میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲۴ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۳:۵۸ ب.ظ سرویس:برگزیده ها, مطلب شما 8 دیدگاه 393 بازدید

بیایید شهری نو بسازیم!

بیایید شهری نو بسازیم!

پاسخ به یادداشت «قلم را قلم نکنیم» نوشته دکتر «ابرهیم مهرابی»

آفتاب لارستان: انتشار یادداشت اخیر دکتر ابراهیم مهرابی با عنوان «قلم را قلم نکنیم» واکنش های زیادی در فضای مجازی داشت. پیش از این پاسخ «حامد توانا» با عنوان «زبان لارستانی هیچگاه بی عنوان نبوده است» را در همین سایت خواندید. حالا «مهدی محبی» نیز در قالب یادداشتی به یکی از مدعیات مندرج در یادداشت دکتر مهرابی واکنش نشان داده که متن کامل آن را در ادامه می خوانید:

***

مهدی محبی: محضر جناب آقای دکتر مهرابی و سایر دوستانی که درباره دغدغه های مردمان شهر لار و گراش قلم فرسایی کرده اند.

جناب دکتر! عنوان مدرک حضرتعالی گویای آن است که اهل علم هستید ویک فرد عالم بدون تحقیق قلم نمی زند. اینجانب سال ها است که قلم بر زمین گذاشته وتصمیم ندارم در این چند روز باقی مانده از عمرم در این مسائل دخالت کنم اما برخی سخنان شما در باب ۷۲ کشته، باعث شد توضیحاتی بدهم.

اول لازم است بنده خود را معرفی کنم؛ اینجانب «مهدی محبی»، جد مادری ام گراشی است؛ مرحوم حاج محمد علی لطافت وحاج درویش، دایی زاده من هستند. افتخار می کنم به وجود آنها و اینکه خانواده ام به گراش پیوند دارد. جد پدری ام نواده مولانا عبدالودود عبدالقيوم محي الدين محبي از روستای تُمُش صحرای باغ می باشد؛ پس نمی توان مرا فردی متعصب به لار دانست.

جریان قتل برخی از خوانین گراش و همراهانشان که دچار تحریفات زیادی شده است، واقعیت هایی دارد که باید گفت. این جریان به زمان حکومت آقا سیدعبدالحسین لاری برمی گردد. برای اینکه معظم له را بهتر بشناسید به «تاریخ رجال ایران» نوشته مهدی بامداد و«جنگ بین الملل اول» نوشته منوچهر آدمیت مراجعه فرمایید.

آیت الله در مراجعت از سفر مکه با گروهی بستکی مسلح مواجه می شود که قصد کشتن حضرت آقا را داشتند اما موفق به این کار نمی شوند تا این که معلوم می شود؛ توطئه قتل ایشان را خوانین گراش در سر می پرورانده اند؛ زیرا آنان خوانین دست نشانده از قبل بودند. جریان توطئه به عرض آقا می رسد؛ ایشان دستور می دهند؛ کسی حق استفاده از اسلحه ندارد؛ فقط آنها را از لار بیرون کنید. لازم به ذکر است؛ افرادی که به خوانین حمله می کنند اصلا لاری نبوده اند. گروهی به سرکردگی فردی معروف به «حسین کله کن» که هویتش مشخص نیست، به افراد مذکور هجوم برده و حدود ۱۲ یا ۱۳ نفر را به قتل می رسانند. این واقعیت قتل این افراد است.

برای اینکه نسبت به خوانین گراش هم تعصب نورزید به این بیان صریح احمد خان اقتداری که گل سرسبد خوانین گراش است استناد می کنم که  صراحتا در یکی از کتابهایش می نویسد: «افواها از پیرمردان گراشی شنیده ام که خوانین گراش نواده الله وردی خان سردار شاه عباس صفوی بوده اند که اصالتا گلپایگانی هستیم» حال باید پرسید چرا باید نسبت به این خوانین بیگانه که اهل شهر و دیار دیگری بوده اند و قصد قتل آیت الله جلیل القدر را داشته اند اینقدر تعصب به خرج داده و عدد کشتگان را ۷۲ تن ذکر کنید؟ این چه پایه و اساسی دارد؟!

خوب است بدانید گراشی ها با خوانین گراشی نسبتی ندارند. آنها اصالتا از خاندان علویان طبرستان اند. عمادالدوله بنیان گذار مذهب شیعه در ایران است و گراشی ها اولین قوم شیعه اند که به لارستان قدم گذاشتند و این افتخار برای گراشی و بنده و لارستانی ها بس است.

دوستان عزیز گراشی!  بنده که هشتاد سال از عمرم گذشته و به قول معروف آفتاب لب بام هستم اگر اغراق نباشد باید بگویم؛ نصف مردم این دو شهر پیوند خانوادگی دارند. کدام خاندان لاری یا گراشی را سراغ دارید که با هم وصلت نکرده اند؟ بنده عرض می کنم؛ مردم و بخصوص بزرگان این دو شهر که فاصله ای بینشان نمانده، بیایند شورایی تشکیل دهند و شهری بزرگ بسازند که دل همه دوستان شاد و چشم دشمنان کور شود.

بحمد الله این دوشهر ازنظر مالی تامین و به جایی جز خودشان حتی دولت، نیازی ندارند. بگذارید این آرزوی بزرگ دلسوزان تحقق یابد و حتی امثال بنده نیز ثمره آن را باچشمان خود ببینیم. ان شاالله

والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

لار/ ۲۳مرداد۹۸


8 نظر

  1. دیده بان گفت:

    2

    0

    درود بر شما انسان منطقی و محقق…. دور باد هر انسان متعصب و جاهل از سر لارستان بزرگ

  2. گراشی گفت:

    0

    1

    اگر شما راست می گویید پس این همه قضیه ها چیست که در مورد این ۷۷تن می گویند .خود اقتداری در کلیپی صحبت کرده که گراشی ها مظلوم لاری ها واقع شده اند .من فکر می کنم هرچیزی بوده باید فراموش شود به هرحال خوانین هر دو طرف زورگو بوده اند .خاطرات تلخ همیشه در طول تاریخ بوده هست و این رویدادها کم نبوده هست و درضمن تلافی شده هست و بعد این قضیه چپاول صورت گرفته هست .نقل هست که یکی از گراشی ها از غارت لار برمی گشته بهش گفتن چیزی دیگه نبود که هاون فلزی اوردی .بعد همه افراد کشته نشدند و افرادی که زخمی فرار کردند به صورت پیک خبر را به شهر گراش رساندند شاید آنان دروغ گفته اند و دریک عمل شتابزده تلافی شده هست . به هرحال نباید این مسایل که باعث اختلاف هست ادامه داد .از سایت افتاب لار تشکر دارم که بدون هیچ تعصبی همه مطالب را می نویسد .ولی یادم هست یه بار در تاکسی نشسته بودیم یه راننده کمی اشک می ریخت و ناراحت بود و گفت پدر بزرگم را بی دلیل کشتند در این حادثه تلخ قربانی‌ شد .به نظرم بیایید برای شکوه و جلال منطقه بکوشیم تکرار خاطرات دزدی دوا نمی کند .

  3. A.s گفت:

    2

    0

    جناب محبی عزیز، قلمتان مانند شخصیتان بسیار صاف و زلال و گویاست.درود بر شما

  4. لارستانی. باز. نشسته گفت:

    1

    0

    با. احترام. به. این پیشکسوت. محترم. اما. ایجاد. یک شهر. جدید. در جغرافیا. سباسی. کشور. به این. سادگی ها. نیست وصرف. نظر از کارهای. سیاسی. واداری. وظاهری. ان. به تاریخ. ودلبستگی های زادگاه. وفزهنگ. ان. جوامع. بر. میگردد. صرف مطرح کردن زندگی. خوانین. وکور شدن. چشم. دشمنان برای. ایجاد. ساز. وکار. یک شهر. کافی. وشدنی. نیست. فعلا. چنانچه. کدورتها. واختلاف. نظر های. اجتماعی. کاهش. یابد. بسیار. کار فرهنگی. بزرگی. است. که. باید. پیگیر. ان. باشیم. با تشکر. از. پیر. فرزانه

  5. دلسوز متطقه گفت:

    1

    0

    مرحوم استاد اقتداری برخی از گفتنی ها را در دوره مصلحتگرایی خویش بیان فرمودند. اما دوستان توجه داشته باشند ایشان کتابی دارند که واقعیت هایی از منطقه و حوادث را بیان میکند. اما فعلا ممنوع الطبع است. این کتاب عصاره آخرین نظریات استاد اقتداری است

  6. گراشی گفت:

    0

    0

    حرف حساب و مستند هیچ جوابی نداره
    متاسفم برای همشهری هایم که بدون مطالعه و تحقیق دست به قلم که مقدس است و خدا به آن قسم یاد مرده می برند و از آن چیزایی نا صحیح و برخا دروغ رو منتشر میکنند
    خدا همه ی ما را ببخشد
    من به نمایندگی از مردم گراش و آن سه جوان بابت لفظ نا صحیح و نیز نوشته هایی غیر مستند عذر خواهی می کنم

  7. ککام اوزی گفت:

    0

    0

    جد پدری ام نواده مولانا عبدالودود عبدالقيوم محي الدين محبي از روستای تُمُش صحرای باغ می باشد
    «افواها از پیرمردان گراشی شنیده ام که خوانین گراش نواده الله وردی خان سردار شاه عباس صفوی بوده اند که اصالتا گلپایگانی هستیم» حال باید پرسید چرا باید نسبت به این خوانین بیگانه که اهل شهر و دیار دیگری بوده…….
    خوت غریبه هش ایراد از اقتداری گرتاش ؟

  8. ناشناس گفت:

    0

    0

    جناب آقای محبی درود و سپاس

پاسخ به نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان