میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در8 می 2014 ساعت 2:37 ق.ظ سرویس:آفتاب, برگزیده ها 5 دیدگاه 3,611 بازدید

داریم حال و هوا عوض می کنیم!

گزارش اين هفته انجمن شعر آفتاب لار

داریم حال و هوا عوض می کنیم!

کم اتفاق می افتد که هوای لار در این روزها واقعا بهاری باشد اما هوای واقعا بهاری این روزها باعث شد تا جلسه ی این هفته ی انجمن ادبی آفتاب در حیاط فرهنگسرای مرتضوی برگزار شود البته برگزاری جلسه ی قبل در خانه ی عبدالعلی اخضری و در کنار درختان و حیوانات خانگی اش در سودایی شدن این هفته ی حاضران، کم هم بی اثر نبود! مجموع این احوالات سبب شد تا خلیل رویینا جلسه را به ساعت ۹:۳۰ شب با این جمله ی مهم و تاریخی آغاز کند که : «داریم حال و هوا عوض می کنیم!»

سنت هاي فرهنگي و زباني خود را فراموش نكنيم

رویینا پس از اشاره به این موضوع که هر روز جایی هستیم و به عبارت دیگر هرجایی شده ایم!، شعری از «سعید مبلغ» خواند و پیشاپیش به استقبال روز پدر رفت. غزلی نسبتا زیبا در دفاع از مردی و مذمت نامردی! و این مقدمه ای بود تا تریبون به میهمان و سخنران این هفته ی انجمن یعنی اسدالله گرامی سپرده شود. گرامی دانش آموخته ی روانشناسي دانشگاه تربيت معلم تهران است و از آن یادگارهای دوران پر شر و شور انقلاب؛ از آن دو آتشه ها که در شب های شعر گوته حضور داشته و هنوز هم گاهی با شعرهای امثال آتشی و شاملو به گریه می افتد. موضوع بحث گرامی اتفاقا شعر امروز و احمد شاملو بود. به اعتقاد گرامی هر شعر یک جهان تصویری یک جهان معنایی و یک زبان دارد به علاوه ی موسیقی درونی و بیرونی. شاعر اما به زعم او گاهی از این ها فراتر می رود و به «سمبولیسم آوايي» می رسد که همان توجه به آواها و کارکرد حروف در شعر برای ایجاد یک فضای حسی و تصویری است و در توضیح این مسئله تا سعدی و حافظ عقب رفت و تا فروغ و شاملو معاصر شد. مسئله ی دوم در بحث او بهره مندی از «ذخیره های فرهنگی» و اعتقادات و باورهای جامعه در شعر معاصر بود و اینکه در شعر نو شاعر از این ذخیره ی فرهنگی استفاده می کند تا در کلامی موجز به خلق شعر بپردازد؛ و بعد شعر «محاق» احمد شاملو را خواند با این آغاز که: «به نوکردن ماه بر بام شدم/با عقیق و سبزه و آینه …» خلاصه اینکه لُبّ حرف های گرامی توجه دادن شاعران امروز به فراموش نکردن سنت های فرهنگی و زبانی خود بود آنچه که در بحران امروز شعر، چندان بی تاثیر نبوده است.

1

ارائه انديشه با بيان انديشه متفاوت است

مفتوحی پرسید آیا این ها ناخودآگاهانه است؟ و از نقش منتقدان پرسید، گرامی هم تایید کرد و بحث را با این موضوع به پایان برد که شعر به جز تکنیک، جوهر ناشناخته ای دارد. منتقدان در تعالی اندیشه و تکنیک اثرگذارند اما حس و ذوق چیزی است مربوط به خود آدمی.

منصور پدرام که چند هفته ای را نبود اولین عضو انجمن بود که به شعرخوانی پرداخت. مثل همیشه شعری تخاطبی با لحنی حماسی. اصولا باورمان شده است، پدرام حتا اگر بخواهد عاشقانه هم بگوید باز در جامه ی رزم است! (خدا بیامرزد شاملو را!) رویینا به یکدست بودن و اندیشمند بودن این شعر پدرام اشاره داشت، قناعت پور با اشاره به تفاوت شعرهایی که به «ارائه ی اندیشه» می پردازند و شعرهایی که به «بیان اندیشه» نظر دارند گونه ی اول را بیشتر مبتنی بر تصویر و ایجاز دانست و کار پدرام را متعلق به گونه ی دوم.

مواظب موازنه انديشگي و ترانگي باشيم

صادق اخضری بعد از خواندن یک رباعی موتوری! یک رباعی از خود خواند. گرامی گر چه توانست ردی از ذخایر فرهنگی در این رباعی اخضری پیدا کند اما این شاعر رباعی های آبدار هر چه زور زد نتوانست این هفته سطح توقع هم صنفی هایش را برآورد. رویینا با اشاره به روان نبودن شعر و مفتوحی با گیر دادن به غلبه ی اندیشگی بر حس و از دست رفتن ترنم و ترانگی به اخضری یادآور شدند که ای شاعر از سپید سرایی دل کنده، حالا که آمدی،آمدی اما حواست باشد!

جعفر رویینا شاعر بعدی بود. شعرش را خواند و بلافاصله قبل از اینکه کسی چیزی بگوید از آب مروارید چشم هایش گفت و تردیدش در عمل تا بلکه دل ناقدان بسوزد و دل ناقدان سوخت! تا فرامتن بر متن تفوق پیدا کند و عبدالرضا مفتوحی با اشاره به وضع خوب حاجی به خاطر مروارید در چشم هایش او را به زندگی امیدوار کند! و صدایی  از دور بیاید که: «عمل کنید آقا عمل!» صدایی که از آنِ افسر دیر پدر بود.

2

افسر دیر بعد از بیان چند ضرب المثل انگلیسی که البته خودش آن ها را شعر می دانست دو شعر سپید خواند. خلاصه ی شعر دوم می شد این: زبان کهن با واژگان غربی! که به زعم قناعت پور این دوگانگی آشکار زبانی فضایی مفرح آفریده بود! بعد هم شاعر با خلیل رویینا به چالشی در حوزه ی تخصصی خود یعنی زبان انگلیسی پرداختند که ما چیزی نفهمیدیم اما در کل خوب بود!

طنز بايد واجد واقعيت هاي تلخ باشد

شعر خوانی امین کریمی اما با عبور ماشین خاوری در بیرون فرهنگسرا همراه شد! صدایی مشکوک، چرا که صدای این خاور را کسی نشنید جز مفتوحی!. پس از اتمام شعر، رویینا پرشی در کار کریمی دید و مفتوحی، به روزی و جانداری در حوزه ی زبانی؛ قناعت پور اما سودای دیگری داشت: چالش موجود بین ذهن و زبان شاعر.

دهقانی با گفتن این که اگر خدا بخواهد می خواهم شعر طنز کار کنم. شعر طنز انتقادی خود را خواند که از حلوا مسقطی لاری تا منشی و مفتوحی و قناعت پور در آن حضور داشتند! اما از آنجایی که هیچ نیروی متافیزیکی این روزها قادر به کنترل مکانیزم انتقادی موجود نیست!، در حالیکه که بوی سمبوسه ی مطبوعی در فضا پیچیده بود نقدها شروع شد. پدرام قاطعانه گفت: طنز نبود، طنز باید واجد واقعیت های تلخ باشد، اخضری از پراکنده گویی و نبود وحدت رویه در کار شاعر گفت و کریمی به وجود روند متناوب قوت و ضعف در ابیات آن.

حالا همه منتظر چیرشت شاعرانه ی مفتوحی بودند. مفتوحی که این روزها بدجوری به «فارسی سرایی» متهم شده است، جاده آسفالته شعر فارسی را رها کرد و به جاده خاکی زد و شعری لاری در ستایش رفاقت خواند، حاضرین هم در ستایش این اقدام بشردوستانه ی مفتوحی بی خیال نقد و این جور آسیب های فرهنگی شدند!

جلسه ی این هفته در یک وقت شناسی بی سابقه، رأس ساعت یازده تمام شد در حالیکه نه از نان رگاگ خبری بود نه از حلوا و شیرینی؛ تنها، لذت بحث بود و شعر و در پایان، شنیدن رباعیات زیبای شاعری متفاوت نما، حدس بزنید چه کسی؟


5 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    یادتون رفته از شعر خوانی خانم ناموران چیزی بنویسید یا باز هم خودشون گفتن درمورد من چیزی ننویسید یا حضور خانم ها انقدر براتون بی ارزشه ؟؟؟؟؟

  2. آفتابي گفت:

    0

    0

    مثل اينكه آقاي منشي تو جلسه نيست. گزارش رو پس كي نوشته؟
    ——————-
    حميد منشي: در جلساتي كه بنده توفيق حضور در انجمن را ندارم جناب آقاي قناعت پور زحمت نوشتن گزارش انجمن را مي كشند و از جمله اين گزارش.

  3. 0

    0

    سلام بر همشهری های عزیزم
    خسته نباشید

  4. ناشناس گفت:

    0

    0

    سلام به قناعت پور عزیز که مرا از دویدن برای گرفتن امضا نقشه ها حود کفا کرد و دانش آموخته گی معماری ان هم از دانشگاه تهران نصیبم کرد .کاش زودتر به افتاب روی نشان می دادم. و اما بعد …”سمبولیسم اوایی ” بحث جان داری است .می تواند یک جلسه پر بار پیش کش آفتاب نماید. راستی حضرت قناعت پور از موی سپیدم هم می گفتی . در هر چند صورت قلم ات و سایه ات مستدام ما را که بهره مند ساختی . دست حق یارت – گرامی
    ————————–
    مديريت: نكات مورد اشاره تان تصحيح شد. ممنونيم از توجهتان.

  5. حسین طاهری گفت:

    0

    0

    به همه ی آفتابی ها سلام می کنم و یک سلام ویژه به آقای گرامی فرهیخته!
    مصاحبت با ایشان برای بنده بسیار لذت بخش بوده است.
    حضورایشان در محفل بی شک حضوری موثرو مفید است!
    مشتاق دیدارشان هستم.
    حق یارشان

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان