میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در27 سپتامبر 2014 ساعت 1:48 ق.ظ سرویس:فرهنگ و هنر 17 دیدگاه 2,447 بازدید

«خُرده دروغ های شخصی» خیلی هم شخصی نیست!

نگاهي به نمايش روي صحنه «خرده دروغ هاي شخصي»

«خُرده دروغ های شخصی» خیلی هم شخصی نیست!

mobasheriاحمد مبشري: دیگر فراموش­مان شده بود به چیزی جز تمسخر قومیت ها و این و آن می شود خندید. یا جز به لودگی سخیفی به نام با مسمای طنز به بهانه ازدواج می توان دهان کج کرد. اما «خرده دروغ های شخصی»، فضای کمدی آشنایی خلق کرده است که می توان به طنز کلام، موقعیت و تیپ اشخاص ماجرا خندید. خنده ای که گاه تمامی سالن را فرا می گیرد.

محمد اسماعیل گرامی و دوستانش در گروه تئاتر آرش، در ادامه تجربه ها و قدم زدن های متفاوت خود در حال و هوای نمایش، کار اقتباسی جدیدی را به روی سن برده اند که تفاوت فاحشی با کارهای مثلا طنز یا کمدی اجرا شده تاکنون در سطح شهرستان دارد. مولفین اثر (نویسنده و کارگردان) فضایی رئال و روابط زندگی واقعی ایرانی ها را دستمایه کار خود قرار داده و با رعایت حداقل مختصات آثار کلاسیک، موقعیت کمیکی را خلق می کنند که ضمن ارائه تصویری واقعی از زندگی امروز، می تواند همه مخاطبان را بخنداند و با پرهیز از درافتادن به ورطه لودگی، تصویری از طنز موقعیت و بازی های ظریف زبانی را نشان دهد.

آنچه در وهله اول به چشم می آید بازی های روان و دور از ملال بازیگران است. حجت ستوده نیا با خلق شخصیت رضا مسرور توانایی­اش را در اجرای نقشی «فان» به نمایش می گذارد. او که گاه بازی زیبا و روانش، حتی از بازی آشنای خواهر و برادر بلند گرامی پیشی می گیرد، توانسته تیپ رضا مسرور را تا حد شخصیتی آشنا چون اسدالله میرزای ایرج پزشک زاد بالا بکشد. بازی خانم ها قوامی، محبوبی نژاد و گلخنی قابل قبول است و در این میان امین خورسند در نقش گشتی بسیار خوشمزه و توانمند ظاهر شده است. بازی ها کارگردانی شده و نقش های ارائه شده توسط بازیگران قابل قبول است. کمتر از غلوّهای مرسوم در نمایش های کمدی معمول سراغی می بینیم.

www

محمد اسماعیل بلند گرامی در این نمایش، مخاطب هدف خود را عامه مردم قرار داده و در برقراری ارتباط با مخاطب هدف، خوش درخشیده است. اگر اولین هدف نمایش کمدی خنداندن مخاطب باشد، متن، کارگردانی و بازی خوب بازیگران هر دسته مخاطبی را می تواند بخنداند و اگر انتقال پیامی انسانی و اخلاقی را از رسالت های هنر در این بوم بشمارند، خرده دروغ های شخصی چند عارضه اجتماعی چون دروغ و بی اعتمادی و خیانت را دستمایه خود قرار داده است.

بلند گرامی توانسته با هماهنگ سازی گروه با خود، کاری را به روی سن ببرد که علی رغم حضور ۱۰ بازیگر همزمان در صحنه، شلوغ به نظر نیاید و با بهره گیری از لوازمی اندک خانه ای اعیانی در سال های دهه ۵۰ شمسی را به مخاطب نشان دهد. اصرار کارگردان بر رعایت حداقلی معیارهای کار کلاسیک، صحنه ای روشن با نور پردازی مناسب و بازیگرانی با لباس های برازنده نقش و غلو نشده را به نمایش بگذارد.

گرچه نویسنده اثر آقای مجتبی حسینی قیری تلاش کرده نمایش نامه اش را به لهجه ایران دهه ۵۰ بنویسد و در این راه توفیق نسبی نیز حاصل کرده اما در بررسی متن به نقاط ضعف و قوت توأمی بر می خوریم که نشان از کم دقتی نویسنده و یا شتاب در کارشان است. طنز های کلامی ظریف و شخصیت های کمیکی که یکی پس از دیگری مخاطب را به خنده وا می دارد از نشانه های توفیق متن است. هیزی مسرور، اِوا خواهر بودن دکتر کشوری، خنگیِ ملسِ گشتی ترابی و فاجعه­ی زنانی چون سولی و کتی بسیار خوب و ماهرانه تصویر شده است. اما این که همه مردان، شخصیتی هیز و خائن و دروغگو (کاملا شبیه به هم) دارند – حتی آقای دکتر بواسیری_ کم کاری نویسنده را می رساند یا اینکه چرا در پایان کار، دیالوگ خسته کننده کتی گروهبان را از ادامه پرونده منصرف می کند، سوالی است که مخاطب نمی تواند جوابش را از خود متن استخراج کند. یا این که نویسنده پاسخ نمی دهد چرا دروغ های مسرور در پایان نمایش، عین حقیقت از کار در می آید.

به زعم من می توان شخصیت فری را بی آنکه به نمایش لطمه ای بخورد از کل گردونه خارج نمود و اگر بتوان چنین برخوردی را با هر کدام از شخصیت ها، یا حتی دیالوگی انجام داد، ضعف نابخشودنی متن هویدا شده است.

بررسی بیشتر کار را به جلسه نقد و برسی آن موکول می کنم اما اگر از ازدحام این روزهاتان خسته شده اید و می خواهید دور از آشوب زندگی خشن، روبروی آینه ای بنشینید و به خودتان و زندگی بخندید به تماشای خرده دروغ های شخصی بروید. می ارزد زمان طولانیی که صرف تماشایش می کنید.


17 نظر

  1. دوست گفت:

    0

    0

    سلام بر دوستِ گُلَم،احمد جان….
    نُچ نُچ نُچ….. اینجا هم دویِ ماراتُنْ؟؟؟؟ =))
    یه کمی اجازه میدادید خو :(( .. ..هنوز تاتر گرم نشده،ما ندیدیم….

  2. آفتاب گفت:

    0

    0

    جلسه ی نقد و بررسی چند شنبه و چه ساعتی برگزار میشه؟؟؟

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    خسته نباشید بچه ها واقعا که عالی بود.همتون خوش درخشیدین مخصوصا گشتی ترابی

  4. ناشناس گفت:

    0

    0

    تبریک تبریک آرش مهشری

  5. z.sh گفت:

    0

    0

    سلام ، ندید میگم کارشون اوکیه

  6. ناشناس گفت:

    0

    0

    واقعا عالی بود اصلا دیگه جای هیچ حرفی نیست بازی تمام بچه ها عالی بود ممنون از همتون

  7. ناشناس گفت:

    0

    0

    گشتی تراپی عالییییییییییییییه

  8. ناشناس گفت:

    0

    0

    بچه ها عالی بودین خسته نباشید

  9. ناشناس گفت:

    0

    0

    سلام و خسته نباشید به گروه تاتر آرش. نمیدونم چرا ما لاریها بجای ارتقاع خودمون سعی میکنیم دیگران رو پایین بکشیم. اگر گروه آرش و همه ی هنرمندانی که از گروههای دیگه با این گروه همکاری میکنن نبودند ما همین تاتر رو هم نداشتیم. برید و بجای این حرفهای بیهوده کمی فکر کنید و مهمتر از همه تاتر کار کنید. تاتر. هرچند که همه ی ما میدانیم اونهایی که این نظرها رو راجع به گروه دارن همیشه سعی کردن کار کنن و متنهایی رو هم انتخاب کردن ولی نتونستن چون تاتر جسارت میخواد نه قشنگ حرف زدن.

  10. ناشناس گفت:

    0

    0

    بچه ها ی گروه ارش عالی هستن. واسه اقای بدیعی دعا کنید که هرچه زودتر به صحنه ی تئاتر برگرده.

    • 0

      0

      اسم آقای محمد جواد بدیعی توی برشور نمایش بود اما نقشش رو آقای مجتبی حسینی قیری (نویسنده نمایش) بازی میکرد. ان شا الله هرچه سریتر حالش خوب بشه و باز هم کارهای قشنگی از این هنرمند روی سن نمایش ببینیم.

  11. ناشناس گفت:

    0

    0

    یکی از ما هم یادی کنه.!!!!

  12. 0

    0

    نقد خواندنی و زیبایی بود.
    قبلا این نقد را خوانده بودم اما خود نمایش را ندیده بودم.
    با دیدن نمایش و مقایسه سخنان شما، میشود در موردش قضاوت بهتری داشت. همانطور که اشاره نمودید فضای نمایش و دیالوگها می بایست دهه ۵۰ ایران را به ذهن بیننده متبادر کند مثل تلفن قدیمی یا دستگاه دک پخش موسیقی، لوستر و… که تا حدی موفق بوده اما استفاده از سازه های فضایی نمایشگاه و مبلمان تقریبا مدرن همچنین طراحی لباس نامناسب (امروزی بودن) استفاده از گوشی موبایل بجای بی سیم توسط گشتی ترابی، بالشتک طبی گرد توسط دکتر کشوری واستفاده از واژگان امروزی نمایش را از حالت رئال دور کرده بود.
    البته حرف و حدیثها در مورد قضیه اقتباس از نمایش نیل سایمون وایرانیزه کردنش توسط آقای مجتبی حسینی قیری همچنان بقوت خود باقیست. ولی فکر میکنم با توجه به حساسیت زیاد کامنت نویسان و علاقه مندان تاتر در این باره بطور یقین آقای نویسنده جواب کامل و جامعی خواهند داشت که در جلسه نقد و بررسی بدان می پردازند.
    در مورد جمله شما:
    “اما این که همه مردان، شخصیتی هیز و خائن و دروغگو (کاملا شبیه به هم) دارند – حتی آقای دکتر بواسیری_ کم کاری نویسنده را می رساند یا اینکه چرا در پایان کار، دیالوگ خسته کننده کتی گروهبان را از ادامه پرونده منصرف می کند، سوالی است که مخاطب نمی تواند جوابش را از خود متن استخراج کند. یا این که نویسنده پاسخ نمی دهد چرا دروغ های مسرور در پایان نمایش، عین حقیقت از کار در می آید”
    با شما موافق نیستم. چرا که این جمع به معنی اجتماع نیست بلکه یک جمع خصوصی است و نویسنده خواسته نشان دهد که همه این جمع سراپا یک کرباس هستند. و اتفاقا موفق هم شده است.
    در مورد اقناع کردن گروهبان و منصرف نمودنش از بررسی ادامه پرونده توسط کتی، هم میتوان به زبل بودن کتی و بعضی زنها و زبان تند و تیزشان رسید که خیلی هم از واقعیت بدور نیست و طنز گزنده ای دارد.
    اما در باب واقعی شدن یکباره حرفها و دروغ های مسرور در پایان نمایش بنظرم یکی از تکنیکهای جالب برای غافلگیرکردن مخاطب است. که نمک کار را دوچندان کرده است.همیشه عادت کرده ایم وقتی کسی موضعی را تعریف می کند که شکل و حالت مبهم و غیرممکنی دارد در لحظه حساس ماجرا بگوید که ناگهان از خواب بیدار شدم و پایان!!.
    در اینجا حالت تعلیق بوجود آورده که شاید فرصتی برای ساخت قسمت دوم نمایش خرده دورغهای شخصی دور از انتظار نیست.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان