می‌دمند.

‌طبع و احساس آدمی، تکرار و عودت مظاهر طبیعت را دوست می‌دارد. اصولاً آدمی با طبیعت سرزنده و شاد می‌شود و مکرّرات شادی‌بخش طبیعت را به جشن گرامی می‌دارد.

‌‌نوروز زیباترین، روح‌افزاترین و جان‌بخش‌ترین عید و تکرار طبیعت است که از دیرباز گرامی‌ترین مهمان انسان‌هایی بوده است که زیستگاهی چهار فصل داشته‌اند. آنانی که تفاوت بهار را با سه فصل تابستان، پاییز و زمستان به جان و جسم خویش احساس می‌کنند و گاه‌شمار خود را به تناسب این تفاوت تنظیم کرده‌اند. به راستی قومی که تکرار فصل ربیعش مقارن با ربیع طبیعت نیست، از نوروز و عید هر سال آن چه احساسی ‌تواند داشت!

نوروز صرف‌نظر از خاستگاه و منشأ پیدایش آن که در هاله‌ای از ابهام است، عید باستانی اقوام متعددی از جمله ایرانیان است؛ حاصل احساس و شعور آدمی به طبیعت و برآمده از ذات اوست، نه این‌که عوارضی چون دین و سیاست آن را تجویز و تحمیل کنند. نوروز، متاعی ست که فروشنده‌اش طبیعت است، و خریدارش احساس و شعور آدمی.

نوروز جشنی نیست که بخواهیم برای جایز بودن و نبودنش به دنبال استدلال شرعی بگردیم و حکمش را از فقیه بجوییم. احساس بهاری، آدمی را به جشن گرفتن عید نوروز فتوا می‌دهد و استدلال عقلانی‌اش بر آن صحّه می‌نهد. در این میان، اگر فقیه خشک‌مغزی بگویدت که جشن مگیر؛ پیاله‌ای سمنو به او بده و بگو که کام را شیرین کن! که خشک‌مغزی، نشانه کام‌تلخی ست.

آری نوروز، عودت زیبایی ست و سزد که خلعت عید را بر اندامش بپوشانیم!

مگر عید، نام انحصاری اعیاد اسلامی ست که برخی از شنیدن عید نوروز برآشفته می‌شوند و برخی از گفتن آن پروا می‌دارند!

و مگر قرار است که عید نوروز عید عموم اقوام باشد!

‌هر قومی از جهاتی عید مخصوص به خود دارند! این عید مخصوص، می‌تواند عید اسلامی مانند عید فطر و قربان باشد که عید مخصوص قوم مسلمان است، یا عید طبیعی و قومی باشد مانند عید نوروز که عید ویژه اقوامی ست که از زیستگاه چهار فصل برخوردارند و از دیرباز آن را جشن می‌گیرند.

هر سال با فرا رسیدن عید قومی نوروز، می‌بینیم و می‌شنویم که جفاکارانه این عید مورد تهاجم، سرکوب، نکوهش و حتی تحریم دسته‌ای قرار می‌گیرد که به نظر بنده از استدلال شرعی و عقلانی پسندیده برخوردار نیستند.

کل استدلال شرعی و نقلی آن‌ها در تحریم برگزاری عید نوروز و تبریک گفتن آن را، می‌توان در سه چیز با جواب آن این‌گونه خلاصه نمود:

۱- پیامبر، اصحاب، تابعین و سلف صالح این کار را نکرد‌ه‌اند. الجواب: مگر آنان همه کارهای خوب را کرده‌اند!

۲- عیدی اسلامی نیست. الجواب: ضد و نقیض اسلام هم نیست!

۳- عید قوم مجوس است و برگزاری آن نوعی تشبّه به آنان است. الجواب: چه اشکال دارد که در فعل نیک، به قوم مجوس هم تشبّه گردد!

قوی‌ترین استدلال شرعی آنان به حدیثی است که در صحیح بخاری و مسلم از ام‌المومنین عایشه روایت شده است که گفته: «در روز عیدی، ابوبکر صدیق، به خانه‌ام آمد و دو دختر از قوم انصار نزد من بودند و با اشعار جنگ بعاث آواز می‌خواندند، که البته این دو خواننده (حرفه‌ای) نبودند. در این هنگام ابوبکر این کارشان را نفی کرد و گفت: مزمار و ساز شیطان در خانه رسول الله! آن‌گاه ایشان رو به ابوبکر فرمودند: « يَا أَبَا بَكْرٍ إِنَّ لِكُلِّ قَوْمٍ عِيدٌ وَهَذَا عِيدُنَا / ای ابوبکر، آزادشان بگذار، هر قومی عیدی دارند و این عید ماست.»

روشن است که در این حدیث، نفي مطلقِ عیدِ هیچ قومی وجود ندارد، بلکه ضمن تأیید شادی و آوازخوانی در عید مخصوص قوم مسلمان، به وجود اعیاد دیگر اقوام هم خبر داده است.

دین نیامده تا همه چیز را خود در میان نهد و دستاورد فرهنگی و قومی ملل را برچیند.

محمد امین با حکم رحمةً للعالَمِین و متمّم مکارم اخلاق آمده است تا پیام‌آور مهرورزی و شادی‌بخشی باشد.

او آمده تا هر چه موجب تکدّر خاطر آدمیان گردد برچیند و سعادت دنیا و آخرت او را پاس بدارد. بر این پایه هیچ شادی و جشنی به ذات خویش با مقاصد حیات‌بخش او در تضاد و تناقض نیست. اصل در این گونه موارد بر اباحت و روایی ست، و هر حکمی جز اباحت، بنا بر اسباب عارضی ست که بر اصل دامن اباحت می‌نشیند، و می‌باید که دامن را از گرد و غبار و آلودگی‌های عارضی پاکیزه داشت.

به عبارت ساده: دین می‌گوید: کارهای خوب را انجام دهید و کارهای بد را انجام ندهید؛ نه این‌که تمام کارهای خوب و بد را برای ما لیست کرده باشد و یا گذشتگان نیکوکار ما همه کارهای خوب را انجام داده باشند که اینک ما برای تشخیص کار خوب و بد لازم باشد به کارنامه‌ی آنان مراجعه کنیم.

‌آنان فقط در حد وسع خود توانسته‌اند از کارهای بدِ زمان خود اجتناب کنند و برخی از کارهای خوب زمان خود را انجام دهند؛ دقت بفرمایید، برخی از کارهای خوب زمان خود، نه همه، تا چه رسد به این‌که همه کارهای خوب زمان ما را هم گزارده باشند.

تأسّی و تبعیّت از سلف صالح به این معنا نیست که هر چه آنان انجام نداده‌اند ما هم انجام ندهیم. خیلی از کارهای خوب بوده و هست و خواهد بود که آنان انجام نداد‌ه‌اند. نیکان روزگار از آن رو الگویند که در تحقّق مکارم اخلاق با آنان هم‌جهت باشیم نه لزوماً هم‌روش. چرا که روش از رحم زمان زاده می‌شود و به زبان آن تعریف می‌شود.

تشبّه به هر فرد و قومی تنها در فعل نکوهیده‌اش محذور است، نه مطلق اعمالش!

آنچه در برگزاری جشن‌ها، چه اسلامی و قومی، نکوهیده است اعمالی ست که به خلاف مقاصد دین و مکارم اخلاق انجام می‌شود. این‌که چه بسا برخی در برگزاری جشن‌ نوروز ملتزم به ارزش‌های اخلاقی نباشند دلیلی نمی‌شود که اصل آن را نفی و انکار کنیم.

منکران نوروز بدانند که نوروز، جشن عیاشی و معصیت نیست؛ جشن حیات دوباره طبیعت است؛ روز جنبش و شادی زمین است؛ روز شکفتن و شکوفایی درختان و گیاهان است؛ روز هنرنمایی باد و باران است؛ روز بوییدن گل‌ها از دامن پرنقش و نگار طبیعت است؛ نوروز ما را به طبیعت خودمان باز می‌گرداند؛ آغاز و فرجام ما را به تصویر می‌کشد؛ نوروز آلبوم تصاویر گذشتگان است، آنانی که زاده شدند و مردند، و مردند و زنده شدند.

باری، در  همه این آیات، عبرتی ست برای خردمندان!

*نویسنده، مترجم و مدیر انتشارات ایلاف/ این مقاله پیش از در سایت خور نیز منتشر شده است


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان