میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۲ ق.ظ سرویس:اجتماعی, برگزیده ها بدون دیدگاه 791 بازدید

جوانان امروز اطلاعات و سطح «دانش»‌شان بالاست اما «سخت‌کوشیِ» قدیمی‌ها را ندارند

جایگاه لارستان از زبان پیشکسوتان (۶)

هدایتی: جوانان امروز اطلاعات و سطح «دانش»‌شان بالاست اما «سخت‌کوشیِ» قدیمی‌ها را ندارند

دانیال افتخاری: در ششمین دیدار با فرهیختگان و فرهنگیان روزگار گذشته، و در آغازین روزهای مهرماه، به دیدار یکی از معتمدان و فعالان اجتماعی شهرمان رفتیم که بیش از ۳۰ سال در چندین منطقه‌ی لارستان و نیز شهر لار خدمت کرده است.

آقای حاج یوسف هدایتی در هشتاد و سومین بهار عمرش، در کنار یعقوب موحدی به پرسش‌هایی در مورد پیشینه‌ی لارستان و وضعیت آموزش و پرورش آن روزگار، و نیز سوابق خدمتش پاسخ می‌دهد.

او ابتدا از روزهایی می‌گوید که به «مکتب‌خانه قنبربیگی» رفته و در آنجا نزد زنده‌یاد «ادیب نیا» به یادگیری علم و ادب می‌پردازد؛ البته آن مکتب‌خانه متعلق به برادران [ملا محمدعلی و ملا طالب] «مدرسی» بوده است. اما سال بعد مأموران شهربانی درِ مکتب‌خانه را بستند و در حالی که هدایتی ۶ ساله بود، او را به همراه دوستانش به دبستان «مهران» بردند.

به گفته‌ی این فرهنگی پیشکسوت، در آن سالها یک مدرسه ابتدایی (همان مهران) و یک دبیرستان به نام «صحبت لاری» در لار وجود داشته و مدرسه‌ی راهنمایی هنوز گشایش نیافته بوده. حاج یوسف پس از دریافت مدرک سیکل در آموزش و پرورش استخدام می‌شود [اما در حال حاضر با مدرک کارشناسی ارشد و دکتری خبری از استخدام نیست!] و از سال ۱۳۳۱ به مدت ۶ سال، خدمتش را در روستای هرمود آغاز می‌کند. او سپس به «جناح» منتقل می‌شود که بخشی از منطقه لارستان بوده، و تا پایان سال ۱۳۳۹ آنجا می‌ماند.

آقای هدایتی در همان آغاز خدمتش، تابستان‌ها به‌صورت متفرقه (در شیراز) درس می‌خواند تا اینکه دیپلم خود را بعد از مدت کوتاهی بگیرد. او پس از سال ۳۹ کلا به لار بازمی‌گردد و ادامه خدمتش را در دبستان فردوسی (کمیل) با مدیریت آقای سید حسام علوی، و دبیرستان صحبت لاری، به عنوان آموزگار، دفتردار و ناظم می‌گذراند. او اینجا اشاره‌ی کوتاهی به وضعیت مدرسه «کمیل» می‌کند؛ «این مدرسه در آن روزها اسم نداشت؛ در آن محل قبلا کاروانسرایی قرار داشته که شرکت نفت در آنجا نفت توزیع می‌کرده است، و پس از آن کاروانسرا به مدرسه تبدیل شد…»

همکلاسی‌ها و معلمان قدیمی

این فعال اجتماعی و معلم روزگار قدیم، ضمن تمجید از شخصیت‌های بزرگ روحانی در لارستان، از آنان به عنوان «محورهای وحدت و انسجام» در منطقه یاد می‌کند و از همکلاسی بودن با آیت الله سید مجتبی موسوی لاری (ره) می‌گوید؛ او اشاره می‌کند که با «آقا مجتبی» تا پایان دوره ابتدایی همکلاس و دوستی صمیمی بوده، و ایشان سپس به حوزه می‌رود تا ادامه تحصیل را در علوم دینی طی کند؛ اما به گفته‌ی خودش دوستی و مراوده‌شان تا پایان عمر آن روحانی اندیشمند ادامه داشته است.

معلمان قدیمش را هم نام می‌برد؛ آقایان سید حسام علوی، رضا مهندس و شادروان سعدین از کسانی هستند که هدایتی نامشان را در ذهن دارد؛ از آقایان سید مصطفی مصطفوی به عنوان معلم قرآن و علوم دینی و مرحوم مجتهدی هم به عنوان مربی «خط» (خوشنویسی) خود یاد می‌کند.

هدایتی در این گفت‌وگوی صمیمانه، نکته‌ی مهمی در مورد دانش‌آموزان این دوران بیان می‌کند: «بچه‌ها از نظر سطح تحصیلات، فکر و اطلاعات خوب هستند و نسبت به دانش‌آموزان قدیم در وضعیت بهتری قرار دارند؛ یکی از دلایلش هم این است که آن روزها امکانات خاصی نبود و حتی ما نوشت‌افزار و کاغذ مناسب در اختیار نداشتیم…» از نظر این معلم پیشکسوت اما رفاه زیاد و امکانات در این روزگار برای بعضی‌ها مایه‌ی تنبلی و راحت‌طلبی شده است. او ادامه می‌دهد: «دانش‌آموزان آن دوران بسیار سخت‌کوش بودند و اکثرشان هم نتیجه‌ی سخت‌کوشی و همت خود را چه در تحصیل و کار و چه در امور دیگر زندگی می‌دیدند؛ مثل بسیاری از اهالی روستاها که با تلاش و زحمت کشیدن، به مدارج بالا رسیده‌اند و خیلی از آنان الان در مناصب دولتی و اداری هستند.»

توصیه‌هایی از آن روزگار برای این روزها

مسأله‌ی گسترشِ غیر عادیِ «کلاس‌های خصوصی» نکته‌ی دیگری بود که این معلم پیشکسوت به آن اشاره می‌کند و آن را مورد نقد قرار می‌دهد. می‌گوید در روزهای قدیم معلمان گاه تا دیر وقت (به عنوان اضافه تدریس) در مدرسه یا محل کار می‌ماندند و به بعضی دانش‎‌آموزان درس می‌دادند، اما آن «کلاس‌های تقویتی» با کلاس‌های خصوصیِ این دوران خیلی فرق می‌کرد و به گفته‌ی او، آن کارها تنها برای رضای خدا و پیشرفت تعدادی از دانش‌آموزان بود. هدایتی از معلمان و فرهنگیان امروز می‌خواهد شخصیت و کرامت خود را حفظ کنند و تنها در فکر پیشرفت و پرورش درست دانش‌آموزان باشند تا «بتوانند در آینده ثمره‌ی فعالیت‌های خود را ببینند و لذت ببرند.»

بزرگِ محله‌ی نو، در پایان صحبت‌های شیرینش به موضوعی اشاره می‌کند که در روزگار قدیم لار خوب رعایت می‌شده اما اکنون دیگر بسیاری از مردم با آن بیگانه‌اند؛ موضوع این بوده که مردم آن روزها با توجه به طبقه‌ی اجتماعی و اقتصادی که در آن جای می‌گرفتند، خواسته‌ها و لوازم زندگی خود را هماهنگ می‌کردند؛ یعنی اینکه بیش از آن چیزی که دارایی خانواده بود نمی‌خواستند و به بیان بهتر از «طمع» و «چشم هم چشمی» به دور بودند. نکته‌ی دیگر کلیدی اما اتحاد و انسجام بیشترِ مردم در زمان‌های قدیم است که این عضو اسبق شورای شهر لار از آن به عنوان رمز موفقیت و پیشرفت در ابعاد مختلف یاد می‌کند؛ « اگر در مواقع لزوم، وحدت و یکپارچگی خود را حول یک محور حفظ کنیم، قطعا به جایگاهی که شایسته‌ی این شهرستان کهن و بزرگ است خواهیم رسید».

مطالب مرتبط:

جایگاه لارستان از زبان پیشکسوتان/ بخش نخست

جایگاه لارستان از زبان پیشکسوتان/ بخش دوم

نخستین آموزگار لارستانیِ جزیره کیش از روزهای خدمتش روایت می‌کند

دیدار با مردی پرتلاش که شبها در محل کار می‌خوابید

پای صحبت معلمی صریح و سخت‌کوش در روزهای نخست «مهر»


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان