میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در22 می 2015 ساعت 4:12 ب.ظ سرویس:مطلب شما 7 دیدگاه 3,587 بازدید

جاودانگی، آرزوی دیرین بشریت

جاودانگی، آرزوی دیرین بشریت

Untitled-1-copyاسد زهره وند: از روزگاران بسیار دور بشر در آرزوی زندگی جاودان بوده است. بازتاب این آرزو را می توان در سراسر تاریخ ببینیم. پس از مطالعه کتاب «یی چینگ» که نگارش آن به نام کنفوسیوس است دانستم که از دوران باستان آدمیان دگرگونی های جهان پیرامونشان را زیر نظر داشتند و این امر را دریافته بودند که همه جهان دم به دم و همواره و پیوسته دگرگون می شود در این میان خود انسان نیز ناچار است که به این قانون و قرارداد بنیادین جهان گردن نهد. انسان نیز از این دگرگونی بر کنار نیست و پس از پشت سر نهادن زندگی در این گیتی باید  تن به مرگ سپارد و بمیرد.

از این رو برای رهایی از نیستی و نابودی تلاش کرد که با نگهداری از کالبد خاکی خود با روش هایی که در هر کشوری با دیگر سرزمین ها تفاوت داشت و ما امروز آنرا به نام مومیایی کردن مردگان می شناسیم به اين تمايل جاوداندگي پاسخ دهد.

1

کالبد شهبانو «حَتشِپسوت» ، فرعون مصر بیرون از پوشش مومیایی

مومیایی سرخپوستان «اینکا» به گونه نشسته همراه با سردیسی که در کنار آن می بینید تا انسان درگذشته را همانند زندگان نشان دهد. امپراتوری اینکا کشورهای پرو، بولیوی، اکوآدور و شیلی را در بر می گرفت.

2

در چین مومیایی زنی از خاندان مینگ یافت شد

3

در اسطوره «گیلگمش»، کهن ترین اسطوره نوشته شده تاریخ بشر می بینیم که بزرگ ترن دلمشغولی قهرمان اسطوره، گیلگمش، پس از اینکه مرگ دوستش، «اِنکیدو» را می بیند، دست یافتن به بی مرگی و زندگی جاوید است و در پی رسیدن به آن سختی های فراوانی را بر خود هموار می سازد و سر آنجام نیز بدان دست نمی یابد.

در اسطوره  یونانی «هِرکول» یا «هراکلس» قهرمان داستان برای رسیدن به جاودانگی، دشواریهای بسیاری را بر می تابد و پس از اینکه می داند تنها کسی که از جای سیب های جاودانگی آگاهی دارد، «آتلانت» یا «اَطلس» است ایزدی که کره زمین را بر دوش دارد و هرکول به جای او بار سنگین زمین را بر دوش را خود می نهد تا  اَطلس برود و سیب های جاودانگی را برایش بیاورد. در پایان نیز باید هرکول به یکی از خدایان تبديل می شد، تا جاودان گردد چرا که آدمیان هیچ گاه نامیرا نمی شدند و شانس دیگر هرکول این بود که فرزند پیوند پنهانی خدای خدایان، «زِئوس» و مادرش بود.

در تاریخ چین با امپراتوری که دیوار بزرگ را بنیاد نهاد، آشنا می شویم: امپراتور «ژانگ چِین شی هوانگ دی». چم واژه (معنی) نام او این است: «ایزدی که روشنایی آسمان از اوست». این امپراتور نیز در پایان زندگی به همراه گروه بسیاری و با پرداخت بهای فراوان به جستجوی اکسیر زندگی جاودان برخاست و درمیان راه جان سپرد. پس از مرگش باز ماندگان او تلاش بسیاری کردند تا با ساختن یک گور سلطنتی زیر زمینی پر شکوه کالبد او را نامیرا سازند. به گفته «سو ما چیِن» تاریخ نگار چین که در روز گار امپراتوری «هان» می زیست: پس از پایان آیین خکسپاری امپراتور «ژانگ» در های گور پر شکوه او را بستند و همه همراهان کالبد او را همانجا وا نهادند تا برای همیشه نزد امپراتور بمانند.

داستان های اسکندر نامه نیز در ادبیات پارسی سخن از پادشاهی می گوید به نام اسکندر ذوالقرنین که به جستجوی جاودانگی بر می خیزد و به سرزمین تاریکی یا ظلمات می رود اما بدان دست نمی یابد اما خضر پیامبر که از همراهان اوست به چشمه زندگانی یا «عین الحیات» که در پشت کوه قاف است دست می یابد که بی گمان این اسطوره ریشه در روزگاران باستان دارد اما در ادبیات روزگار اسلامی به آن به دیده واقعیت و یک رویداد راستین تاریخی نمی نگریستند و آن را رمز و نشانه ای از دانش های عرفانی می دانستند و از این داستان تفسیرهای (زند های) عرفانی می کردند.

پس از اینکه زرتشت پیامبر هدیه پر ارزش باور به جهان باز پسین را و باور به پاداش و پاداَفرای (جزای) کردارهای بشر را برای انسان ها آورد، راه رسیدن به جاودانگی را در سخنان پیامبری دیگر، عیسی مسیح می بینیم كه در انجیل می گوید: هر کس بخواهد جان خود را نجات دهد آن را از دست خواهد داد اما اگر آن را برای من فدا کند من آن را به او باز پس خواهم داد.

در برابر انسانی که همیشه می کوشید کالبد خود را پس از مرگ نگهداری کند و تا می تواند دارایی خود را با خود در گور نهد و با خود به سرای دیگر ببرد و یا مانند کسانی که انسان های دیگر را برخی (قربانی) می کردند و در برخی کشورها گوشت این قربانیان را می خوردند تا جان خود را از مرگ و نیستی برهانند اینک یک باور نوین پدید آمده بود و مردان آسمانی همچون مسیح از قانونی جدید سخن می گفتند. این قانون نوین می گفت: برای رسیدن به بی مرگی و رستگاری همیشگی به جای اینکه جسد خود را حفظ کنند و یا همه دارایی خود را در گور نهند با فدا کردن جان و مال خود در راه خوشبختی دیگران می توان به رستگاری و جاودانگی رسید:  «گنج های خود را زیر زمین جایی که بید و زنگ به آن آسیب می رسانند و دزدان نقاب زده آنرا می دزدند ذخیره نکنید بلکه گنج های خود را در آسمان ذخیره کنید جایی که بید و زنگ به آن آسیب نمی رسانند و دزدان هم نقاب نمی زنند وآنرا نمی دزدند» (انجیل متی، فصل ۶، آیات ۱۹تا ۲۱)

جسد «برنادتِ» قدیس که اکنون ۱۷۰ سال است که در جنوب فرانسه در شهر «لوردِس» در صومعه ای درون یک تابوت شیشه ای آرمیده است بدون اینکه کوچکترین اثری از پوسیدگی و تباهی در آن دیده شود و همه دانشمندان را به شگفتی انداخته می تواند به ما بگوید که راه پیامبران بهتر و نیک وتر ین راه است.

4

البته چنین گزارشهای ورجاوندی (معجزه آسایی) درباره بزرگان همه ادیان بدست آمده و از همه بیشتر درباره بزرگان اسلام گزارش شده است زیرا پیکر بسیاری از بزرگان و عالمان دین ویا شهیدان و امام زادگان با یک چنین وَرجی (معجزه ای) دیده شده است.

بازتاب چنین آموزشی را در این نیایش «فرانچسکو»، قدیس قرن هشتم هجری و دوازده میلادی که در شهر «آسیزی» ایتالیا می زیست به خوبی پیداست:

« خداوندا مرا وسیله ی صلح خویش قرار ده/ آنجا که کینه است، بادا که عشق آورم/ آنجا که تقصیر است، بادا که بخشایش آورم/ آنجا که تفرقه است، با دا که یگانگی آورم/ آنجا که خطاست بادا که راستی آورم/ آنجا که شک است، بادا که ایمان آورم/ آنجا که نومیدی است بادا که امید آورم/ آنجا که ظلمات است، بادا که نور آورم/ آنجا که غمناکی است ،بادا که شادمانی آورم/ خداوندا! بادا که بیشتر در پی تسلی دادن باشم تاتسلی یافتن/ در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن، تا فهمیده شدن/ در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن/ چه با دادن است که می گیریم/ با فراموشی خویشتن است که خویشتن را باز می یابیم/ با بخشودن است که بخشایش به کف می آوریم/ با مردن است که به زندگی بر انگیخته می شویم.»

البته فرانچسکو به این باورهای خود عمل کرد و برای همین در سی سالگی زندگی را بدرود گفت و به سرای جاودان شتافت اما باید کس دیگری نیز می آمد تا با خون پاک خود آموزش های همه ی فرستادگان و آموزگاران گذشته را مهر می کرد و بقا و ماندگاری همه تلاش ها و کوشش های ایشان را تا روز رستاخیز تضمین می کرد همو که در زیارت نامه اش می خوانیم:

«اَشهَدُ اَنَکَ قَد اَقَمتَ الصَلاة…» (گواهی می دهم که تو نماز را بر پا داشتی)

همو که به گفته «کورت فریشلر» نویسنده کتاب «امام حسین و ایران»: «اگر چه مسیح جان خود را بر روی صلیب فدا کرد [به باور مسیحیان] اما امام حسین همه اموال و دارایی هایش و نیز جان همه خانواده و نیز خود را فدا نمود.»

تا با خون خود آیات قرآن را تفسیر کند: اِنَ اللهَ اشتَری مِنَ المومنینَ اَموالَهُم وَ اَنفُسَهُم بِاَنَ لَهُمُ الجَنَة… (همانا خداوند از باورمندان دارایی ها و جان هلیشان را می خرد اینگونه که بهشت را از آن ایشان می سازد.)

به فرموده استاد الهی قمشه ای: «امام حسین (ع) نیامده بود تا در برابر فدا شدن چیزی به دست آورد بلکه آمده بود تا همه چیزش را به خدا بدهد» چنانکه زنده یاد، شیخ بهایی سروده است: «دین و دل به یک دیدن، باختیم و خرسندیم/ در قمار عشق ای دل، کی بُوَد پشیمانی»

امام حسین آمد تا تفسیر و زند این آیه باشد: وَلا تَحسَبَنَ الَذیَنَ قُتِلو فی سَبیلِ اللهِ اَمواتاّ بَل اَحیاءۀ عِندَ رَبِهِم یُرزَقون…(آنان را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندارید چرا که ایشان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می گیرند _ برای آنچه خدا از فضل خود به ایشان داده خوشحالند و به کسانی که پشت سرشان هستند و هنوز به ایشان نپیوسته اند مژده می دهند که هیچ ترس و اندوهی بر ایشان نیست _ برای نعمت وفضلی که خدا بدیشان داده شادی می کنند و خداوند پاداش باور مندان را پایمال نمی کند) (آیات ۱۶۹ تا ۱۷۱ سوره ی آل عمران) صَدَقَ اللهُ العَلیِ العَظیم

انسان به یاد این گفته ها می افتد:

«…خوشا به حال آنان که به نیک کردار بودن آزار می بینند زیرا ایشان از برکات ملکوت آسمان بهره مند خواهند شد _هر گاه به خاطر پسر انسان شما را ناسزا گفته می آزارند و به شما تهمت می زنند، در ان روز شاد باشید و شادی کنید زیرا در آسمان پاداشی بزرگ در انتظار شماست وبدانید که با پیامبران گذشته نیز چنین کردند» (انجیل متی، فصل پنجم، آیات ۱۰تا ۱۲)

 

 

 

 


7 نظر

  1. آهو دشتی گفت:

    0

    0

    من از شما درخواست می کنم ((دستور نمی دهم)) به نوشتن در این زمینه ادامه دهید .
    ” از طرف یک بی بصیرت ” ! ! ! ! ! ! !

  2. مجید ب گفت:

    0

    0

    بسیار شیرین و خواندنی و پندآموز بود

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    مطلب جالب و جدیدی بود

  4. زهره وند گفت:

    0

    0

    از توجه همه ی عزیزان سپاسگذارم

  5. ناشناس گفت:

    0

    0

    من هم از شما در خواصت میکنم در تاریکی خرما کرمدار نخورید . دصتور نمیدهم !!! بروید پهلوی همین شاهزاده ای که در موقع عکس گرفتن خوابیده . این رسم اسول گرایی است!!!!!!!!!
    اسلا شما به چه اجازه عگس زن خانواده مینگ را اورده اید . مگر ندیدید که بر سر خانواده جینگ جه اوردند و هسته بود که دستور پرتاب کی گرفت .!!!!!! مگر شما انجه بر سر دارید یا انهایی که بر دوش دارند و ما نداریم باعس نشده که ارزوی جاودانگی کنید . هر وقت از شما چیزی میخوانم یاد تاریکی در دشتهای دشتی میافتم !!!!!!!!!!!!!!!!!!

    • آهو دشتی گفت:

      0

      0

      اول یک ساندیس بزن حالت جا بیاد پرت و پلا نگی.بعد بیا بشین ببینیم دردت چیه ؟
      ساندیس خور با بصیرت

  6. الهه آریایی گفت:

    0

    0

    بسیار عالی
    سبز باشید و مانا
    ارادتمند

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان