میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در24 می 2015 ساعت 1:36 ق.ظ سرویس:مطلب شما 28 دیدگاه 3,895 بازدید

در مسیر پروانگی

New-Imageتقدیم به برادرم مجتبی که استادم بود

در مسیر پروانگی

بهزاد قناعت پيشه: اگر امروز به عنوان فقیرترین انسان روی زمین لقب بگیرم اعتراضی ندارم چرا که من بزرگترین سرمایه زندگیم را که برادرم مجتبی بود از دست دادم. مجتبی امید آینده من و خانواده بود. سرطان خون بهانه ای برای رونمایی جلوه های زیبایی از شخصیت مجتبی بود که تا کنون مجال بروز پیدا نکرده بود. مجتبی از سرطان پلی برای ارتباط با خدا ساخت. در پی آن نیستم که از مجتبی قدیس بسازم بلکه می خواهم نوری بر زوایای کمتر دیده شده شخصیت جوانی بتابم که در ۲۶ سالگی و علی الخصوص در ۸ ماهه آخر حیاتش جلوه های زیبایی از صبر و ادب را به ما نشان داد.
ادب و متانت و کم حرفی مجتبی در بخش خون و انکولوژی بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهر زبانزد تیم پزشکی و پرستاران بود. مجتبی عاشق معماری سنتی ایران بود. تسلط بر نرم افزارهای معماری مجتبی را در کوتاه مدت تبدیل به یکی از خلاق ترین طراحان معماری بوشهر کرده بود. او که دانش آموخته رشته مهندسی معماری و دانشجوی ممتاز این رشته در دانشگاه خلیج فارس بود عِرق خاصی نسبت به معماری بوشهر داشت.

او تبحر و مهارت و بینش خود را از معماری در هفتمین کارگاه فهم معماری ایران که در سالن همایش‌های دانشگاه خلیج فارس بوشهر در بهار ۹۱برگزار شده بود، به رخ همگان کشید و بارها و بارها از سوی اساتید مدعو در همایش برای کار دعوت به تهران شد اما عشق و علاقه او به معماری سنتی بوشهر مانع از دل کندن از شهر رویاهایش بود. او تا بدانجا پیش رفت که با وجود تجربه پایین اما بواسطه تسلط فوق العاده اش بر مبانی معماری با پیشنهاد طراحی زیباسازی یکی از سواحل تفریحی بوشهر از جانب شهرداری بوشهر مواجه شد. پیشنهادی که روحیه او را دو چندان کرد و وابستگی او را به بوشهر بیشتر و بیشتر کرد. و این وابستگیها به ازدواج در بوشهر و تشکیل خانواده در این شهر انجامید. او حتی در انتخاب مرکز درمان بیماریش بوشهر را به شیراز ترجیح داد و با اینکار خود به تیم پزشکی بوشهر اعتماد به نفسی استثنایی داد که عشق و علاقه خاص تیم پزشکی و پرستاری را تا پایان با خود همراه کرد.

News-Imageمجتبی یکی از پیشگامان دفاع از معماری سنتی بوشهر و یکی از مخالفین سرسخت تخریب بناهای سنتی در بوشهر بود که مخالفت خود را با برپایی اجتماعات اعتراض آمیز و نشر مقالات انتقادی در رسانه های بوشهر علنا نشان می داد. مجتبی در معماری به بلوغ رسیده بود و اگر می ماند یکی از نوابغ معماری ایران می شد. اما آنچه مرا وادار به نگارش این متن کرده است تنها تخصص مجتبی نیست بلکه تخصص توامان با ادب و متانت مجتبی است که از او یک جوان برجسته ساخت.
مجتبی در عصر جمعه ۱۷ مرداد ماه ۹۳ ساعت ۱۷ متوجه بیماری سرطان خود شد و در شامگاه ۲۸ اردیبهشت سال ۹۴ در ساعت ۲۳و ۳۰ دقیقه چشم از جهان فرو بست. در طول مدتی که در زمان درمانش در کنارش بودم  هیچگاه شکایتی از خدا نداشت. او در ۵۰ روز اخر زندگی کم بینا و در ده روز آخر حیاتش کاملا نابینا شد اما باز هم شکایتی نداشت فقط یکبار که برای پیاده روی کوتاه در اتاق ایزوله بیمارستان دست در دست هم آرام آرام راه می رفتیم مکثی کرد و گفت:«کاش چشمام اینجوری نشده بود» و این تنها جمله اعتراض آمیزی بود که در طول دوران درمان من از مجتبی شنیدم.

سر دردهای شدید بدلیل عفونتی که در مغزش ایجاد شده بود هم معبری برای شکایت از خدا نگشود و مجتبی در هنگام درد شدید با ذکر های آرام یا الله و یا خدا و یا علی خود و اطرافیان را آرام می کرد. هر گاه از او می پرسیدم مجتبی امروز چطوری؟ آرام اما با امیدی مثال زدنی می گفت: «الحمدلله» و این تنها پاسخی بود که هر بار می شنیدم. تا شب اخری که در کنارش بودم گفتگو و خنده ما ادامه داشت. او کم حرف اما شوخ و بذله گو بود و با این روحیه اش سرطان را به مسخره گرفته بود. او در طول مدت درمان به مرگ آگاهی رسیده بود. او انتهای مسیر را می دانست و پرده آخر صحنه زندگی را با زیباترین نمایشها به پایان رساند. او در بیشتر اوقات بستری در بیمارستان با تسبیحی که از تربت ابا عبدالله الحسین (ع) بود ذکر می گفت.

New-Imadddgeمن هیچوقت حس و حال او را در حال نماز روی تخت بیمارستان فراموش نمی کنم. او لحظه به لحظه به مرز پختگی نزدیک و نزدیکتر می شد.عشق به امام رضا(ع) و سلامهای صبحگاهی هر روز او در شبکه های اجتماعی به این امام رئوف در بین فامیل و دوستان زبانزد شده بود. او همه را عاشق امام رضا (ع) کرده بود. در بهمن ماه ۹۳ به ارزویش رسید و عازم مشهدالرضا(ع) شد . در زیر تمام عکسهایی که به صورت سلفی از خودش و گنبد رضوی گرفته بود نوشته بود: «عکس دو نفری با امام رضا(ع)». او با آرامشی مثال زدنی در واپسین روزهای ماه خدا رجب المرجب از دنیا رفت.
از همه دوستان و عزیزانی که در طول این ۵ روز با حضور خود و ارسال پیامهای تسلیت تسلای دل حقیر و خانواده ام شدند تشکر می کنم و سلامتی و بهروزی تک تک آنها و خانواده هایشان را از خدا خواستارم. تشکر ویژه ای از آقای حمید منشی دارم که با درج به موقع مقاله زیبای خود تسلای خاطر حقیر و خانواده شدند.
حسن ختام یادداشتم را یکی از آخرین پیامهای مجتبی در واپسین روزهای حیات پربارش که در شبکه های اجتماعی فرستاده بود قرار می دهم:«اگر یقین داری روزی پروانه میشوی بگذار روزگار هر چه میخواهد پیله کند».
و من الله التوفیق
بهزاد قناعت پیشه- ۲ خرداد ماه ۹۴ – خانه پدری در لارستان

614_5614_1 614_6

 

در ادامه تعدادي از عكس هاي مجتبي در ماه هاي پاياني زندگي پربارش را ببينيد:

Nesssw-ImageNew-eeeeImage New-Iddmage New-Ieemage New-Imaddge New-Imagdde New-Imagssse New-Imeage

 

 

 

 

 


28 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    آتش به جانمان افتاد بهزاد عزيز با اين نوشته ات. مجتباي نازنينم. خداحافظ.

    • بهزاد قناعت پیشه گفت:

      0

      0

      با سلام خدمت شما
      خداوند شما رو برای خانواده نگه داره و باعث افتخار پدر و مادرتون باشید. انشاالله

  2. مسعود شجاعی گفت:

    0

    0

    مجتبی آنقدر عزیز بوده که همواره یادش زنده خواهد ماند …
    خنده هایت را خوب بیاد دارم دوست قدیمی

    • بهزاد قناعت پیشه گفت:

      0

      0

      با سلام خدمت شما
      خداوند شما رو برای خانواده نگه داره و باعث افتخار پدر و مادرتون باشید. انشاالله

  3. ناشناس گفت:

    0

    0

    خداوند به شما و خانواده محترم صبر دهد
    روحش شاد، یادش گرامی…

  4. آرش گفت:

    0

    0

    واقعا تاسف برانگیز بود. من که اشکهایم سرازیر شد

    • بهزاد قناعت پیشه گفت:

      0

      0

      با سلام خدمت شما
      خداوند شما رو برای خانواده نگه داره و باعث افتخار پدر و مادرتون باشید. انشاالله

  5. جهاندیده گفت:

    0

    0

    روحش شاد ویادش همیشه باقی.

  6. مسلم ابراهیمی گفت:

    0

    0

    خیلی این مطلب را دوست داشتم. مجتبی از دوستان قدیمی ما بود و در سال های اخیر بجز ارتباط اندک مجازی که داشتیم اطلاع کاملی از احوالش نداشتم. با خواندن این روایت یکبار دیگر مجتبی را در کنار خود احساس کردیم. روحش در آرامش و یادش همیشه ماندگار.

    • بهزاد قناعت پیشه گفت:

      0

      0

      با سلام خدمت شما
      خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه و به شما طول عمر با عزت بده

  7. سین گفت:

    0

    0

    آخ….

    • بهزاد قناعت پیشه گفت:

      0

      0

      با سلام خدمت شما
      خداوند شما رو برای خانواده نگه داره و باعث افتخار پدر و مادرتون باشید. انشاالله

  8. سعید رزاقیان گفت:

    0

    0

    واقعا تحت تاثیر نوشته ات قرار گرفتیم بهزاد جان
    روحش شاد و یادش همیشه گرامی

    • بهزاد قناعت پیشه گفت:

      0

      0

      با سلام خدمت شما
      خداوند شما رو برای خانواده نگه داره و باعث افتخار پدر و مادرتون باشید. انشاالله

  9. عبدالرضامفتوحي گفت:

    0

    0

    هرگز نميريد آنكه دلش زنده شد به عشق .عمرش كوتاه بود ولي ماندگار شد

    • بهزاد قناعت پیشه گفت:

      0

      0

      با سلام خدمت شما
      خدا رفتگان شما رو بیامرزه و به شما طول عمر با عزت عطا کنه.انشاالله

  10. مرجان گفت:

    0

    0

    خدا رحمتش کنه؟
    برام سوال پیش اومد چرا بوشهر؟ چرا بوشهر رو به دیار خودش لارستان ترجیح داده بودن؟

  11. بهزاد قناعت پیشه گفت:

    0

    0

    با سلام خدمت شما
    مجتبی از زمان تحصیل در دانشگاه در یکی از معتبرترین شرکتهای خصوصی بوشهر مهندس طراح دکوراسیون داخلی بود. طبیعی است که با جاافتادن در این شغل و کسب شهرت و درآمد بوشهر رو به لار ترجیح بده. البته در این بین در تلاش بود تا به نمایندگی همین شرکت در شیراز منتقل بشه که متاسفانه سرطان همه برنامه های شغلیش رو تحت الشعاع قرار داد.

  12. بهروز قناعت پیشه گفت:

    0

    0

    ضمن تشکر از برادر عزیزم بهزاد که رنگ و بوی مجتبی دارد، بیت زیر را تقدیم به باهوش ترین و مومن ترین عضو خانواده ام مجتبی می کنم:
    مجنون”رضا” بودی و مطلوب “رضا” گشتی
    و با عشق “رضا “رفتی و پرواز نمودی

  13. رضا احمدی گفت:

    0

    0

    باسلام
    انشالله خداوند به شما وخانواده محترمتان صبر عطا فرماید.

    • بهزاد قناعت پیشه گفت:

      0

      0

      سلام بهروز جان
      الحق که مجتبی باهوش ترین و مومن ترین بود.یاد خنده های شیرینش بخیر که شادی خانواده بود. مجتبی در طول هشت ماه ره صد ساله را طی کرد و به پختگی و کمال رسید. او صبور بود و صبر میوه ایمان است و خدا به هر کسی عطا نمی کند.منتهی درجه ایمان صبر است.

    • بهزاد قناعت پیشه گفت:

      0

      0

      با سلام خدمت شما
      خداوند رفتگان شما رو هم رحمت کنه و عمر با عزت به شما عنایت کنه

  14. اسلام حسینیان گفت:

    0

    0

    روحش شاد…

    • بهزاد قناعت پیشه گفت:

      0

      0

      با سلام خدمت شما
      خداوند رفتگان شما رو هم رحمت کنه و عمر با عزت به شما عنایت کنه

  15. عبدالکریم خرم بخت گفت:

    0

    0

    خانواده محترم قناعت پيشه
    مصیبت وارده رابه شماوتمامی بازماندگان تسلیت عرض می نمایم .
    خداوند انشاءاله عزيز ازدست رفته اتان را با امام حسين (ع) محشور بگرداند

    • بهزاد قناعت پیشه گفت:

      0

      0

      با سلام خدمت شما اقای خرم بخت
      خدا رفتگان شما رو رحمت کنه و عمر با عزت به شما عنایت کنه

  16. همشهری گفت:

    0

    0

    خدا رحمتشان كند. روحشان شاد.
    از خدا برای خانواده محترمشان آرزوی صبر و تندرستی و سربلندی دارم.

  17. علیار گفت:

    0

    0

    هـــوای خانـه چـه دلگیــر مـی‌شــود گاهــی از ایــن زمانــه دلــم سیــر می‌شـود گاهـی
    عـقـــاب تیـــز پـــر دشــت هــــای استـغـنـــا اسیـــر پنجـــه‌ی تقــدیـــر مــی‌شــود گـاهــی

    بهزاد جان، میدانم غم از دست دادن چنین عزیزی بسیار سنگین است.
    لطفا من و خانواده ام را در غم خود شریک بدانید.
    روحش شاد و یاد و خاطرش در قلب دوستان جاودان باد.

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان