میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در26 فوریه 2015 ساعت 12:52 ق.ظ سرویس:یادداشت 6 دیدگاه 2,214 بازدید

حسادت های مُجاز در فضایی مَجاز

در باب روزنامه نگاری شهروندی

حسادت های مُجاز در فضایی مَجاز

ertمرضیه شمس: «چند روز پیش بعد از مدت­ها، میان شبکه­ های اجتماعی که هر روز دارد بچه می زاید، سری به صفحه فیس بوکم زدم. فیس بوکی که شاید این روزها کاربران قدیمی و جدیدش را چندان فعال نگه نداشته است. با این حال به یکی از مهمترین خبرهای محلی و البته ناخوشایند در آنجا برخوردم. خبر فوت مادر یکی از دوستانم… خبری که تا چند سال پیش در اجتماع کوچک شهرم، سرعت انتقال شفاهی اش چند برابر انتقال از طریق شبکه های اجتماعی بود. اما حالا چه بخواهم و چه نخواهم بخش بزرگی از این انتقال اطلاعات بر دوش ابزارهای نوین مجازی دور و اطرافم است.»

ولی همچنان سنت­ها، آن هم در شهرهای کوچکتر جایگاه خود را حفظ کرده است و می توان گفت سایه به سایه فضای مدرن شده را دنبال می کند. سندی که برای من قابل لمس­تر است، مقایسه زندگی خودم با پدرم می باشد. دنیای ارتباطی ما شاید به اندازه سر سوزن شباهتی به هم نداشته باشد و با کمی اغراق شبیه به کهکشان گوتنبرگ و در مقابل، دهکده جهانی بعد از آن است.از شاخصه های مهم در کهکشان گوتنبرگ، چاپ و کتابت است که بیشترین بهره مندی پدرم از این ابزار ارتباطی است و تقریبا ۸۵ درصد زندگی ارتباطاتی اش راتشکیل می دهد. بعد از آن ۱۵ درصد به رادیو و ۵ درصد به تلفنی که بیشتر نقش تلگراف برایش دارد، اختصاص می یابد؛ به دور از هرگونه یاوه گویی و پر حرفی!

با این وجود نمی توانم این تفاوت را به دو نسل متفاوت ربط بدهم که وقتی به سن وسالهایش می نگرم تا این حد ناسازگاری با وسایل ارتباط جمعی را در آنها مشاهده نمی کنم. اما مهمترین چیزی که در او می بینم و مایه حسادت مرا تا حدودی بر می انگیزد همین کتابت و نوشتن است که دست به قلم بودنش و مطالعه با کتاب هایی که بویشان و لمس کردنش ارزشی چندان برابر از دنیای مبهم و پیچ در پیچ مجازی دارد.

با این حال باید بپذیریم که امروزه قدرت رسانه های نوین در ارسال و انتقال اطلاعات نقش پر رنگی را ایفا می کند. قدرتی که می تواند خبر بی اهمیتی را مهم و خبر با ارزشی را بی اهمیت جلوه دهد. روزانه هزاران خبر در شبکه های اجتماعی رد و بدل می شود که هرکدام دارای دیدگاه و بازتاب های متفاوتی است. یکی از آنها به «گروگان گیری ۵ سرباز ایرانی توسط گروهک جیش العدل در پاکستان» مربوط می شد که تقریبا یک سال پیش بر روی صفحات مجازی شبکه های اجتماعی دیده شد. بحثی که در قالب «روزنامه نگاری شهروندی» سر و صدای زیادی کرد. اوایل سال جدید بود که صفحات فیس بوک،توئیتر، واتس آپ و… به انتشار انبوه زیادی از تصاویر و خبرهای گوناگون کاذب و صادق در رابطه با گروگان گیری مواجه بود و هر لحظه خبر کشته شدن یک،دو یا همه آنها در میان ازدحام جهان مجازی به چشم می خورد.

مارک گلاسر، در رابطه با روزنامه نگاری شهروندی اینگونه توضیح می دهد: «ایده اصلی پشت روزنامه‌نگاری شهروندی در این است که مردم بدون آموزش روزنامه‌نگاری حرفه‌ای با استفاده از ابزارهای مدرن و توزیع جهانی اینترنت برای ایجاد، تقویت یا بررسی حقیقت رسانه‌ها به صورت خود به خودی یا با مشارکت دیگران فعالیت کنند.»

بنابراین خبرنگاران غیر حرفه ای با فعالیت در شبکه های اجتماعی در مقابل روزنامه نگاران حرفه ای به راحتی جریان اطلاعاتی را دنبال می کنند. مسئله ای که شاید در رسانه های محلی بیشتر دیده می شود.

شاید بتوان گفت رویکرد جدید روزنامه نگاری شهروندی در ایران از جریان انتخابات ۸۸ ریشه گرفته باشد. تا قبل از آن اگر بر روی دیوارهای خیابان شاهد نوشتن شعارها بودیم، اکنون بر روی دیوارهای صفحات مجازی حک می شود. ایجاد کمپین های مختلف و حضور در تظاهرات مردمی، توده و خواص را تحت تاثیر خود قرار داده است. نمونه جزئی تر آن را می توان به حوادث جدایی گراش از لار در سال ۸۹ اشاره کرد. تظاهرات محلی که چند دقیقه بعد ویدئو منتشر شده آن در فیس بوک و یوتیوب دیده شد.

مک لوهان دهکده جهانی اش را از سال ۱۹۶۴ پایه گذاری کرد و تا پایان حیاتش یعنی ۱۵ سال بعد همواره به دهکدۀ جهانی اشاره می کرد و می گفت: «اکنون دیگر کرۀ زمین بوسیلۀ رسانه های جدید آنقدر کوچک شده که ابعاد یک دهکدۀ را یافته است.»

اما اگر او در حال حاضر زنده بود، این دهکده را گسترده تر از کهکشان رادیو و تلویزیونش و از یک «شبکه اینترنت جهانی» نام می برد. حرفی که مانوئل کاستلز، اندیشمند ارتباطاتی به صراحت می کوید: «دهکدۀ جهانی که یک موضوع قوی وجالب توجه در زمان بیانش بود، یک پیش بینی کاملاً غلط بود. آن یک دهکده، نیست بلکه یک شبکۀ جهانی از کومه های شخصی (Individual cottage) است که بسیار متفاوت است. اینترنت جوامع محلی را به جوامع جهانی تبدیل می کند که این کار از طریق اتصال به موتورهای جستجوگر، اطلاعات فرا متنی با داده های متفاوت فراوان صورت می گیرد.»

با همه این حرف­ها، اگر به دنیای من و پدرم برگردم، می بینم که با همه تفاوت هایمان در یک مسئله شبیه به هم هستیم، آن هم دنیای فردگرایی است که داریم؛ او غرق در حال و هوای ارتباطات مکتوب و من دچار درگیری آنلاینِ کومه های شخصی…!


6 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    جالب بود

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    بود ولی با یک ولی اون هم زندگی ما و نویسنده اگر جهانیش را برداری تازه یه جورایی به دهکده گوتنبرک نزدیک شه . نه محتوایی ، شکلی

  3. رسول گفت:

    0

    0

    با همه این حرف­ها، اگر به دنیای من و پدرم برگردم، می بینم که با همه تفاوت هایمان در یک مسئله شبیه به هم هستیم، آن هم دنیای فردگرایی است که داریم؛ او غرق در حال و هوای ارتباطات مکتوب و من دچار درگیری آنلاینِ کومه های شخصی…!
    اين پاراگراف پاياني شاه بيت مقاله و واقعيت مسلم است. من هم معتقدم انسان امروز هرچند در بيرون خود با كل دنيا در ارتباط است و فاصله اش با آنسوي دنيا و تمام انسان هايش به اندازه يك كليك هست اما اين بشر روز به روز فردي تر و دورن گرا تر مي شود. از خواندن مقاله مفيدتان لذت بردم.

  4. z.sh گفت:

    0

    0

    سلام دوست مهربونم . حقیقت تلخی رو به زیبایی بیان کردی . امیدوارم این دنیای آن لاین این روزها ، برای ما خوش آیند باشد .

  5. ناشناس گفت:

    0

    0

    آفرييييين. اين خانم شمس تا حالا كجا بودند. آفرين به نويسندگان جوان و تحصيلكرده لار.

  6. امیر اکبری گفت:

    0

    0

    سلام/هر مقاله ای که می نویسید بهتر از قبلیه/موفق باشید

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان