میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۶ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۲:۱۱ ب.ظ سرویس:مطلب شما 4 دیدگاه 237 بازدید

درباره جاهلیت وجاهت بشری!

درباره جاهلیت وجاهت بشری!

متین محسن پور: هرچه علم پیشرفت می کند و انسان به تکنولوژی دست می یابد، بعد معنوی انسان خام تر می شود و انسان از بعد اولیه خویش فاصله می گیرد و گمراه تر می شود به آنچه که اصل خوانده می شود. شاید اگر تکنولوژی هرگز پیشرفت نمی کرد ما احتیاج به نویسندگانی که بخواهند اذهان عمومی را با یک سری محاسبات به اصطلاح فلسفی ارتقا دهند نداشتیم. گرچه نمی توان گفت که تکنولوژی ممکن بود پیشرفت نکند چرا که انسان بدون شک به تکنولوژی های عظیمی دست می یافت از همان زمان که احساس نیاز پیدا کرد یعنی از همان زمان که اولین اشتباه خود را که خوردن میوه ممنوعه بود مرتکب شد.
اما حال که انسان با بحران عظیمی به نام تکنولوژی دست و پنجه نرم می کند لازم دیدم چند نکته را که طی مطالعه و تحقیق بدان پی بردم بنویسم. باشد که مورد توجه خوانندگان عزیز قرار گیرد:
انسان از همان ابتدای ورود خویش زیبایی را دوست داشته است و به طور پیوسته به دنبال چیزهایی بوده که برای دیدگانش خوشایند باشد و هرگاه چیزی رضایتمندی انسانی را از لحاظ زیبایی تامین کرده است او را مورد تمجید قرار داده و برایش ارج نهاده است.
پس انسان برای اینکه مورد تمجید بیشتری قرار بگیرد پیوسته تلاش برای رضایتمندی انسان های دیگر را در وهله اول قرار داده است و گاهی در این بین حتی مصلحت خویش را از یاد برده و خود را به کام مرگ کشانده است. اصلی ترین چیزی که انسان را با موضوع تحسین و تمجید آشنا می کند والدین هستند که گاهی فرزندانشان را قربانی این فهم غلط می کنند که حتما باید مورد تمجید واقع شوند و برای اینکار زیبایی را مانند یک وظیفه به انجام برسانند درصورتی که در خیلی از مواقع انسان به طور مداوم درگیر جهل است.

جاهلیتی که مدام مدرن می شود و خیلی وقت است انسان را به فرتوتی رسانده و خیلی از انسان ها آنطور که باید به سعادت نرسیده اند و قبل ازاینکه به خود بیایند که در این دنیا چه وظیفه ای دارند از این دنیا رخت بربسته اند. اینکه سرنوشت هرانسان چگونه رقم می خورد و چقدر انسان قربانی جهل و جبر می شود قطعا در چرخه زندگانی که خداوند برای ما قرار داده است سیر عادلانه ای دارد. اما چه خوب است که انسان ها قبل از اینکه به کام مرگ گرفتار شوند به سعادت و نیک بختی برسند.

منظورم از سعادت و نیک بختی یک زندگی ایده آل بدون رنج نیست بلکه فهم انسان درباره خلقت و آگاهی او از آفرینش است و اینکه چرا در طول تاریخ ما از یک سری کارها منع شده ایم و به یک سری کارها تشویق؟ و چرا اگر آن کارهای منع شده را انجام دهیم به اصطلاح آلوده به گناه شده ایم؟ و اصلا گناه چیست؟ همه ما می دانیم که گناه فقط یک کلمه است و صورت انتزاعی دارد که از حروف گاف، نون، الف و ه تشکیل شده است و آن چیزی که در واقعیت وجود دارد هر آن کاری است که انسان باید از انجام آن خودداری کند. زیرا این اشرف مخلوقات به واسطه قدرت اختیار خود می تواند به انجام هرکاری دست بزند و این خودداری همان غلبه بر قدرت اختیار است.

بسیارخوب حال که مقدمه را به طور خلاصه گفتم به اصل مطلب می پردازم:
همه می دانیم هیچ بیماری در ابتدای بشریت وجود نداشته است و همه آن ها از بیرون به انسان منتقل شده است و قبل از اینکه بشر از هرکدام از بیماری ها آگاه شود ابتدا خیلی ها را به کام مرگ کشانده و مورد آزمایش بیماری ها قرارداده است و سپس پادزهرهایی برای بیماری ها کشف شده اند که تعداد دیگری از انسان ها را برای تکامل خود به کام مرگ کشانده اند. و خیلی هایشان توسط دانشمندانی به دست آمده اند که ما را از کودکی با آن ها آشنا و در کتب درسی آنها را معرفی کرده اند‌.

حال می خواهم به فلزاتی که انسان برای بهبود دردهایش استفاده می کند اشاره کنم و دربین فلزات می خواهم به سیم و مفتول و مفتول سخت اشاره کنم. انسان گاهی این فلزات را در بدن خود به کار می بندد چرا که می خواهد حالت ایستایی خود را حفظ کند و توانایی خود برای تحرک را دوباره بازیابد. برای همین است که انسان در بدن خود میله های آهنی می نشاند تا بتواند یکپارچگی که در اندام انسان به صورت ذاتی وجود دارد را دوباره احیا کند.

بشر مدت زمان بسیار کوتاهی است که به اندیشه زیبایی دندان هایش از طریق ارتودنسی رسیده‌است به طوری که تمام دندان ها را دور محور خاصی از سیم مفتول پوشش می دهد تا مانند صخره ای که توسط امواج دریا به مرور جابه جا می شود توسط رانشی که از آن مفتول سخت و بسته شده دور دندان به وجود می آید جابه جا شوند و انسان حتی تعدادی از دندان های بی نقصش را به خیال اضافی بودن در دهانش می کشد و در جوانی خود را از داشتن آن دندان محروم می کند.

من نمی دانم والدی که فرزندش را به چنین مصیبتی مبتلا می کند آیا به این فکر می کند که چه واقعه دردناکی دارد برای فرزندش به وجود می آورد و فرزند خود را از دندانی که قرار است سالیان سال برای او مفید واقع شود محروم می کند؟ آیا در سر اینها عقل وجود دارد؟

این نکته حائز اهمیت است که یکی از افتخاراتی که انسان می تواند به آن دست یابد رسیدن به مرتبه ای از زندگانی است که پیری نام دارد و انسان را به انزوای وجودی می کشاند و عقل را در سر فرتوت می سازد و آن هنگامه ای است که از مرگ پدران و مادرانشان سال های بسیار زیادی گذشته باشد‌ و انسان بتواند فرزندی از فرزندان خود را ببیند که با اینکه نوه اوست ولی بزرگ و فربه شده باشد. و چه بینشی والاتر از این؟

انسان وقتی صاحب فرزند می شود گمان می برد که معنای زندگی را فهمیده است در صورتی که انسان نمی داند زندگی معانی بسیار بزرگتری پیدا می‌کند آن‌هنگام که فرزندانشان در صورت هایشان چین و چروک آشکار شود و در آن هنگام دندان هایی که روزی در بند سیم و مفتول بود آیا بازهم توانایی و جوانی آن روزها را دارد و اصلا می تواند داشته باشد؟

کدام انسانی چنین پیشنهادی را روزی داده که دندانی که وجودش در دهان یک نعمت بزرگ است به همین سادگی و با حرف ساده یک به اصطلاح دکتر از دهان کنده شود؟ درگذشتگان دور که هنوز علم پزشکی آنطور پیشرفت نکرده بود که انسان بتواند مثل آب خوردن دندان بکشد، زمانی دندان از دهان کسی درمی آوردند که یا می خواستند او را مجازات کنند یا حتما گرفتار یک مصیبتی بوده که خود را به چنین حال و روزی می کشانده است و یا از فرط فرتوتی دندان مجبور به کشیدن آن دندان می شدند و هرگاه انسانی از چیزی مانند شیرینی و این طعم لذید بپرهیزد دندان هایش هرگز نیاز به کشیدن یا بازسازی پیدا نمی کنند. دندانهایی که هر چند سال که در میان سیم و مفتول باشد مانند این می ماند که عمری چندین هزارساله از آن ها کاسته می شود و به فرتوتگی می رسند. البته من احساس می کنم صحبت هایم چندان مفید واقع نمی شود چرا که انسان خیلی گمراه تر از این حرف ها شده است. مثلا همین انسان خردمندی که یاد گرفته است از قاشق و چنگال استفاده کند‌ و یک جسم آهنین فلزی را که از ترکیب آوایش در فارسی آن را قاشق نام نهاده است مرتبا وارد دهانش می کند تا حجمی از اطعمه را وارد خویش کند و اینکه از برخورد قاشق با دندان اصواتی تولید می شود که در سکوت و تاریکی به میزان کراهتش پی خواهیم برد.

ما در زندگی خویش کتاب آسمانی خود را که اصطلاحا قرآن نام دارد فرا می گیریم و می خوانیم اما روزبه روز به جاهلیت خود می افزاییم و هرگاه درگیر نمونه ای جدید از تکنولوژی شدیم باز به جاهلیتمان افزوده شده است. چیزی که ما را پایبند به ادامه این راه می کند لذت و طمعی است که چون ما را به درجه والایی از خشنودی و نه رضایتمندی می رساند که ما دوست داریم پیوسته خود را به انتهای این لذت بی پایان برسانیم و شاید اگر بیاندیشیم که انسان که روزی با خوردن یک سیب یا یک لیوان شیر و یا چند عدد خرما سیر می شد چگونه گوارش خود را درگیر چنین عظمتی کرده است و انسان چگونه به خودش اجازه داده مایونز را خلق کند؟ بگذریم‌!

صحبت در مورد این ها مثل یک شوخی بزرگ است. ولی یک سوال که همیشه پرسیدنی است اینکه آیا بهتر نیست کمی بیاندیشیم به اشتباهاتی که در روزمره به انجام می رسانیم که پیوستگی آنان منجر به اشتباهات بزرگ تری در طول تاریخ شده است؟ منظورم از کارهای اشتباه دروغ گفتن و گناه هایی از این قبیل نیست. بلکه دستکاری آن کالبد معصومی است که وظیفه نگهداری از روانمان را دارد با تمام اضافاتی که ساخته و پرداخته شده دست بشر است. فقط به این خاطر که او حیوانی است که خرد دارد!


4 نظر

  1. ناشناس گفت:

    2

    1

    جالب و مفید

  2. سمانه گفت:

    1

    1

    سلام بر متین عزیز !‌
    خلقت خیلی فراتر از این حرفاس که بخوایم خرابش کنیم – گر چه با جهالت این کار همین الانشم انجام شده – یه چیزی که در مورد این شرایطمون متوجه شدم اینه که نفهمیدیم دقیقا چی به چیه . بجای استفاده از ابزارهایی که ما داده شده تا با اونا به کمال برسیم یا اون ابزار رو از بین بردیم یا عاشقش شدیم در حالی که یه پله بالاتر خبرهایی دیگه س . میدونی ما چه جوریم ؟ به ما مسیله داده شده – جواب داده شده – مسیر رسیدن به اون هم داده شده ولی با خنگ بازیهامون همین فرصت داده شده رو هم از دست میدیم . وقتی گفته شده کل این مجموعه الکی بوجود نیومده و هدف پشتش هست ما گوششمون رو میبندیم و به چیزایی گوش میدیم که نه سر پبازه نه ته پیاز . تازه برخلافشم هست . اجازه میدیم کنترلمون کنن در حالی که آزاد خلق شدیم .برای دیگران کار میکنیم در حالی که واضح گفته شده باید برای چ کسی و چرا فعالیت کنیم . دانش و تکنولوژی خیلی خوبه . ابزار فوق العاده ای هست تا برای عملی کردن حقیقتی که ازش تو قرآن اسم برده ازش استفاده بشه ولی انگار از اینم سؤ برداشت کردیم . خلاصه اینکه میتونیم خیلی بهتر از این باشیم !
    مطالب مفیدی بود . بم چسبید !‌

  3. نوروز گفت:

    0

    0

    من واقعا نفهمیدم هدف از این نوشتن چی بوده.
    پر از تناقض و نقیضه گویی و پر چانگی بی مورد. لحن نوشتار زننده !! عدم درک از معانی و پیشرفت! و معنویت!
    گزارش های ناصحیح از تاریخ و بشر با مثال های بی ربط از زیبایی که به تکنولوژی ارتباطی ندارد!!

    چرا باید این چیز مطلبی که منتشر شود؟؟؟

  4. لادن گفت:

    0

    0

    خیلی از کلمات سنگین و سقیل استفاده کردی و خیلی چیزا رو بهم ربط دادی…خوب بود در کل اما جای بحث زیاد داره…موفق باشی عزیزم

پاسخ به نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان