میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۴:۵۳ ق.ظ سرویس:یادداشت بدون دیدگاه 805 بازدید

خاتمی و تفکر سوئیسی!

خاتمی و تفکر سوئیسی!

به بهانه سالروز دوم خرداد ۷۶

عارف رفیعی: من هم مثل بسیاری از جوانان و نوجوانان عصر خاتمی،  برای این شخصیت ارزشمند احترام زیادی قائل هستم. این را پیشاپیش می گویم تا از برخی برداشت های اشتباه از آنچه در ادامه می خواهم بگویم، تا حد توان پیشگیری نمایم.

دوم خرداد فرصتی است برای دوست داران خاتمی که از خوبی هایش بگویند، منش والا و عملکرد مثبت اش را بستایند. اما شاید عجیب به نظر برسد که یکی از همین دوست داران خاتمی در روز دوم خرداد، بخواهد نگاهی متفاوت  به این ارادت داشته باشد. امیدوارم این نوشته و نویسنده از اتهام ژست روشنفکری یا نگاه آرمانی یا ناسپاسی و امثال آن در امان بماند.

در واقع در ادامه  می خواهم نقدی داشته باشم بر نوع نگاه ما نسبت به عملکرد دولت مردان گذشته و امروز خود و نقد و بررسی  عملکرد خاتمی- که خود نیازمند تحلیل و شناخت جامع است- موضوع نوشته نیست.

به نظرم  چیزی که ما بدان نیاز داریم نگاه کارگزاری به حکومت و دولت است. نگاهی که به طور ساده، خوبی ها و خدمت ها را وظیفه دولت می داند و نه مستوجب منت ملت.

بهتر است با یک مثال بحث را پیش ببرم. همیشه گفته ام شباهتی هست بین سلطنت طلبان شیفته خاندان پهلوی و شیفتگان خاتمی. شباهتی در نوع نگاه به میراث و عملکرد. دقت شود که  بحث از شباهت هست و نه انطباق کامل دو نوع نگاه.

در هر دو نگاه، در موقع تحلیل دوران شاه یا خاتمی، با لحنی حماسی و احساسی و سرشار از حسرت، از خوبی های شاه یا خاتمی گفته می شود و بیشتر این تعریف و تمجید هم به منش فردی آنها مرتبط است مانند مدارا و دلسوزی و امثال این صفات مورد پسند. در حالی که قرن هاست که در فلسفه و علم سیاست، تعاریف دگرگون شده است. مساله اصلی دیگر خوبی و فضیلت شخصی  حاکم و دولتمرد نیست بلکه مهم این است که حکومت و دولت به خوبی اداره شود و وظایف  خود را انجام دهد.

وجه دیگر این نوع نگاه مورد نقد من این است که هر دو به طور گزینشی چندین دستاورد خوب دوران مورد ستایش خود را بیان می کنند. تو گویی خوبی ها و زیبایی ها محصول کار شاه و خاتمی است و مشکلات ناشی از عوامل دیگر مانند ناسپاسی مردم.

مثلا از پیشرفت های اقتصادی  و توسعه شتابان دهه ۵۰ گفته می شود اما بدون توجه به تحلیل های جامعه شناختی که این توسعه نامتوازن را عامل بروز تعارضات اجتماعی و شکل گیری انقلاب می دانند، انقلاب صرفا از منظر ناسپاسی مردم تحلیل می شود. تحلیل مشابه ای نیز در مورد جو دلسردی عمومی اواخر دوران خاتمی به اصلاحات مطرح می شود.

اما مهمترین وجه این نوع نگاه که مورد انتقاد من است و کل نوشته در واقع هدفش نقد این وجه است، این نکته است که در این نگاه، هر چه شاه و خاتمی انجام داده است لطفی است از سمت شاه به عنوان پدر ملت یا عالیجناب خاتمی در حق ملت. انگار نه انگار که هر دولتمردی به ذات مسئولیت خود، موظف است در جهت بهبود امور مملکت فعالیت کند و اگر چنین نکند، باید مواخذه شود. همچنان که گفتم، چیزی که ما نیاز داریم ایجاد  نگاه «کارگزاری» به دولت است. در این نوع نگاه، دولت و دولتمرد مانند کارمندی مامور به خدمت است که عملکردش مدام مورد بررسی است. او باید وظیفه اش را به درستی انجام دهد چرا که این افتخار خدمت از طریق اعتماد و همراهی و گزینش عمومی به وی اعطا شده است. اصل بر درستی عملکرد است و دولتمرد برای کوتاهی ها مواخذه می شود. هر چند که به جای خود نیز عملکرد مثبت اش با لوح تقدیر(= تداوم حمایت یا رای مجدد)، ستوده می شود.

اگر این نگاه مطالبه محور نهادینه شود، دیگر برای تامین امنیت و رفاه حداقلی که وظیفه ذاتی هر حکومتی در قبال مردمش است، بر سر مردم منت گذاشته نمی شود. اگر ضرورت تغییر نگاه به دولت و دولتمرد حس شود، برای امروز ایران، چه کسی بهتر از خاتمی سراغ داریم برای تمرین نگاه مطالبه محور؟

باری، اگر نگاه پدر-ملت با الگوی شاهنشاهی همخوانی داشته باشد، قطعا الگوی دولت- شهروند که از زمان اصلاحات به این سو بیشتر مورد توجه قرار گرفته است، مستلزم داشتن نوعی نگاه طلبکارانه نسبت به دولت است.

بیاییم ورای نگاه تقدس گونه به خاتمی، ضمن ارج نهادن به منش والای او و تفکیک موضوع خلق و خوی زیبای او از عملکردش چه در دوران دولت اصلاحات و چه به عنوان چهره موثر اصلاحات در سالیان اخیر، با نقدی مداوم هم زیبایی ها و خوبی های کارهایش را ببینیم هم رفتارها و عملکردهایش را بدون پیش داوری احساسی نقد و بررسی کنیم. ذکر این نکته که همه در عملکرد خود، قوت و ضعف داشته اند به تنهایی به کار نمی آید. هنر آن است که همزمان با احترام و ستایش شخصیت خاتمی، عملکرد او نیز با محک نقد های همه جانبه سنجیده شود. حتی اگر هم قرار است از او تمجید شود، چه بهتر که از موضع مورد بحث من این کار انجام شود. یعنی تمجید از کارگزاری که در کار خود موفق بوده است.

نکته پایانی:

روزی با شخصی سلطنت طلب بحثی مشابه داشتم‌. در نقد من به طعنه گفت: تو با این نوع نگاه باید در سوئیس زندگی کنی و نه ایران. من در پاسخ گفتم: اگر سوئیس نماد کشور  ایده آل شماست پس چه بهتر که در ترویج تفکر سوئیسی تلاش شود.


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان