میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در26 ژانویه 2015 ساعت 5:15 ب.ظ سرویس:یادداشت 9 دیدگاه 1,708 بازدید

بی خوابی!

بی خوابی

rf3rحسين طاهري: زل زده ای به سقف! به آیینه ی سقف. به خودت می گویی: چیزهای اضافی را کجا می برند. هنوز هم بوی دود اگزوز ماشینهای سنگین توی خانه پیچیده، باید توی خانه هم ماسک زد! زندگی زیباست! چند بار تکرارش می کنی. هرشب بساط زندگیت همینجوری است! زمین کنار بیمارستان را دارند ساخت و ساز می کنند، هرشب تا صبح!…

بوی دود ماشینهای سنگین توی هوای سرد شب مانده، داری خفه می شوی! پیامهای تبلیغاتی تلفن زمان و مکان نمی فهمند! به خودت می گویی: آدمهای اضافی کجا بروند؟ چند ساعت بعد با صدای اذانی که از بلندگوی مسجد بلند می شود بیدارتر می شوی و یک ربع دعاهای مختلف، به خودت می گویی: فاجعه که نیست تو هم! باید بخوابی! منتظر چند تا قمری همسایه هستی که بیایند و از تمامی این کلان شهر مسخره فقط روی تراس تو بنشینند و آوازی بخوانند بد تر از قیافه شان!

به خودت می گویی این همه ی ماجرا نیست! آقا زاغه هم پیدایش می شود! مثل همه ی صبح ها…و! آقای همسایه باید زنده بودنش را بوق بزند و این چیز عجیبی نیست! از اینها گذشته نان درآوردن سخت است! پس منتظری تا مرد دوره گرد بیاید توی کوچه بچرخد و با صدایی که انگار ساخته شده فقط برای فریاد زدن بهت حالی کند آیا نان خشکی، نمکی، چیز اسقاطی توی بساط نداری بدهی برای سودا؟ بدخلقی! خیلی بدخلقی، واقعا خیلی بدخلقی… اما لبخند می زنی، خیلی لبخند می زنی، واقعا خیلی لبخند می زنی! وارد کلاس می شوی می نشینی پشت میزت، میزی که کوتاهتر از تنهایی توست! زل می زنی به صد و چهل و چهارتا چشم ناشناس! با لبخندی ادامه می دهی: سلام! من آقای پلوتون هستم! و مدرس این ترم تحصیلی شما….

همه دارند می خندند! چند نفر آن ته نشسته اند و دارند فریاد می کشند: نون خشکیه! نمکیه! چند نفر می پرند روی صندلی ها و شروع می کنند به آواز خواندن! یکی دارد در کلاس را به هم می کوبد! روی تخته نوشته اند کارگرها مشغول کارند! تو همچنان داری تکرار می کنی: زندگی زیباست! زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست…

چشمهایت را می بندی! به خودت می گویی: تو یک چیز کاملا اضافی هستی!

*اين مطلب پيش از اين در نشريه «بشارت نو» چاپ شده است

 


9 نظر

  1. سعیده آرین گفت:

    0

    0

    آفرین به این قلم زیبا… لذت بردم

  2. محبوبه وحیدیان گفت:

    0

    0

    احسنت بر دکتر طاهری و این قلم شیوا.
    منتظر نوشته های بعدی شما هستیم.

  3. عبدالرضامفتوحي گفت:

    0

    0

    درود بر دكتر حسين طاهري عزيزم

  4. منتقد گفت:

    0

    0

    آخه عزیز من کجاش شیواست نوشته ای که پر از پیچ وخم ها وغوامض ادبی است. نوشتن هم ذوقی خدایی می خواهد نه آنکه تصنعی وتفننی یک چیزی سرهم بلغور کنیم وبنویسیم و ایضا در باره اون شعر قبلی تان – البته معذرت می خواهم یک نقد بود ونه غرض

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      چه منتقد بی سوادی!…

    • روح ا... گفت:

      0

      0

      درتکمیل ناشناس:
      این منتقد حتما بزدل و تازه و به دوران رسیده و … هم هست که نگفتید…
      البته باید برود به جایی که نلرزد
      یعنی جهنم . . .
      خخخخخخخخخخخ

  5. زهرا خسروى گفت:

    0

    0

    Ahsant bar ghalam va andisheye shoma mr tapering

  6. 0

    0

    زیبا بود
    و
    خواندنی

  7. محسن پور گفت:

    0

    0

    ببخشید یک سوال!
    چرا متن این همه علامت تعجب داره؟!
    آخه اولین متنی هست که می بینم این همه علامت تعجب داره!

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان