میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در24 ژانویه 2017 ساعت 3:24 ق.ظ سرویس:مطلب شما 2 دیدگاه 1,148 بازدید

در مهجوریت «علوم انسانی»

در مهجوریت «علوم انسانی»

هجوم دانش آموزان به سمت رشته های پزشکی نگران کننده است

Rahiminejad-Alirezaعلیرضا رحیمی نژاد: در کشوری زندگی می کنیم که بعضی از علوم آن بر دیگری ارجحیت دارد و هنوز قادر نیست از همه علوم به طور مساوات بهره گیرد. این امر یکی از پارادیم های عدم توسعه ما است. راقم این سطور به گونه ای خاص به رشته های علوم انسانی همچون علوم سیاسی و رشته های علوم پزشکی همچون پزشکی مد نظر دارد.

دانش آموزان ما در دبیرستان هنگام انتخاب رشته در چند سال اخیر به رشته علوم تجربی بیشتر از علوم انسانی و ریاضی فیزیک سوق پیدا کرده اند و رقابت در رشته علوم تجربی چندین برابر آن دو رشته است و عمدتا هم جهت تحصیل در رشته پزشکی علوم تجربی را بر می گزینند که در ادامه به تفصیل توضیح خواهم داد.

شرایط انتخاب رشته در کشورهای دیگر اعم از جوامع توسعه یافته بسیار متفاوت است آن ها همچنان که به علوم انسانی اهمیت و ارج می نهند به علوم پزشکی و ریاضی فیزیک توجهی ندارند و شاید عمده توسعه آن ها در گرو تحصیل در علوم انسانی است.

در کشور ما بسیاری از رشته های علوم انسانی مظلوم واقع شده اند مانند علوم سیاسی،  جامعه شناسی،  تاریخ و فلسفه و خانواده ها به دلیل عدم درآمد بالا دانش آموزان را از تحصیل در این گونه رشته ها بر حذر می دارند. به طور مثال علوم سیاسی که به نظر نگارنده یکی از رشته های مهم در علوم انسانی به حساب می آید همچنان که می دانید دولت رکن اصلی کشور به شمار می رود و به گفته دکتر حسین بشیریه: «دولت عالی ترین مظهر رابطه قدرت و حاکمیتی است که در همه جوامع وجود داشته است» (بشیریه حسین، آموزش دانش سیاسی/ انتشارات نگاه معاصر).

دولت در علوم سیاسی مورد بررسی و پژوهش قرار می گیرد که جزو علوم انسانی است توسعه یک کشور به سیاست،  اقتصاد آن بیشتر بستگی دارد تا پزشکی. دکتر بشیریه وظیفه خود را تولید دانش سیاسی جدیدی می داند که از آن به آموزش یا تربیت سیاسی یا علم وظیفه شناسی یاد می کند که باید به عامه مردم آموزش داد. مردم نه تنها باید تربیت مدنی و اخلاقی و خانوادگی داشته باشند بلکه باید تربیت حکومتی هم پیدا کنند. (ماهنامه مهرنامه شماره ۵۰ مقاله نبرد بهیموت با لویاتان محمد قوچانی صفخه ۱۹۴).

همچنان که از این گفتار بر می آید باید تربیت سیاسی خود را ارتقا دهیم تا به جاده رشد و توسعه قدم بگذاریم. به گفته توماس هابز برای حفظ وضع مدنی و جلوگیری از بازگشت آن به وضع طبیعی تربیت سیاسی لازم است اما متاسفانه فارغ التحصیلان رشته علوم سیاسی از بازار کار خوبی بهره مند نیستند که بسیار برای جامعه ضعف است. پس تا به این جا به اهمیت رشته علوم انسانی و به طور خاص علوم سیاسی پی بردیم اما رشته های علوم پزشکی از جمله خود پزشکی از جایگاه بسیار بالایی در کشور ما برخوردار است و همه خودشان را برای قبولی در این رشته به آب و آتش می زنند و رقابت همچنان که در اول یادداشت بیان شد برای این گونه رشته ها بسیار است. یادداشتم را با دو سوال ادامه می دهم:

مگر یک کشور چه قدر به پزشک نیاز دارد؟ آیا به گونه ای که یک جامعه به پزشک نیاز دارد به سیاستمداران نیاز ندارد؟

کشور را مانند یک کشتی مثال می زنم وقتی تعداد کثیری از جمعیت در یک طرف کشتی تجمع می کنند سنگینی می کند و واژگون می شود. حال ما هم در این گونه وضعیت قرار داریم که تعداد کثیری به سمت علوم پزشکی سوق داده شده و اندکی درسمت علوم انسانی قرار دارند. چرا وقتی دانش آموزی در کنکور رشته پزشکی قبول می شود او را بسیار تشویق می کنید اما از آن طرف دانش آموزی که در رشته علوم سیاسی قبول می شود آن چنان مانند پزشکی او را تشویق نمی کنید؟

درست است پزشکی با جان مردم سرو کار دارد و جان هم از اهمیت ویژه ای برخوردار است. جفری وگان در کتاب تربیت سیاسی در اندیشه هابز می نویسد: «هابز در ثمثیلی که از دولت به عنوان انسان مصنوعی می آورد، فتنه و اخلال را در حکم بیماری دولت، و جنگ داخلی را معادل مرگ آن می شمارد» پس سیاستمداران و فیلسوفان سیاست هم همانند پزشک برای دولت اهمیت دارد و در هنگام بیماری دولت باید به معالجه آن بپردازند. پس حکومت و دولت و توسعه سیاسی اقتصادی هم از اهمیت وِیژه برخوردار است که نباید از نظر دور نگه داشت.


2 نظر

  1. ناشناس گفت:

    0

    0

    عجب مگه قرار نشد دیگه نگن علوم انسانی ؟

  2. لاری گفت:

    0

    0

    سلام خسته نباشید
    جناب آقای رحیمی نژاد باید بگویم به نظر بنده دلیل انخاب دانش آموزان به رشته های غیر علوم انسانی بخاطر بازار کار هست رشته های علوم پزشکی بعد از فارغ التحصیلی دانش آموختگان حداقل دو سال طرح دارن که خود موقعیتی ست برای ورود به بازار کار و همچنین سابقه کاری و تجربه ای که کسب می کنند
    و همچنین رشته ریاضی و فنی که با کار آموزیهایی که دارن تجربه کسب کرده خود را به بازارکار نزدیک میکنند.
    واما رشته انسانی ؟؟؟دربیست سال گذشته رشته اقتصاد بود که کارورزی داشتن وکسب تجربه که متاسفانه بعد ها حذفش کردن و اکثر فارغ التحصیلان بیکار خونه نشین شدن.
    مثلا در شهر خودمان لار چند نفر فوق لیسانس تاریخ و جامعه شناسی و زبان و جغرافیا و….بیکار یا خونه نشین یا شغل آزاد دارن متاسفانه آموزش وپرورش لار پر شده از معلمان غیر بومی کسی هم نیست بگه چرا ؟؟؟بومی بیکار غیر بومی با هزینه های زیاد و مشکلات فراوان استخدام .
    وباید بگویم فقط و فقط در لار ما چنین مشکلاتی هست مسئولین لار بجای بومی گرایی فرهنگ غیر بومی را رواج دادن و…….
    والسلام

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان