میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۲۰ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۱ ق.ظ سرویس:مطلب شما یک دیدگاه 491 بازدید

خلوص کامیاب/ نامه ای به مرحوم آیت الله سیدمجتبی موسوی لاری

خلوص کامیاب/ نامه ای به مرحوم آیت الله سیدمجتبی موسوی لاری

کرامت الله بلوچی: درسال ۸۹ و به همت جامعه المصطفی العالمیه، همایشی بین المللی (در قم و دانشگاه شیراز) برگزار گردید و اینجانب توفیق داشتم درجمع صدنفره مدعوین لارستانی ایشان حضور یابم… مطلب زیرکه پس از اتمام همایش به حضورشان ارسال و مورد تقدیر و تفقدشان قرار گرفت اینک نیز تقدیم دوستداران و ارادتمندان ایشان می گردد:

***

سپاس بیکران خداوند یکتا اولین معلم هستی و نخستین تعلیم دهنده برتر آفرینش و درود پایان ناپذیر به ذات کبریایی و ابدی اش که جان مایه خلقت بالاترین موجودِ هستی و آفریده برترینش را به گوهر منزه ی عالم وجود یعنی قلم! مزین نمود و در آغاز فرمان بی نظیر وحیات‌بخش خود در ابتدای کتاب انسان سازش مصحف شریف وشروع تعلیم به پیامبر خود چنین فرمود که: اقرا بسم ربک الذی خلق… و علم الانسان ما لم یعلم… و این آغازی بود بر تعلیم و تربیت بهترین موجود خلقت از ابتدا تا انتها؛ که او رابه صفت خلیفه اللهی نیزملقب نمود و این واضح ترین دلیل براهمیت انسان درمیان سایرموجودات بود. اساسا این چه مکتب و چه آیینی است؟ که در عصر جاهلیت و در اوج خفقان فرهنگی نقطه آغازین دستورات و احکام خود را با قلم این معیار منزه شروع نموده و چه بسا بالاتر که به آن نیز سوگند! یاد می‌کند.

که: ن و قلم و مایسطرون!

واین چه موهبتی است؟ برای این مخلوق برتر! که خالق اول و آخر و همیشه جاویدش به هیچ موجودی بجز او چنین افتخاری نداده است؟! براستی این حکمتی است که تنها خدای علیم و حکیم می داند همان که احکم الحاکمین است و بصیر بالعباد…. و تنها خود راز و رمز آن را می دانست و می‌داند و هیچ ‌کسی را یارای آن نبوده و نیست تا بداند حکمت سوگند به قلم و اهمیت دادن به آن چیست؟ هرچند تنها موضوعی که در دایره فهم انسان این موجود غافل و حیران در برهوت جهل و بی خبری می‌رسید این بود که خدای خالقش امر به بنای علم و تعلیم گذارده و خواسته تا این خلیفه خود را که به عقل و فهم و شعور مسلح ساخته را به این وادی مقدس کشاند تا راه را از بیراهه؛ نورا ازظلمت وعقل را از جهل تشخیص دهد.

در حالی که در پس این تاکید موکد قرآنی موارد و مسائل بی‌شماری وجود داشته که از فهم و درک ناقص اوخارج و تنها خدای علیم و بصیر خود می‌دانست. هر چند همین اندازه از فهم موضوع نیز برای انسان اهمیت ویژه داشت تاآن را در مسیرتکامل خویش به کار گیرد.

و سلام بی انتها به روح همیشه تابناک خورشید عالمتاب خلقت و فخر کائنات حضرت ختمی مرتبت که درواقع شاگرد ممتاز و برجسته این مکتب ربوبی بوده وپس ازخدای متعال دیگر معلم هستی محسوب میگردد. رسول مبشری که خدای رحمان و رحیم فلسفه بعثت وماموریت وی رابخصوص درحوزه تعلیم و تزکیه در ابلاغ رسالتش چنین زیبا تبیین فرمود که: و هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوعلیهم ایاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمه وان کانومن قبل لفی ظلال مبین…!

آری آن معلمی که به لطف بیکران الهی و شرح صدر خویش افتخار موجودات و گل سرسبد بشریت از ابتدا تاانتها گردید.همو که به انسانها شرافت و به تعلیم و تربیت ومعلمی نیز آبرو داد.! انسان برجسته ای که خدای آفریدگارش: لولاک لما خلقت الافلاک…! را در جمع خلایق بیشمارش تنها در وصف وی بیان فرمود. و آنگاه او را که انسانی امی! لیکن از قافله عرشیان و ملکوتیان بود و تا آن زمان در هیچ مکتب و مدرسه ای درس نیاموخته بود را مامور اصلاح حیاتی ترین ویژگی شخصیتی انسان یعنی تعلیم و تربیت وی نمود. تعلیم و تزکیه انسان موجود ناشناخته ای که تنها خالق و آفریدگارش از ظاهر و پنهان وی اگاه بود که: ان الله بکل خلق علیم..

نگار من که به مکتب نرفت وخط ننوشت/ به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد!

تربیت وتعلیم انسانی که تا قبل از آن درگمراهی وضلالت آشکاربود و شاید یکی از شیرین ترین دلایل فلسفه تعلیم و تربیت این باشد. و از طرفی نیز حاکی از قدرت لایزال الهی برای بندگانش که انسانی امی! آنهم در جزیره العرب (مهد جاهلیت!) بتواند نظام تعلیم و تربیت جهان را اینچنین در کمال صحت به سوی روشنی و تعالی سوق دهد و بدون هیچ گونه سلاحی بجز حسن خلق؛ پیروانش را وارث و پایه‌گذار عظیم ترین تمدن بشری نماید.

چیزی که پس از ۱۴ قرن و در عصر مدرنیته (جاهلیت مدرن) نیز بسیاری از دانشگاه‌ها و مراکز علمی معتبر دنیا و اساتید و علمای آن شاید از انجام آن عاجزند! واین نیست مگر قدرت شکست ناپذیر(لایزال) الهی و عزم و اراده اش که بر هر کاری قادر است و چه بسا اگر چنین نبود تا این اندازه اساس تعلیم تربیت الهی و نبوی شیرین به نظر نمیامدو هر آینه ممکن بودانسان نیزدراین مسیر(علم به طور عام و سواد بطور خاص را) نیاموزد! و اینجاست که برای عامه ی انسان‌ها و انسانهای عامی تا حدی راز سوگند پروردگار به قلم و حکمت امی بودن شاگرد مکتبش هویدا گشت.

و شاید نتیجه گیری از آن برای انسانهای متعلم نیز این باشدکه به قدرت بدون شکست خالق جبار و مهربان خویش و برجستگی خارق العاده پیامبر رحمت و رأفت واقف گردند که انسانی امی را به چنین منصب یگانه و بی نظیری نشاند و مدال زرین و پر افتخار آن را برای همیشه ی تاریخ برگردن وی آویخت تا ما انسان های گمشده در کویر جهل و بی فرهنگی با قدرت فوق العاده خویش و خلق نیکوی آن رسول مهربانی هدایت نماید. رسولی که او را رحمتی  برای عالمیان معرفی نمود که:

ما ارسلناالارحمه للعالمین…!

و اینجاست که عمق فرهنگی بودن رسالت وی بوضوح دیده می‌شود و اگر امروز بشریت علیرغم وجود تاریکی ها و بیراهه های موجود؛ راه ان پیام آور صلح و مهربانی می رود نیز بدون شک استفاده از فرامین حضرتش در مصحف شریف و سیره و منش آن شاگرد برجسته و ممتاز مکتب نورانی اش می‌باشد و الحق که تمامی بشریت و مکاتب موجود شان ناگزیرند اذعان نمایند که چه کتاب و معلمی و چه تعلیم و تربیتی موفق‌تر از این معلمین عزیزواین کتاب کریم و مجید…!

زیرا که استاد ازل در ادامه نیز به خاطر ارتقا این نظام بی بدیل و منزه از هر عیب و نقص به شاگرد و معلم بعد از خود چنین خطاب فرمود!!! که: انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نظیرا وداعیا الی الله باذنه وسراجا منیرا….!

و باز در این فرمان گهربار چیزی که بیش از همه جلوه گراست.! فرهنگ و فرهنگی بودن آیه شریفه می باشد که با اندکی تأمل می توان این مهم را لمس نمود: اولین معلم و اولین فرهنگی تمام و کمال خدای متعال است…! و این فرمان نیز شاید مرحله ای از مراحل تکاملی تعلیم و تربیت و تکمیل کننده آن خط روشن و انسان‌ساز باشد. علی ایحال پس از این شکر

گذاری کودکانه… اماخالصانه!!! (لا یکلف الله نفسا الا وسعها)!!

به درگاه خداوند جل واعلا که کوچکترین ادای دین و شکربنده ای بی‌مقدار به پیشگاه جمال و جلال و جبروت اوست. آن هم به پاس این که ما را انسان و شکر مضاعف که مسلمان آفرید و سپاس چند باره که با این مجموعه و چنین معلمین سزاواری آشنانمود.

ودر گذر زمان و در این مسیر پرخطر نیز با چراغهای روشنی بخشی همچون حضرت مستطاب عالی رهنمون گردید تا به چاه ضلالت وگمراهی نیافتاده و شیرینی این شهد شکر افزا را به کام و جانمان ریخت و استمرار این راه نورانی را به معلمین عالیقدری همچون جنابعالی سپرد تا در گذر زمان حافظ و نگاهبان آن امانات الهی باشید. لازم می دانم به بهانه بزرگداشت یک عمر مجاهدت علمی حضرتعالی که در اصل بزرگداشت مقام شامخ علم و تربیت می باشد و به پاس کمترین ادای دین به اینکه قریب دو دهه افتخار کسب فیض و شاگردی در محضر پرفیض تان داشته و به فضل خدا در حد وسع  توانسته ام از خرمن سراسر علم و تقوای تان که منشا دینداری؛ خداباوری و آخرت اندیشی و در یک کلام انسانیت است….!

خوشه چینی نمایم و به تأسی از فرمان حضرت مولاکه : من علمنی حرفا فقدصیرنی عبدا.. و بخاطر این برکات و فیوضات جنابعالی بعنوان بزرگ دانشمندی که در دنیای جاهلیت متمدن! که به شکل و شیوه های منحصر به فرد!شالوده و اساس تعلیم و تربیت الهی هدف قرارداده اند. توفیق داشته اید گام‌های بلندوموثری در رشد و تقویت این فرهنگ غنی برداشته ودر سراسر این گیتی پهناور (پنج قاره جهان)تاثیرگذار باشید به سهم اقل خویش تشکر و قدردانی نموده و از راه دور عرض ارادت مجدد نمایم.

حضرت استاد… هرچند تشکر و سپاس این حقیر بی مقدار محضرتان ران ملخ نزد سلیمان است..!

اما از آنجا که در کمال فقر و تنگدستی علمی و معنوی! قرار دارم و تحفه ای لایق لیاقتتان در بضاعتم نیافتم.. لاکن به لحاظ عمق علاقه و ارادتم محضر آن جناب فرزانه و در نهایت تواضع؛ مراتب سپاس و قدردانی خود را تقدیم نموده و از محضر ارزشمندتان استدعای عاجل می نمایم همچون گذشته اینجانب را به بوته نسیان و فراموشی نسپرده و در ارشاد و ارائه طریق کمافی السابق بذل محبت فرمایید.


1 نظر

  1. منصور گفت:

    0

    0

    افرین ای کاش منزل این بزرگوار به یک مرکزفرهنگی یاموزه تبدیل میشد تشکراستادبلوچی عزیز

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان