میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۹ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۳:۵۶ ب.ظ سرویس:برگزیده ها, یادداشت یک دیدگاه 285 بازدید

حرص و هوس!

حرص و هوس!

 با «اپیدمیِ» خوردن و مصرف‌گرایی چه کنیم؟

دانیال افتخاری: «به‌زودی در این مکان فست فود افتتاح می‌شود»؛ «این رستوران به دلیل تعمیرات، مدتی تعطیل می‌باشد»؛ «این ساندویچی به مکان دیگری [بخوانید بزرگتری] انتقال می‌یابد»… این جملات و جملات مشابه دیگر هر از گاهی بر در و دیوار شهرمان نقش می‌بندد و برای بسیاری از ما هم عادی شده.

جالب است که مردم در جمع‌های دو یا چند نفره از افزایش تعداد رستوران‌ها و مغازه‌های فست فود در شهر و حتی کیفیت بهداشت در آنها گله دارند اما خیلی از همین‌ها غذاهای بیرون‌بر را می‌خورند!

نمی‌خواهم از علت مسأله بنویسم؛ اما تنها این را با قاطعیت – هرچند بدون آمار دقیق – می‌گویم که نسبت جمعیت این شهر به تعداد غذاخوری‌ها و بیرون‌برها در نوع خود عجیب است. نگرانی زمانی بیشتر می‌شود که گاه یک کتاب‌فروشی یا نوشت‌افزار جای خود را به چنین مغازه‌هایی می‌دهند و همان کتاب‌فروشی‌های باقی‌مانده هم بیشتر اوقات مشتریانی به تعداد انگشتان دست دارند!

همه مخاطبان تأیید می‌کنند که به‌رغم افزایش آگاهی‌ها و بالا رفتن نسبیِ سطح بهداشت عمومی و رعایت برخی مسائل بهداشتی- درمانی، آمار بیماری‌ها به‌ویژه انواع سرطان در کشور بالا رفته و گهگاهی هشدارهایی هم در این مورد داده می‌شود. در لار و لارستان هم آمار غیر رسمی نشان می‌دهد وضعیت مشابه و بلکه حادتری وجود دارد و آمار بیماری‌های اینچنینی بسیار بالا رفته است…

به راستی چرا شهرمان و بلکه بسیاری شهرهای کشورمان این‌گونه شده‌اند؟ هرچند این روزها بالا رفتن قیمت ارز و طلا و دیگر کالاها، بازار خوراکی‌ها را کساد و مغازه‌ها را خلوت کرده است اما گرایش عجیب و کم‌سابقه به غذاهای بیرون و رستوران‌ها، انکارناپذیر است؛ البته برخی برای آن دلایلی همچون تغییر سبک زندگی، کمبود زمان در میان خانواده‌ها و افراد جامعه، دلزده شدن از کارهای خانه را می‌شمارند؛ رنگ و لعاب بعضاً زیبای غذاهای آماده را هم به این دلایل بیافزایید. برخی از این دلایل اما عقلانی و صحیح به نظر نمی‌رسد. آیا همه مردم آن هم در شهر ما سر کارهای سخت و خسته کننده هستند و وقت پختن غذا ندارند؟! و آیا مردم از کیفیت همه غذاهای بیرون مطمئن‌اند که این‌گونه شیفته و مشتاق صف کشیدن در بیرون‌برها و رستوران‌های شهر هستند؟! آیا نمی‌توان کمتر و ساده‌تر خورد و اندکی از هزینه‌های خوراک را به سمت و سوی دیگری بُرد؟

گاهی با خود می‌گویم که این گرایش و رفتار، تا حدی به مصرف‌گرایی و دنیازدگی ما برمی‌گردد و بخشی هم به ناامیدیِ گروهی از جامعه نسبت به آینده خود!. بله؛ گاهی ناامیدی و سرخوردگی از شرایط گوناگون جامعه، بروزش در چنین رفتارهایی است. گاهی به بعضی از دوستانم می‌گویم از خوردن غذاهای آماده و چرب یا فست‌فودها دوری کنید؛ اما بلافاصله با تمسخر یا بی‌اعتنایی می‌گویند: این حرف‌ها چیست! دروغ می‌گویند که ضرر دارد! بگذار تا بخوریم و دنیا بگذرد!

افزوده شدنِ ماهانه و حتی هفتگیِ کبابی‌ها و بیرون‌برها در کوچه پس کوچه‌های شهر و پیچیدن و بیشتر پیچیدن بوی غذا و انواع کباب در هر کوی و برزن اتفاقی است که خیلی عادی شده برایمان و گاه ذوق شده می‌شویم تا ردّ بو و دودِ پیچیده در هوا را بگیریم! و امروز یا امشب برویم مغازه جدید را امتحان کنیم و طعم غذایش را بچشیم؛ غافل از اینکه – در کوتاه‌مدت یا بلندمدت – با این روند چه ضربه‌ای به سلامت جسم و جان خودمان و جامعه وارد می‌شود و فرهنگ و اقتصاد و سنت‌های نیک‌مان (چه در شهر و چه در کشورمان) به کدام جاده‌ی سنگلاخی می‌روند!

از زیان‌های مصرف بی‌رویه‌ی گوشت‌ها و قند و چربی‌ها اگر بتوانیم چشم بپوشیم،  اما به عقیده‌ی من از قفل شدنِ گاه و بیگاهِ درب کتاب‌فروشی‌ها، کوزه‌گری‌ها، خیاطی‌ها، عطاری‌ها و… ضربه‌ای به مراتب سخت‌تر بر پیکر این جامعه به‌اصطلاح مدرن خواهد خورد؛ که بهتر است از اکنون مراقب باشیم…


1 نظر

  1. دلال گفت:

    0

    0

    از اکنون 😂😂😂😂

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان