میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در16 فوریه 2020 ساعت 2:42 ق.ظ سرویس:یادداشت یک دیدگاه 223 بازدید

به احترام «زنان» سرزمین نخل و آفتاب

به احترام «زنان» سرزمین نخل و آفتاب

سعیده آرین: سال ها پیش به اتفاق دوستی از عوامل جشنواره ملی عکس با مزدا دوکابین اداره به استقبال یکی از داوران جشنواره رفتیم. مهمان هنرمند تهرانی ما همین که در پارکینگ فرودگاه لارستان سوار ماشین شد با حجم قابل توجهی از بُهت و حیرت رو به من گفت: اصلاً فکر نمی کردم زن ها در لارستان رانندگی کنند اونم این ماشین!

دوستم که به رُک گویی شهره است جواب داد: درسته با کشورهای حاشیه خلیج فارس در مراوده ایم اما خوی مشابه نداریم!

پیش از آن مواجهه، کسی در شهر زادگاهم از راندن مزدا دوکابین اداری متعجب نشده بود و متاسفانه بعدها در مراوداتی نزدیکتر قضاوت ما «شهرستانی» را از این هم غیر واقعی تر یافتم!

در خانواده فرهنگی ای بزرگ شده ام اما در میان دوستان، همسایه ها، اقوام و همکلاسی هایم تعداد قابل توجهی از خانواده هایی را دیده ام که «پدر» در کشورهای حاشیه خلیج فارس مشغول به کار است و این به این معناست که عمده وظایف خانواده از تربیت فرزندان، مشارکت در امور شهر و محله، خرید مایحتاج خانه و… بر عهده زنان و مادران است.

بسیار دیده ام مادرانی که در غیاب همسران برای شرکت در جلسات اولیا و مربیان پسرانشان در مدارس حاضر می شوند، در دوران ماقبل گازکشی، کپسول گاز زیر بغل زدند، زمین و خانه معامله می کنند، پیش از خریدهای اینترنتی و سفارش های آنلاین برای تامین گوشت و مرغ و… در صف کوپن ایستاده اند. در شب های زمستانی نفت بخاری پُر کرده اند و به تنهایی پرستار بچه های مریضشان شده اند و… در این خانواده ها  پدران مهمان شش ماهه و نهایتاً یکساله اند و در چنین ساختاری بدیهی است که مادران نقش پررنگی در تربیت فرزندان دارند.

در این سرزمین نسلی تربیت شده که از کودکی زنان خودساخته و مستقلی را فهم کرده که هم مادرند هم پدر. زنان و مادرانی که دوشادوش و بعضاً بیش از مردان فعالانه درگیر نقش های اجتماعی بوده اند. به تجربه می گویم بر خلاف تصور مهمانمان، جایگاه زن در فرهنگ لارستان با توجه به اقلیم و سبک زندگی جایگاهی برجسته و والاست. قدردان و پاسدار این هویت ارزشمند فرهنگی باشیم.

زنان مقتدر زادگاهم، سرزمین نخل و آفتاب، روزتان مبارک

پ ن: عکس را دایی رحمت عزیزم در دشت های لارستان گرفته است

 

از این نویسنده بخوانید:

بخاری علاءالدین ما و مهرورزی بی دریغ پدر

«دَدَمِلکو» بانی ترس های مبهم چندین نسل

لطفا «کوتولگی» را به بچه های ما نیاموزید!

ما نسل «تعمیر» نیستیم!

چرا «اینطور» شده ایم؟!

تشریفاتی که همه ما را می بلعد!

رویایی که فراموش نشد!

سلام دوباره شقایق های لارستان و بایدهای ما

المپیک کاراته ندارد

شطرنج هم شد ورزش؟

هنر یا موریانه، مسئله این است!

کف بازی!

وقتی آقاجون مرده بود!

نوستالژی درخت لیموی خانه پدری

حنایی که برایم خیلی رنگ داشت

شهری با پاییز بی کلاغ!

زلزله ای که تمام خاطرات کودکی ام را آوار کرد

خوش رحمت

قصه های ناتمام «کَل حاجی»

شکلات‌های دزدکی با طعم دلهره!

«پشه بند»های سوراخ شب های لار

«مینی بوسِ» اشتباهی اول مهر!


1 نظر

  1. ۳ اسفند گفت:

    0

    0

    شعری که از آن خون نچکد ننگ دفتر است…..یادداشت های شما بدون روح ست…

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان