میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در28 دسامبر 2013 ساعت 1:05 ق.ظ سرویس:اجتماعی, گفتگو بدون دیدگاه 2,315 بازدید

در مديريت شهري، رضايت و مصلحت شهروندان به يك اندازه مهم است!

گفت و گو با «محمدامين گرامي»؛ كارشناس ارشد شهرسازي:

در مديريت شهري، رضايت و مصلحت شهروندان به يك اندازه مهم است!

اشاره: «محمدامين گرامي» دانش آموخته رشته شهرسازي در مقطع كارشناسي و طراحي و برنامه ريزي شهري در مقطع كارشناسي ارشد است. او تا سال ۸۶ در اصفهان و تهران مشغول به كار بوده و پس از آن به دعوت «حسين صبورايي»، شهردار وقت لار به اين شهر باز مي گردد و به عنوان مشاور فني و شهرسازي او در شهرداري لار فعاليت مي كند. او البته پس از آن در لار ماند و اكنون غير از تدريس در دانشگاه آزاد اسلامي لارستان، در هيئت رئيسه نظام مهندسي عضويت دارد. او همچنين با بنياد مسكن فارس و شهرداري هاي استان فارس و هرمزگان نيز همكاري مي كند. با او درمورد آسيب ها و نقاط قوت شهرسازي لار گفت و گو كرده ايم كه خلاصه آن را مي خوانيد.

***

به عنوان سوال اول، نقش شهرداري و ديگر نهادها را در ايجاد شهري سالم و زيبا چقدر موثر مي دانيد؟

به نکته جالبی اشاره نمودید، اجازه دهید مقدمه‌ای در خصوص «شهر‌سالم» بیان نمایم، از اوایل دهه ۸۰ میلادی توسعه پایدار مورد بحث قرار گرفت که به تبع یکی از اولین حوزه‌های مداخله توسعه پایدار در شهر و مدیریت شهری است. لذا با جدی‌تر شدن توسعه پایدارِ شهری در دهه ۹۰ میلادی واژه‌های جدیدی همانند شهرسالم، شهرپایدار، مشارکت عمومی و غیره در حوزه مدیریت شهری خودنمایی کرد. اما شهرسالم چیست؟ امروزه شهروندان به اینکه شهرداری نظافت خیابان و روشنایی پارک‌ها در شب را تامین ‌نماید قانع نیستند و با توجه به بالا رفتن سطح سواد و فرهنگ عمومی و مقایسه مستمر خود با دیگر شهر‌ها سطح توقع و انتظار‌ها فراتر از گذشته شده است. بنابراین نیاز به رویکردی جدید در حوضه برنامه‌ریزی و مدیریت شهری احساس می‌شود و جواب این مسأله همان است که شما پرسش نمودید: «شهرسالم»؛ شهرسالم در مجموع همه آنچه که با کیفیت زندگی یک شهروند مرتبط است را شامل می‌شود. همانند: شهری زیبا و با هویت، سکونت سالم و بهداشتی، تعلق روزافزون به محیط زندگی، مشارکت مردم در عرصه‌های گوناگون فعالیتی، گردش و توسعه مالی در شهر، پویایی شهر و شهری ایمن.

با اين مقدمه آیا شهرلار به این هدف یعنی شهرسالم خواهد رسید؟

با روند فعلی خیر!

لطفا بیشتر توضیح دهید؛ دليلتان بر اين مدعا چيست؟

متأسفانه مدیریت شهری ما دچار یک مدیریت روزمره و بدون برنامه است. بگذارید واضح‌تر بگویم؛ فعالیت‌های ما بر اساس برنامه نيست بلکه روزانه و هفتگی یا اتفاقی عملی را انجام می‌دهیم که نتیجه آن بهره‌وری پایین، کم شدن اعتماد و نارضایتی عمومی و درجا زدن و… خواهد بود.

راه حل چیست؟

ساده است؛ برنامه داشتن یعنی از پیش اندیشیدن برای رسیدن به هدف یا اهدافی. خُب ما انواع برنامه‌ در حوزه مدیریت شهری داریم، برنامه‌های گام به گام، حمایتی، مشارکتی، فرآیندی وغیره. برای داشتن یک برنامه واقعی و عملکردی حضور متخصص‌ها لازم است و باید بدانیم در کجا ایستاده‌ایم و به کجا می‌خواهیم برسیم. باید مزیت‌ها و ضعف‌های خود را بشناسیم و بر اساس نیاز‌هایمان هدف‌گذاری نماییم. البته این مطلب را اضافه نمایم که برای رسیدن به مقصود بايد با شهروندان، گروه‌ها و تشکل‌های اجتماعی، متخصصین بومی و مسئولان یک مشارکت هدفمند و با برنامه صورت گيرد.

صحبت از اعتماد عمومی و رضایتمندی شهروندان نسبت به مدیریت شهری خصوصا شهرداری كرديد؛ ميزان اين اعتماد عمومي در مورد شهر لار را چطور ارزيابي مي كنيد؟

نبود اعتماد و رضایتمندی از مدیران شهری خصوصا شهرداری، مختص شهر لار نیست و تقریبا می‌توان با قاطعیت گفت همه مردم ایران کم و بیش این احساس را دارند و دلیل آن تاریخی است. از حدود صد سال قبل و بعد از پیروزی نهضت مشروطه و تدوین قانون بلدیه يا همان شهرداری فعلی، کلانترها يا شهردارهای فعلی، برای تأمین منابع مالی و اقدامات خدماتی خود دست به اقداماتی زدند که بر پایه‌ اجبار و زور بود لذا نارضایتی مردم روز به روز بيشتر شد. البته به این نکته اساسی هم باید اشاره كنم که حداقل در لار برای معکوس کردن شیب نارضایتی اقدام اساسی صورت نگرفته است پس اگر رضایت مردم برایمان مهم است باید به اقداماتی دست زد که اعتماد عمومی صورت گیرد.

مثلا چه اقداماتی؟

علاوه بر داشتن برنامه که قبلا گفتم، به دو اقدام اساسی دیگر نیز می‌توان اشاره کرد: اول «شفاف‌سازی و پاسخ‌‌گویی»، دوم «استفاده از تکنیک مشارکت دادن شهروندان در عرصه‌های گوناگون فرهنگی، اجتماعی، عمرانی و اقتصادی».‌ البته کارهایی مانند چاپ نشریه یا تشکیل یاورانِ شورا انجام شده که بیشتر حالت مقطعی و تبلیغاتی دارند و اگر نتایجی هم به دنبال داشته باشند کوتاه مدت است.

روي مشارکت شهروندان زياد تاكيد مي كنيد؛ قدري در مورد چگونگي اين مشاركت توضيح دهيد.

اینکه من روی مشارکت شهروندان در عرصه‌های مختلف تأکید می‌کنم دو علت اساسی دارد؛ اول اينكه مشارکت از آموزه‌های دینی ماست و همچنين یک راه حل علمی است برای غلبه بر مشکلات. دوم با توجه به تجربه حرفه‌ای‌ام بايد بگويم مردم لار به دلایل فرهنگی _ کالبدی در بیشتر عرصه‌های مشارکتی، استقبال خوبی دارند که یکی از دلایل آن ساختار محله‌ایِ شهر است. زمانی که شهروندان و مدیران شهری وارد یک دیالوگ مشترک شوند هم مدیران نیازهای واقعی شهروندان و راه حل مناسب آن را خواهند یافت و هم شهروندان به یک حس رضایتمندی درونی خواهند رسید. پژوهشی در خصوص«حس تعلق به مکان» که یکی از مباحث داغ علمی امروز جهان است در ۵ محله شهرقدیم و ۵ محله شهرجدید داشته‌ام؛ یکی از نتایج جالب این پژوهش این بود که هر چه شهرداری لار در محلات مداخله بیشتر یا همان فعالیت‌های عمرانی بدون مشارکت داشته است حس تعلق به مکانِ اهالی، نسبت به محله کمتر شده است و این مسأله زنگ خطری است برای مدیران شهر و کیفیت زندگی مردم. بر خلاف نظر برخی از مدیران که نه «رضایت» مردم بلکه «مصلحت» مردم برایشان مهم‌ است باید بگویم هم رضایت و هم مصلحت هر دو مهم و مکمل یکدیگرند بنابراین اعتقاد من این است که لزوما ما هرآنچه که شهروندان دوست دارند را نمی‌سازیم اما بايد آنچه را که می‌سازیم دوست داشته باشند.

درجات مشارکت عمومی را می‌توان به چهار بخش تقسیم نمود: «اطلاع رسانی»، «مشورت»، «سهیم نمودن در تصمیم‌گیری» و «تقسیم تخصص». زمانی که به وضع موجود در مديريت شهري لار دقت می‌کنیم می‌بینیم در سطح اول، آن هم بصورت ناقص قرار داریم. به نظرم با شناخت صحیح نسبت به حس خاک دوستیِ مردم و بالفعل کردن این پتانسیل در قالب اجتماعات محله‌ای می‌توان به راحتی تا سطح سوم برسیم.

یکی از مشکلاتی که توسط مردم خصوصا جوانان عنوان می‌شود نبود فضای مفرح برای گذران اوقات فراغت است؛ موافقيد؟

بله؛ مسلما به اين دليل است که چنین فضاهایی را نساخته‌ایم و اصولا جزو دغدغه‌هایمان نبوده‌است و نسبت به محاسن آن اطلاعی نداشته‌ایم. نداشتن اطلاع هم به جهت نبود تخصص است. ببینید؛ با کاشت درخت و قرار دادن چند تاب و سرسره نمی‌توان فضای شادی‌آفرین خلق نمود! جالب است که بعضی می‌گویند فرهنگ عمومی مردم منطقه اینگونه ‌است که خواهان برقراری ارتباط جمعی شاد نیستند اما اینگونه نیست و دیده‌ایم مردم در مواقع مختلفی به ابراز شادمانی پرداخته‌اند. خوب است بدانیم بسترهای مناسب و بالقوه‌ایی داریم مثلا زمانی از همین بسترهای بالقوه استفاده شد و فضای بین ‌دو فاز بازار ‌امام و پارک ‌سلامت به وجود ‌آمد. بنابراین می‌توان با ایجاد فضاهای ‌شهری مناسب و در مقیاس بزرگ به ایجاد لحظات خاطره‌انگیز و مفرح کمک نمود و به قول جامعه ‌شناسان بازتولید نظم اجتماعی نمود.

یکی از ویژگی‌های شهر لار وجود دو بافت سنتی _ تاریخی و بافت جدید است؛ به نظر شما نحوه برخورد با این دوبافت چگونه باید باشد؟

فکر کنم در ابتدا اگر بخش‌های شهر را به همراه نحوه برخورد با آن ‌ها تا به امروز روشن نمایم بهتر است چراكه سیاست‌های مداخله بهتر درک مي شود. شهر لار از چهار بخش که در چهار مقطع زمانی شکل گرفته‌اند تشکیل شده است. بخش اول شهرقدیم است که هسته اولیه و ساختار و بافت تاریخی لار را شکل داده است که الگوی آن محله محور می‌باشد و متاسفانه تا به امروز و در بیشتر دوره‌های مدیریتی مورد توجه ریشه‌ای قرار نگرفته‌است و حتی فعالیت‌های عمرانی که من مداخلاتِ قهرآمیز می‌نامم صورت پذیرفته است که نتیجه آن پایین آمدن کیفیت سکونت ‌است. البته بیشتر مداخلات صورت پذیرفته در حوزه خیابان‌کشی بوده است که این مداخلات از اوایل دهه هفتاد و با از بین رفتن بافت تاریخی آغاز گردیده و تا به امروز با کم توجهی ادامه داشته است. خوب است این مطلب را هم اضافه نمایم که برای سازمان‌هایی همچون یونسکو بافت تاریخی بسیار بیشتر اهمیت دارد تا یک اثر و بنای تاریخی. البته هرچه زودتر بايد جلوی تخریب همین چند اثر تاریخی باقی‌مانده را گرفت. نکته امید دهنده اما این است که با همه این بی‌مهری‌های صورت گرفته نسبت به شهرقدیم و محلات، هویت فرهنگی _ اجتماعی محلات حفظ شده است. بنابرین سیاست برخورد ما با در نظر گرفتن هویت اجتماعی و محله‌ای، ارتقاي کیفیت زندگی با مشارکت گام به گام مردم و همچنین توجه ویژه به مرکز و عناصر ‌تاریخی باید باشد که نتیجه آن حفظ و تقویت ساختار و هویت محله‌ای و ماندگاری مردم در بافت و همچنین جذب گردشگر به شهر خواهد شد.

بخش دوم شهرجدید است و همان‌طور که همه می‌دانیم شهرجدید بعد از زلزله ۱۳۳۹ مکان‌یابی و شروع به ساخت گردید. البته مبنای طراحی براساس تئوری‌های شهرسازی مدرن دهه ۳۰ میلادی یعنی حدود ۸۰ سال قبل می‌باشد که با وجود ایرادهای وارد بر تئوری‌های آن زمان، ویژگی‌های مثبتی چون جانمایی و الگوی اشغال مناسب کاربری‌های خدماتی، توجه به پوشش گیاهی سایه‌دار، آب‌نماها، سازه‌های ضد زلزله، جداره و بدنه‌های شهری متناسب و هم‌خوان، مصالح بومی و زیبا و حفظ و احترام به طبیعت و ارتفاعات درون‌شهری را می‌توان نام برد که متاسفانه نه تنها تلاشی در راستای جبران نواقص ننموده‌ایم بلکه اکثر نقاط مثبت با بی‌تدبیری از بین رفته‌ یا در حال نابودی‌است. بنابرین سیاست برخورد با شهرجدید علاوه بر تاکید بر نقاط مثبت، همگون کردن و رفع نواقص بر اساس شهرسازی جدید یا همان شهرسازی پست‌مدرن می‌باشد که نتیجه آن لطیف و پویا نمودن بافت شطرنجی و افزایش حس‌تعلق به‌مکان همچون محلات شهرقدیم خواهد بود.

بخش سوم توسعه شهر لار را می‌توان به توسعه حاشیه ای شهرقدیم و شهرجدید نسبت داد. مانند شهرک‌‌های بوستان، امام، گلستان و قلات‌خانی که هرکدام دارای مشکلات زیادی چه به لحاظ فنی چه مدیریتی می‌باشند که لازم است هریک به تنهایی بررسی و آسیب‌شناسی گردند و به تبع راه‌حل ارائه شود.

اما بخش آخر که در آینده شهر لار بسیار موثر خواهد بود فضای بین دوشهر است. از آنجا که هدفمان ارتقاي شهرستان است لازم است ساختار شهرمان نیز براساس این هدف یعنی مرکز استان شکل بگیرد. بنابرین با یک طرح و برنامه صحیح و ایده‌گرفتن از الگوی سنتی شهرقدیم و الگوی مدرن شهرجدید و بر پایه یک تئوری شهرسازی نو به اقتدار و شایستگی‌ برسیم که توسعه‌یافتگی شهرمان نسبت به شهرهای رقیب از برتری محسوسی برخوردار گردد. اما با هزار افسوس باید عرض کنم در زمانی مدیریت شهر با یک ضعف عظیم فنی _ مدیریتی با ارائه الگوی کهنه و رد شده در شمال بلوار «ولایت» و همچنین با یک بی‌برنامه‌گی عجیب در بلوک بندی بی قواره و بی‌شکل در جنوب بلوار ولایت بسیاری فرصت‌ها را از بین برد! لذا سیاست برخورد باید این باشد که ابتدا از گسترش این نوع توسعه جلوگیری به عمل آید سپس به کمک فضاهای خالی بین بلوک‌ها سعی نماییم فضا را تلطیف و کمبود خدمات‌ را جبران نماییم. همچنین در فضاهای بکر‌ باقي مانده و در امتداد محور بلوار ولایت و شهید‌ امامی به کمک اندیشه‌های نو و به‌روز ساختاری شهری در حد و اندازه یک مرکز استان ایجاد‌ نماییم.

تاكنون اكثر مديران شهري ما رشته هايي غير مرتبط با موضوع كار شهرداري داشته اند. آنها هم كه تحصيلات مرتبطي داشته اند منحصرا دانش آموخته رشته مهندسي عمران بودند. دقيقا بفرماييد تفاوت رشته شهرسازي و مهندسي عمران و نقش آنها در مديريت شهري چقدر است؟

شهرسازی جزو رشته‌های «میان رشته» تلقی می‌گردد و دانش‌آموخته این رشته با مباحث جامعه‌شناسی، اقتصاد شهری، ترافیک شهری، مدیریت شهری، طراحی و برنامه‌ریزی شهری آشنا می‌گردد که به نظر می‌رسد هدف سیاست‌گذاران وزارت علوم این بوده که مدیریت شهرداری‌ها را تخصصی‌تر نمایند کمااینکه در دیداری که به اتفاق جمعی از دوستان با وزیر اسبق مسکن و شهرسازی داشتم ایشان نيز به این نکته اشاره و تاکید نمودند. البته این را هم اضافه کنم که لزومی براینکه مدیر‌شهری یا شهردار، دانش‌آموخته رشته شهرسازی باشد نیست، همین که بر مبنای تخصص و علم فعالیت نماید مطمئنا در مسیر صحیح قرار خواهد گرفت. اما اين را بدانیم و بدانیم كه شهر عرصه آزمون و خطا نیست و یک اشتباه هرچند کوچک ممکن است پیامدی چند ده‌ساله داشته باشد. در پایان بايد اضافه کنم بسترهای مناسبی در شهر لار داریم که مي توان با نگاهی کارشناسانه، نواندیش و ریسک پذیر چهره آن را دگرگون و به شهري برجسته و فاخر تبديل كرد.


ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان