میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در1 مارس 2021 ساعت 6:45 ب.ظ سرویس:مطلب شما 34 دیدگاه 691 بازدید

درضرورت راستی‌خوانیِ تاریخِ لارستان

درضرورت راستی‌خوانیِ تاریخِ لارستان

بهانه‌ای برای بازنویسی آنچه بارها نوشته شده است

غلامحسین محسنی/ گراش: به‌تازگی، سایت وزین آفتاب لارستان متن بسیار کوتاه شده‌ی دوگفت‌وگوی همایش «لاراُستان» را منتشر کرده است.(اینجا) و (اینجا) هر چند گفته می‌شود، مطالعه تاریخ و شیوه برخورد مردم با هم و با زندگی؛ درسی‌ست برای آیندگان که گفته‌اند: «گذشته چراغ راه آینده است».

باز در این گفت‌وگوها حرف از «امیرانی که در لار قدرت داشتند» و «عامل موفقیت امرای میلادی لارستانِ» افسانه‌ای می‌باشد! نیاز به اندیشه ویژه نیست. زمانی از این‌گونه نشست‌ها بهره‌ای به‌دست خواهد آمد که تحلیل‌ها و  برداشت‌ها بر پایه واقعیات تاریخی بنا شده باشد. تا روزی که اندیشه‌مان ریشه در افسانه، بیان‌مان افسانه و خواست‌مان تلاش در به کرسی نشاندن افسانه بی‌پایه باشد؛ سودی به‌دست نخواهیم آورد!

آنچه تاکنون بر این منطقه گذشته است، خود سندی گویاست و عزیزان در این همایش بارها تکرار نموده‌اند. مگر نه این است که راه رفته ناموفق را نباید باز پیمود؟! پیمودن راهی که ثمری به‌بار نیاورده، غیر از صرف وقت و هزینه، چه بهره‌ای داشته است؟! جز عقب‌گرد و همسایگان را در پشت سر دیدن، چیز دیگر بدست آمده؟! تلاش من این بود حال که فرصتی دست داده، و علاقه‌ای هست یک بار به‌صورت گسترده و تاحدّی فراگیر این موضوع تاریخ لار و پیوندش با افسانه‌ «گرگین میلاد» و قدمت کهن «شهر لار» را مورد پژوهش قرار دهم.

این کوشش پس از گذشت ده پانزده سال به‌بار نشست و یافته‌های خود را در کتاب پژوهشی چاپ شده بنام «خطه لار، بررسی متون تاریخی در پیوند با لارستان» به دوستداران این سرزمین پیشکش نمودم. این تحقیق بر پایه‌ بیش از ۲۷۰ کتاب، اسناد و مدارک تاریخی و جغرافیایی استوار است.

آنچه شما عزیزان لاری از دهه سی چهل خورشیدی به نام تاریخ لارستان و گذشته شهر لار به رشته تحریر کشیده‌اید، همراه با دیگر کتب مرتبط با موضوع بارها مطالعه و کنکاش نموده‌ام. با صداقت و از صمیم قلب می‌گویم، جز اندکی راستی در نوشته‌های عزیزان لاری نیافته‌ام.

از نوشته‌ها و گفت‌وگوهای عزیزان در درازای یکسال و چند ماه بر می‌آید که خودسانسوری کرده، زحمت مطالعه تحقیق‌ام را نکشیده‌اند. دانش‌افزایی همراه با تعصب بی‌جا دستاوردی جز نشر آنچه تاکنون از شما عزیزان لاری دیده‌ایم، ندارد. شاید اینگونه بیندیشید که ما توجه نمی‌کنیم، پس دیگران نیز چنین خواهند کرد! ولی به‌قول عزیزی، راستی آن‌ست که این غول (تاریخ افسانه‌ای لار) از چراغ جادو بیرون آمده. دیگر به آن باز نخواهد گشت. تاریخ داور است، شکیبا باید بود.

در نشست «هفته هفتم» «لاراُستان» کارشناس ارشد تاریخ، باز بر طبل افسانه کوفت. از «گرگین میلاد» و حکومت «هزاران ساله» آن! همچنین افزودند در یک «شاهنامه، فردوسی» بیت بخشش لاد (که همان لار باشد) به گرگین میلاد آمده است! چه خوب! آن شاهنامه را معرفی بفرما تا قال قضیه برای همیشه کنده شود! منتظر چی وکی هستید؟ من که تقریباً همه‌ شاهنامه‌های خطی و چاپی (در پادشاهی کیخسرو کیانی) سطر به سطر با شکیبایی گشته‌ام. شوربختانه نیافتم! یافته بودم هم مشکلی را حل نمی‌کرد. چرا که فاصله‌ افسانه تا واقعیت به درازی عمر انسان‌هاست.

ازگزیده‌ای درباره «ولایت لار» به نقل «حمداله مستوفی» گفتند که تاریخ تحریر آن در نیمه سده هشتم هجری(۷۴۰) بوده است. ولی مهمتر اینکه «حمداله مستوفی قزوینی»، «لار» را در «کوره[شهرستان] شبانکاره» که همان «دارابگرد»‌ باشد، معرفی کرده و این نخستین بار است که از «لار» درکتابی یاد می‌شود. ایشان این سخن را بازگو نکرد! چرا؟! و نگفتند چرا مورخان پیش از حمداله مستوفی دم فرو بسته، حتی از بردن نام «لار» در «فارس» خودداری کرده‌اند؟! برای چندمین بار نوشته می‌شود که نخستین بار در سال۹۷۲ ه.ق «قاضی احمد غفاری قزوینی» در «هند» از «سلاطین لار» سخن رانده است و البته منظورش «لار» در «فارس» مورد نظر و برداشت شما نبوده. بلکه «لار» جزیره‌ای در «خلیج فارس» مدّ نظر داشته است. پیش از این کسی در باره «سلاطین لار» سخنی نوشته؟ (بار معنایی «سلطان» در عصر صفویه، پادشاهی نیست.) این نوشته خود جای پرسش زیاد دارد. اگر«تاریخ طبری»، «آلار» از رستاق «خوجران که یکی از رستاق‌های ساحلی نواحی فال سیف از اردشیر خوره» نوشته، چه ربطی به لار در«خوره دارابگرد» دارد؟ «سیف» یعنی باریکه شمشیر مانند کنار دریا. آیا لار در کنار دریا واقع شده است؟ و اگر «فردوسی» از «کجاران» سروده، هیچ به «لار-فارس» وابستگی ندارد! چرا که نوشته و می‌گویید او شهر شما را «لاد» نامیده! چه شده؟ فردوسی هم فراموش‌کار گردیده است؟!

اگر از «آتشکده کاریان» و اهمیت آن گفته شده، در قرن اول هجری لاری نبوده؛ که بدان منتسب کنند. چرا باید «کاریان» در «اردشیرخوره» یاد کنند و از «پادشاهی میلادیان لارستان» نامی نبرند؟ شما را چه شده است؟! همه‌ی تاریخ‌نویسان و جغرافی‌نگاران تا نیمه قرن هشتم هجری با «لار» چه مشکلی داشته‌اند که از آن نام نبرده‌اند؟! چرا باید در کتاب به یادگار مانده از پایان ساسانیان «شهرستان‌های ایرانشهر» نام «لار» مرکز «سلسله پادشاهی میلادیان لارستان» برده نشود؟ چگونه ممکن است، هر نامی که در منطقه برده شده است، همه «لار» باشد؟ (آلار، کجاران، گزاران، کلالان، گولار، ایراه، ایراهستان، دژکلال و…).

«هفتان‌بوخت»، «کارنامه اردشیر بابکان» با چه نیرنگی می‌توان به پادشاه میلادی بدل کرد؟ چرا باید تا پیش از سده هشتم ه از کوچکترین آبادی در منطقه نام برده شود، ولی پایتخت پادشاهی «هزاران ساله» نادیده گرفته شود؟! آیا برای این پرسش‌ها پاسخی دارید؟ البته تاریخ‌نگاران لاری هم، از بیان برخی راستی‌ها سر باز نزده‌اند. «شادروان اقتداری» از «ابن بطوطه» نوشته: حاکم لار «جلال‌الدین محمد که اصلش ترکمانی است» و در جایی دیگر می‌خوانیم: «لارستان در قلمرو آل مظفر بود که این‌باتو سلطان بر لارستان حکومت می کرده…». حال با چه شگردی می‌توان این «ترکمن» و یا «این‌باتوسلطانِ آل مظفری» را به «پادشاهان میلادیان» پیوند داد، بفرما؟!

خود از «بدلیسی» آوردی، که «گرگین میلاد» «کُرد» بوده است و می‌دانید که در فارس به عشایر «کُرد» اطلاق می‌شده است و باز می‌دانید «شبانکارگان» که اجداد خود از «ساسانیان» می‌دانستند، پیش از «مظفریان» بر بخش شرقی فارس حکومت داشته‌اند و به نقل «حمداله مستوفی» لار در قلمرو آنها قرار داشته است.

در پایان سده هشتم هجری حاکم «کُردشبانکاره‌ای لار» به‌نام «گرگین لاری» چون همنام «گرگین» پسر «میلاد» بوده، خود را بدو منتسب کرده، و این رسم زمانه بوده است. چراکه پیوند به صاحبان قدرت، برتری می‌آورد. حال این پیوند بی‌پایه و کاذب به پهلوان افسانه‌ای (به سرایش «فردوسی بزرگ») حاکم «ری» و «گرگان» چه مشکلی را سامان می‌دهد؟

از «ایراهستان» و اینکه «لار» در محدوده‌ آن قرار داشته است، گفتند. کسی که به‌خوبی از «ایراهستان» نوشته، «ابن بلخی» در آغاز سده ششم هجری است. وی «یادی از آن(لار) نکرده است»؛ تا چه رسد که آن‌را در ایراهستان بداند. باز «وصاف‌الحضره شیرازی» در سده هفتم هجری از لار و جریس(گراش) و ایراهستان در کنار هم نام برده است که اگر لار در محدوده‌ ایراهستان قرار داشت، باهم نمی‌آورد. تازه، این محدوده قلمرو «امیر ابودلف جاتی» که با هیچ چسپی نمی‌توان به «میلادی» چسپاند، دانسته است. همو «حدود ممالک شبانکاره از طرف فارس حسویه و رونیز و خیر است تا روستاهای میشکانات و لار و سانک و دیهی در هفت فرسنگی هرموز به نام کورستان…» آورده است. آیا از این روشن‌تر می‌توان سند ارائه نمود؟ لار و سانک روستایی در قلمرو شبانکاره! آیا روستا می‌تواند، «پادشاهی چند هزار ساله » داشته باشد؟! «ابن بلخی» و «وصاف‌الحضره شیرازی» چه مشکلی با لار و «پادشاهی چند هزار ساله میلادیان» می‌توانند، داشته باشند، که اولی از آن نام نبرد؛ و دومی آنرا روستایی در قلمرو شبارکاره دانسته‌اند؟!

دو موضوع دیگر عنوان شده دراین گفت‌وگو ۱-«بازار قیصریه لار» که برپایه ابیات نوشته شده زیر گنبد بازار، تاریخ ساخت آن سال ۱۰۱۵ه.ق را نشان می‌دهد. سالی که «قنبرعلی بیگ ذوالقدر جهرمی» از سوی «امام قلی‌خان» فرزند «اله‌وردی‌خان» وزیر لار بوده است. یعنی پس از زلزله بزرگ دهه اول هزاره دوم هجری. شهر لار بازسازی کرده و «مورخ لاری» به‌نام «شهر لار شاه عباسی» خوانده است.

عزیزان لاری پافشاری دارند که این بازار ساخته‌ امرای میلادی لارستان است. سند آن کو؟ این مصرع «ویران‌سرای لار به سعی وزیر دهر» که «ویران سرا» خرابی شهر در زلزله دانسته‌اند. حاکم صفوی شهر را بازسازی کرده است. در حالی که۲۵۰ سال پیش از آن «مبارزالدین محمد مظفر» پایه‌گذار «خاندان مظفری» در نصیحت به فرزندش می‌گوید: «خرابه لار کرامند التفات سلاطین نیست». واژه «خرابه» یا «ویران سرا» تنها به زلزله پیوستگی ندارد. دو دیگر اینکه تا سال ۱۰۱۵ ه.ق هر تاجر و جهانگردی که از لار گذشته، از بازار سرپوشیده صلیبی شکل سخنی نگفته ‌است ولی پس از این تاریخ در بیشتر سفرنامه‌ها و نوشته‌ها از آن سخن در میان می‌باشد. «شادروان اقتداری» به نقل از سفرنامه «شاردن فرانسوی» که در سال ۱۰۸۵ ه.ق از لار دیدن کرده است به روشنی می‌نویسد: «روبروی قصر حاکم یک در ورودی بزرگ است که مدخل یک بازار را نشان می‌دهد که به نام بازار شاه عباس نامیده می‌شود. برای این که به وسیله این پادشاه ساخته شده و مانند قصر حاکم است و دارای یک قیصریه و سوقهای عالی می‌باشد». آیا از این روشنتر می‌توان بیان کرد؟ نیز بطور کلی بازارهای سرپوشیده مربوط به دوران صفویه به بعد می‌باشد. همچون «بازار قیصریه تبریز، بازار قیصریه قزوین و بازار هرات افغانستان».

۲-«سکه لاری» که برگرفته از نام «قوم لاری»، «سرزمین لار بزرگ» در هند، یعنی شبه جزیره «گجرات(کاتیاوار)» می‌باشد. آنرا به «لار-فارس»(بدلیل هم‌نامی) چسپاندن، چه دستاوری دارد؟ این سکه در شهرهای مختلف ایران و بیرون از ایران ضرب شده است. چنانکه بسیاری از آنها در موزه‌های جهان به نمایش گذاشته‌اند. تاکنون کسی «سکه لاری» ضرب «لار» و با نام و نشان «امیر لار» نیافته و ندیده است. آدرسی که برای ضرب سکه لاری می‌دهند‌، «تفلیس» پایتخت «گرجستان» می‌باشد! ولی چرا نمی‌گوید‌، «لاری» یک واژه «گرجی باستان» به معنی «دارایی و ذخیره کردن» می‌باشد که نام واحد پول خود قرار داده‌‌اند و هیچ پیوستگی و رابطی به «لار» در فارس ندارد.

«دکتر وثوقی» آورده است: «تاریخ کهنه‌ترین نمونه‌هایی که از این مسکوک به دست آمده از زمان شاه اسماعیل اول [۹۰۷-۹۳۰ ه.ق] جلوتر نمی‌رود، امّا اینکه این مضروبات را برای اولین بار چه کس به جریان انداخته روشن نیست». باز «رابینو» می‌گوید: «این مسکوک را غالب شیوخ خلیج فارس ضرب می‌کرده‌اند و احتمالاً همان طویل‌الحصه قرمطی‌هاست».

گذشته و تاریخ مردمان ساکن در یک فضای جغرافیایی، نوشته‌ها، آثار و بقایای موجود در آن فضای جغرافیایی به نمایش می‌گذارد؛ نه آنچه که ما خواهانیم، چنین بوده باشد! منِ نوعی اگر متنی نوشته، یا گزارش تاریخی را عنوان می‌کند؛ باید همراه با اسناد و مدارک معتبر ارائه گردد. چه، در غیر اینصورت ارزش بهره‌برداری و استناد و حتی آموختن ندارد.

عزیزان! نیازی نیست خود را در فضای محدود و معدود مطالعات تاریخ نوشته‌ همشهریان خود زندانی نمایید. کسی با شما و تاریخ مشترکمان سر ستیز ندارد. هدف، آگاهی از تاریخ راستین‌مان می‌باشد. آیا اندیشیده‌اید، دلیل واپس‌ماندگی منطقه، چسپیدن به افسانه‌های نادرست می‌باشد؟ زیرا پایه‌های پیشرفت و شکوفایی در همه‌ زمینه‌ها برآگاهی از تاریخ مردم آن منطقه استوار است و به درستی نقل می‌کنید «گذشته چراغ راه آینده است». ما هم بخشی از این فضای جغرافیایی هستیم. حال چند کیلومتر فاصله مکانی تاریخ مشترک را که نباید نادیده گرفت. ما هم حق پژوهش و بررسی تاریخ و گذشته سرزمین‌مان داریم. شما بنویسید، ما می‌خوانیم. ما می‌نویسیم شما بخوانید. نقد و پژوهش راه پیشرفت را هموارتر می‌کند. نوشته‌ها با اسناد و مدارک تاریخی به پیمانه ارزیابی قرار می‌گیرد. داوری با خواننده گرامی می‌باشد. تندرست باشید.


34 نظر

  1. انصاف گفت:

    5

    1

    نوشته های علاوه بر تفرقه هیچ در پی ندارد نمی دانم علت اصرارتان برای خواب وخیال چیست

  2. گراشی مقتدر و مظلوم تاریخ گفت:

    2

    5

    اینکه تاریخ لارستان کهن می باشد شکی نیست ولی نسبت به شوش و شوستر و دزفول و… خیلی هم کهن نیست .تاریخ شوش را بخوانید معنی کهن بودن را می دانید .

  3. هادی گفت:

    8

    1

    واقعا جز بدطینتی چیزی در این نگارنده ندیدم. این دشمنی با لار و لارستان از کجا بر می خیزد؟ چرا به دنبال تخریبند این دوستان گراشی؟ همه چیز را دروغ و غیرواقع و خرابه و ویرانه جلوه می دهند. چرا نمی خواهیم بپذیریم که ما همه در یک بوم هستیم و به یک زبان صحبت می کنیم. سرنوشت ما به هم گره خورده است. ما باید همدیگر را تقویت کنیم، نه تضعیف. دوست عزیز نگارنده، دوستان عزیز گراشی، از من کوچکتر به شما نصیحت، با تخریب هیچ چیزی ساخته نمی شود. نیرویتان را جای تخریب، صرف ساختن کنید، نه برای شهر لار، که شهر خودتان گراش. مطمئن باشید مردم لار هم خوشحال خواهند شد. چرا که آن ها هم منتفع خواهند شد. همانطور که اگر لار آباد باشد، مردمان گراش و اوز و خنج و بستک و لنگه و … منتفع خواهند شد. همسایه عزیز، این ره که تو می روی به ترکستان است.

  4. دانشجو از منطقه گفت:

    2

    6

    جالب توضیح میدهید چناب محسنی مطالب را بدور از تعصب قومیت وزادگاه پرستی بیان میکنید کوشش میکنید که تاریخ واقعی را از افسانه ها وخود بزرگ بینی ها جدا کنید کسانی که رواج سکه ضرب لار فارس را در گرجستان مطرح میکنند دچار توهم وخیال شده اند لفظ لار در زبان گرجی بسیار رواج دارد واصلا ربطی به لار فارس ندارد

  5. ناشناس گفت:

    6

    0

    لطفا راجع به امیران گراشی مثل امیر ت هم تاریخش برای مردم بیان دارید
    تا راستگویی تاریخی مشخص گردد

  6. دلسوز گفت:

    0

    5

    مطلبی منطقی بود و برای افرادی منطقی است که با انصاف و به دور از تفکرات فاشیستی باشند. نه اینکه چشم بسته به نویسنده حمله کنند.

  7. لاری گفت:

    5

    0

    اقای محسنی جوابتان را دکتر احمدلو به صورت مستند دادند. برید یکبار دیگر نوشته ایشان را بخوانید و ببینید در کدام نسخه خطی شاهنامه درباره گرگین میلاد مطلب هست.

  8. علی گفت:

    5

    0

    مدرک تحصیلی آقای محسنی چیست؟
    لطفا پاسخ بدهید

  9. در جواب محسنی گفت:

    4

    0

    اقای محسنی چرا نتوانستید جواب اقای احمدلو بدین. چون در برابرش سوادی نداشتین. حالا بعد چندماه دوباره شروع کردین.

  10. شاگردتم گفت:

    6

    0

    معلم عزیزم بیا دو گلوب آب بخور بعدچرا اینقدر حرص میخوری شما؟ می ترسی کتابت فروش نره؟ تو که پولتو از […] پیش پیش گرفتی برای نوشتن اینا تا دیروز سند نبود امروز سند دار شد؟ {رجوع شود به دعواهای پیشین}… بعدشم تو که دو کلوم درباره ی شهرمون چیزی ننوشتی با زدن و تخریب لار، شهر ما گراش میاد بالا؟… بعد معلمم چقدر این چند جلسه . سخنرانی اینقدر اهمیت دارد که اینچنین و بدین صورت تند قلم بردارید و بنویسید؟ حرمت دارد و این را از شما یاد گرفتیم و الان برعکسش را میبینیم از شما زبانم لال عالم بی عمل شده اید…
    یک توصیه برادرانه هم به همشهری هام دارم، به جای این دعواهای بیخود(جدال بر سر نام زبان، تاریخ های موجود، مرز لار-گراش و…) به فکر مطالبه گری از مسئولین باشید. خدا شاهده اگه یک دهم این کامنت ها و متون برای گراش نوشته شده بود الان لار زیر نظر ما بود…

  11. ناشناس گفت:

    6

    0

    من نمی دانم خصومت این برادر گرا شی با لار ریشه در کجا دارد که خود افسانه می گوید و دیگران را متهم به افسانه گویی میکند و گوشه ای از تاریخ بیان می کند وخود تفسیر می کند که منظور از این مطلب این است تاریخ این منطقه که منطقه شما هم می باشد بطور مستند ثبت و ضبط شده که محققین آنها غیر لاری از داخل و خارج کشور می باشند شما از شبانگاه نا م می بریدوبه ساسا نیان وصل می کنید که آنها اصالت ایرانی نداشتند از اعراب ساکن غرب ایران بودند و هر جا از لار در تاریخ می یابید یک لار دیگر در گوشه دیگر در توهم شما می آید همانطور که خود فرمودید بهتر ان است که خود با تاریخ ساخته و پرداخته خود دل مشغولی داشته باشید وبه تاریخ دیگران که مورد قبول محققین آست کار را به کاردان بسپاریدتا نظرات کار شناسانه بدهند و در منطقه نفاق افکنی نکنید که باعث پس رفت منطقه شود نظر شما تفکر متعصبانه است نه بی طرفانه

  12. امین صمصامی گفت:

    7

    0

    شما خودتان به زبان خودتان میگویید اگر در شاهنامه هم کلمه گرگین میلاد بیابید بازهم مشکل شما حل نمی شود و نشان دادن آن به شما بی فایده است و مشخص است که به دنبال انکار تاریخ هستید اگر نه نقشه های که در موزه ها است خود گواه بر حکومت لارستان بر خطه جنوب حتی بندر عباس بوده و سکه های لار و … دلیل بر این قدمت و ادعای راستین مردم خوب لارستان می باشد واینکه چگونه شما به خود اجازه می دهید تمام نویسندگان لارستان را دروغگو خطاب کنید و جز اندکی راستی در نوشته های آنان نمی بینید جای تامل دارد و مشخص است که شخص شما با نیت تخریب لارستان بزرگ و ایجاد تفرقه از شهرهای دیگر هم حمایت بی منطق میکنید و لی چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.‌‌…

  13. از جویم بنارویه معلم بومی گفت:

    1

    6

    نمی شود بک استان تاسیس کرد با این افسانه ها وخیالات واهی قطعا تا مردم ومسوالان سایر شهرستانهای جنوب فارس مرکزیت بک شهر را قبول نکنند ومورد تایید شهرهای اطراف نباشد دولت هم خودش را به درد سر نمی اندازد باید لاریها دست از تنگ نظری وتمامیت خواهی بردارند تا بتوانند به نتیجه برسند

  14. امیرحسین گفت:

    1

    6

    قدمت جهرم به مراتب تاریخی تر است.

  15. لاری گفت:

    6

    0

    شبانکاره اعراب ساکن در سواحل غربی خلیج فارس بودند که به قسمتهایی از شرق فارس یورش بردند کانجا به تسلط خود در آوردند که نه ایرانی بودن و نه دارابی

  16. ناشناس گفت:

    1

    5

    طبق نقشه های موجود جهرم یکی از قصبه های لار بوده است

    • ککام اوزی گفت:

      0

      4

      کتب تاریخی لار را دهی از توابع داراب می دانند. «حمداله مستوفی قزوینی»، «لار» را در «کوره[شهرستان] شبانکاره» که همان «دارابگرد»‌ باشد، معرفی کرده و این نخستین بار است که از «لار» درکتابی یاد می‌شود.

  17. دل سوز منطقه . گفت:

    0

    4

    احسنت به جناب محسنی . حقیقت همیشه تلخ بوده .ممنون از این شفاف سازی شما

    • ۹ گفت:

      0

      0

      آقای محسنی چگونه به خود اجازه می دهند در باره تاریخ اظهار نظر کنند در حالی که نمی دانند ریشه و نصب شبانگاه از کجاست

  18. انصاری ابراهیم گفت:

    4

    0

    به هرحال من به‌عنوان یک گراشی معتقد هستم که لارستان کهن بوده و نمی شود گراش و شهرهای اطراف را از لار جدا دانست .پیشرفت لار باعث پیشرفت گراش نیز هست .به هرحال اینکه قدمت یک شهر زیاد هست دلیل بر پیشی گرفتن نیست .مشکل منطقه ما کار و اشتغال برای جوانان هست و اینکه با این بحث های تفرقه افکن باعث اختلاف و عقب گرد می شویم .

  19. ناشناس گفت:

    5

    0

    واقعا باید بررسی بشه ریشه این خشم دوستان گراشی رو

  20. ناشناس گفت:

    5

    0

    جناب محسنی می پندارد همه تاریخ باید مکتوب ودر کتابی درج شده باشد. اگر اینجور باشد گراش شما از دوره قاجار نامش در کتاب ها آمده ولی گراش، قلعه دارد به قدمت تاریخ و متعلق به دور ساسانیان.
    یا در لار قلعه اژدها پیکر و قلعه قدمگاه که مربوط به دوره اشکانیان است.
    گیرم همه این واقعیت های تاریخی به قول شما افسانه باشد گراش شما که دیگر افسانه هم نیست.
    اهالی محترم گراش و نماینده محترم با این آقا حرف بزنید و از تفرقه ای که این آقا بین گراش و لار می اندازد جلوگیری کنید
    والا ما هم خیلی مدرک و سند مکتوب بر علیه امیران وخان های گراش داریم که چه از روز شما در آورده اند. ولی تخریب تاریخ یک شهر کار شایسته ای نیست.
    بیایید در سایه دوستی و مودت و اتحاد باعث پیشرفت و آبادانی هر دو شهرستان باشیم. از جناب منشی هم در خواست داریم که از هر گونه مقالاتی که بوی تفرقه و نفاق می دهد به آسانی چاپ ونشر ندهد.

  21. مجمد گفت:

    0

    5

    واقعا خوشحال می‌شوم مقالات تحلیلی بدون تعصب رو می‌بینم …

  22. بستکی گفت:

    0

    3

    نظر نویسنده قابل تامل است همه مردم باید بتوانند نظرات موافق ومخالف را تحمل کنند

  23. ناشناس گفت:

    5

    0

    این گراشی ها خیلی پر رو شدن خدایی، تمام هدفشون هم اینه که تنی به تن لار بزنن و بیان قاطی بزرگان… این کاراشون خوبه اتفاقا، باعث میشه مردم و بزرگان لار متحدتر بشن… عزیزای دل، لارستان در طول تاریخ، این تخریب های کوچیک رو به راحتی رد کرده که تونسته برسه به اینجا. و به راحتی هم رد خواهد کرد.

  24. ملا گفت:

    0

    4

    احسنت جناب محسنی

    لطفا بیشتر برامون بنویسید. مثل همیشه با سند و مدرک

    • اوزی گفت:

      4

      0

      برو کتاب ها و نوشته های تخیلی بخون تا شاید تخیلت مثل جناب محسنی شکوفا بشه.😁

  25. خطاب به ناشناس گفت:

    0

    3

    اقای ناشناس منطقی باش چرا ناراحتی که نویسندگان گراشی ودیگران مطالب روشن گر مینویسند اقای محسنی کوشش میکند که افسانه های عیر واقعی را از تاریخ واقعی جدا نمایند باید تحمل دیگران داشته باشید

  26. پژوهشگر گفت:

    1

    0

    جناب آقای محسنی لطفا قبل از این دیگران را مقید به آوردن سند و مدرک کنید خودتان هم گفته هایتان را با سند و دلیل بیان کنید.
    شما با این افسانه پردازی، توهمات پوچ و با پول های کلان و پارتی و رشوه، روستای گراش را به شهرستان تبدیل کردید تا از لار جدا شوید. الان در پی چه هستید؟؟؟؟؟!!!!🤔😕 در پی تفرقه افکنی و از آب گل آلود ماهی گرفتن.

  27. خطاب به پژوهشگر گفت:

    0

    0

    عجب پژوهشگری هستید با حرفها واستدلالهایت روستا گراش دیگه چه صیغیه است استقلال گراش اوز وخنج خیلی هم دیر شده بود ماشالله هرکدام یک شهرستان مستقل ومعتبر هستند در فارس

  28. اوزی گفت:

    0

    0

    ما شما لاری ها را نمی خواهیم هرگز. کاری هم به شما نداریم.
    دارنده این سایت هم نظر های دلخواه خودش را بالا میاورد.

  29. لاری گفت:

    0

    0

    با سلام خدمت ککام حاج غلامحسین گراشی

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان