میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در13 اکتبر 2020 ساعت 4:12 ق.ظ سرویس:مطلب شما 2 دیدگاه 164 بازدید

درضرورت ایجاد زیرساخت های فکری و فرهنگیِ «گردشگری»

درضرورت ایجاد زیرساخت های فکری و فرهنگیِ «گردشگری»

ابوذر سوری*: هممون توی نطق و صحبتامون از واژه پر طمطراق «گردشگری» و لزوم توسعه این صنعت استفاده کردیم و معتقدیم باید زیرساخت‌های فیزیکی مثل جاذبه‌های تاریخی و طبیعی، هتل، اماکن تفریحی و غیره و غیره فراهم باشه تا بشه گردشگر جذب کرد. اما متاسفانه از پیش نیاز این قضیه غافل موندیم؛ ایجاد زیرساخت های فکری و فرهنگی. این نوع زیرساخت هم واسه میزبان (جامعه مقصد) و هم میهمان (گردشگر) صدق می کنه. حالا هر کدوم رو خلاصه توضیح میدم.

اول میهمان(گردشگر)؛ باید به نحوی با مقصد، جاذبه هاش، فرهنگ، مردم و… آشنا بشه. حالا چطوری؟ میزبان باید خودشو معرفی کنه که توی دنیای امروز بهش میگن تبلیغات و بازاریابی، در واقع این نوع زیرساخت واسه میهمان عامل و انگیزه ای میشه واسه سفر و دیدن جامعه مقصد. متاسفانه توی لارِ خودمون این کارا به صورت چریکی و غیرهدفمند فقط ایام عید نوروز انجام میشه و با تبلیغ مهوه و ماهی موتو(ساردین) و کباب کنجه و قلعه ننه نادر(!) و قیصری و باغ نشاط پروندش بسته میشه و میره به امید خدا تا عید سال دیگه… حالا میهمان چجوری وقت کنه توی شلوغی ایام عید تموم تبلیغا رو ببینه و آیا ما اون قدر قوی کار می کنیم که دیده شیم، بحثش مفصله و تخصصی که توی این نوشتار نمی گنجه، هر چند احتمالا جوابشو خودتون می دونید. البته میهمان هم باید با مطالعه و سرچ توی منابع مختلف با مقاصد، فرهنگاشون و نحوه تعامل با جامعه میزبان آشنا شه که دیگه این قضیه یه بحث دیگه اس که به ویژگی های شخصیتی هر گردشگر بر می گرده و خیلی موضوعیتی با این نوشتار نداره.

برمی گردیم به ایجاد زیر ساخت فکری و فرهنگی واسه میزبان(جامعه مقصد)، مهمترین قضیه فرهنگ سازی و ایجاد آگاهی بین تمام افراد جامعه در مورد موضوعات مرتبط با صنعت گردشگریه که اونها رو آماده پذیرش و رویارویی با گردشگر بکنه. اینکه هنوز خودمون نمی‌دونیم چه چیزایی داریم، کجا واقع شدن، تاریخ و داستانشون چیه، یا مثلا می‌ریم روی در و دیوار سفید شده برج ننه نادر الفاظ نامناسب می نویسیم و ترقه می‌زنیم به سقفش، با لاستیک موتورامون کفشو بدون نیاز به پرگار دایره می کشیم (اصلا موندم چجوری موتور رو از پله ها می‌برن بالا، چه حوصله ای دارن، واقعا خداقوت داره!)، با کلید رو در و دیوار باغ نشاط و حمامش خط می‌کشیم و یادگاری می نویسیم، ماشینامونو توی کاروانسراهای نو و گلشن پارک می کنیم، دم غروبا دیوارای لاجون قلعه اژدهاپیکر میشه پاتوقمون و قس علی هذا؛ نشون میده که خیلی عقبیم توی بحث فرهنگ سازی، در واقع بهتر بگم اصلا توی این زمینه کار اصولی انجام ندادیم و خیلی مونده تا برسیم به اونجایی که باید باشیم!

یا مثلا فکر می کنیم که فقط شهر خودمون باید بشه مقصد و قطب(؟؟؟!)گردشگری. هر چند این یک مورد رو نمیشه خیلی به مردم خرده گرفت و می بایست متخصصین بیان پای کار ( البته اگه مسئولین بزارن و بخوان) و بگن آقا به جای تک مقصد، ما باید مسیر جدید گردشگری واسه گردشگر معرفی کنیم که انگیزه و جذابیت بیشتری داشته باشه واسش و بخواد پول و وقتش رو صرف کنه و بیاد این مناطق رو ببینه. صحبت در مورد این مورد هم مفصله که نه در این گفتار کوتاه می گنجه و نه در حوصله مخاطب.

یا خودمون رو با شیراز و اصفهان و تهران مقایسه می کنیم اونم چه قیاس مع الفارقی. کاشکی کمی منصف بودیم و پایتخت سلسله های مختلف رو با خودمون مقایسه نمی کردیم؛ حالا اگه شهری مثل یزد رو مثال بزنیم، خیلی جای دوری نرفتیم چون هم از لحاظ بافت شهری و هم تا حدودی فرهنگ و مذهب شبیه بهم هستیم. ولی یادمون باشه اگه یزد شده یزد و یکی از سه ضلع مثلث طلایی گردشگری ایران در کنار اصفهان و شیراز قرار گرفته، به خاطر همکاری مردم و مسئولاشون باهم بوده، نه اینکه مردم بخوان بشینن بیرون گود و بگن لنگش کن. منکر کم کاری و منفعل بودن مسئولین شهرمون نمیشم اما ما چیکار کردیم واسه آثار تاریخی شهرمون؟ وقتی دیدیم دیوار آثار تاریخی شهرمون ترک داره، آیا پطروس وار دستمون رو گذاشتیم روی ترک که نریزه یا فقط دیدیم و دیدیم و دیدیم و بعضی وقتا گفتیم و گفتیم و گفتیم، دریغ از یه ذره عمل. بخوام منصفم باشم بعضی مواقع اینقدر مسئولین هم سنگای بزرگ و کوچیک انداختن جلو بعضیامون که پشیمون شدیم و عطای این کارا رو به لقاش بخشیدیم…

یا اینکه اصلا نمیدونیم با خودمون چند چندیم! کجای کاریم! وارد چرخه مقصد گردشگری شدیم یا نه؟ بازار هدفمون رو مشخص کردیم یا نه؟ اصلا برنامه جامع گردشگری داریم که بخواد نقشه راهمون باشه یا نه؟ و کلی سوالای دیگه که خودتون می تونید کنار هم ردیف کنید….

خلاصه تا وقتی که ذهن و دیدگاهمون رو در جهت یه موضوع مشخص متمرکز نکرده باشیم، نبایدم انتظار تغییر و بهبود اوضاع رو داشته باشیم، تا وقتی لقلقه هامون تبدیل به دغدغه هامون نشدن، انتظار پیشرفت، انتظار گزافیه!

پانوشت: به شرط حیات توی قسمت دوم این گفتار سعی می کنم طرحا و ایده هایی که می‌تونه به ایجاد زیرساخت‌های فکری و فرهنگی در بحث گردشگری کمک کنه، اشاره کنم؛ طرحایی که انجام شده، در حال انجامه و یا قراره انجام بشه توی همین شهر خودمون، لار.

*کارشناس ارشد مدیریت و برنامه‌ریزی گردشگری

از این نویسنده بخوانید:

یادداشتی از «ابوذر سوری» در باب معرفی «دهن‌شیر»

نکاتی درباره ثبت معنوی «مسقطی لاری»

گردشگری «معنوی» و فرهنگ حسینی

«لارین» قلعه فراموش شده لار

«قیصریه» لار، شکوه بازارهای ایرانی

«امنیت» و گردشگری/ یادداشتی پیرامون حوادث تروریستی اخیر

اولین و قدیمی‌ترین مسجد روی آب ایران در لار!

معتدل است او….

مردم شهر بهوشید!

چه کنیم «گردشگر» جذب کنیم؟

آیا می‌توان به مسافران نوروزی «گردشگر» گفت؟

 


2 نظر

  1. لارستان بیدار گفت:

    0

    0

    ایده پرداز نیستی….‌کپی کارها و نقد دیگران رو میگی

    • ابوذر سوری گفت:

      0

      0

      نظرتون محترمه؛ ان شاالله بعد از انتشار قسمت دوم و سوم، بهتر میشه قضاوت کرد

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان