میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در17 ژانویه 2020 ساعت 3:50 ق.ظ سرویس:مطلب شما یک دیدگاه 139 بازدید

تاثیر فرهنگ و فرهنگ سازی بر اقتصاد(۱)

تاثیر فرهنگ و فرهنگ سازی بر اقتصاد(۱)

حامد توانا: رابطه فرهنگ و اقتصاد از چالش های فکری متفکران از گذشته تا حال بوده است. زمانی «مارکس» اقتصاد را «زیربنا» و هرچیز دیگر حتی فرهنگ را «روبنا» اعلام کرد و زمانی دیگر «وبر» سرمایه داری را برخاسته از مذهب معرفی نمود. اما اینها همه مربوط به اندیشه های غالبا یکجانبه گرای قرن نوزده و بیست بوده و اکنون کمتر اندیشمندی یافت می شود که به مسائل اجتماع اینگونه نظر بیافکند. امروز نگاه های چندجانبه گرا با فرمول های پیچیده تر اما واقع گرایانه تر در صدد حل مسائل جامعه اند. چون جامعه حقیقا، چیز ساده و بسیطی نیست تا بتوان مسائل آنرا با فرمول های ساده حل کرد.

فرهنگ را مجموعه پیچیده ای از دانش ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات و عادات می دانند. این مجموعه خصلتش نرم افزاری بودن است هرچند وقتی در چهره تمدن ظاهر می شود به سخت افزارها نیز رنگ و شکل خاصی می دهد. فرهنگ را برآورنده عموم نیازهای جامعه معرفی کرده اند پس در آغاز و همراه هر حرکت و اقدامی برای رفع نیازهای فرد و جامعه، فرهنگ حضور دارد. و اما اقتصاد را در برگیرنده تولید، توزیع یا تجارت و مصرف کالاها و خدمات شمرده اند. بنابراین اقتصاد بطور واضحی بدنبال برآوردن نیازهای مادی انسان است.

مقایسه مفهوم فرهنگ و اقتصاد، عام تر بودن فرهنگ را می رساند بطوری که شاید بتوان  گفت اقتصاد، فرهنگ برآوردن نیاز مادی فرد و جامعه است. اگر ما به سیستم های اقتصادی هم نظری بیافکنیم می بینیم که همه این سیستم ها براصولی بنا شده اند که جزئی از فرهنگ جامعه خویش بوده اند. بطور مثال نظام اقتصاد سوسیالیستی بر عدالت و نظام سرمایه داری بر آزادی فعالیت اقتصادی استوار شده اند. عدالت و آزادی هریک ارزش های فرهنگ جوامع انسانی بوده اند که گاهی این و گاهی آن بیشتر مورد توجه و تاکید قرار گرفته اند.

از همین جا روشن می شود که نه تنها فرهنگ بر اقتصاد موثر است بلکه آبشخور اصلی سیستم های اقتصادی نیز، فکر و فرهنگ جوامع می باشد. بر این اساس جامعه شناسان و اقتصاددانان برخی فرهنگ ها را در پشتیبانی از سیستم های اقتصادی قوی تر یا ضعیف تر می پندارند. بطور مثال وبر فرهنگ مسیحی(پروتستان) را در زمینه سازی سرمایه داری کاملا موثر می داند در حالیکه ادیان شرقی از قبیل مکتب کنفسیوسی چین، بودایی هند و اسلام خاورمیانه را به سبب برخورداری از برخی ویژگی ها، زمینه ساز و پشتیبان سرمایه داری نمی شمرد(۱). نتیجه کلی که از این بحث می توان گرفت آن است که فرهنگ و مذهب در ایجاد، استمرار، تقویت یا تضعیف سیستم های اقتصادی موثرند لذا می توان از آن در حل مشکلات اقتصادی بهره جست.

سیستم اقتصادی که بعد از انقلاب اسلامی برای پیاده شدنش تلاش شده چیزی بینابین سیستم اقتصادی سوسیالیستی و سرمایه داری است. یعنی اقتصاد نه صددرصد دولتی باشد و نه کاملا آزاد و در دست بخش خصوصی. این سیستم اقتصادی به دلیل عدم وضوح ابعاد مختلف، از ضعف تئوریک رنج می برد و نیازمند کار علمی اندیشمندان مسلمان است که خلاهای آن را برطرف سازند. واقعیت این است که اقتصاد اسلامی بعنوان پرچمدار این سیستم، هنوز نتوانسته توان نظری و قدرت عینی خود را آنچنان که باید، نشان دهد. امید است این اتفاق مبارک روزی بیافتد. با این وجود می توان بر پایه یقینیات این سیستم اقتصادی، خط مشی های کلی را تعیین و دنبال کرد.

حال سوال این است که مذهب و فرهنگ جامعه ما چه کمکی می توانند به موفقیت برنامه های اقتصادی بکنند؟

پاسخ این سوال با مباحث قبلی تا حد زیادی روشن است. از آنجا که خطی مشی ها و برنامه های کلان اقتصادی ما مثل سایر سیستم های اقتصادی مبتنی بر مبانی فکری و فرهنگی ماست؛ می توان از مذهب و فرهنگ برای زمینه سازی های لازم و تقویت این برنامه ها استفاده کرد.

البته این کار اولا به یک باور قوی به وجود این رابطه و ثانیا به یک ساختار هدایت فرهنگی منسجم نیاز دارد که به خوبی بتواند ابزارها و امکانات فرهنگی را برای این پشتیبانی در اختیار بگیرد. بطور مثال اگر خطی مشی کلان اقتصادی فعلی کشور، اقتصاد مقاومتی است باید در ساختار دبیرخانه ستاد فرماندهی آن، یک معاونت پشتیبانی فرهنگی تعریف شود تا برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت پشتیبانی فرهنگی اقتصاد مقاومتی را طراحی و اجرا کند. مطمئنا با وجود چنین معاونتی، بسیج توان و ظرفیت بالای جامعه اسلامی ما برای یک حرکت اقتصادی بزرگ بسیار بهتر صورت می گیرد تا زمانی که این اقدام صرفا با برنامه ریزی های مالی و اقتصادی انجام شود. از سوی دیگر ساختار و سازمان فرهنگی کشور ما نیز باید بگونه ای باشد که بکارگیری ابزارها و امکانات و نیروها را به سهولت برای چنین معاونتی ممکن سازد. این همان چیزی است که مقام معظم رهبری از آن با عنوان مهندسی فرهنگی یاد کردند. اگر چنین اتفاقی بیافتد بی شک برنامه های اقتصادی با سهولت بیشتری همراه خواهد شد چرا که توان بزرگ باور و پشتیبانی ملت را با خود خواهد داشت.

پی نوشت:

۱)ر ک، وبر و اسلام، برایان اس ترنر

از این نویسنده بخوانید:

زودتر پدر شویم!

ماه من تا ماه گردون

ما به سنت «استدراج» مبتلا شده ایم!

ما جوانان باور نشده لارستان


1 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    ریل گذاری اقتصادی انقلاب و باز تاب آن در قانون اساسی جوهره اش سمت و سوی مستضعفین را داشت. تا اینکه به لطائف الحیل کلمه وحشت ناک مستضعفین را گم کردند و جایش قشر آسیب پذیر گذاشتند و هر ناخوانده اقتصادی دم از مالکیت خصوصی زد و اتاق بازرگانی ریشه انقلاب را در آورد و با توجیهات صدمن یه غاز قشری بی ریشه را بنیان نهادند که فاصله اش آسمان به زمین بود و استدلال فرمودند خداوند داده و به نداده رضا دهید. و همه چیزی را به لجن متعفن فکرشان الودند.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان