میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در5 اکتبر 2014 ساعت 11:52 ب.ظ سرویس:مطلب شما 12 دیدگاه 2,115 بازدید

دری از درها

نگاهي به نمايش «خرده دروغهای شخصی» کاری از گروه تئاتر آرش

دری از درها

عدنان كارگزارفرد: «خرده دروغ های شخصی» صرفا به بررسی آفت دروغ نمی پردازد. نویسنده اثر در پی آشکار سازی این تراژدی است که مرز بین دروغ و واقعیت بیش از پیش کمرنگ شده و ناراستی در لباس راستی ظاهر شده است. اگر به خط روایی داستان و بازی بازیگران نگاه دقیق­تری بیاندازیم متوجه می­شویم که تردید در بیان حادثه و تلاش در جهت پنهان سازی و اغراق در نقش آفرینی هنرپیشگان به اجرای یکدست و بی لکنت گروه در مقابل ماموران نظمیه به عنوان نماد آشکارساز واقعیت و ما تماشاگران می انجامد. دروغی که با صدای در زیرزمین رنگ واقعیت می گیرد و داستانی که راوی هم مانند شنونده باور می کند.

610

راستی وقتی سلسله مراتب و روابط علت و معلولی دروغ اینچنین مهندسی شده باشد، وقتی باورمان به دنبال سهل ترین و کم دردسرترین و در عین حال داستانی ترین واقعه مجازی بگردد، واقعیت در حاشیه می ماند؟ مگر نگفته اند دروغ هرچه بزرگتر باور آن آسان تر است؟ در گذر از گذشته و رسیدن به آینده باور دروغ به درک حقیقت نمی چربد؟!

نکته قابل ذکر وجود درهای زیاد در صحنه نمایش است؛ بر خلاف معنای نمادین آن نه تنها گشاینده نیست که هر بار با باز شدن آن ابهامی خلق می­شود و هر بار ابهام جدید باعث غافل شدنمان از مورد قبل می شود. نویسنده اثر تلاشی در جهت ابهام زدایی نکرده است و تمام تلاش او و کارگردان تنها در جهت همراهی تماشاگران تا صحنه فینال است که تا حد زیادی موفق بوده اند. ورود شخصیت هایی چون شهاب حاجت، فری و شخصیت بامزه سرباز گشتی ترابی بدین منظور بوده است اگر نه حذف این کارکترها لطمه ای به یکدستی روایت نمی­زد اما این روش و دادن قطره چکانی اطلاعات به مخاطب باعث افزایش انتظار بیننده می شود و هر پایانی او را راضی نگه نمی دارد و منتظر یک پایان رویایی و بی­حرف و حدیث می ماند که بالطبع محقق نمی­گردد ولی تیزهوشی خالقان اثر در اینجا آشکار می گردد که با یک پایان باز جای هرگونه برداشتی را برای مخاطب باز می گذارد.

در پايان بايد تاكيد كرد پیوستگی و آهستگی رشد و بالندگی آقای بلند گرامی و تیم همکار او از دلایل اصلی ماندگاری و موفقیت ایشان است. بی شک جامعه هنری لار به داشتن چنین فرزندانی به خود می بالد.

410


12 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    اصلا هم نمی بالد
    آبروی لار رو در سطح استان بردن
    به چیشون باید ببالیم!؟

  2. ناشناس گفت:

    0

    0

    ای کاش آقای کارگزارفرد قبل از این تحلیل نمایشنامه ی شایعات نیل سایمون رو میخوند بعد این حرفا رو میزد

  3. گروه آرش گفت:

    0

    0

    ممنون و سپاس بابت نگاه هنرمندانه ی شما آقای کارگزار فرد.

  4. ناشناس گفت:

    0

    0

    با توجه به اقتباس نه چندان وفادارانه، میتوان متن را فارغ از منبع اصلی مورد بررسی قرار داد

  5. ناشناس گفت:

    0

    0

    برای رشد جامعه هنری باید از از خودخواهی بکاهیم، مگر نه اینکه هر لارستان چشم و چراغ ماست؟ اگر خود بجایی نرسیدیم مانع پیشرفت دیگران نشویم

  6. محسن گفت:

    0

    0

    ی نرده بون هست یکی اون بالاست ی عده معلوم الحال چون نمیتونن اب اون آدم بالای نرده بونه برسن دارن ب آب وآتیش میزنن اما جوجه ان ….اون آدم بالای نرده بونه محمد اسماعیل بلندگرامی هست

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      بابا نرده بون !!!!!!!بپا یه وقت با مخ نیوفتی بعد بگی کار دشمنامهه !!! یه نگاهی به پایین هم بنداز. یه کم کمتر خودتون وتحویل بگیرید بد نیستا! ماشاالله رو که نیست سنگ پاست.

  7. روح اللهي گفت:

    0

    0

    اين كار در شان گروه آرش كه ترن رو اجرا كرده بود نبود

  8. ناشناس گفت:

    0

    0

    ما متاسفانه در شهرمون زیاد هستن که به هنرمون و هنرمندامون حسادت میشه بابا یکم واقع بینانه تر به هنر شهر مون نگاه کنید به تاتر حسادت به موسیقی حسادت به همه چی حسادت بعد میخوان پیشرفتای چشم گیری هم تو شهرمون باشه الان نصف هنرمندامون به خاطر همین حسادتا به شهرهای دیگه مهاجرت کردن و راضین که اونجا زندگی میکنن میدونید چرا چون یه مشت لاری حسود دور و برشون نیست و راحت به موفقیتاشون دست پیدا میکنن یکم دست از حسادت بردارین هر کس در هنر خودش تلاش کنه و کاری به کار دیگری نداشته باشه.

    • ناشناس گفت:

      0

      0

      دوست عزیز
      بسیاری از همین هنرمندایی که گفتین به خاطر حسادت های همین گروه از لار رفتن،برجسته ترین نمونه اش هم استاد اکبرنژاد بودن که […] باعث رفتن ایشون از لار شدن

  9. ناشناس گفت:

    0

    0

    دست در دست هم دهیم به مهر

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان