میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۱ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۱۲ ق.ظ سرویس:عناوین اصلی یک دیدگاه 464 بازدید

تقویم لارستان(۲)/ قیام مردم لارستان علیه شاه عباس صفوی و آغاز افول لارستان

تقویم لارستان(۲)/ قیام مردم لارستان علیه شاه عباس صفوی و آغاز افول لارستان

آفتاب لارستان: بخش اول تاریخ نگاری لارستان توسط مهندس «منوچهر عابدی راد» با عنوان «غروب حکومت میلادیان» بر لارستان با حمله «الله وردی خان» در سال۱۰۱۰ هجری قمری مصادف با آذر و دی ماه ۹۸۰ هجری شمسی را پیش از این در همین سایت خواندید(اینجا).

«عابدی راد» در بخش دوم تاریخ نگاری خود به قیام مردم لارستان علیه شاه عباس صفوی بین سال های ١٠١١ و ١٠١٢ هجری قمری و وضعیت لارستان در این مقطع تاریخی حساس می پردازد و درواقع به چرایی افول لارستان پس از این اتفاق تاریخی اشاره می کند.

تقویم لارستان(۲) را با قلم شیوای مهندس منوچهر عابدی راد، محقق و مورخ برجسته لارستانی در ادامه بخوانید:

***

ذی الحجه سال ١٠١١ هجری قمری است؛ اینک دو سال از حمله سپاه صفویه به لارستان و کشتار هولناک بیش از هشت هزار نفر از سپاهیان و مردم لارستان می گذرد. حمله ای که سرزمینی سوخته از خود بجا گذاشت. باغات نخیلات را نابود کرد، مزارع را به آتش کشید، اموال مردم به تاراج رفت و شهر زیر گلوله های توپ تبدیل به تلی از خاک شد. جوانان زیادی به خاک و خون کشیده شدند و مردم زیر آوار جان دادند و نهایتا امیر لار به اسارت رفت و امسال خبر کشته شدن امیر را مردم ناباورانه به گوش خود شنیدند.

سختی معیشت و فشار مالیاتی برای تضعیف هر چه بیشتر مردم با هدف مهاجرت و متروکه کردن لار و کاهش خطر قیام مردمی در دو سال پس از تصرف لارستان هنوز ادامه دارد اما ظاهرا آتش خفته در خاکستر به تدریج سرکش شده و مقاومت، چون مرغ افسانه ای ققنوس از دل آتش سر بر آورده است.

تحرکاتی حاکی از مقاومت های فردی و گروهی ظاهر می شود و امسال خرداد ماه سال٩٨٢ حال و هوای شهر دگرگون شده و مردم مترصد حرکتی و عکس العملی در مقابل ناعدالتی و فشارهای حکام سپاه غالب هستند. مردم برای شروع حرکت به بازه زمانی خرداد تا شهریور فکر کرده اند؛ از آن جهت که گرمای شدید و شرایط اقلیمی کار را برای سپاه غیر بومی مهاجم سخت تر کرده و توان و کارایی سپاه را کاهش می دهد. مورد بعدی، اینکه همه مردم آمادگی ذهنی برای یک حرکت و قیام عمومی داشته باشند و این شرایط به دلیل داغدار بودن  مردم و نابودی منازل و سرپناه تا پیش از این و در طول دو سال گذشته بعد از هجوم سپاه خصم میسر نبود اما به تدریج مردم به نوعی به خودباوری رسیده و هویت خویش را باز یافته اند و شرایط زندگی سالم و بی دغدغه و توام با احترام و منش خاص زمان امیر ابراهیم شاه را به خاطر آورده و با شرایط ظالمانه و ناعادلانه و هتک حرمت و تضییقات حاکمان فعلی و قزلباشان ناآشنا به زبان و فرهنگ و اصالت مردم مقایسه نموده و حسرت بازگشت به دوران طلایی قبل از دو سال اخیر در دل خود بارور می سازند. امروز١٨ خرداد سال٩٨٢ هجری شمسی برابر با ٢٨ ذی الحجه ۱۰۱۱ هجری قمری است.

امروز ٢٩ ذی الحجه ١٠١١ و برابر با ١٩ خرداد ٩٨٢؛ اطلاعات اولیه حاصل شده توسط خواص از مردم مبنی بر حرکت سپاه الله وردی خان از شیراز به سمت خراسان است. اینکه، سپاه قزلباش به سمت خراسان حرکت کرده و از فارس و لارستان دور شده است می تواند فرصتی بی بدیل برای یک حرکت و قیام مردمی، فارغ از هجوم سنگین سپاه قزلباش باشد.

گرمای این فصل و این ماه ها نیز می تواند کمک موثری در عدم تحرک سپاه دشمن باشد، بنابر این هماهنگی مردمی برای قیام و شورش در داخل شهر و مناطق پیرامون، علی الخصوص بستک و فرامرزان و گراش شکل گرفته است و نیروهایی مردمی از مناطق مختلف به فرماندهی «سید حمدی قتالی» به طور محرمانه به مرز شمالی لارستان اعزام و اهالی رزمنده محلی بنارویه و جویم، قلعه جبرائیل بنارویه را مخفیگاه و سنگر مقاومت جبهه شمالی قرار داده تا چنانچه سپاه دشمن اراده ورود مجدد به لارستان و سرکوب قیام مردمی لارستان را داشته باشد، جلوگیر بوده و دشمن را در آستانه ورود به لارستان زمینگیر سازند اما یک اشتباه استراتژیک همه محاسبات را نقش بر آب کرد و تمام نقشه ها را بر هم زد و آن اینکه بر خلاف اطلاعات دریافتی که معلوم می داشت سپاه قزلباش به فرماندهی الله وردی خان به سمت خراسان حرکت کرده و دستش از لارستان کوتاه شده، سپاه دشمن در ییلاقات همایجان در غرب شیراز اتراق کرده و دوران آموزش و آمادگی خود را با تمرینات نظامی در یک منطقه خوش آب و هوا و ییلاقی دنبال می کرد. این مهمترین اشتباه لاریان در برآورد زمان قیام بود.

با وجود این اشتباه و عدم آگاهی  و برآورد دقیق محیط پیرامونی و داخلی که از تدبیرات هر حرکت نظامی است، در روز بیست و نهم ذی الحجه برابر با نوزدهم خرداد ٩٨٢ هجری شمسی، قیام مردمی مردم لارستان بر علیه صفویه با کشتن قاضی عبدالحی مستوفی و از عناصر اداری صفویه در لارستان و در منطقه بستک و فرامرزان آغاز شد.

مردم بستک و فرامرزان و ایلود و روستاهای آن منطقه به فرماندهی زاهد یعقوب ایلودی و نیز همراهی حاج حسن خان، شورش و قیام را آغاز نموده و پس از پاکسازی آن سامان از نیروهای قزلباش، به سمت شهر لار حرکت نموده و در مسیر راه، مردم و عناصر رزمی به این حرکت مردمی اضافه شده و جمعیت عظیمی چون سیلی خروشان به سوی لار در حرکت است و به پشتوانه آمادگی مردم در لار و نیز تدارک نیرو به فرماندهی سید حمدی قتالی در مرز شمالی و حضور رزمندگان گراشی به فرماندهی احمد خان برادر امیر ابراهیم شاه در قلعه گراش و حفاظت از جبهه غربی توسط قلعه کوتوالی گراش، این قیام عظیم صورت عملی به خود گرفت.

امروز سه شنبه  اول محرم ١٠١٢ هجری قمری و برابر با بیست و یکم خرداد ماه ٩٨٢ هجری شمسی است؛ بایرام بیگ داروغه قزلباش شهر لار از کشته شدن قاضی عبدالحی مطلع شده و بخشی از نیروهای مسلح تحت امر خود را برای مقابله با قیام فرامرزان و بستک و جلوگیری از حرکت آنها به سمت لار، به طرف بستک حرکت می دهد و مردم لار که منتظر این جریان و بویژه خروج قزلباش بودند کار را تمام کرده و قلعه اژدها پیکر و بقیه مراکز نظامی و اداری را متصرف  شده و مامورین حکومت صفویه را به قتل می رسانند. از آن سو بایرام بیگ، داروغه لار در مواجهه با رزمندگان بستکی و فرامرزی و ایلودی شکست سختی متحمل و نیروهای تحت امرش به هلاکت رسیده و خودش نیز متواری شده و چون لار نیز با قیام مردمی فتح شده، ناچارا به سمت شیراز متواری شده و خود را به جویم می رساند.

شرح مبسوط این قیام برابر سند موجود در تاریخ عباسی ص ٢٤١ تا ٢٤٣ به شرح زیر ثبت و ضبط شده است:

محرم این سال (١٠١٢هجری قمری) الله وردی خان متوجه ییلاق حومایجان (هومایجان) شد. قبل از موسم، جمعیت لاریان به گمان آنکه خان متوجه خراسان می شود رنود و اوباش آن مرز و بوم جمعیت نموده، به سرداری زاهد یعقوب و حاجی حسن با جماعت خود ایلودی و فرامرزی هم داستان شده. در این وقت قاضی عبدالحی در میان ایلودی و فرامرزی به بازدید اشتغال داشت و افسانه یساق رفتن خان به جانب خراسان شیوعی تمام به هم رسانید. این جمع در قتل قاضی مذکور هم داستان شدند و وقت ظهر که قاضی مذکور به تنقیح محاسبات مشغول بوده بر سر او ریختند و مشارالیه را به قتل رسانیدند و اموال او را غارت نموده، متوجه لار شدند.

امروز چهارشنبه دوم محرم سال ١٠١٢ و مطابق با بیست و دوم خرداد ماه سال٩٨٢ هجری شمسی است؛ امروز از صبح علی الطلوع کار تدارکات امکانات و تجهیزات لازم در برابر  حمله احتمالی سپاه قزلباش در حال فراهم سازی است. مردم پس از دو سال حکومت جور و جفای قزلباش، دیروز و امروز احساس آزادی می کنند. همه مردم دارای روحیه و انرژی زاید الوصفی شده و به خیابان ها ریخته و منتظر حضور نیروهای رزمنده از اقصی نقاط لارستان هستند. از همان دیروز زن و مرد و بزرگ و کوچک و ثروتمند و مستمند، همه و همه دست در دست هم داده و کار بازسازی حصار شهر و قلعه را بهتر از گذشته شروع کرده اند. امروز عصر سواران بستکی، فرامرزی و ایلودی و سایر مناطق به شهر وارد می شوند و شهر آماده استقبال از سپاهیان جان بر کف و حافظان لارستان خواهد بود.

به محض ورود نیروهای رزمنده به لار مشورت لازم صورت گرفته و نتیجه این می شود: که بایستی نظام حکومتی و مدیریتی زمان ابراهیم شاه مجددا احیا و برقرار شود و بدین منظور تعدادی مامور می شوند تا از امیر خورشید که از اقربای امیران لار است درخواست شود که از محل اختفا به لار بازگشته و زعامت و سروری لارستان را بپذیرد. امیرخورشید نیز با قبول این مسئولیت آماده حضور در لار می شود.

امروز پنجشنبه دوم محرم و بیست و دوم خرداد ماه است. مردم از اول صبح منتظر قدوم امیر خویش هستند. برای مردم یکبار دیگر خاطره امیر ابراهیم شاه فقید، زنده می شود. امیری که سرآمد خواص در ادبیات و شعر و موسیقی و به همه علوم رایج مسلط و مردم دار و دلسوز مردم بود. اینک امیر خورشید نیز همان خاطرات خوش را تداعی می کند…

به محض ورود، حلقه های محبت شکل می گیرد و اما بایستی نظام اداری لازم مجدد پایه ریزی شود. بلافاصله به رسم معهود، همه مردم قسامه همراهی با امیر را زمزمه کرده و خطبه بنام امیر خورشید خوانده و سکه بنام امیر ضرب کرده و نظام اداری و حاکمیتی را با تعیین زاهد یعقوب به عنوان وزیر تکمیل کردند و بدون فوت وقت احکامی به مناطق فرستادند و طلب آذوقه و لشکری نمودند…

شرح مبسوط این واقعه در تاریخ عباسی و توسط مورخ شاه عباس و در ذیل واقعه سال١٠١٢ هجری قمری و به عنوان «اما برخی از حالات لار» اینگونه شرح داده شده است:

چون حقیقت این حال (قیام مردمی بستک و فرامرزان و کشته شدن مستوفی و قاضی عبدالحی) به بیرام بیگ داروغه لار رسید با قلیلی از ملازمان به استقبال آن جماعت شتافت و کثرت باعث عدم مقاومت و بی ثباتی او شده، بعد از قتل چند نقر از ملازمانش،گریخته خود را به جویم رسانید. مردم لار به استقبال مردم ایلود و فرامرزی بیرون آمدند و لوای مخالفت را مرتفع ساخته؛ کس به طلب امیر خورشید که از اقربای خوانین لار می بود، فرستادند و او را به لار آوردند. با برادرش خود امیر و حاکم ساختند و سکه زدند و خطبه به نام امیرخورشید خواندند و زاهد یعقوب ایلودی را که در شیطنت ثانی اثنین ابلیس بود وزیر نمودند و احکام به جوانب فرستادند و طلب لشکری و آذوقه نمودند.

امروز جمعه سوم محرم برابر با بیست و سوم خرداد ماه ٩٨٢ هجری شمسی است؛ ظرف سه روز تلاش مردمی، بیش از نیمی از دیوار قلعه بازسازی شده است. ظاهرا گرمای شدید اواخر خرداد ماه برای مردمی که دل در گرو آزادی دارند مانعی برای تلاش شبانه روزی تلقی نمی شود. مردم همه متحد و یکپارچه مصمم به نجات لارستان و خروج از سلطه قزلباش هستند اما از آن سو بیرام بیگ داروغه معزول و فراری لار، خود را به غلامان در جویم رسانده و چند نفر را به رسم رسالت برای رساندن خبر قیام لار به الله وردی خان به آن صوب اعزام داشته است.

امروز پنجشنبه نهم محرم و شب عاشورا برابر با بیست و نهم خرداد است؛ مردم پس از قریب ده روز تلاش شبانه روزی بلاخره کار بازسازی حصار قلعه اژدها پیکر و دیوار شهر را به پایان رسانده و فعالیت برای تکمیل مواضع و جان پناه های شهری ادامه دارد اما امروز صبح اخبار لار به همایجان، جایی که الله وردی خان و لشکرش آنجا اتراق کرده بودند رسید.

الله وردی خان آشفته شده و تمامی دست آورد دو سال قبل خود در سرنگونی سلسله میلادیان لارستان را که موجب رضایت ولی نعمتش شاه عباس می داند، از دست رفته می بیند و اصلا تحمل لحظه و درنگی در خود نمی داند و فی الفور دستور حرکت تمام سپاه و لشکر به سوی لارستان را صادر می کند طوری که عصر همان روز کل سپاه به قبله دعا در جنوب شیراز می رسد.

خان از سر عجله و تعجیل و برای دسترسی فوری به لارستان و جلوگیری از قدرتمند شدن لاریان  و نیز جلوگیری از عِده و عُده سپاه لارستان، دنبال راهکاری به جز حرکت سپاه سنگین با ساز و برگ که با سرعتی کم حرکت دارد بوده و بنابراین سپاهی محدود و چابک را که سرعتی بیشتر دارد انتخاب می کند. بدین منظور سردار بیگ وردی بیگ که در دو سال پیش در رکاب بود و در جریان فتح لار کوشش وافری از خود نشان داده و تجربه کافی از شگرد و فنون جنگی لاریان داشت، برگزیده و با جمع کثیری از چابک سواران کارآزموده و بمنظور جلوگیری از قدرتگیری جماعت لاری، به لارستان اعزام می دارد. سپاه دوم نیز به فرماندهی امامقلی خان فرزندش که فی الحال حاکم لارستان است به پشتیبانی سپاه اول اعزام داشته و سپاه سنگین تحت فرماندهی خودش که سرعت کمتری به دلیل حجم نفرات و تجهیزات سنگین همراه داشت نیز در پس آنها به طرف صوب لارستان روانه می دارد.

در سند تاریخی مکتوب ملاجلال منجم یزدی مورخ شاه عباس در موضوع اطلاع حاصل نمودن الله وردی خان از اخبار لارستان و حرکت سپاه قزلباش چنین شرح داده شده است:

تاریخ عباسی ص٢٤٢… (و مردم لار) شروع به تعمیر قلعه نمودند و در عرض دوازده روز کوچک و بزرگ و وضیع و شریف کار قلعه را بهتر از اول به اتمام رسانیدند. در شب عاشورا، محرم این خبر به حضرت خان رسید. در ساعت به احضار لشکر کوشیدند و صاحبش به مراسم تعزیت امام حسین(ع) اشتغال نموده و از ییلاق حمایجان (همایجان) کوچ نمودند. عصری به قبله دعای شیراز فرود آمدند و داخل شهر نشدند و بر سبیل استعجال جمعی ملازمان را به سرداری بیگ وردی بیگ روانه لار ساختند که مانع جمع نمودن آذوقه شوند. متعاقب آن امام قلی خان حاکم لار را با لشکر بسیار ارسال نمودند و خود بر اثر ایشان متوجه لار شدند و بیگ وردی بیگ در عرض سه روز خود را به جویم لار رسانید و غلامان که داروغه گرمسیرات بودند، در جویم به بیگ وردی بیگ ملحق شدند و بایرام بیگ داروغه لار که گریخته به آنجا آمده بود، روانه لار شد.

امروز دوازدهم محرم سال١٠١٢ و برابر با یکم تیرماه ٩٨٢ هجری شمسی است؛ نیروهای قزلباش به فرماندهی بیگ وردی بیگ که مرکب از ورزیده ترین سپاه قزلباش هستند در قلعه سعادت آباد جویم مستقر می شوند و مشورت های لازم در خصوص موقعیت، تعداد و توان رزمی سپاه لارستان که در قلعه جبرائیل بنارویه استقرار دارند بعمل می آید و تصمیمات لازم برای نحوه شبیخون در  بامداد روز بعد پیش بینی می شود.

امروز دوشنبه سیزدهم محرم و دوم تیرماه است؛ در نیمه های شب سپاه قزلباش با رعایت اصل غافلگیری به نیروهای لارستان که تحت فرماندهی سید حمدی قتالی هستند شبیخون می زند اما نیروهای لارستان آمادگی مقابله داشته و از تحرکات و نقشه دشمن با خبر هستند.

مشکل اصلی کمی نفرات نیروی تحت امر سید حمدی است که در هجوم اول، فوج سنگین نفرات قزلباش تحت فرماندهی بیگ وردی بیگ را با تلفات سنگین عقب رانده ولی با روشن شدن هوا قلت نفرات و مشخص شدن مواضع نیروهای لارستان از یکسو و جمعیت زیاد سپاه قزلباش و توان نیروهای ورزیده آنها، معادله را تغییر داده و در همان صبح جدال، نیروهای لارستان که از تعداد زیاد و قدرت نیروهای قزلباش مطلع می گردند ناچارا به سمت ارتفاعات عقب نشینی کرده اما سپاه خصم با برتری نفرات آنها را تعقیب و توان این تعداد نیروی کم در مقابل فوج عظیم نیروهای کارآزموده قزلباش تحلیل رفته و عاقبت شکست بر نیروهای لارستان افتاده و همه نیروها کشته شده و مرز شمالی لارستان برای عبور لشکر قزلباش پاکسازی می شود و فردای آن روز یعنی سه شنبه سوم تیرماه سپاه دوم به فرماندهی امامقلی خان حاکم لارستان با فراغت خاطر وارد منطقه می شود.

ملا جلال منجم در تاریخ عباسی این واقعه را اینگونه ثبت و ضبط کرده است:

(نیروهای تحت امر بیگ وردی بیگ) در بنارویه به سید حمدی قتالی که به ضبط شوارع قیام داشت با جمعی کثیر از لاریان اتفاق افتاد. از اول تا وقت ظهر غبار جدال مرتفع بود. بلاخره شکست بر لاریان افتاد، منهزم گردیدند و پناه به کوه بردند و غازیان تا قله کوه تعاقب نمودنده. سید حمدی را با لاری بسیار به قتل آوردند و رووس آن جماعت را به خدمت حضرت خان فرستادند و شرح حال نوشتند و مقارن این احوال امام قلی خان رسید و با بیگ وردی بیگ متوجه لار شدند.

امروز پنجشنبه پنجم تیرماه و برابر با شانزدهم محرم است؛ امروز دو سپاه اول و دوم قزلباش بهم ملحق شده و تحت فرماندهی واحد و قیادت امام قلی خان، حاکم گرجی لارستان به نزدیکی حصار شهر رسیده و با مقاومت جزئی روبرو شده و پس از قلع و قمع نیروهای محدود حفاظتی شهر، وارد شهر شده و با سرکوب مقاومت های محدود، خود را به پای حصار قلعه اژدها پیکر می رساند.

مردم از دیدن سپاه عظیم قزلباش به شدت سرخورده شده و به خانه ها پناه می برند چرا که پیش از این به تصور اینکه سپاه اصلی قزلباش به صوب خراسان ایلغار کرده، به هیچ وجه منتظر حضور این تعداد نفرات قزلباش نبودند.

امروز متوجه اشتباه عظیم خود شده اند ولی خیلی دیر شده بود. اینکه نیروهای محافظ جبهه شمالی نیز در مواجهه با این سپاه نتوانسته مقاومت چندانی نماید بر ترس دهشتناک مردم افزوده  می گردد. به هر حال سپاه سنگین قزلباش به راحتی از کوچه های شهر عبور کرده و مقاومت های ناچیز را در هم شکسته و خود را به سیبه می رساند و محاصره قلعه اژدها پیکر آغاز می شود.

بیش از سه هزار نیروی رزمنده به فرماندهی حاجی حسن خان ایلودی و زاهد یعقوب در قلعه اژدها پیکر در محاصره هستند که با تکمیل محاصره نیروهای داخل قلعه بدون فوت وقت بر سر نیروهای محاصره کننده ریخته و جمع کثیری از قزلباش را به هلاکت می رسانند. در فردای آن روز یعنی در ششم تیرماه هم لاریان با شگرد خاص خود با خروج از راه های مخفی، خسارت سنگینی بر نیروهای امام قلی خان وارد می آورند.

موقعیت سوق الجیشی قلعه اژدهاپیکر به گونه ای است که امکان دسترسی به آن غیر ممکن بوده و محاصره کنندگان بایستی تحمل کنند که آب و آذوقه قلعه تمام شده و اهل قلعه تن به تسلیم دهند.

برآورد محاصره کنندگان، با توجه به گرمای تیرماه و قلت آب موجود در قلعه این است که محاصره شدگان، ظرف چند روز از پا در می آیند اما  اهل قلعه دسترسی به راه های مخفی قلعه دارند و نیازهای خود را توسط این معابر تامین می کنند. از آن طرف منتظر نیروهای گردآوری شده از اطراف و اکناف لارستان هستند که قرار است وارد لار شوند.

امروز دهم تیرماه است؛ هر روزه کمانداران از داخل قلعه و نیز نیروهای قلعه با خروج از قلعه نفرات زیادی از قزلباش را به هلاکت رسانده و مجددا به قلعه باز می گردند و این شیوه و شگرد جنگی، سپاه قزلباش را سخت به زحمت انداخته است تا اینکه آداب جنگ لاریان، برای سپاه قزلباش مشخص شد و جاسوس لاریان نیز دستگیر گردید و اسرار لاریان فاش شد.

ملاجلال منجم مورخ مخصوص شاه عباس شرح مبسوطی از واقعه را ثبت و ضبط کرده است. ملا جلال منجم می نویسد:

(سپاه قزلباش) به محاصره قلعه و پیش بردن سیبه مشغول شدند و هر روزه اهل قلعه (اژدها پیکر) به سیبه می ریختند و چند مرتبه غلبه لاریان بود و چون آداب جنگ لاریان مشخص غازیان شد، دیگر لاریان کمر نبستند و هر روزه بسیاری از لاریان کشته می شدند و از مستحسنات زمان آنکه جاسوسی را گرفتند که به قلعه می رفت. بعد از زجر و آزار بسیار گفت که در تنگ فاسکن جمع کثیر از هر طرف جمع شده اراده آن دارند که دستبرد به غازیان نماید و به قلعه داخل شوند و کمک اهل قلعه باشند و امام قلی خان جمعی را به سرداری شاه وردی بیگ و امیر کمال بر نقاد به دفع آن جماعت فرستادند.

صبحی بر سر آن جماعت غافل ریختند و بسیاری علف تیغ غازیان گردیده برخی از آنها اسیر نموده به اردو آوردند و این فتح باعث تزلزل لاریان شد و هم در این روز غازیان هجوم آورده از جمیع جوانب نردبان ها گذاشته، داخل قلعه شدند و محمد مظفر ایلودی و محمد بیگ بلخی با دو سه نفر دیگر از بیم قتل خود مفتنان را، یعنی حاجی حسن ایلودی که سردار آن لشکر بود و آتش این فتنه از پیش او شعله کش شده بود سر بریده به خدمت امام قلی خان آوردند و قریب به دو هزار کس کشته شدند و نظر علی بیگ صارم بیگ لر را داروغه لار نمودند و مراجعت فرمودند.

امروز پنجشنبه دوازدهم تیرماه برابر با بیست سوم محرم است؛ سپاه قزلباش برای سرکوب این قیام هزینه های سنگینی را متحمل شد و ضربه سختی بر نیروهای انسانی و ادواتش وارد آمد. صدها کشته از هزینه های سنگین سپاه شاهی بود و اگر آن جاسوس لاری دستگیر نمی شد و تحت شکنجه های سنگین چگین های صفویه مُقر نمی آمد و اعتراف نمی کرد و سپاه جمع آوری و تجهیز شده لارستان به لار می رسیدند مشخص نبود صحنه نبرد با پیروزی قزلباش صفویه به پایان می رسید اما به هر حال ختم این قیام با سرکوبی مردم لارستان و کشتار نیروهای رزمی شورشگر و با تلفات سه تا پنج هزار نفره و قتل تمام عناصر موثر سیاسی و اجتماعی لارستان و تبعید تمامی نیروهای مشکوک از لاریان به پایان آمد.

اینک صفویه به مردم این سامان به چشم عهد شکنانی غیر قابل اعتماد نگاه می کند و راهی جز رویه سخت گیرانه بر این مردم پیش رو ندارد. در این رابطه نصرالله فلسفی صاحب کتاب وزین  زندگی شاه عباس اول ج ٣، ص١٨٧ می نویسد:

یکی از معاصرین شاه عباس می نویسد که او (شاه عباس) چون به مردم لار اعتماد و اطمینان نداشت، پس از تسخیر آن ولایت به ماموران خود دستور داد که بر ایشان سخت گیری کنند و از سرمایه داران آن قوم مالیات های بیشتری بگیرند تا همیشه ضعیف باشند و به فکر تجدید حکومت نباشند. به همین سبب مردم لار از حکومت قزلباش بیزار بودند.

حکومت سختگیرانه نظامی برای متواری کردن مردم و متروکه سازی شهر لار به شدت ادامه دارد. یک جهانگرد پرتقالی به نام نیکولا دوارتا بلا در سال ۱۶۰۶ میلادی یعنی دو سال پس از سرکوب قیام مردم لارستان بر علیه صفویه، از لار بازدید و اوضاع عمومی شهر لار را اینگونه توصیف می کند:

لار یکی از باشکوهترین و ثروتمندترین شهرهای پارس است. لاری [larins] پولی که هم در هند و هم در پارس رایج است، نام خود را از شهر لار گرفته است… در واقع نخستین سکه های لاری از لار آمد و این شهر نخستین شهری بود که این سکه ها آن جا ضرب شد…

لار به مدت نهصد سال، یعنی تا سال١٦٠٢ میلادی، پایتخت سرزمین پادشاهی بوده است. در سال١٦٠٢ میلادی الله وردی خان، دریا سالار (سپهسالار) صوفی بزرگ (شاه عباس)، این شهر را ویران و حاکمش ابراهیم شاه را کشت، شهر لار را ویران و ضمیمه پادشاهی پارس کرد.

دژهای این شهر با خاک یکسان شده و پنج هزار مسلمان بدون جنگ و خونریزی از دم شمشیر گذشتند. (در لار) قلعه بسیار محکمی است که بر ستیغ کوهی واقع و مشرف به تمام شهر است. این قلعه (اژدها پیکر) دارای بیش از نیم فرسخ برج و بیست و هشت دژ است که سربازان به نوبت در درون آنها تمام شب را نگهبانی می دهند. آنها فریاد می کشند و یکدیگر را از دژی به دژی دیگر صدا می زنند برای آنکه به خواب نروند. پادگان مشتمل بر چهارصد سرباز است که اجازه خروج ندارند و حتی فرمانده آنان نیز به خاطر خیانتی (قیام سال ١٦٠٤ برابر با ١٠١٢ هجری قمری) که مردم این سرزمین نسبت به او کرده اند، حق خروج ندارند. سربازان در درون پادگان نیز نمی توانند به جایی روند. اهالی شهر حق ندارند، سلاح به دست گیرند. در شهر هیچ برج و بارو و خاکریزی نیست و… اینها شرایط سخت گیرانه و تدابیر امنیتی و نظامی است که دو سال پس از قیام مردمی لارستان کماکان ادامه دارد.

این سیاح پرتقالی در صفحات دیگر سفرنامه اش می نویسد:

ممکن نبود که در شب  به شهر (لار) در آئیم، زیرا شب فرا رسیده بود و داخل و خارج شدن از شهر تنها در طول روز مجاز بود. هرگونه تخلفی به شدت مجازات می شد و چهل سرباز، شب نگهبانی می دادند. با این توصیف شرایط زیستی در لار تحت فشارهای نظامی و امنیتی بسیار سخت و شکننده بوده و مهاجرت مردم در این شرایط امری طبیعی و مورد نظر حکام بوده است. ما این مطلب را از وضعیت شهر لار در بیست سال بعد و در مطالب مکتوب در سفرنامه یان اسمیت سفیر هلند که در سال١٦٢٦ میلادی برابر با  ١٠٣٦ قمری یعنی بیست و پنج سال پس از سقوط شاه ابراهیم لاری را می توانیم بیشتر درک کنیم.

در این سفرنامه یان اسمیت می نویسد: …این پادشاهان (پادشاهان میلادی لار) متوالیا تا بیست و پنج سال پیش بر این سرزمین حکومت می کردند، تا آنکه شاه عباس حکومت آنها را منقرض کرد و سلسله پادشاهی لار به پایان رسید و عده زیادی از اهالی این شهر به علت کمبود امکانات تجارتی و وجود مالیات های سنگین، از آنجا مهاجرت کرده اند…

طبق گزارش سفرنامه ها بر مبنای فشارهای امنیتی برای متروکه ساختن شهر لار و افول قدرت لارستان، شهر پررونقی که در زمان امیران میلادی دارای ده هزار خانه و جمعیتی بیش از بیست و پنج تا سی و پنج هزار نفر بود در سال ١٦٣٨ یعنی سی و شش سال پس از تصرف لار توسط صفویه بنا به گزارش ژوهان ماندسلو تنها  دارای چهار هزار خانه  و در سال ١٦٧٤ میلادی یعنی حدود هفتاد سال پس از سقوط سلسله امیران میلادی لارستان و بنا به سفرنامه شاردن فرانسوی، لار تنها دارای دو هزار خانه بود و به نظر می رسد برنامه ها و مدیریت امنیتی مالیاتی صفویه برای اضمحلال توان لار و لارستان بسیار دقیق و موثر واقع شده و دیگر توانی برای مقاومت و حرکات ایذائی در مردم این سرزمین وجود نداشته و هدف گذاری سیاسی برای ساخت فکری مورد نظر، به شکل جمعیتی، زبون و تسلیم و گوش به فرمان به جای مردمی شورشگر و با پیشینه افتخار آفرین، فراهم آمده است.


1 نظر

  1. س راضی گفت:

    0

    0

    سلام
    ممنون از استاد

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان