میزان رضایت مندی شما از عملکرد شورای چهارم شهر لار چقدر است؟

نتایج

Loading ... Loading ...

انتشار در۱۸ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۲:۰۹ ق.ظ سرویس:برگزیده ها, شهر و شهروند 5 دیدگاه 1,180 بازدید

دلنوشته ای برای شهدای میهن به بهانه پخش یک فیلم در لار+ گزارش تصویری

دلنوشته ای برای شهدای میهن به بهانه پخش یک فیلم در لار+ گزارش تصویری

محبوبه وحیدیان: چند روز  منتظر بودم و گویا خیلی ها هم مثل من منتظر همین شب بودند. شبی که پس از ده سال وقفه، فیلم «رنگ های رفته دنیا» به کارگردانی محسن زارع در سالروز تولد شهید ماشالله شیخی اکران شد.

آماده می شوم و با عجله به راه می افتم. در راه با خود می اندیشم « شهیدانی که آن قدر جایگاهشان بالا است که هر کس با زاویه نگاه خود به آنها عشق می‌ورزد. با نگاهی ملی گرا، آنها نماد امنیت کشور هستند و با نگاه دینی بالاترین درجه انسانیت را در اطاعت خدا کسب کرده‌اند». احساس می کنم یارای نوشتن ندارم. احساس کوچکی می کنم در برابر این همه بزرگی. آخر مگر می شود با قلم حقیر من از بزرگی تو نوشت؟ با خود می گویم: خدایا، تو را به حرمت خون این شهیدت، امشب به قلمم قدرتی بده تا بتواند از رشادت ها بنویسد و شرمنده نگردد.

به میعادگاه می رسم و مثل «خسی در میقات» غرق می شوم. می روم و در بین جمعیت گم می شوم. انگار که در هیاهوی شهر، طنین صدای آسمانی ات می پیچد. همه مردم شهر، تو را با همان عکسی می شناسند که لبخندی مهربان بر لب داری. همان عکسی که این چند روز در گوشه گوشه شهر دیدیم و با آن زندگی کردیم. لبخندی که برای همیشه بر لب هایت نشست و جاودانه شد.

جلوی تالار وحدت مملو از جمعیت است. با دوستی قدیمی قرار داشتم. می روم و او را در سالن پیدا می کنم و کنارش می نشینم. صندلی ها پر شده و مهمانان زیادی در سالن حضور دارند از شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر گرفته تا فرمانده سپاه و معاون فرماندار و مشاور مدیرکل آموزش و پرورش و دیگر مسولین شهرستان و همرزمان شهید.

قبل از شروع برنامه پدر و مادر شهید شیخی به سالن وارد می شوند و جمعیت با صلوات از این دو امانتدار، استقبال می کنند. جلسه با قرآن و سرود ملی آغاز می شود. عبدالمجید عالی، مجری برنامه که خود نیز سال ها رزمنده بوده به روی صحنه می آید. سپس محسن زارع کارگردان این فیلم، مختصر توضیحی در مورد چگونگی ساخت این مستند به حاضرین ارائه می دهد و این فیلم را نخستین برنامه فرهنگی تالار وحدت در سال ۱۳۸۷ می داند که همزمان با اولین بهره برداری از تالار وحدت اکران شده است. فیلم بردار این فیلم پیام سبحانی از هنرمندان پرآوازه لار است. برای ساخت این فیلم و با توجه به امکانات آن زمان، زحمات زیادی کشیده شده و ارگان های زیادی در این کار دخیل بوده اند و نسخه ای که برای اکران دوباره در نظر گرفته شده توسط کارگردان بازسازی شده است.

قبل از اکران فیلم، تصویری از شهید ماشاالله شیخی با آن لبخند جاودانه اش و تابلو فرشی مزین به «آیه شریفه وان یکاد» به خانواده معززش اهدا می شود.

اکنون موقع اکران این فیلم تحسین برانگیز است. سالن در سکوتی عجیب فرو رفته. شاید همه منتظرند که بعد از سال ها دوباره این فیلم را ببینند. صحنه های اول این فیلم، همه جمعیت را با خود همراه می کند. دیگر حواسم به اطرافم نیست. محو تماشای این فیلم شده ام. با دیدن صحنه هایی که جبهه را نشان می داد دوباره برگشتم به آن سال ها که دختر بچه ای بیش نبودم. موسیقی فیلم، مرا می برد به گذشته های نه چندان دور. انگار همین دیروز بود که صحنه های جنگ از تلویزیون سیاه و سفید خانه مان پخش می شد و هر وقت عملیاتی صورت می گرفت، تلویزیون این آوا را پخش می کرد و حتما شنیدن این موسیقی برای همه تداعی کننده هشت سال دفاع مقدس است.

آن سال های اوایل جنگ، که پدر به جبهه می رفت و مادرم مدت ها کنار همین تلویزیون سیاه و سفید و یا رادیو می نشست تا از آخرین اخبار جنگ مطلع شود. من هم در عالم بچگی با مادر همراه می شدم و هر وقت صحنه هایی از جبهه را نشان می داد به دنبال پدر می گشتم تا شاید او را در این جعبه چهارضلعی ببینم.

آن وقت ها فکر می کردم جنگ یعنی همین صحنه کوچکی که از تلویزیون نشان می دهد و هر کس به جبهه می رود دقیقا به همان نقطه خواهد رفت. سال های زیادی طول کشید تا متوجه شدم بسیاری از استان های غرب و جنوب غرب ما درگیر این جنگ تحمیلی بوده اند. سال ها گذشت تا فهمیدم پدر من و خیلی های دیگر مثل پدر من رفته اند تا نگذارند آرامش و خواب کودکی ما به هم بریزد. آن وقت ها هرگاه شهیدی را تشییع می کردند و با مادر به تشییع شهدا می رفتیم؛ با خودم فکر می کردم نکند پدرمن هم روزی برود و هرگز برنگردد. آن وقت بود که خواب بر چشم کودکی ام حرام می شد و تا صبح به فکر فرو می رفتم. به فکر جنگ و حملات وحشتناکش.

فیلم و موسیقی آن به شدت حاضرین را تحت تأثیر قرارداده است. صحنه هایی را نشان می دهد که مادر شهید اشک می ریزد در فراق فرزند. احساس می کنم خیلی ها که در این سالن نشسته اند همراه با مادر شهید اشک می ریزند. به دوستم که کنارم نشسته نگاه می کنم. چشمانش پر از اشک شده و صدای بغض گرفته گلویش را می شنوم. صورتم را برمی گردانم تا مزاحم خلوتش نباشم. آری. شهدا این چنین مرگ را به سخره گرفته اند تا ما به حقیر بودن این دنیای فانی بخندیم.

امشب از تو آموختیم؛ تنها به کوه ها بیندیشیم و دریابیم مرزهای استوار را. تو رفته ای تا ما در زمستان تاریک جا نمانیم. اینک کوچه پس کوچه های شهر سرشار از عطر حضور توست. امشب همه، تو را می خوانند. حضور سرخ توست که ما را به خویش می خواند. احساس می کنم اکنون سنگرها همین جاست در همین نقطه. در همین جایی که تو را نشان می دهند. صدای دلنشین و گرم تو هنوز هم گوش شهر را نوازش می دهد. باید گوش هایی باشند که تو را بشنوند و چشم هایی که چشم هایت را به تماشا بنشینند. اکنون همه دل سپرده ایم به جاده ای که تو و همرزمانت سال ها پیش از آن گذشتید و به مقصود رسیدید. لحظات آخر فیلم، شعری را با خود مرور می کنم که چند روز پیش به دانش آموزان درس داده ام:

به پاس هر وجب خاکی از این ملک/ چه بسیار است آن سرها که رفته

ز مستی بر سر هر قطعه زین خاک/ خدا داند چه افسرها که رفته

در پایان جا دارد از شهرداری و شورای اسلامی شهر لار که برای برپایی این برنامه معنوی، زحمات زیادی کشیده اند تشکر و قدردانی نمایم. خسته نباشید. خدا قوت

عکس ها: روابط عمومی شهرداری لار


5 نظر

  1. قهرمانی گفت:

    1

    0

    سلام
    رنگهای رفته از دنیا تلنگری به امثال من بود تا دریابیم : این دنیا در عین ناپایداری سرمایه های ماندگاری دارد. سرمایه هایی به قدمت انسانیت و به بلندای تاریخ…
    لبخند صمیمی شهید شیخی از این دست سرمایه هاست که در عین سادگی ،فراتر از زمان و مکان به کرنش وامی داردت .
    چه ماندگار شدند شهدایی که به تمامی ،مصداق حدیث قدسی “من طلبنی وجدنی…” شدند و چه فراموشکارانه ،اسیر هیچ در هیچ دنیائیم.

  2. جواد سیلانی گفت:

    1

    0

    با سلام . نمیدانم نوشتن این موضوع درست است یا نه . اما چون واقعیت دارد و خیلی ها تجربه اش کرده اند لازم دیدم بنویسم .
    شهید مشال شیخی ( همانگونه که به این اسم می شناسیمش ) دارای کراماتی است . توسل و زیارت مزارش نتیجه ها داده . شخصاً دیده ام که با پرواز تهران به لار کسانی برای زیارت و توسل به آمده اند و راضی بوده اند .
    اولین بار این موضوع را از مسافرانی شنیدم که در پرواز همراهم بودند . و بسیار متعجب از این که ما از قضییه بی خبریم .

  3. علی گفت:

    1

    0

    بسیار عالی و تاثیرگذار. چه هم حسی مشترکی!

  4. همشهری گفت:

    1

    0

    امیدوارم مسئولین و ما مردم قدر خون شهدا رو بدونیم و به دنبال کسب مقامات چند روزه ی دنیا نباشیم

  5. ناشناس گفت:

    0

    0

    موندم چی بنویسم و چی بگم از این شهید عزیز شهرمون…نیازی به توصیف کرامات و اخلاقیات حسنه ایشون نیست چرا که فکر نمیکنم برکسی پوشیده باشد.فقط میخوام بگم لعنت بر کسانی که این الگو ها رو در پیش چشم دارند اما شبانه روز در فکر خیانت به این مملکت و به خون شهدا هستند و وضعیت امروزی جامعه رو با سیاست ها و افکار غلطشون پیش اوردند.. و یک نکته : اگر وصیتنامه همگی شهدای کشورمون رو بررسی کنید همگی یک وجه شباهت دارند : پیرو ولایت فقیه باشید و لاغیر… شمارو به تفکر عظیم در این جمله دعوت میکنم .

ارسال نظر

طراحی و توسعه توسط رضوان