میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در20 آگوست 2020 ساعت 4:49 ق.ظ سرویس:مطلب شما 4 دیدگاه 379 بازدید

تَرکِ فکر



 

تَرکِ فکر

فاطمه محسن پور:‌ پیش از این هرانسانی مغزپراکنی کرده و باور دیگران را قلقلک داده و در خویش یا فارغ از خویش به آن پرداخته است. پس از خداوند منان، مرگ، پربحث ترین مبحث فیلسوفانه ی موّاج است. و هرکس درباره ی آن تزپراکنی کرده است.

فوکو می گوید شیرینی مرگ، هنگامی که کسی به دارآویخته می شود غیرقابل توصیف است و درجان کندنی که بعد از کنار رفتن چهار پایه باشد لذتی باورنکردنی تجربه خواهد شد و امثال فیثاغورث خود را تناسخ چندم از فلان بخت برگشته ی دیگری می دانسته اند و اینان به تناسخی محض، وحشیانه پافشاری کرده اند. برخی برای آرامش دیگران مرگ را یک پایان مطلق دانسته و حتی به بقای روح نیز اعتقادی نداشتند. اما معادباوران بدن را تام و تمام ضروری دانسته و انسان را فقط یک نفس که از بدن استفاده کند نمی دانستند.

فکر یک عملکرد است که سلسله مراتب دارد و سلسله مراتبش برطبق قوانین فیزیک است. انسان به طور کلی در تمام طول زندگی اش در جابه جاییِ یکی از این چهار کارکَردِ مراقبه، معاشقه، معامله و خواب است و فکر در ایجاد این چهار کارکرد، بنیادِ متفاوتی دارد. اما به طور کلی همانطور که صدا جسم است و حضور فیزیکی دارد. فکر نیز جسم است و حضور فیزیکی دارد. در مرگ یا به عبارتی ترک جهان فیزیکی، ما هرچیز فیزیکی را ترک می کنیم. ازاکسیژن گرفته تا تمام جهاز بدن رو به خاموشی می روند. و آن چیز که ترک گفتنش دشوار است، وقتی ست که انسان مجبور می شود چون دارد می میرد دست از هرگونه فکر کردن بردارد.

فکرِ ما، تمام طول زندگی مان را فتح می کند و حتی در برابر شکست ها و رویدادهای ناکام زندگی مان نیز فاتحانه فکر می کنیم. و رنج ها و دردهایمان در فکرمان می غلطند. و ما پس از فکر کردن، رنج و درد می کشیم. و این فکر است که دستور می دهد بخندیم یا ناله کنیم. و این فکر است که حالمان را خوب یا بد می کند.

وقتی کسی را بی هوش می کنند یعنی فکرِ زمان حال او را خاموش می کنند اما قوانین فیزیکِ فکر، در گستردگی خود که شامل فکر به خاطرات گذشته یا ضمیر ناخودآگاه می شود به فعالیت خود ادامه می دهد. اساسا فلسفه ی دارو، سرکوبگری است و نام فلسفی دارو، سرکوبگر است و نوعی از آن هوشیاری را سرکوب می کند که پیش از برخی از اعمال جراحی، واجب است که استفاده شود. برای مثال کلروفوم که سمی است اما اشتعال زا نیست. ( با فرمول مولکولی شبیه متان اگر به جای ۳ هیدروژنش، کلر بگذارید)

این ماده سرکوبگر فکر است. فکری که متعلق به زمان حال باشد. اما قوانین فیزیک ناخودآگاه هنوز فتق هرگونه ای از فکر که در گذشته ضبط شده اند را رتق می کنند. اما مرگ چیز دیگری است. مرگ، ترکِ تمام فکر است. چه فکر زمان حال و چه فکر به گذشته ای که ممکن است تحت کنترل ما نباشد و چه فکر به زمان آینده ای که هنوز نیامده است.

ابتدا ببینیم ناخودآگاه چیست؟

آیا ناخودآگاه حاصل از تمام تجربه های دیداری و شنیداری و لامسه ای مان بعد از تولد است؟ و یا حتی برطبق چهار ماتریس هولوتراپی، انسان:« ۱- در رحم پیش از زایمان  ۲- درحین زایمان ۳- درحین عبور از مجرای تولد ۴- دقیقا پس از تولد.» نیز در ذهن خویش درحال ثبت تجربه است؟

اما وقتی همه چیز برپایه قوانین ریاضی و فیزیک است پس ناخودآگاه هم براساس یک دستورالعمل عددی است. پس مرگ که دستورالعمل سرکوب هرچیزی است، تمام فکر را از بین می برد. و این یادداشت رو به سوی این تفکر دارد که ازبین رفتن تواناییِ تفکر زجرآورترین فرایند درطول شکل گیری مرگ است.

درهنگام خواب، دی ام تی به اندازه ی یک لیوان آب منتشر می شود و به هنگام مرگ این مقدار به اندازه ی اقیانوس آرام است و آن هشت ثانیه ای که بدن هیچ احساسی نمی کند و درهنگامی که تونل نور بوجود می آید و گونه ای شناوری از آگاهی دست می دهد همه اش در کاستن درد مرگ موثر است. و آن که خودش را دار می زند (که میشل فوکو اعتقاد داشت یک مرگ شیرین و لذتی باورنکردی در مرگی است که با طناب دار صورت می گیرد) و آن که بدنش در زیر ماشین قطعه قطعه می شود و آن که از نبود اکسیژن و در اثر خفگی می میرد با دی ام تی رنجش کاسته می شود و به طور کلی هیچ احساس دردی نمی کند.

اما آیا دی ام تی در سرکوب زجری که از ترک فکر حاصل می شود نیز موثر است؟ وآیا زجرِ ترکِ تفکر، بردردِ ناشی از ناتوانی عملکرد تمام دیگر اجزای بدن غلبه می کند؟

در لحظه ی قطع شدنِ فکر، آخرین فکری که انسان بدان دست می یازد آگاهی از ناتوانی در فکر کردن یا عبارتی آگاهی از مرگ است. و این یعنی انسان پیش از اینکه کاملا توانایی فکر کردنش را از دست بدهد لحظه ای فکر می کند که دیگر قادر نخواهد بود فکر کند و همه چیز در شُرُفِ پایان است. و آیا دی ام تی دقیقا پس از آخرین موفقیت انسان در فکر کردن آغاز می شود؟ چه کس می داند؟

انسانی که دقیقا پیش از مرگ در می یابد که پس از این دیگر به هیچ عنوان هیچگاه فکر نخواهد کرد آیا پیش از انتشار دی ام تی لحظه ای وحشت زده می شود؟ آیا وحشت در مقابل این حقیقت که دیگر هیچ گاه هیچ فکری به ما دست نخواهد داد اصلا اهمیتی دارد؟

آیا بدنی که در شُرُف ترکِ فکر است، احساسات را نیز ترک خواهد کرد؟

این قطعه یادداشت کوچکی براساس تحلیل خودم است و کپی از هیچ گونه ی نوشتاری با هیچ عنوانِ مشترکی نیست.

تحلیل اینجانب این است، که ترکِ فکر زجرآورترین مرحله ی مرگ است. و انسانی که دارد می میرد و درمی یابد که رفته رفته اندیشیدن در او سُست می شود به هیچ گونه ای از احساسات و به هیچ کس و به هیچ چیز، توجه نخواهد کرد. او آن لحظه در می یابد که دیگر نمی تواند بیاندیشد و فقط به خودِ فکر، فکر خواهد کرد. او پیش از اینکه توانایی تفکر را از دست بدهد، به اینکه در فکر کردن ناتوان خواهد شد، فکر خواهد کرد. پس از آن دی ام تی در او فعال و او همه ی مطلق یعنی همه به معنای مطلق را تجربه خواهد کرد پس ازآن همه چیز خاموش و دیگر هیچ را یعنی هیچ به معنای مطلق را تجربه خواهد کرد.

از این نویسنده بخوانید:

ریشخند به دلقک های دانشمند!

من در یک بازآیی ابدی!

«میان ستاره ای» تصویر یک واقعیت حیرت انگیز

فروپاشی حقیقت با ضرب نیرنگ

در میانه بودن و نبودن!

وقتی همه می توانیم «جوکر» باشیم

پوستینی بر نمایش کودک!


4 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    همچین مطلبی نیاز به ذکر منابع داره
    نمیشه همچین ادعاهایی بدون منبع اعلام بشه، داستان که نیست بدون منبع قابل پذیرش باشه

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      شما هر دانشمند و هرعالمی که نام ببرید از دانش دانشمند پیشینش یادگرفته است . همین سیر را بگیرید و تا عقب بروید و تا قبل از میلاد مسیح و اولین پیامبران پیش بروید خواهید دید در حقیقت هیچ منبع و ماخذی وجود ندارد. همه چیز بر اساس تفکر بشر است.

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    نوشته بسیار بی نظیری هست از نظر بنده
    کپی برداری کار راحتیه
    همین که به این اندازه با ظرافت فکوس داشته اید بر این مطلب گویای تفکر فعال شماست و هنر نمایی شما در بیان دیدگاه های جدید در باب این موضوع
    ارزوی موفقیت

  3. حق پرست گفت:

    0

    0

    من گمان می کنم اگر در کنار نام نویسنده هر مقاله در یک سطر شخصیت علمی و تخصصی او را نیز توضیح دهید مطلب ارسالی پذیرفتنی تر خواهد بود. من باید بدانم تخصص فرد ارسال کننده چیست تا به آن اهمیت دهم. در همه مجلات و روزنامه های خبری دنیا نام هر شخص که برده میشود بلافاصله سمت و عنوان تخصصی او نیز نوشته میشود حتی اگر در یک مطلبی چند بار نام وی تکرار شود باز هم چند بار عنوان وی ذکر میشود.
    متشکرم

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان