میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در8 می 2020 ساعت 10:15 ب.ظ سرویس:برگزیده ها بدون دیدگاه 172 بازدید

تحلیل تجربیات زندگی پس از زندگی(۱)

تحلیل تجربیات زندگی پس از زندگی(۱)

آفتاب لارستان: پس از انتشار پنج قسمت از مجموعه یادداشت های «حامد توانا» با عنوان «جلوه نبوت تعریفی در تجربیات مرگ تقریبی» حالا وی قرار است چند یادداشت در تحلیل برخی تجربیات پس از زندگی که در برنامه «زندگی پس از زندگی» شبکه ۴ سیما مطرح می شود را بنویسد و در اختیار این سایت بگذارد.

بخش اول تحلیل تجربیات زندگی پس از مرگ را در ادامه بخوانید:

***

حامد توانا:‌ در این سری نوشته ها سعی داریم تحلیلی تطبیقی از تجربیات نزدیک به مرگ نقل شده در برنامه “زندگی پس از زندگی” بر اساس آموزه های دینی و اسلامی داشته باشیم. این تحلیل و تطبیق برای شناخت بهتر ابعاد این تجربیات و پیام های آن و همچنین تاکید بر راستین بودن تجربیات مذکور است. در این بخش به تحلیل قسمت دوم این برنامه می پردازیم.

قسمت دوم برنامه زندگی پس از زندگی داستان تجربه جوان خوش صدایی است که به دلیل بیماری در بیمارستان بستری می شود. در این لحظات او تجربه خروج از بدن را از سر می گذراند. او می گوید: پس از یک گردش در درون بدن که همراه با دیدن بافت ها و سلول های بدنم بود از آن خارج شدم. پس از خروج از بدن کسی از پشت سر مرا صدا زد. به پشت سر خود نگاه کردم و بلافاصله خود را دشتی بسیار زیبا و سبز دیدم. هوای این دشت نمنانک و دلبخش بود. آنجا حس و ادراک عجیبی داشتم مثلا تمام اجزاء درختی که می دیدم شناسنامه دار بودند. برگهایش دانه به دانه ویژگی یا شخصیت خاص خودشان را داشتند. به درخت نزدیک شدم و دستم را بسوی آن دراز کردم. دستم به داخل درخت فرو رفت و جزئی از آن شدم.

در آن فضا به محض اراده می توانستم هرجایی از آن دشت باشم. آنجا  وارد یک غار شدم که درخت بسیار بزرگی در آن قرار داشت. آنجا با دسته هایی از ارواح ملاقات کردم که برای خوش آمدگویی به من آمده بودند. آنها غالبا درگذشتگان و اجدادم بودند. مثلا جد پنجاه و سوم پدر خود را در جمع آنها دیدم که به دیدارم آمده بود. با آنها هیچ حس غریبی نداشتم بلکه آشنا بودم. سعی کردم وارد محلی که ارواح در آن قرار دارند بشوم که چیزی مرا به عقب کشیده و به فضای بیمارستان بازگرداند. در بیمارستان علاقه ای به دنیا در خود ندیدم. لذا چشم خود را بسته و دوباره به آن دشت باز گشتم. اما این بار اسب سفید بسیار زیبا و باشکوه بالداری آنجا دیدم. لحظاتی را به مشاهده و نوازش آن اسب زیبا سپری کردم. بعد تصمیم گرفتم با گرفتن یال های اسب بر او سوار شوم که صدای «هی» مانندی باعث شد اسب، یال هایش را از دستم خارج ساخته و از آنجا برود. پس از این برای بار دوم به فضای بیمارستان باز گشتم.

او در ادامه می گوید مادرم همان شبی که من به بیمارستان منتقل شده بودم، پدرش را در خواب دیده که به او گفته: نگران نباش من نگذاشتم علیرضا سوار اسب شود، اسبش را هی کردم و نگذاشتم برود. این قضیه از نشان های واقعی بودن این تجربه است چون مادر وی اصلا از تجربه شگفت وی در بیمارستان اطلاع نداشته است. ایشان در ادامه برنامه حیات اخروی را که دقایقی آنرا تجربه کرده بود واقعی ترین و لذت بخش ترین تجربه معرفی کرد.

تحلیل تجربه

این تجربه، تجربه مثبت و متوسطی قلمداد می شود. تجربیات مثبت به تجربیاتی گفته می شود که فرد در آن فضا و احساسات زیبا و لذت بخشی دارد. در مقابل، تجربیات منفی اند که بسیار رنج آور و دردناک اند. منظور از تجربه متوسط تجربه ای است که مسیر آن تا میانه راه پیش رفته و سپس متوقف شده است. عمیق ترین تجربه ها به پیوستن به نور حق تعالی رسیده است. البته تجربیات عمیق زیاد نیستند.

از میان نکات و ابعاد قابل توجه این تجربه می توان به سیر در بدن، حس در هم آمیختگی با موجودات دشت، حضور در اماکن مختلف به صرف اراده، عدم امکان توصیف کامل تجربه معنوی و توسل به تمثیل، بلوری بودن اشیاء ، خوش آمدگویی و تبریک افراد و آشنایان فوت کرده ، حس آشنایی با همه افراد ملاقات شده قابل توجه اند.

حس در هم آمیختگی با همه اشیاء از نکات بسیار مهم این تجربه است. حسی که بسیاری از تجربه کنندگان آنرا گزارش کرده اند. این حس را باید عینیت یافتن اصل اتحاد عاقل و معقول شمرد. طبق این اصل فلسفی در فلسفه صدرایی ادراک کننده شی با شی ادراک شده یگانه است. البته منظور از خود شیء، شیء خارجی نیست بلکه تصویر و وجود ذهنی آن است اما عالم مجردات مانند عالم برزخ که این تجربه کننده آنرا تجربه کرده خود ذهن است. چون نسبت عالم برزخ به جهان مانند نسبت ذهن انسان به اوست. این تجانس عالم برزخ و ذهن باعث می شود ادراک انسان از اشیاء ، ادراک ذاتی باشد. اینجاست که اصل اتحاد عاقل و معقول خود را به عینیت در آن نشان می دهد.

یکی دیگر از نکاتی که در معارف دینی ما مطابق دارد توانایی حضور تجربه کننده در هر مکان به محض اراده است. این تجربه نیز توسط بسیاری از تجربه کنندگان گزارش شده است. قرآن کریم در مورد اهل بهشت می فرماید:

لَهُمْ فِيها ما يَشاؤُن‏/ برای آنان است هرآنچه بخواهند و اراده کنند.

این تعبیر در پنج آیه از قرآن کریم از جمله در آیه ۳۱ سوره آمده است. طبق این آیه بین اراده اهل بهشت و برخورداری از آن فاصله ای نیست. این از خصوصیات عالم تجرد وبالاست. چیزی که در این عالم برای انسانها مهیا نیست. چون این عالم عالم تدریج و تزاحم است. اما عالم مجردات عالم امر است. عالمی است که همه امور در آن به نحو جمعی و دفعی اند. پس صرف اراده برای تحقق مراد کافی است.

انشاء الله سایر نکات را در ذیل تجربیات دیگر تحلیل خواهیم کرد.

مطالب مرتبط:

جلوه نبوت تعریفی در تجربیات مرگ تقریبی(۱)

جلوه نبوت تعریفی در تجربیات مرگ تقریبی (۲)

جلوه نبوت تعریفی در تجربیات مرگ تقریبی(۳)

جلوه نبوت تعریفی در تجربیات مرگ تقریبی(۴)

جلوه نبوت تعریفی در تجربیات مرگ تقریبی(۵)


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان