میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در11 ژوئن 2015 ساعت 2:14 ق.ظ سرویس:مطلب شما یک دیدگاه 1,650 بازدید

به لطافت باران، به پاكي اشك و به صداقت عشق

به لطافت باران، به پاكي اشك و به صداقت عشق

frrمنيره جهان بين: فرهنگسراي مرتضوي-ميعادگاه شعر وشعور- چه روحاني و باصفا شده در شب مهتاب عشق.

جمعيت مشتاق، گرد هم آمده اند تا بار ديگر تجديد پيمان کنند در اين سراي دوستي و نهايت ارادتشان را به آقاي مهربان ابراز نمايند. بزرگ مردي از جنس عشق و صميميت و مظهر خلوص و پاکي.

يگانه اي که يوسف زمان خودش بود در صداقت و بزرگ منشي و مردمداري. اکنون که سه سال از عروج ملکوتي اش مي گذرد هنوز قلب هايمان داغدار وجود نازنينش هست و چشمها اشکبار-صفاي دلش.

آواي ملکوتي قرآن در فضاي فرهنگسرا طنين انداز شده، سکوت آرامش بخشي مستولي گشته، دراين شب که قراراست گرامي بداريم ياد و خاطره بزرگ مرد تاريخ لارستان.

شاعران وشاعره هاي خوش ذوق خطه لارستان ادب و ارادتشان را در طبق اخلاص گذاشته وتقديم مي کنند به ساحت قدسي فخر لارستان.

امشب حکايت شمع است و پروانه، دل ودلدادگي، …عاشقاني كه مجنون وار پركشيده اند سوي لارستان، تا مِهر و مُهرشان راپاي سند عشق آقا به يادگار بگذارند.

حضور مهماناني ازجهرم ومشهد و کورده و دهکويه و اوز همگي گوياي اين مطلب است که آقاي ما قلبي داشت به وسعت دريا وسينه اي به پهناي آسمان که اين چنين در غم از دست دادنش ابرهاي دل مارا باراني کرده است.

چشم مي گردانم سوي جمعيت، نگاه هاي منتظر، قلبهاي بي تاب وخاطراتي مشترک از پدري دلسوز ومتواضع که شصت سال حکومت کرد بردلهاي اين مردمان، حکومت که نه، بذر محبت وصداقت ودوستي کاشت بر لوح دل اهالي لارستان.

الحق والانصاف فرمانرواي دلها نام بامسمايي است براي پيرفرزانه لارستان، که بايد تلمذ کنيم در مکتبش عشق وصداقت را که مانوس بود باشعر و عرفان وکلامش حجت بود براي مردمان اين ديار.

امشب شب رونمايي است، رونمايي ازسند دل، سند عشق، مردان قبيله شرف که حکايت بزرگ مردان لارستان است؛ حکايت بزرگ مردي که ضمانت جاودانگي اش، سادگي بود وساده زيستي وکلامي مملو از صداقت و پاکي.

تصنيف زيبايي خوانده مي شود از مجموعه اشعار آقا که جان مي بخشد به دلها و فضاي فرهنگسرا را پر مي کند از عطر دلنشين گوهر يکدانه لارستان.

به راستي چه کم شناختيم آقاي بزرگمان را و چه زود از محضر روحاني اش بي نصيب مانديم.

اکنون که آقا نيست… حوض فيروزه اي فرهنگسرا که امشب همنوايي مي کند با عشاق آقا درميان زلالي آب تصويري را منعکس مي کند که يادگار آقاست. آقاي مهربان گوهري گرانبها ازخود به يادگار گذاشته که اسطوره ي تواضع است و نجابت که مرهمي است بر دلهاي داغدار ما.

سيدحسن آقا! چشمها را به زمين دوخته، متفکرانه گوش جان سپرده به اشعار محبان آقا وگاهي که ديدگانش را از زمين بر مي دارد وجمعيت را مي نگرد، اعماق نگاهش سرشار است از قدرداني و سپاس از مردمان اين ديار که روزگاري نه چندان دور آقايشان را چنان نگين انگشتري در برگرفته بودند و اينک آمده اند در حضور يادگار پير و مرادشان به رسم ادب زانوي غم بغل گرفته وشريک غمش باشند.

برنامه به آخر رسيده کلمات عاجز انداز وصف بزرگ منشي وسخاوت آقا چراکه آقاي ماخود گنجينه ادب بود و معرفت.

با قلبي آکنده از غم واندوه اجازه مي گيرم از محضر بيت محترمشان تا ساده وخودماني بگويم:

آقا اجازه… دلمان برايت تنگ است.

مطلب مرتبط:

«مهتاب عشق» شاعران براي خورشيد لارستان/ گزارش تصويري

 


1 نظر

  1. سعید باقریه گفت:

    0

    0

    احسنت…واقعا خیلی زیبا و دلنشین بود

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان