میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۱ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۷:۲۸ ب.ظ سرویس:برگزیده ها, مطلب شما 2 دیدگاه 302 بازدید

به حرمت انسانیت

به حرمت انسانیت

به بهانه اجرای نمایش «دژاوو» در تالار وحدت لار

زهرا خسروی*: عشق، شاید آخرین مفهومِ که من رو تو این دنیا نگهم داشت، اول چشمامو بست که غلط ترین وسیله است برای دیدن، ابتدا و انتهای دیدن تو مغزِ…

شاید چندین جمله از این دست که در بالا خواندید به ظاهر تنها صحبت و آوایی باشد که از این نمایش شنیده می شود،  تئاتر فیزیکال دژاوو به کارگردانی و طراحی امیر عزیز پور بی شك تنها و اولین قدم بزرگ او در این نوع سبك و کارگردانی ست که آنقدر عظیم و بی همتا بوده که بتواند راهگشا باشد .

نمایشی برای آزادی، آزادی نه به آن معنا و مفهوم سیاسی اش، آزادی به مثابه اصالت دادن به انسان جدا از هرگونه نژاد، جنس، مذهب و یا قوم. اندیشه ای به حکم انسانیت …

شاید اصلی ترین فریادی که در این نمایش به گوش می رسد گم شدگی مفهومی است به نام «هویت»، چه فردی، چه اجتماعی که در اینجا به نوع اول آن می پردازم.

این هویت باید در واکنش به کنش های متقابل زاده شود و نه از راه تربیت استبدادیی که اغلب توسط خانوده ها که  آن هم خود متاثر از عواملی مانند سیاست، رسانه و ازاین دست نمونه ها است با تابویی از «اشتباه کردن فرزندان» القا شود .بلکه هویتی که از دل جامعه پذیری صحیح رشد می کند، به زعم اروینگ گافمن جامعه شناس امریکایی هویت اجتماعی هویتی آماده نیست که به صورت قالبی آماده ساخته و پرداخته شده باشد بلکه عنصر پویایی از اصلی ترین ویژگی های آن به شمار می رود .

بد نیست به علم سیاست هم در این باره نگاهی بیاندازیم. در پراگماتیسم، اصل اساسی این است که انسان ها باید خود را در معرض تجدید نظرها و تغییرات آینده در شیوه زندگی و تفکر و اخلاقیات خود قرار دهند. اهمیت پراگماتیسم در این است که مردم را از پایبندی به افکار و سنن مستقر به عنوان مخزن حقایق رها سازد و وقوع هر تغییری و ابداعی را که به حال زندگی انسان سودمند باشد، توجیه کند.

با توجه به این مقایسه می توان گفت در هر علمی و در هر مکتبی اصلی مشترک وجود دارد آن هم حکم به کرامت و عقلانیت انسان، خلیفه خداوند بر روی زمین است .

این نمایش در مقابل هر گونه ساختار از قبل تعیین شده ای مانند ماسک های رنگی که آماده تحمیل شدن هستند ایستاده و در مقابل هر گونه مطلق گرایی و مطلق اندیشی قد علم کرده است.

نکته قابل تامل این نمایش استفاده از رده سنی خاص است، شاید همه ما  بعد از دیدن این نمایش به فکر فرو رفته و خود را قربانی تلقی کنیم. درست است اما قربانی اصلی دقیقا همان بازیگرانی هستند که بر روی صحنه با سکوت فریاد می زنند، این قشر از نوجوانان و جوانان که بیشترین آسیب را از «تحمیل»  می بیندد حال با هم در مقابل هرگونه جبری محکم ایستاده اند، و بی شک این اتفاق قابل ستایش است .

ذکاوت کارگردان را باید ستود زیرا برای حرف زدن، کلمه ها را کنار گذاشت و سکوت را انتخاب کرد، این حرکت شاید در نگاه اول یک ریسک به شمار بیاید. تئاتری با این سبک و سیاق آن هم برای ارائه اندیشه ای به این مهمی؟!

اما عزیزپور به خوبی توانسته این دیالوگ ها را روی خط باریکی بین بازیگر و تماشاگر حفظ کند به طوریکه این نخ  نامرئی با وجود نبود کلمه، هیچگاه با مخاطب قطع نشده بلکه به وسیله تغییر ابزار و استفاده از نور و رنگ های خیره کننده با همراهی حرکات هماهنگ روی موسیقی به جا باعث تاثیرگذاری بیشتر هم شده است.

تا قبل از این نمایش، چشم ها بیشتر عادت به دیدن بازیگران با گریم و لباس های رنگی و مختلف و طراحی صحنه های پر زرق و برق داشت اما در این نمایش هیچ خبری از این اکساسوارها نیست. بازیگران سراپا مشکی پوشیده و در بعضی صحنه ها حتی دیده هم نمی شوند. اصلی ترین دلیل پوشش مشکی لباس بازیگران تاکید است، تاکید به روی مفهمومی به نام اندیشه و متمرکز نگه داشتن مخاطب و وادار کردن او به فکر و واکاوی خود در زندگی گذشته و حال اش در تمام طول نمایش.

اینکه مخاطب از ابتدای نمایش در حال بازجویی خود از خود است، اینکه سوال های گوناگون او را یکی پس از دیگری وادار به یافتن پاسخ می کند و خودش را گاه در میز محاکمه و در جایگاه محکوم قرارمی دهد و لحظه ای بعد اوست که باید حکم بدهد. این خود درگیری ها شاید با آسودگی نباشد که دلیل اصلی کوتاهی مدت زمان نمایش هم همین است اما تحفه ای مهم به دنبال خواهد داشت آن هم قدمی به سوی خود آگاهی و جبران است .

این نمایش مرا مدام به کتاب نمود خود در زندگی روزمره و به خصوص نظریه خود نمایشی از اروینگ گافمن که پیشتر هم از او نام بردم رجوع می داد .

این کتاب که اولین و مهم ترین اثر وی به شمار می آید صحبت از این دارد که گافمن پی پاسخ به این سوال است که هویت افراد چگونه پدید می آید؟

گافمن نمایش را این گونه تعریف می کند: همه فعالیت‌های یک مشارکت کننده معین در یک موقعیت معین که آن را برای تأثیر در هر یک از مشارکت کنندگان دیگر به هر صورت ممکن به‌کار می‌برد. همچنین همه فعالیت‌های یک فرد که در خلال مدتی روی می‌دهد و از طریق حضور مداوم او در مقابل مجموعه خاصی از مشاهده‌گران مشخص می‌شود و بر مشاهده‌گران تأثیر چند می‌گذارد.

برای اینکه نمایش‌ها موفقیت‌آمیز باشند افراد باید اطمینان حاصل کنند که موضوع مورد نمایش واقعیت حقیقی است در عین حال که در یک جلوی صحنه ثابت وسایل مربوط به صحنه (مثل میز برای وکیلان یا روپوش سفید برای پزشکان)، تفسیرهای صوری مناسب، و وجهه ‌نظرهای مربوط به نقش را نگهداری می‌کنند. جلوی صحنه‌‌ها ادراک نمایشی به نمایش‌‌ها می‌افزایند. آن‌ها به بازیگران کمک می‌کنند در هر کنش متقابل معین هر آنچه می‌خواهند، انتقال دهند.(۱)

مفهومی که گافمن از خود دارد، سخت تحت تأثیر افکار مید است، به‌ویژه بحث مید درباره تنش «من» یا همان خود خودجوش و «در من»، یا همان الزام‌های اجتماعی متبلور در خود. این تنش، از تفاوت میان آنچه که مردم از ما انتظار دارند انجام دهیم و آنچه که ما به میل خود می‌خواهیم انجام دهیم، سرچشمه می‌گیرد. ما با این تقاضا روبروییم که هر آنچه دیگران از ما انتظار دارند انجام دهیم؛ از این گذشته، از ما می‌خواهند که تردید از خود نشان ندهیم. به نظر وی آدم‌ها برای نگهداشت تصویر ثابتی از خود، برای مخاطبان اجتماعی‌شان اجرای نقش می‌کنند؛ و در نتیجه این علاقه به اجرای نقش، به نظریه نمایشی روی آورد. بنابراین نظریه، زندگی اجتماعی یک رشته اجرای نقش‌های نمایشی همانند ایفای نقش در صحنه نمایش است.(۲)

نظریه نمایشی گافمن در واقع شرح استعاری کنش متقابل انسان‌ها در صحنه روابط اجتماعی است. به نظر او، انسان‌ها مانند بازیگران تئاتر در صحنه روابط اجتماعی چنان نقش بازی می‌کنند که مناسب‌ترین تأثیر را روی مخاطبان یا تماشاگرانشان بگذارند. هر فردی در جامعه یا در حال ایفای نقش اجتماعی خود است و یا تماشا‌گر نقش‌های دیگران می‌باشد که در هر دو حالت به صورت فعال و تاثیرگذار عمل می‌کند و در شکل‌گیری روابط اجتماعی مشارکت آگاهانه‌ای دارد.(۳)

جنبه های دیگری مانند جلوی صحنه، پشت صحنه، هاله پوشی و… وجود دارد که پیشنهاد می شود آن هارا در کتاب گافمن مطالعه بفرمایید.

و سخن آخر اینکه لذت دیدن این تئاتر را  که غایتی جز احیای کرامت انسانی فراموش شده ندارد از دست نداده و با تمامی اعضای خانواده به تماشایش بنشینید. بیش باد رویش این اندیشه…

*دانشجوی  کارشناسی جامعه شناسی

منابع:

۱)منینگ، فیلیپ؛ اروینگ گافمن و جامعه‌شناسی نوین، ثریا کامیار، تهران، ثارالله، ۱۳۸۰، چاپ اول، ص ۴۱

۲)ریتزر، جورج؛ پیشین، ص۲۹۱٫

۳)ثلاثی ، محسن؛ نقش مردم‌نگاری در تحقیقات اجتماعی، جامعه‌شناسی ایران، ۱۳۷۶، شماره ۲، ص۱۷۶


2 نظر

  1. sara_alishir گفت:

    0

    0

    درود بر شما و هنرمندان لارستانی ..بسا مایه ی افتخارست وجود جوانان پرشور و حاذق که بر عرصه ی کیمیای هنر،به ایفای نقش خود از ذهن و اندیشه های نوین صحنه در صحنه دارند حرف و سخن بی کلام…
    سپاس از آقای امیر عزیزپور و تیم فعال گروه آیینه و خانم خسروی از نوشتن این مطلب

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان