نظرتان در مورد طراحی این سایت چیست؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۴ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۶:۱۶ ب.ظ سرویس:شهر و شهروند 8 دیدگاه 496 بازدید

تدبیری برای این بی تدبیری!/ تأملی بر مصائب «تکدی گری» در شهر لار

تدبیری برای این بی تدبیری!/ تأملی بر مصائب «تکدی گری» در شهر لار

Moghaddam-Elaheالهه مقدم: حدود هفت سال پیش بود که  نتیجه کنکورم آمد و مشتاقانه در پی آن بودم که ببینم چه شهری قبول شده ام. بالاخره غیر از دانشگاه، شهری که قرار است چهار سال از زندگیت را در آن سپری کنی باید دلچسب باشد و خوشایندت.

صفحه اینترنت را باز کردم و نتیجه را دیدم؛ تبریز، تعریفش را زیاد شنیده بودم. مشاهیر زیادی را در خود پرورانده بو. غیور بودن مردانش، آب و هوای سردش، «اولین» بودنشان در خیلی موارد در طول تاریخ که آنها را به شهر اولین ها بدل کرده بود و خیلی چیزهای دیگر. اما بین همه ی صفاتی که تا به امروز از این شهر شنیده بودم یکی از آن ها خیلی خاص، ناب و تا حدودی غیر قابل باور  بود؛ مگر می شود شهری را بیابی که حتی یک گدا در آن پرسه نزند! همین صفت برایم جذاب شد. غیر از شور و شوق قبولی دانشگاه، مشتاق بودم سریعتر دانشگاه ها باز شود و این شهر را به چشم خودم از نزدیک ببینم،لمس کنم، وجب به وجب خیابان هایش را بگردم،کوچه هایش را قدم بزنم تا مگر گدایی بیابم و با همان شور و حال خام نوجوانی، همان یک گدا را علم کنم و مچشان را بگیرم که دیدید، آنطور که می گویید هم نیست؛ اما راستش را بخواهید گشتم،چهار سال گشتم و خیابان هایش را قدم زدم اما … حرفشان درست بود، تبریز شهری بود بدون گدا.

اما این سوال که “چگونه می شود در شهری با این جمعیت عظیم حتی یک نفر خیال گدایی به سرش نزند؟”  هنوز با من است. مطمئن هستم دلیلش غنی و متمول بودن مردمانش نیست چون هر چه باشد شهر خودم از دیرباز به همین صفات مشهور بوده؛ شاید کم و کاستی هایی داشته اما نه در آن حد که انسانی را صرفا از سر فقر به این کار وا دارد.

با وجود همه این ابهاماتی که بر سر چگونگی مدیریت این امر مهم در تبریز  برایم پیش آمده، از یک چیز اطمینان دارم و آن این است که تک تک تبریزی ها خود را در مقابل صفات نسبت داده شده به شهرشان مسوول دانسته اند. نگذاشته اند تکدی گری رونق یابد،رشد کند و اگر خیال شکل گیری هم داشته آن را در نطفه خفه کرده اند. اما این روزها که در شهر خودم قدم می زنم بیشتر برای شهر دوران دانشجویی ام دلتنگ می شوم. این روزها که غیر از تکدی گری زنان و مردان که از سالهای دور رواج داشته، شاهد این اتفاق از سمت کودکانی هستم که صبح را باید در مدرسه بگذرانند،کتاب بخوانند، با سواد شوند و آینده سبز سرزمینم باشند.

آخر چگونه می توانیم لارستانی را به بزرگی خطاب کنیم که در آن عملی به این کوچکی! روزانه در جلو چشمان تک تکمان در حال انجام است. مگر من و شما چه کم از تبریزی های غیور داریم که به بزرگ بودن صفتی که برای لار تعبیر شده است، حساسیتی نشان نمی دهیم؟ چشمانمان را روی سرنوشت این کودکان بی کتاب بسته ایم و نسبت به شیوع و گسترش این عمل وقیح بی تفاوتیم؟  نمی دانم راه حل صحیح چیست اما آن هایی که راه مقابله با تکدی گری را می دانند حتما حرفی برای گفتن دارند. حرف هایی که قطعا باعث می شود تا این عمل که مقدمه فسادهای مختلف در جامعه است به کلی ریشه کن شود .

من با همت همه ی شما به روزی که همه ی همشهریانم در رفاه و سلامت جسمی، فرهنگی و اجتماعی به سر می برند امید دارم و ایمان و لبخند و آگاهی را بر روی صورت تک تک کودکان این شهرخواهم دید.

از این نویسنده بخوانید:

مدرسه اژدهاکُشی را بکُشیم


8 نظر

  1. ناشناس گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 0

    عالی بود

  2. ناشناس گفت:

    Thumb up 2 Thumb down 0

    فعلا که کشور غر در بی تدبیری است . این هم یکی دیگر از صدها مصداق عینی …

  3. مریم عظیمی گفت:

    Thumb up 0 Thumb down 0

    درود بر شما

  4. دلاور مدیر کمیته امداد لارستان گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 1

    درود بر شما خانم مقدم که با قلمی رسا ، معضلی را گوشزد نمودید که چند سالی است درد ما نیز هست و در پی چاره ایم.در این چند ساله همه را به یاری طلبیدیم تا طرحی نو در اندازیم و شهر را از وجود چینن اقشاری که به همت شهرداری در حال زیباسازی است پاک سازیم . اینکه این افراد نیازمند هستند یا نیستند بماند که اگر نیازمند بودند ، اولین اقدامشان مراجعه به کمیته بود وطلب مدد اما درآمد هنگفتی که از گدایی حاصل آید چه نیازی به مراجعه به امداد.
    اخیرا با پیشنهاد کمیته امداد جلسه ای را در دفتر شهردار محترم شهر لار برگزار کردیم که مصوب شد در اولین گام نیروی محترم انتظامی با متکدیان خارجی و پس از آن با متکدیان داخلی برخورد نماید…
    اما آنچه مهم است نگاه مردم شریف لارستان است که عدم پاسخ به گدا را گناه میشمرند غافل از اینکه بسیاری از این گدایان درآمدی دارند که از درآمد کمک کننده بسیار بیشتر است
    امیدوارم شهرمان به رشدی برسد که همچون تبریزی که شما فرمودید همگرایی اجتماعی در آن ریشه دوانیده و دست د ر دست هم ، آرام آرام بر معضلات و مشکلات فائق آییم …
    باز هم سپاس

    • الهه مقدم گفت:

      Thumb up 0 Thumb down 0

      ممنونم از حسن نظرتون جناب آقای دلاور و سپاس ویژه بابت زحماتتون در این راستا. بله دقیقا همینطور که می فرمایید این امرتنها با همکاری تمام همشهریان نتیجه بخش خواهد بود پس بهتره حداقل به خاطر خود این کودکان که قطعا ناخواسته مجبور به انجام چنین کارهایی هستند از کمک کردن بپرهیزیم چون هر چه درآمد این کودکان بیشتر،طمع ورزی مجریان این طرح برای ادامه و گسترش تکدی گری بیشتر خواهد شد.

  5. لاری گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 0

    کافی است بیایید بازار امام خمینی و کسانی که برای گدایی می آیند را شمارش کنید…افغانی و پاکستانی و از اطراف هستند و کسی هم متاسفانه جلو آنها را نمی گیرد…کسبه بازار که اینها را می شناسنند،چیزی بهشان نمی دن،فقط مردمی که در بازار هستند متاسفانه به اینها پول می دهند،غافل از اینکه…

    نکته جالب اینکه وقتی که پولی بهشان نمی دهیم،عصبانی هم می شوند!

  6. کاوشگر گفت:

    Thumb up 1 Thumb down 0

    از ماست که بر ماست

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان