میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در20 دسامبر 2014 ساعت 1:56 ق.ظ سرویس:برگزیده ها 13 دیدگاه 2,358 بازدید

«تاويل متن» در سخنراني فرزاد قناعت پور

«تاويل متن» در سخنراني فرزاد قناعت پور

آفتاب لارستان: فرزاد قناعت پور شاعر و منتقد هنري پنجشنبه ۲۷ آذر در جمع هنرمندان تئاتر لارستان سخنراني كوتاهي با موضوع هرمنوتيك و تاويل متن انجام داد. اين نشست به منظور آمادگي بيشتر اهالي تئاتر لارستان براي شركت در جشنواره منطقه اي نمايشنامه خواني تدارك شده بود. در ادامه مي توانيد چكيده سخنراني قناعت پور در اين جلسه را بخوانيد:

***

IMG_73frf29در خلق هر اثر غالبا مولف و هنرمند از سه گذر می گذرد. نخست زمینه (Context)است شامل مطالعات او و یا سایر آگاهی هایی که فرد از زندگی در اجتماع به دست می آورد و نگرش و زمینه ی تفکر او را شکل می دهد. از دل آن زمینه و شرایط، مفهوم(Concept)  به وجود می آید که اثر بر اساس آن شکل و ریخت مطلوب را یافته و به علت غایی خود دست پیدا می کند، این سفر پیدایش سر انجام با شکل گیری متن (Text) به پایان می رسد.

بنابر این به طور خلاصه سه بخش را می توان بر شمرد: زمینه، مفهوم، متن. این سه بخش، ترتیبی را دارند که غالبا هنرمند در تولید محصول خود دنبال می کند. اما در هرمنوتیک و نظریه ی تاویل متن چگونه است؟ یعنی در دیدگاهی که دو عنصر معنا و مخاطب اهمیت می یابد و با قبول تاویل پذیری و تکثر معانی به دنبال راه هایی برای خوانش بهتر اثر است؟

در این حالت، عنصر چهارمی به این سه گانه افزوده می شود و آن، باز هم «زمینه» است. اما این زمینه ی ثانی، خود بر آمده از تجربیات زیسته ی مخاطب است، بر خلاف اولی که متعلق به مولف است. حالا داریم: زمینه (خالق و مولف)، مفهوم، متن، زمینه (مخاطب).

مسیر خوانش اثر، مسیری وارونه ی مسیر خلق اثر هنری است: زمینه (مخاطب)، متن، مفهوم. این سه گانه را به تعبیر دیگری به کار می بریم و آن، عبارتست از: درک، تحلیل، تفسیر. ما برای به دست آوردن شناخت بهتر از اثر و مثلا شکل دادن اجرایی خوب از یک نمایشنامه ناچاریم این زمینه ها را در حد نیاز طی کنیم تا به شناخت نسبتا جامعی از اثر پیش رو برسیم.

درک، ارتباط مستقیم و بی واسطه ی ما با پدیده است که از راه حواس صورت می گیرد و بدن و عناصر آن چون گوش و چشم و… معبر دریافت محرک های آن هستند. شناختی که منطقی نیست و حسی است با این وجود از داده های از پیش موجود در ذهن آدمی هم استفاده مطلوب را می برد. تاکید بر مساله ی بیان و بدن در تئاتر و تمرینات تئاتری، نور، صدا و… توجه به این مرحله ی مهم از شناخت است که «درک» نام دارد. پس از این مرحله و شناخت اولیه از کلیت متن به صورت یکپارچه نوبت به شکافتن متن و بررسی های منطقی ساختار و میکروساختارهای آن است در قالب تحلیل و تفسیر.

تحلیل اما با تفسیر متفاوت است. تحلیل بیشتر عینی و ساختاری است که  به ساختار اثر و چگونگی شکل گیری و ارتباط عناصر و اجزای آن کار دارد و در ارتباط با «چگونه گفتن» است، تفسیر مربوط به انگیزه ها، هدف و ویژگی های مفهومی اثر است و بیشتر در ارتباط با «چه گفتن» است.

خوانش، زمانی می تواند آغاز شود که میان دو زمینه ی مولف و مخاطب، اشتراکاتی و یا به قول گادامر «افق» های مشترکی یافت شود و این، همان مرحله ی نخست و رخداد درک کردن است. برای این اشتراکات، نیاز به نوعی تجربه ی زیستی یکسان است.که به صورت هایی می تواند محقق شود. نخست، داشتن تجربه های یکسان زمانی و مکانی است مثل خواندن نمایشنامه ای از یک نویسنده که با او همنسل و هم خاک هستید و تجربیات دیده و حس شده ی بسیاری داشته باشید.

حالا اگر آن نویسنده بر اساس مطالعات خود بخواهد انحراف معیار از این عامل مشترک زمانی و مکانی داشته باشد و در سمت و سوهایی دیگر بیندیشد و یا با نمایشنامه ای از قرون گذشته روبرو باشید مثل کارهای شکسپیر و یا فرهنگ و مکانی دیگر مثل تام استوپارد و… در این صورت باید به شکلی خود را به فضا و زمان مورد نظر و فرهنگ و طرز نگرش ایشان آگاه و نزدیک کرد و اینجاست که موضوع «مطالعه»، به عنوان یک راه شناخت ولو غیر مستقیم، اهمیت می یابد هم در موضوع درک اثر و هم در دو زمینه ی شناختی دیگر. و یا می توان حضور موقت در آن فرهنگ و جغرافیا داشت برای آشنایی نسبی با آن زمینه ی مورد نظر. همچون امبرتو اکو اندیشمند شهیر ایتالیایی که برای نوشتن بندهایی از رمان «راز گل سرخ» دست به سفر زده و خود چندی، در محیط ها و بناهایی که قصد توصیف آنان را در رمان داشته، گذرانده است. اين موضوع گرچه موثر ولي براي بسياري از ما غالبا هزينه بر است و درست به همين دليل ارزش مطالعه كردن را افزايش مي دهد.

در آن سه گانه اي كه ذكر شد مطالعه اهميت ويژه اي دارد اما با توزين هاي متفاوت. در مساله درك، عنصر بدن، قواي حسي و ذهنيت نقش نخستين و موثري دارد. در تحليل، دانش نظري تاويل كننده اهميت ويژه اي مي يابد اما در موضوع تفسير ، داشتن حساسيت اجتماعي و درگيري با مساله سازها و موضوعات مبتلا به جامعه در كنار دانش نظري اهميت مي يابد. پس براي تفسير بهتر، هم اينكه بايد خواند و هم اينكه با چشم هاي باز بايد زندگي كرد.

آگاهي از اين فرايند خوانش، اراده براي به كار بستن آن و تلاش جهت كيفي كردن عناصر شكل دهنده اش به ما كمك مي كند تا لااقل راهي براي ورود به جهان معنايي متن يافته و در اجرا و يا شناخت بهتر آن به ما كمك كند.

*عكس: آرشيو آفتاب لارستان


13 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    این برنامه اینقدر خلوت بود که افتاب هم روش نشده عکسی بذاره.. اخه ایشون در برخوردهاشون جذابیت ایجاد نمیکنن و جوری حرف میزنن که بیشتر دافعه داره تا جاذبه واسه همینه که هنرمندا از این برنامه استقبال نکردن و کسی نیومد

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      همش حسادت حسادت از دست این حسادت

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      جذابيت ديگه چيه؟؟!! بحث كاملا تخصصيه. مشكل ما و هنر ما اينه كه هيچ وقت عميق نميشيم و هنر برايمان تفنن است. آفرين به فرزاد قناعت پور كه هميشه مباحثش علمي است و عميق.

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      خلوت بودن این جلسه هیچ ارتباطی با آقای قناعت پور نداشت
      جلسه ی انجمن نمایش بود که بچه های آن طبق معمول شرکت نکردند
      اصلا کسی هم نمیدانست که آقای قناعت پور قرار است صحبت کند
      ضمنا بهتره اسم اون کسانی که توی این برنامه شرکت نکردن رو هنرمند نذارید

  2. تارونه گفت:

    0

    0

    موقع خواندن آن را به هنرهای دیگر تعمیم دادم!

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      دقیقا کار تاویل متن همین است و مختص یک هنر خاص نیست
      (قابل توجه کسانی که فکر می کنند آقای قناعت پور باید تاویل متن را در راستای تئاتر بررسی می کردند)

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    ما در شهرمان افرادی داریم که استعداد و اطلاعات و قدرت انتقال بالایی دارند،شاخص ترین آنها آقای فرزاد قناعت پور و آقای حمید منشی هستند.اما متاسفانه ما مثل همیشه قدر اینگونه افراد را نمی دانیم و از معلومات این عزیزان خودمان را محروم میکنیم
    بسیار اتفاق افتاده که هزینه های کلان صرف آوردن اساتیدی از شهرهای دیگر شده و کلاس های بی بازده ای تشکیل شده و که هیچ کمکی به ارتقاء سطح علمی اهالی هنر نکرده است

  4. مرتضی وثوقی گفت:

    0

    0

    با عرض سلام خدمت هنرمند فرهیخته جناب قناعت پور
    بسیار آموزنده و کاربردی مطالب را بیان کردید
    از شما سپاسگزارم

  5. ناشناس گفت:

    0

    0

    بسيار بهره برديم. بايد از حضور فرزاد عزيز بيشتر از اينها استفاده كنيم.

  6. 0

    0

    ممنون فرزاد عزیز
    انشالله که امسال بنده به اهمیت مطالعه پی ببرند

  7. تئاتري گفت:

    0

    0

    مطلب را چند بار خواندم. بسيار دقيق و بجا است. اميدوارم تئاتري هاي ديگر و آنها كه در جشنواره نمايشنامه خواني شركت كرده اند به اين نكات توجه كنند.

  8. ناشناس گفت:

    0

    0

    هر دو عزیز باسوادند اشکال در رسم الخط است که یه سدا! چند شکل داره پس امصال و امسال و امثال همه درست است . می بینی در این جهان اندیشه ای نشانه هایمان هم گاطی گاتی قاطی قاتی – پاتی است. خدا به دور

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان