میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۹ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۶:۰۹ ب.ظ سرویس:برگزیده ها, مطلب شما 12 دیدگاه 602 بازدید

درباره مردی که می خواست آب را برای مردم «لار» شیرین کند

به بهانه چهلمین روز درگذشت «حاج علی اکبر آهسته»

درباره مردی که می خواست آب را برای مردم «لار» شیرین کند

آفتاب لارستان: متن پیش رو که به صورت «امضا محفوظ» برای این سایت ارسال شده است تلاش می کند بخش هایی از نگاه و فعالیت های نیک اندیشانه مرحوم «حاج علی اکبر آهسته» را تشریح کند. این متن همچنین دلیل جلای وطن آن مرحوم و اقامت گزیدنش در شهر جهرم را توضیح می دهد که شما را به خواندن آن دعوت می کنیم: گفتنی است مراسم چهلم آن مرحوم پیش از ظهر پنجشنبه ۱۰ مردادماه در مسجد فضل الله خانی لار برگزار خواهد شد.

***

سال ۱۳۶۳ بود. در اوج جنگ؛ اما اینجا -در دامنه ارتفاعات نزدیک به شهر لار- مهندسین خبره ای با ادوات حفاری ای در حال حفر چاهی بودند که می توانست رویای چند ده ساله مردم لار را تحقق بخشد. رویای رسیدن آب شیرین به خانه های مردم شهرش لار.

مهندسین کارشان را خوب بلد بودند، محدوده تعیین شده درست انتخاب شده و مجوزهای لازم نیز اخذ شده بود، صدای آبِ شیرین کم کم از اعماق زمین به گوش می رسید؛ اما ناگاه عده ای از سکنه یکی از مناطق اطراف لار با این گمانِ نادرست که ممکن است آبرسانی به شهر لار از طریق منابع آب زیرزمینی موجب بروز مخاطره تأمین آب برای آنان شود؛ با چوب و چماق به مهندسین و کارگران حفاری حمله نموده و تمام ابزار آلات گران قیمت دستگاه حفاری را در هم شکسته و در اعماق چاه انداختند و چاه را هم با ریختن مقادیر زیادی سیمان ضایع و مسدود نمودند.

بدین وسیله رویای مردی که بخش زیادی از ثروت اش را در راه رساندن آب شیرین به مردم لار صرف کرده بود؛ رنگ باخت. طبق اظهار نظر مطلعین در این ماجرا حاج علی اکبر آهسته بیش از ۴۰۰ میلیون ریال در سال ۱۳۶۳ متحمل خسارت شد که با محاسبه نرخ دلار در آن سال به رقم بالای حدود ۹۰۰ هزار دلار می رسیم. بدونِ محاسبه نرخ تورم آن ۹۰۰ هزار دلار به اعتبار امروز بیش از ۱۱ میلیارد تومان وجه نقد خواهد شد. برای درک بهتر هزینه ای که در آن روز صرف شده، کافی است بدانیم هر باب زمین مسکونی چهارصد و شصت متری شهرجدید لار در آن دوران حدود ۳۰۰ هزار تومان بوده است!

آن مرد حاج علی اکبر آهسته بود ـ فرزندی از فرزندان همین شهر و به آدرس دقیق تر کویِ آقا ـ پدرش از کسبه های قدیمی بازار قیصریه، درس دین خوانده و از آگاهان زمانه خویش بود که در سن نونهالی علی اکبر و دیگر فرزندانش را ترک گفت.

حاج علی اکبر آهسته دوران دشوار نوجوانی و جوانی اش را در دیار غربت و خارج از کشور یعنی کشور کویت سپری نمود و ذره ذره بر ثروتش افزود. او که چند سال بعد از زلزله سال ۳۹ لار اقامت در شهر جهرم را برگزیده بود، طعم آب شیرین را از همان جا زیر زبان داشت و عزم خود را جزم کرد تا برای مردم شهرش آب شیرین را فراهم کند.

آن موقع ها هنوز از سد سلمان فارسی خبری نبود و بسیاری از کاندیداهای مجلس شورای اسلامی با فروختن رویای رساندن آب شیرین به مردم لار به مجلس راه می یافتند!

حاج علی اکبر در زادگاهش دلش شکست. می گفت چند روز بعد از آن حادثه نیروهای ژاندارمری وقت در استان فارس گروهی به لار اعزام شده و اعلام کردند برای محافظت از چاه حتی حق شلیک تیر دارند! اما کار از کار گذشته بود؛ حاجی علی اکبر به آنها می گوید من برای خدمت به مردم آمده ام نه جنایت!  و رفت…

***

حاج علی اکبر آهسته بعد از آن حادثه و عدم حمایت مسئولان وقت شهرستان از آن پروژه خاطره انگیز، خاطرش مکدر شد و امور عام المنفعه خویش را بجای زادگاه در سکونت گاهش در جهرم ادامه داد. او در جهرم و روستاهای پیرامون به ساخت ابنیه مذهبی و آموزشی و درمانی پرداخت.

آیت الله دژاکام امام جمعه فعلی شیراز  و نماینده ولی فقیه در آیین گرامیداشت او از عمق نگاه حاج علی اکبر به کار خیر گفت و گفت: فقط در یک مورد در همان اوایل ایجاد دانشگاه علوم پزشکی جهرم حاج علی اکبر آهسته در ۱۲ روستا خانه بهداشت روستایی احداث کرد. به حساب هزینه های امروز هر خانه بهداشت بیش از دویست تا سیصد میلیون تومان صرف ریالی دارد. به همین دلیل نیز دانشگاه علوم پزشکی جهرم بعد از درگذشتش، برای احداث خانه های بهداشت روستایی و همچنین درمانگاه ها و اورژانس بین راهی آن شهرستان، یادش را گرامی داشت.

او به نیک اندیش قرآنی نیز معروف بوده و در احداث صندوق های قرض الحسنه و بنای مسجد بخصوص در روستاها پیشگام بود. خودش می گفت علاوه بر جهرم در جاهایی مسجد ساخته ام که حتی اهالی به درستی جهت قبله را هم نمی دانستند.

آیت الله دژکام او را یک دین شناس می دانست و گفت: حاجی بارها به من گفته بود: «راه آخرت طولانی است، باید برای هر نقطه ای از آن اندوخته ای را به همراه آورد؛ در هر حوزه ای که نیاز به کار خیر است روی من حساب کن.»

روح حاج علی اکبر آهسته آنچنان بلند بود که حاضر نشد خسارت کلانی که به تجارتش در کویت به واسطه حمله عراق به کویت در سال ۹۰ میلادی برایش تعیین شده بود را از سفارت کویت در ایران تحویل بگیرد. می گفت این خسارت از پول نفت بچه های نگون بخت عراقی برداشت شده است.

هرچند که سالها بعد از آن، تجارت او شامل شرکت تجاری بین المللی مصالح ساختمانی همراه با ادوات سنگین و چندین باب مغازه در کویت به واسطه خیانت برخی نزدیکانش (که خود آنان را به سامان رسانده بود) پایمال شده و به تعبیر عامه مال و اموالش تضییع گشت.

آری … گاهی سرنوشت آدمی چنین رقم می خورد که از جایی که متولد شده؛ دل آزرده شود، اما در جایی دیگر به مهربانی پذیرفته گردد.

باید معترف بود که مردم و مسئولان شهر جهرم به خوبی یادش را پاس داشند و علاوه بر حضور مسئولان طراز اول آن شهرستان نظیر فرماندار و شهردار و فرماندهی سپاه و رئیس مجمع خیرین و… در مراسم تشییع و تدفین وی در شهر لار، آیین یادبود صمیمانه و شلوغی را نیز در جهرم با سخنرانی حضرت آیت الله دژاکام نماینده ولی فقیه در استان فارس و امام جمعه شیراز و دکتر رضائی نماینده آن شهرستان و دیگر مسئولان برگزار نموده و به یاد آنکه نکو اندیشیده و با دستان گشاده زیسته بود؛ ساعاتی را به احترام نشسته و حمدی نثار روح بلندش کردند.

از کارهای خیر حاج علی اکبر آهسته در استان فارس و بخصوص شهر جهرم گزارش چندانی حتی نزد خانواده اش در دست نیست؛ او نزد احدی جز خدا، خود را به اثبات نرسانده و از آنچه که در زادگاهش لار بر او گذشت نیز -هرچند که حسرت به دلش ماند- اما هرگز گلایه نکرد.

لازم به تذکر است آنچه در این یادداشت به عنوان خدمات عام المنفعه او ذکر شد از اطلاعیه ها و سخنان بزرگان بعد از ارتحالش به دست آمده و خود هرگز آنچه که برای آخرتش، پیش فرستاده را به شماره نیاورد. حاج علی اکبر آهسته بعد از تحمل سالیانی بیماری ناشی از کهولت سن در جهرم وفات یافت و پیکرش در لار تشییع و تدفین شد.

اکنون حاج علی اکبر آهسته -فرزند مرحوم حاج محمد- چهل روز است که دارالرحمه جدید لار در خاک آرمیده و در راه طولانی آخرت دعای خیر بسیاری از نیازمندان را با خود به همراه دارد؛ همان هایی که در مجلس ختم اش در جهرم با دستانی پینه بسته و صورتی تکیده، اشک ریختند و هیچ کس ندانست کیستند و از کجایند و چرا می گریند…

امضاء محفوظ


12 نظر

  1. ناشناس گفت:

    1

    0

    انشالله خداوند بر علو درجاتش بیافزاید،
    متاسفانه این بزرگواران از بین ما رفتند و در نسل های بعد نیز کمتر کسی جای این بزرگواران را میگیرد.

  2. جبار گفت:

    1

    0

    خداوند روح این مرد بزرگ و خیر اندیش را غریق رحمت و غفران خود قرار دهد
    واقعا از دست دادن چنین مرد بزرگی مایه تاسف و تاثر است .

  3. ناشناس گفت:

    1

    0

    صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تادگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
    روحش شاد و قرین رحمت الهی

  4. ناشناس گفت:

    0

    0

    روحشان شاد.

  5. ناشناس گفت:

    1

    0

    روحش شاد . کاش آدرس آرامگاهش ذکر شده بود . کدام قطعه . کدام ردیف

  6. ناشناس گفت:

    1

    0

    روحش شاد

  7. ناشناس گفت:

    0

    0

    جهت اطلاع همه کسانی که مزاحت ایجاد کردن و از این کار خیر ممانعت کردن گراشی بودند . این را به حساب مردم لار نگذارید

  8. گراشی گفت:

    0

    0

    من البته از این قضیه چیزی شنیدم ولی الان همه استحظار دارند که گراش دوتا از چاه های اب شیرینش را به اوز می دهد .خوب چاه آب شیرین را باید با مجوز و صرف هزینه خرید و اینکه سرخود بر دارند هرکی باشد مخالفت می کند .بعدش نیرو انتظامی نمی تواند ورود کند چون از زمین فردی که مخالف چاه زدن هست برداشت می شود .

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      حرف الان نیست که دوتا چاه به اوز دادن . قضیه سال شصت و سه بوده . ان موقع مجوز هم صادرشده بوده . هماهنگی لازم صورت گرفته بوده . اگر نیروی انتظامی اجازه ورود ندارد شما بفرمایید جهت امنیت چه کسی وظیفه ورود دارد . پسشینه مردم گراش همه یادشان هست . تخریب چاه اب جندین بار رخ داد . بیش از این هم انتظار نبود

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      درمورد حفر چاه اعضای خانواده ایشان را تهدید جانی کردند ….
      که البته در آن زمان از سوی هیچ ارگانی ایشان راحمایت نکردند حتی آغا

  9. گراشی گفت:

    0

    0

    آقای ناشناس علت را از شما لاری ها باید پرسید .چقدر توسری زدین به گراش از استقلال آموزش و پرورش و تا بخش شدنمون و بعد آن همش ساز مخالف زدین و ساخت حلقه چاه با پول حل می شد ولی با دزدی و زور نمیشه .همین گراش اگر کمی جلوتر پا بزارد داد اوزیها در می آید و حق هم دارند .

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان