میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در13 جولای 2020 ساعت 3:20 ب.ظ سرویس:برگزیده ها, یادداشت 16 دیدگاه 515 بازدید

جدال بر سر زبان منطقه: ناسیونالیسم قومی یا هویت جدید سیاسی؟!

جدال بر سر زبان منطقه: ناسیونالیسم قومی یا هویت جدید سیاسی؟!

اسماعیل انصاری لاری:‌ از مقالات و نوشتارهایی که ابتدا به ساکن با هدف بازبینی در نامگذاری زبان/گویش اغلب ساکنان مناطق جنوب فارس و بخشی از هرمزگان انتشار یافت و مباحث و بعضا مناقشاتی که در پی آمد، قریب به یکسال می گذرد. بالطبع، توضیحات و استدلال هایی له و علیه بازیابی واژه هایی مانند نیاپارسیک، اچمی، خودمونی و جانشینی آنها بر واژگان لاری یا لارستانی که منطبق بر قرائت های رسمی، تاریخی و مکتوب و غیرشفاهی بود مطرح شد. اما در خلال این مباحث، گمانه ها و پرسش هایی ذهن نگارنده را مشغول داشت که اینجا مجالی مناسب برای مطرح کردن آنهاست چه قریب به یکسال از شروع آن سلسله مباحث داغ می گذرد و قاعدتا گرد و خاک واکنش پذیری و احساسات گرایی کمی فروکش کرده و شاید بتوان با رویکردی نو به آنچه گذشت نگریست.

بدون گام نهادن بر سبیل ناصواب نیت خوانی، یکی از اولین گمانه هایی که با مطرح شدن نظرات سه جوان از خطه های گراش و بستک و اوز برای بازتعریف نام یک زبان/گویش نمایان بود، دخیل بودن انگیزه ها، تاملات و  خواستگاه هایی بود که علاوه بر تاکید بر سیال و منعطف بودن نام یک زبان از منظر عرفی و به دلیل مقبولیت و تکرر استعمال توسط گویشوران، بطور ضمنی نشان از برچسب هایی ناسیونالیستی داشت مبنی بر اجماع و در خواست و اراده گویشوران مناطق پیرامونی برای حفظ فاصله هویتی_منطقه ای خود از مردم مرکز (لار) اما همین واژه ناسیونالیسم خود می تواند همچنانکه محل نزاع باشد، به طریقی راهگشا نیز باشد.

می دانیم که در مقام تئوری و تعریف، دو گونه ناسیونالیسم وجود دارد: اول ناسیونالیسم مدنی که مغز آن باورمندی به هویت ملی با عطف به قرارداد وست فالیا و مفهوم مدرن دولت_ملت است و قطعا در اینجا محلی از التفات ندارد و نوع دوم که ناسیونالیسم قومی ست. مطابق با نظریات آنتونی اسمیت نظریه پرداز ناسیونالیسم، قوم در معنا جمعیتی ست با ٥ ویژگی اساسی: اجداد مشترک (ژنتیک)، جفرافیای مشخص(مکان)، خاطره تاریخی(تاریخ)، فرهنگ مشترک (شامل مولفه هایی مانند لباس، غذا، موسیقی، معماری، مذهب و “زبان”) و منافع مشترک (سرنوشت مشترک).

حال سوال اینجاست که آیا جدال فوق الذکر بر سر نام یک زبان/گویش را می توان ناشی از نوعی ناسیونالیسم قومی قلمداد کرد؟ آیا می توان تمامی ساکنان این مناطق را تحت لوای یک قوم و با یک قومیت بازشناخت؟

اگر بپذیریم نوعی ناسیونالیسم قومی در این تحول خواهی دخیل است، بناچار می بایست خطی میان گویشوران قایل به واژه «لاری/لارستانی» و گویشوران قایل به واژه های «اچمی/خودمونی» بکشیم که منطقا عبث است.

اما اگر با اغماض بپذیریم تمام گویشوران این مناطق، فارسی یا پارسی هستند و یا قسمی از قوم فارس/پارس را تشکیل می دهند و متفق القول اکثر قریب به اتفاق آنها گویشوران فارسی میانه هستند، آیا گویشوران پارسی میانه در تمامی این مناطق را نمی توانیم یک قوم با تمرکز بر تعریف پنج وجهی آنتونی اسمیت قلمداد کنیم؟

قطعا اگر چنین کنیم دیگر نمی توانیم مباحث این چنینی را به ناسیونالیسم قومی نسبت دهیم و به ناچار  مناسبات دیگری پا به میدان می گذراند که بهتر است آنها را نوعی هویت یابی منطقه ای و یا تجدید هویت سیاسی بنامیم که البته  دلایل متعددی مانند توزیع یا عدم توزیع قدرت، مقهوریت، مرکزگرایی و از همه مهتر مناقشات و زد و خوردهای حل و فصل نشده تاریخی برای آنها قابل تصور است.

با این حال، افعال و اقوال  قومی_ناسیونالیستی با تحرکات سیاسی_منطقه ای قابل تمیز است و اگر بناست خود را وطن-پرست قومی تلقی کنیم، می توانیم ابتدا خود را زیر چتری بزرگ که حاصل جمع مناطق هم زبان ست ببینیم و سپس در باب نام و تاریخ زبان مشترکمان به گفتگو بپردازیم. اما اگر رویکردمان سیاسی و معطوف به هویت سیاسی و صرفا محلی ست، مباحث زبانی، کنش و یا واکنشی برای هویت یابی جدید و حفظ فاصله با  قدرت متمرکز (قدرت مقهور کننده و بازدارنده پدری در یک سو و فرزندان خودبسنده و استقلال طلب از سویی دیگر) است.

شخصا با این دیدگاه که الگوی تمرکز قدرت و بالطبع توزیع آن در کل منطقه ناعادلانه بوده و هست موافقم اما بگذارید بار دیگر به پیش فرض فوق-الذکر بازگردیم و مردمان کل منطقه را به مثابه یک قوم یا با تسامح قسمتی از یک قوم (مثلا تحت عنوان لارستانات یا اصلا هر نامی که محل اجماع باشد) در نظر آوریم و در همین حال به مولفه پنجم در تعریف قومیت نیز نظر افکنیم. آیا در نبود یک هویتِ ملیِ مدرن، می توانیم برای ساکنان این گستره جفرافیایی، فارغ از اینکه زبانشان اچمی نام دارد یا لارستانی، منافع و یا سرنوشتی مشترک متصور باشیم؟

برای مثال، در بحث تقسیمات کشوری، با فرض اخذ رویکردی کل نگر (در برابر رویکرد محلی) آیا ارتقای منطقه می تواند بسیاری از تشتت های محلی را کمرنگ سازد و به اتحاد بیشتری بیانجامد؟ و اگر اینگونه نیست آیا قاعده «جمع جبری صفر» بر مناسبات ما حاکم ست؟؟ بدین معنا که، نفع یک شهر/شهرستان فقط با محروم کردن شهر/شهرستانی دیگر میسر است و پیروزی ما شکست همسایه و پیروزی همسایه شکست ماست؟

به نظر می رسد این پرسش، البته اگر در شرایط حساس کنونی ساده انگارانه تلقی نشود، از آن دست پرسش هایی باشد که روزی به درک و شاید حرکت به سوی توسعه متوازن فرهنگی و سیاسی در کل منطقه بیانجامد.
***

مجموعه مقالات و یادداشت های مرتبط با زبام مردم منطقه را از بخش زیر در سایت آفتاب لارستان بخوانید

http://aftablarestan.ir/?s=زبان+اچمی&btnSubmit=بگرد


16 نظر

  1. ناشناس گفت:

    1

    0

    درود بر استاد انصاری
    به عنوان یک شهروند که طرفدار استفاده از مفهوم اچمی هستم به خاطر نگارش این مقاله از شما تشکر میکنم که چنین موأدبانه وارد بحث شده اید.
    نقدی که به نوشتار شما وجود دارد این است که از تعریفی محدود در خصوص ناسیونالیسم استفاده کرده اید. در حالی که بسیاری از تئوری پردازان ناسیونالیسم قومی را ترکیبی پارادوکسیکال می‌دانند. چرا که ملت ( nation) به عنوان ریشه‌ی ناسیونالیسم تقسیم بندی فراتر از قوم است و اساسا اشتراک زبانی نمی‌تواند تنها عامل شکل‌گیری nation باشد. به نظر می‌رسد بحث طرفداران اچمی بیشتر بر این اساس است که اجازه بدهیم مردم واژه را انتخاب کنند، ما اجازه داریم آنها را نقد کنیم اما حق تکفیر آنان را نداریم.

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      شما طرفدار اچمی باش ، ما هم طرفدار لارستانی . ولی قبول کنید که این موضع گیری شما ها بیشتر بدلیل حس حسادت شما هاست و قدری هم از روی لجبازی است والا لار بدی در حق شماها نکرده که دارید اینجوری به همه حیثیتش میتازید .شیراز هم تمام امکانات رو تو شیراز متمرکز کرده تفاوت شهرستانهای فارس با شیراز رو بببنید .لار که اینجوری نیست نگاهی به لار بیندازید گریتون میگیره اگه امکانات بیشتری رو برای خودش برمیداشت مثل شیراز که حال و روز لار این شکلی نبود .البته اینها همش از بی عرضگی مسئولین ادوار گذشته لار هستش که به این شکل داره خودش و نشون میده .شماها هم بهتره اگه معترضید اعتراض بکنید ولی دشمنی نکنید که جالب نیست قطعا عکس العملهایی در پی خواهد داشت نمونه اش همین چیزی است که در جواب یکی از فعالین سیاسی منطقه شنیدید که این هم نتیجه دشمنی شما با لار هست .قشنگ میشه فهمید که لحن شما نوع بیان شما بیشتراز روی نفرت و حسادت و دشمنی میاد مگر اینکه آدم چشاشو گوشاشو ببنده که نبینه و نشنوه تا مقصود شماها رو نفهمه پس بسه دیگه تمومش کنید دیگه خیلی داره آبکی میشه .صحبتهای شما مثل اینه که بخواهید بعد از ۸۰ -۹۰ سال اسم یه مثلا پیرمردی رو عوض کنید قضیه لارستان هم همین شکلی بعد اینهمه سالیان دراز حالا به فکر این افتادید که اسمشو عوض کنید اینها همش از روی دشمنی البته مقداری هم از کم کاری مسئولین لاری هست که این بهانه هارو به شما داده ولی بیشتر به نظر من خط گرفته از جائی یا جریانی هست در آینده مشخص خواهد شد .

  2. رضا گفت:

    0

    0

    بیانتان بسیار شیوا بود درود بر شما

  3. فرهاد ابراهیم پور گفت:

    1

    0

    با سلام مطلب قابل توجهی است هر چند عامه پسند نیست و مباحث کلی است و گفتگو بیشتری می طلبد اما در نوع خود خوب است .
    نکته ای که در کامنت گذاری قابل ذکر است و عزیزان توجه دارند عدم نشانی است معلوم نیست اظهار کننده کیست . متاسفانه ما حاضر به ابراز هویت خود برای یک نوشته ساده یا انتقاد و پیشنهاد نیستیم اما حاضریم هویت هر کس و هر چیزی را زیر سوال ببریم . اینرا صرفا برای این مطلب یا کامنت نمی گویم بلکه در اکثر کامنت هایی که پای مطالب نوشته میشود اینگونه است فاقد نام فاقد هویت است .یکی از مدیران رسانه میگفت ما که می فهمیم. او میگفت بارها شده از یک نفر پنج کامنت با عنوان لاری . ناشناس دلسوز . یک خودمونی از اوز یک گراشی یا هر عنوانی به غیر از نام و هویت خودشان اظهار نظر میکنند .
    و جالب است معتقد هستیم باید همه چیز شفاف باشد اما خودمان شفاف نیستسم .چرا؟

  4. ص.کامجو گفت:

    0

    0

    یک سوال
    قدمت گفتن واژه اچمی به عنوان زبان منطقه تقریبا به حدود ۱۰ یا ۲۰سال یا نه ۳۰سال اگر برگردد.
    سوالی که مطرح است
    قبل از این سال هاحضرات به این زبان چه می گفتند ؟

  5. ص.کامجو گفت:

    0

    0

    سوال دوم
    همایش زبان شناسی لارستان در سال ۱۳۸۷در لار برگزار شد.
    حضرات وبزرگان که معتقد هستند زبان این منطقه اچمی است چرا یکنفر حاضر نشد که در همایش شرکت کند واین واژه را مطرح کنند حتی یک مقاله انتقادی در این مورد بنویسند؟

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      قرار بود کنفرانس دهد. دلهره ازش می بارید. گفتم تو هم با مطالعه هسی هم مطلب ات بسیار ارزش مند است. آخه کارش را خوانده بودم و می دانستم چه زحمتی بر خود هموار کرده است. با آمدن استاد کنفرانس شروع شد. و پایان کنفرانس اجازه خواست و رفت. بعد از ترم انتقالی گرفت. مدتی بعد او را دیدم
      گفتم چه می کنی گفت سکوت.
      قصه باد و نای است . حرجی نیست مشخصه محیط است. هرچه می خواهد دل تنگت بگوی

  6. خطاب به صمد کامجو گفت:

    0

    0

    برادر جان تا زمانیکه احساس ناسیونایسم لاری دربین مسولان وفعالان لاری وجود داشته باشد این وضعیت وعناد متقابل در مناطق وشهرستانهای مجاور وجود دارد منطقه از نظر سیاسی واجتماعی دگرگون شده نسل جدید وباسواد منطقه در پی هویت فرهنگی واجتماعی شهرستان های خودشان هستند وبسیاری از مردم جنوب فارس دیگر نمیخواهند پسوند لارستانی را یدک بکشند والاسلام

    • ص-کامجو گفت:

      0

      0

      سلام سوالی که مطرح می شود فرهنگ وزبان وهویت منطقه جنوب فارس وغرب استان هرمزگان چه ربطی به احساسات ناسیونالیستی مسئولین منطقه دارد. ؟
      اگر مقایسه ای داشته باشیم از نظر تقسیمات جغرافیای سیاسی هیچ شهرستانی در استان فارس همانند لارستان شهرها وبخش هایش از آن جدا نشده است. پس ما خواهان پیشرفت منطقه داریم. جهرم بعد از چهل سال یک شهر از دست داده است.
      قبل از انقلاب بندر لنگه- بستک- گاوبندی بعد از انقلاب لامرد- خنج- گراش واوز وبه نوع دیگر مُهر. شما مورد ومصداقی مثالبیاوریدکه مردم منطقه لارستان به بخش هایشان یا شهرستان های جدا شده اجحاف کرده باشند؟
      ضمنا حرف ما این است که حداقل نام زبان وفرهنگ دیار خودتان بیان دارید مثلا بگویید زبان یا گویش گراشی- زبان یا گویش خنجی ووو- از این واژه سخیف ومن در آوردی ا چ م ی که یک زمانی عرب ها به عنوان تمسخر از پدران وبرادران من وشما استفاده می کردند خودداری کنیم. اینرا هم بگویم تعداد کسانی که برنامه ریری کرده اند آن ور آب هستند وقصد دارند با تغییر این زبان وفرهنگ همدلی وهم زبانی منطقه را ملتهب کنند بزودی برای مردم مشخص می شوند.

  7. ناشناس گفت:

    0

    0

    بهتر ، ما هم اصراری نداریم. هرکجا که رفتید با افتخار بگید اچمی هستیم. ما هم با افتخارمیگیم لارستانی هستیم. یادم هست یه برنامه رادیویی یا حالا تلویزیونی بود تو گراش مجری از شهروند گراشی سوال کرد شما به چه زبانی صحبت میکنید جواب داد به همین زبان منظورش فارسی بود که داشت جواب میداد نمیدونم خجالت کشید بگه مثلا زبانمون گراشی است یا هر چی حالا واسه ما دم از فرهنگ جدید میزنند ازکسی که هویت خودش رو از دست بده چه انتظاری میشه رفت .خدا رو شکر کنید یه خلیجی بود و شما ها رفتید و حالا به شیوه که به آن کاری نداریم پول دار شدید و حالا غرور ناشی ازاین پولهای خلیج است که شما رو به اینجا رسونده که دارید مغرورانه صحبت میکنید .

  8. رستمی گفت:

    0

    0

    بنده به عنوان یک بیرمی که زبانی متفاوت با دو طرف مناقشه داریم از این مطالب به این نتیجه رسیدم که بسیاری از نظرات از دید کارشناسی نیست و بیشتر سیاسی و یا واکنشی به عملکرد مدیریت و حتی نخبگان مرکز شهرستان لارستان است. واقعا اگر لارستان می خواهد بزرگ بماند باید در تفکر ، هدف و برنامه تجدید نظر کند و به سمت همگرایی منطقه ای در چارچوب ارتقاء کلی پیش رود.
    از عملکرد مدیریت و حتی نخبگان لارستان در حال حاضر نه امید و چشم اندازی برای خود لار وجود دارد و نه دیگر مناطق.

    بحث زبان جزیی از کل است که با این نوع نوشتارها و اظهارنظرهای غیر تخصصی نه تنها راه به جایی نخواهد برد بلکه منجر به جزء برجسته تر از کل و ایجاد فاصله بیشترخواهد شد.
    پس به صد بیندیشیم که نود هم پیش ما خواهد بود.

  9. لارستانی اصیل وقدیمی گفت:

    0

    0

    ازبس جوانان نسل فعلی ومسولان لاری در رسانه ها بر طبل لارستان بزرگ کوبیدند شهرستانهای مجاور ما وادار به واکنش شدند ونسل جدید شهرهای همسایه هم بنای مخالفت نهادند ودراین گیرودار ما مردم عادی وبازاریان لار دچار ضرر وزیان شدیم مسلم بدانیم اگر ما بر این تعصب لارستان بزرگ پافشاری کنیم در اینده برای استان شدن ما دسته جمعی مخالفت میکنند و……. بنابرین مواظب باشیم دست از الفاظ ومطالب تحریک امیز برداریم واینده نگر باشیم ماها باید با اخوت وبرادری در کنار هم باشیم

    • ناشناس گفت:

      0

      1

      آقا جان چی میگی ، اون که رهبری بود زمان حضورش تو لار گفت لارستان بزرگ،حالا میگی مردم منطقه حساسیت نشون میدن آقا لقمه رو دور سرتون نچرخونید .قضیه اینه که میگم تمام شهرها و روستاهای اطراف لار بدلیل کم کاری ها و کم توجهی های سالیان گذشته به نوعی معترضند و همه تقصیرها رو متوجه لار میکنند و کاری ندارن که این عقب موندگی ها مقداریش ناشی از بی توجهی مسولان کشوری است بله مقداری هم از نمایندگان گذشته لارستان و مسئولان لاری میتونه باشه حالا همه ی اینها تو سالیان متوالی جمع شده خودشو به این صورت نشون داده تمام عقب افتادگی های خودشون رو تقصیر لار میدونن حالا همه ی اینها شده عقده،کینه،دشمنی ،نفرت و هر چیزی که بگید و دارن به همه ی حیثیت لار میتازند و کاری ندارن کجاشو راست میگن کجاشو نادرست میگن هدفشون فقط کوبیدن لاره که دلشون شاد بشه .و هیچ راهی هم نداره فقط باید اینها رو به حال خودشون رها کنید و لار هم باید قبول کنه که داعیه لارستان بزرگ به همین سادگی نیست باید تو سطح کشور بتونه حرفی برای گفتن داشته باشه بتونه از مسولین کشوری بودجه بگیره تا این عقب افتادگی های زیاد رو جبران کنه و به مناطق هم بتونه رسیدگی کنه که اونها هم راضی باشن .تمام این اعتراضها یک دلیل اصلی اش هم ضعیف شدن لار هستش ، لار نه برای خود شهر لار کار خاصی کرده نه برای مناطق اطراف خوب اوضاع همین میشه دیگه باید قوی شد اگه به دنبال حفظ اون سوابق تاریخی گذشته است البته باید عدالت و انصاف داشت و خدایی کار کرد در این صورت هر قدر هم که آدمها کینه ای باشند و دنبال بهانه وقتی صداقت و درستی ببینند تا حد زیادی قانع خواهند شد .مقداری هم پول و ثروتی هست که از خلیج داره میاد این افراد معترض از نظر مالی و درآمد به جای رسیدن که احساس قدرت میکنند و با توجه به ضعیف شدن لار حالا دنبال اینن که خودی نشون بدن و بگن ما دیگه بزرگ شدیم بله اینم آفت ثروته ولی کم کاری های هم شده که این بهانه هارو به این اشخاص داده.

  10. خطاب به ناشناس گفت:

    0

    0

    اشاراتی به مشکلات منطقه کردی اما نگفتی که مسولان ونخبگان لاری تمامیت خواه وهمه امکانات را برای خود لار میخواهند ودر ذهن وتصور انها لارستان بزرگ همان شهرجدید وقدیم است اینها تفکراتی سنتی وقدیمی است که هنوز فکر میکنند بازار ومیدان شهرقدیم مرکز تجارت جنوب فارس ولار هم مرکز جنوب فارس است اما با تغیراتی که در جغرافیای سیاسی منطقه ایجاد شده است منطقه در شرف تحولاتی است که به این افکار سنتی توسط نسل جدید این شهرستانها پایان خواهد داد در تمام ۳۶ شهرستان فارس هیچ کجا لفظ وپسوند بزرگ با خود همراه نمکنند مثلا کازرون بزرگ فیروز اباد بزرگ و……..این تفکرات باعث خود بزرگ بینی ودوری سایر مناطق همجوار میشود بنابر این به خود بیاییم وشهرستان لار را مانند دیگر مناطق ایران بپذیریم ودر کنار سایرین مسالمت امیز ادامه دهیم ودچار توهمات هم نباشیم اینشالله

  11. توهمات وخیال پردازی در لار گفت:

    0

    0

    عده قلیلی از مسولان ونخبگان لاری در باد لارستان بزرگ خوابیده اند ولی لارستان پیوسته کوچکتر شده ولی حضرات درخواب لارستان بزرگ هستند اخه لامرد ومهر وخنج وگراش واور همه رفتند ومستقل شدند الان لار مانده ودهکویه وباین وکرمستج وبنارویه وچندتا…….. متاسفانه مناطق اباد وروشن منطقه از لار جدا شدند واما ما لاریها هنوز در فاز لارستان بزرگ درجا میزنیم

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان